مرجع سایتها و مقالات دامپزشکی و دامپروری

جمع آوری و طبقه بندی کلیه سایت ها و مقالات فارسی مرتبط با دامپزشکی و دامپروری

احمدرضا نصرت، شهاب احتشام، امیر حسین احمدیان یزدی، امیر حسین رضائیان

 دانشجویان کارشناسی علوم دامی

اهمیت پروتئین

 جذب اسیدهای آمینه موجود از دستگاه گوارش برای نگهداری ، فعالیت های تولید مثلی و شیر دهی گاوهای شیری ، حیاتی است . این اسیدهای آمینه ضروری باید از تجزیه پروتئین تخمیر نشده جیره و یا از پروتئین میکروبی ، که دراثر تخمیر در شکمبه تولید شده اند ، فراهم گردند . وقتی که گاوها از جیره های ویژه که تنها منبع ازتی آنها ازت غیر پروتئینی باشد ، تغذیه شوند . پروتئن میکروبی تولید شده برای دامهای در حال رشدی که دارای فعالیت شکمبه ای طبیعی هستند کافی می باشد و این رشد در مقایسه با آنهایی که ازجیره های معمولی و حاوی مکمل های پروتئینی تغذیه کرده اند 65 درصد خواهد بود.

  در حقیقت چنانچه گاو شیری با جیره فاقد پروتئین تغدیه شود ، 4000 کیلو گرم شیر در هر دوره شیر دهی تولید می نمایند . و با تأمین پروتئین در 20 و یا 40 درصد ازت مورد نیاز حیوان ، تولید بترتیب 1000 و 1500 کیلوگرم افزایش می یابد .

 پروتئین های موجود درعلوفه و منابع کنستانتره انرژی زا ، که مورد استفاده دام قرار می گیرند ، بخشی از پروتئین جیره را تشکیل می دهندکه از تخمیرات شکمبه رهایی جسته و این پروتئین بعلاوه پروتئین میکروبی سنتز شده از مواد ازته غیر پروتئینی ممکن است برای تولید 20 کیلوگرم شیر در روز کافی باشد.

 با افزایش تولید شیر ، مقدار پیشتری از پروتئین رهایی یافته از تخمیرات لازم است تا بتو اند نیاز پروتئینی حیوان را برأورده سازد . با استفاده از احتیاجاتی که بعدا توضیح داده می شود ، یک گاو 600 کیلو گرمی که 40 کیلوگرم شیر با 4 درصد چربی و 5/3 درصد پروتئین تولید کند روزانه 1400 گرم پروتئین و 6/29 مگا کالری انرژی در شیر و یا 47 گرم پروتئین به ازا هر مگا کالری انرژی ، ترشح می نماید: یک تلیسه 200 کیلوگرمی هلشتاین که روزانه 700 گرم افزایش وزن دارد ، 148 گرم پروتئین و 95/1 مگا کالری انرژی در بافت ها و یا 67 گرم پروتئین به ازاء هر مگا کالری انرژی در بدن ذخیره می کند، ، در مثالهای فو ق سهم پروتئین و انرژی نگهداری به کل احتیاجات دام و نیز بازده فعالیت های مختلف تولیدی متفاوت است.  

 نتیجتا ، نسبت انرژی به پروتئین مورد نیاز در جیره حیوان با آنچه که در تولیدات آنها وجود دارد متفاوت خواهد بود . همچنین تأمین پروتئین مورد نیاز برای ذخیره دربافتها بسیار سخت تر از پروتئین مورد نیاز برای تولید شیر است ، زیرا دامهای درحال رشد نمی توانند به طور موقت از پروتئین بافتی استفاده کنند. حال آن که، گاوهای شیرده در اوائل شیر دهی به مدت کوتاهی از پروتئین های فوق به عنوان منابع پروتئینی استفاده می کنند.

 

واحد های نیاز و تأمین پروتئین

 با افزیش شیر تولیدی هر گاو اهمیت تأمین پروتئین رهایی یافته از تخمیرات شکمبه ، بیشتر و بیشتر میگردد. چنین موضوعی نیز در مراحل اولیه که رشد حیوان سریع است نیز صدق می نماید . اهمیت پروتئین رهایی یافته از تخمیرخوراک درشکمبه ، دلالت بر این امر می کند که این واحد بیان کننده احتیاجات ، به صورت پروتئین جذب شده از دستگاه گوارشی ، یا به عبارت اختصاصی تر، اسیدآمینه جذب شده از روده باریک بیان گردد .

 شکل صفحه بعد جریان عبور پروتئین غذا را در دستگاه گوارش حیوان و روند آن را در مراحل مختلف ، از پروتئین جذب شده تا پروتئین خروجی از طریق مدفوع و ادرار ، نشان می دهد . در نشریه (استفاده ازت در نشخوارکنندگان) چاپ انجمن ملی تحقیقات (1985) جنبه های فوق بطور خیلی کامل بحث گردیده است . الگوی این شکل با الگویی که بر مبنای پروتئین خام قابل هضم است و در آن پروتئین اضافی تحت تخمیرات شکمبه تجزیه و هضم می گردند ، متفاوت است . به طوری که در آنجا آمونیاک به عنوان پروتئین قابل هضم و نه به عنوان پروتئین جذب شده تعریف شده است . همچنین این روش با الگوی معمولی ، که بر پایه کل پروتئین خام است و در آن پروتئین جذب شده به عنوان بخشی از پروتئین جیره که احتمالا از تخمیرات شکمبه رهایی یافته است ، ولیکن کل پروتئین خام نیست ، متفاوت است . بنابراین واحد های احتیاج مواد مغذی حیوان به صورت پروتئین جذب شده همیشه مساوی یا بیشتر از احتیاج بر مبنای پروتئین خام ، خواهد بود.

 

 عوامل موثر در تأمین پروتئین جذب شده

 1) نسبتی از پروتئین مصرفی IP که به پروتئین مصرفی قابل تجزیه (DIP) و پروتئین غیر قابل تجزیه (UIP) تقسیم می شود .

 2) حاصلی که از جمع جبری خروجی آمونیاک و تراوش اوره در شکمبه تشکیل می شود .

 3) پروتئین خام حاصل از پروتوزا و باکتریها (BCP) نسبت به انرژی تخمیری .

 4) پروتئین حقیقی موجود در پروتئین خام باکتریها و پروتوزاها (BTP) .

 5) نسبت پروتئین قابل هضم (DBP) موجود در پروتئین حقیقی باکتریایی و پروتوزوآیی و پروتئین مصرفی غیر قابل تجزیه قابل هضم .

 6) تغییر و تبدیلات پروتئین بافتی .

 

* جریان آمونیاک و اوره :

 جریان ازت از شکمبه به دو صورت که شامل جریان جذب ازت از شکمبه و عبور آمونیاک است رخ می دهد . جریان ورودی ازت به شکمبه نیز از ورود خون به بزاق صورت می گیرد . جریان خروجی آمونیاک از دستگاه گوارش ب تغییری بین 16 تا 80 درصد و متوسط 40 درصد از ازت مصرفی و تراوش اوره به درون دستگاه گوارش با تغییر 10 تا 42 درصد و میانگین 23 درصد همراه بوده است .   

 

* پروتئین خام باکتری ها و پروتوزوآ :

 در سیستم پروتئین جذبی ، تولید پروتئین خام باکتریایی و پروتوزوآیی (BCP) معادل پروئین قابل دسترس شکمبه (RAP) فرض شده است . نسبت خروجی پروتئین شکمبه (RIP) به پروتئین مصرفی (IP) 15/0 فرض می شود. این دو عامل به نوعی با یکدیگر ترکیب می گردند که پروتئین خام روده باریک به عنوان بخشی از پروتئین مصرفی ، و همچنین به صورت تابع خطی از پروتئین مصرفی قابل تجزیه به عنوان بخشی از پروتئین مصرفی می باشد . بر اساس اطلاعات منتشره توسط انجمن ملی تحقیقات آمریکا ، تولید پروتئین خام باکتریایی و پروتوزوآیی تابعی از NEL  و  TDNمی باشد .

 - در گاوهای شیری مقدار پروتئین خام باکتریایی و پروتوزوآیی تولیدی روزانه به گرم با درنظر گرفتن NEL مصرفی به مگا کالری به طریق زیر محاسبه می گردد :

 BCP = 6.25(-30.93 + 11.45NEL)

  - در گاوهای در حال رشد مقدار پروتئین خام باکتریایی و پروتوزوآیی تولیدی روزانه به گرم با درنظر گرفتن TDN مصرفی روزانه به کیلوگرم به طریق زیر محاسبه می گردد :

 BCP = 6.25(-31.86 + 26.125 TDN)

 

* پروتئین حقیقی قابل هضم باکتریها و پروتوزاها :

 نسبت حقیقی باکتریها و پروتوزاها (BTP) به پروتئین خام باکتریایی و پروتوزائی 8/0 فرض می شود . باقیمانده پروتئین خام باکتریایی و پروتوزائی که به صورت اسیدهای نوکلوئیک (NCP) است نسبت به پروتئین خام آنها 2/0 فرض می شود .  پروتئین قابل هضم باکتریایی و پروتوزآئی 80 درصد یا 8/0 می باشد .

 

مفهوم کیفیت پروتئین

 احتیاجات اسید آمینه ای گاوهای شیری مانند خوک و طیود پایه ریزی نشده است . با توجه به تحقیقات صورت گرفته در گونه های دیگر و تعدادی از نشخوار کنندگان ،اختلافاتی در راندمان جذب و استفاده اسیدهای آمینه وجود دارد . ترکیب نسبی اسیدهای آمینه ضروری پروتئین شیر و بافتها در جداول موجود در صفحات بعد آمده است . در بین ده اسید آمیه ضروری ، اختلاف نسبتا کم است ، به جز لوسین و آرژنین که بترتیب کمتر و بیشتر در

 

بافتها و میکروب ها نسبت به شیر هستند .همچنین هیستیدین نسبت به حد مطلوب در

 

 

نیازهای پروتئینی گاو

 نیاز های پروتئینی برای نگهداری

 پروتئبن برای ساختن و ترمیم بافتهای بدن به عنوان بخشی از فعالیت متابولیکی حیوان مورد نیاز است . فزون بر بافت ماهیچه ای ، ترکیبهایی مانند آنزیمها و برخی از هورمونها از جنس پروتئین هستند که بتدریج در بدن مصرف می شوند و باید جایگزین شوند . برای این که بدن از نظر پروتئین ، در تعادل باقی بماند ، باید پروتئین هدر رفته به وسیله منبعی غذایی تأمین شود. مقدار پروتئین هدر رفته به جثه حیوان ، جیره غذایی و نوع آن و کیفیت پروتئین بستگی دارد .

 نیاز های پروتئینی نگهداری ، با محاسبه عواملی برآورد شده است که موجب هدر روی پروتئین از بدن می شوند. این هدر روی در برگیرنده هدر روی ازت در ادرار یا EUN و ازت متابولیکی مدفوع یا MFN است . در محاسبات دقیق تر ، پروتئین هدر رفته از راه ریزش مو و پوست نیز در نظر گرفته می شود .

 

  نیاز های پروتئینی برای رشد

 حیوانات روبه رشد علاوه بر نیازهای نگهداری برای ساختن بافت های جدید به پروتئین اضافی نیاز دارند. بیشتر افزایش وزن در حیوانات جوان ، به صورت پروتئین و آب در بافت ها و اندامهای روبه رشد است . بتدریج که حیوان به بلوغ فیزیکی نزدیک می شود ، افزایش وزن بدن ، بیشتر به شکل اندوخته چربی خواهد بود . اگرچه نیازهای پروتئینی گاو برای رشد ، ب نزدیک شدن بلوغ فیزیکی ، کمتر می شود ، اما سفارش شده است که تا دومین دوران شیردهی ، مقدار بیشتری پروتئین علاوه بر نیاز لازم برای نگهداری به گاو خورانده شود . 

 

  نیاز های پروتئینی برای تولید شیر

 شیر منبع غذایی سرشار از پروتئینهایی با کیفیت بسیار خوب است . جیره غذایی گاو شیرده باید مقداری پروتئین برابر 140 درصد پروتئین موجود در شیر را (علاوه بر نیازهای نگهداری ، رشد و تولید مثل) تأمین کند. کمبود پروتئین موجب کم شدن تواید شیر شده و میزان پروتئین شیر نیز ممکن است کمتر شود . هنگامی که انرژی غذا بسنده بوده  ولی پروتئین آن کم است گاوها چاق شده و تولید شیر آنها کم می شود .

 پروتئین زیادی تا اندازه معینی ، برای گاو ، ایجاد مسمومیت نکرده و می توان بدون خطر به کاو خوراند . تغذیه پروتئین بیش از حد ممکن است برای گاوهایی مفید باشد که تولید بسیار بالایی دارند . میزان پروتئین شیر معمولا همراه با تغییرات میزان چربی ، تغییر می کند و از این رو نیازهای پروتئینی برای تولید شیر را بر حسب درصد چربی شیر تعیین می کنند.

 پروتئین خام مورد نیاز برای تولید یک کیلوگرم شیر با درصد معین چربی ، با توجه به میزبان پروتئین شیر برای آن درصد چربی معین به اضافه 8/6 درصد پروتئین در ماده خشک مدفوع ، و با درنظر گرفتن ضریب تبدیل 52/0 محاسبه شده است .

ادامه مطلب

 

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مقدمه: نيترات ترکيبي است شيميايي که به صورت طبيعي در ساختار بدن موجود زنده نيز توليد ميشود.براي گياهان منبع مهم نيتروژن براي پروتئين سازي بحساب مي آيد.براي باکتريها نيز به عنوان منبع نيتروژني استفاده ميشود. باکتريهاي دستگاه گوارش در تک معده ايها و نشخوار کنندگان (چند معده ايها) از نيترات موجود در آب و غذاي مصرفي استفاده ميکنند و بر روي آن تغييراتي ايجاد ميکنند تا نيتروژن آن قابل استفاده براي ساختن پروتئينها باشد. اين تغييرات يکسري واکنشهاي احيايي است. در مسير اين واکنشها ترکيبات ديگري توليد ميشوند که همگي متابوليتهاي نيترات بحساب مي آيند. مهمترين آنها را ميتوان نيتريت-No2 و يون آمونيوم +_Nh4 ذکر کرد.در طول اين ترجمه با مسئله مسموميت نيتراتي آشنا مي شويد.

نيترات خودش مضر نيست اين نيتريت است که سم است.نيترات بکمک آنزيم نيترات ردوکتاز به نيتريت تجزيه ميشود.اين آنزيم در گياهان وجود دارد.برخي گونه هاي خاص باکتريايي و بافتهاي بدن پستانداران هم اين آنزيم را دارند. به اين ترتيب ميتوان اين نتيجه را پيشگويي کرد که احياي نيترات به نيتريت همانگونه که در شکمبه يا سکوم قابل انجام است در بافتهاي گياهي و سيلوها نيز انجام پذير است. دامهاي نشخوار کننده و اسبها نسبت به غير نشخوار کنندگان به مسموميت نيتراتي حساسترند.
بيش از 50 مرگ در نوزادان(انسان) در آمريکا و اروپا بخاطر مسموميت نيتراتي گزارش شده است که به خاطر آلودگي آب مصرفي به سطوح بالاي نيترات بوده است {آمار مربوط به زمان نوشتن مقاله ميباشد}. يکي از مواردي که بايد در مورد نيترات و نيتريت به آن توجه داشت عمل متقابل و همکاري آنها با منابع پروتئيني است که منجر به توليد يک ترکيب قوي سرطانزا به نام نيتروز آمين ميگردد که اين واکنش نيازمند آنزيم نيست و در شرايط اسيدي انجام ميگيرد( شرايط محيط معده). هر چند تشکيل نيتروز آمين در شکمبه محدود است ولي در سيلوي علوفه گراس و سيلوي ذرت شناسايي شده است.اگر چه تا کنون مدرکي وجود ندارد وليکن انتقال نيتروز آمين به شير ميتواند براي سلامتي انسان مهم باشد. نيتروزآمين در فاصله زماني پختن گوشتهاي باکون حاوي نيترات هم تشکيل ميشود.به اين ترتيب جايگزينهايي براي افزودنيهاي نيتراتي که از رشد باکتري کلوستريديا بوتولينوم جلوگيري ميکند جستجو شده اند.
عمده منبعي از نيترات که به معده انسان ميرسد از بزاق است، محدوديتهايي در مورد افزودنيهاي نيتراتي و نيتريتي که در فرآورده هاي گوشتي استفاده ميشود اعمال شده است وهنوز جاي بحث و توجه دارد .
اخيرا نشان داده شده است اضافه سازي چربي کره اي از ترشح نيتروزآمين جلوگيري ميکند و احتمالا از تشکيل آن در rats که بخاطر ممانعت از فعاليت نيترات ردوکتاز باکتريايي در معده است.
تجمع نيترات در گياهان علوفه اي:
بسياري از غذاهاي انسان شامل چغندر، اسفناج ، 7/0 تا 5/1 مربوط به ازت نيترات (No3-N) ميباشد.(اين را با سطح تحمل نيترات در گاو که 15/0 تا 45/0 درصد ميباشد مقايسه کنيد).بعضي گونه هاي گياهي مخصوصا مشهور به تجمع دهنده نيترات هستند.اين علوفه ها شامل يولاف - سورگوم- ذرت - جانسون - گراس - کاه گندم و تعدادي از علفهاي هرز همانند: pigweed, thistle, lambsquarter, bindweed, wireweed, ragwee و حتي جلبکها ميشوند.
انتخاب و اصلاح ژنتيکي براي توليد نژادهاي کم جمع کننده نيترات در علوفه ها موفق بوده است اگرچه عموما در توليد و مقدار عملکرد کاهشهايي را داشته است.
حدس زده ميشود نيترات ردوکتاز بخشي از کلروپلاست گياهي باشد.. چون نيتريت براي گياه سمي است پس نيترات ردوکتاز در اولين مرحله با NADPHکنترل ميشود.

تجمع نیترات در گیاهان علوفه ای:
بسیاری از غذاهای انسان شامل چغندر، اسفناج ، 7/0 تا 5/1% مربوط به ازت نیترات (No3-N) میباشد.(این را با سطح تحمل نیترات در گاو که 15/0 تا 45/0 درصد میباشد مقایسه کنید).بعضی گونه های گیاهی مخصوصا مشهور به تجمع دهنده نیترات هستند.این علوفه ها شامل یولاف - سورگوم- ذرت - جانسون - گراس - کاه گندم و تعدادی از علفهای هرز همانند: pigweed, thistle, lambsquarter, bindweed, wireweed, ragwee و حتی جلبکها میشوند.
انتخاب و اصلاح ژنتیکی برای تولید نژادهای کم جمع کننده نیترات در علوفه ها موفق بوده است اگرچه عموما در تولید و مقدار عملکرد کاهشهایی را داشته است.
حدس زده میشود نیترات ردوکتاز بخشی از کلروپلاست گیاهی باشد.. چون نیتریت برای گیاه سمی است پس نیترات ردوکتاز در اولین مرحله با NADPHکنترل میشود.{معمولا در سیستمهای آنزیمی که چند محصول پی درپی تحت نظارت آنزیمهای متوالی تولید میشوند یکی از محصولات (معمولا اولین یا آخرین محصول) با یک سیستم فیدبکی بر عمل آنزیم و سرعت و شدت تولید محصولات آن اعمال کنترل میکند}.نیترات جذب شده به نیتریت احیا میشود و سریعا و تنها در شرایط فعال بودن فوتو سنتز وساخت کربو هیدرات در گیاه جهت پروتئین سازی به محصولات دیگر تبدیل میشود.
در شرایط خشکسالی ، سایه و کمبود مواد مغذی<< که هرکدام کاهش فوتوسنتز و کاهش سنتز پروتئین را باعث میشوند>> جذب نبترات همچنان ادامه دارد ولی بدلیل اینکه برای پروتئین سازی مصرف نمیشود پس در بافتهای گیاهی تجمع میابد. بطور قطع جذب نیترات در شرایط خشکسالی معتدل بیشتر از جذب در شرایط خشکسالی شدید است.
در شرایط خشکسالی معتدل گیاه به جذب نیترات در طول شب ادامه میدهد ولی در شرایط نور روز برگهاپژمرده شده وکاهش جذب نیترات را در پی دارد. درمان با علفکش 2,4-D {که مصرف آن محدودتر شده است}تجمع نیترت را در برگ بعضی گیاهان افزایش داده و در برخی گیاهان کاهش داده است.تنها در شرایطی مه گیاه بخاطر حشرات آسیب ببیند یا تخریب سلامتی برایش پیش بیاید تجمع نیترات در سطوح خیلی بالا رخ خواهد داد.
گیاهان زنده نیترات را به کمک مایعات و رطوبت خاک جذب میکنند وبرای احیا جهت بیوسنتز آمینها وپروتئینها به پایگاههای فوتوسنتز منتقل میکنند.در هر حالی که گیاه آب جذب کند نیترات نیز جذب میشود. شبیه حیوانات نیترات برای گیاهان نیز سمی نیست در حالیکه نیتریت سمی است. نیترات میتواند برای احیاهای بعدی در بافتهای گیاهی ذخیره شود و به بالاترین سطح خود در ساقه( کاه ) برسد.مقایسات نشان داده اند که جذب کود نیتراتی از جذب کود آمونیومی بیشتر است که البته احتمالااین تفاوت به غلظت نیترات خاک وابسته است و نه به تفاوت در متابولیسم آنها.اضافه کردن برخی منابع نیتراتی (N Serve ) و دیگر ترکیبات شیمیایی به خاک که تبدیل آمونیوم به نیترات را کند نماید میتواند از تجمع نیترات در گیاهان بکاهد. طریقه های کوددهی که کود به خاک اضافه شود یا در آب آبیاری حل گردد مقدارجذب را تغییرنداده است.استفاده مستقیم از کود آمونیومی نسبت به نیترات از مقدار استفاده ATP در گیاه کاسته و برمقدار تولید افزوده است.در حقیقت آزاد شدن آهسته آمونیوم از ترکیبات حاوی آمونیوم مثل بیورت(biuret ) محتوای شکر چغندر قند را افزایش داده است. چون گراسها بوژیه نسبت به لگومها سطوح بیشتری از ازت کود را جذب میکنند به این ترتیب مسئله تجمع نیترات در وحله اول در مورد گراسها باید مورد توجه قرار گیرد.لگومها در سطوح بالای کوددهی ازت آلی یا غیر آلی است که نیترات را در خود جمع میکنند.
غلظت نیترات در گیاهان بستگی به تولید و توزیع ماده خشک در گیاه دارد.عموما برگها و دانه ها غلظتهای بسیار کمتری از نیترات را در مقایسه با ساقه و کاه دارند.در مقایسه با گیاهان جوان و یکساله با گیاهان چند ساله و مسنتر(annual, young plants vs perennial plants ) گیاهان چندساله مقدار نیترات کمتری را در خود دارند. گیاهان چند ساله ومسن سیستم ریشه ای پایداری را برای خود توسعه داده اند و از انرژی در اختیار خود در وحله اول برای رشد اندامهای هوایی که پروتئین بالاتری( نسبت به ریشه) دارند استفاده میکنند و همچنین انرژی خود را برای رقیق کردن (کاستن از مقدار غلظت )نیترات در توده های قابل توجه علوفه ای به کار میگیرند. ظرفیت ریشه این گیاهان همچنین برای ذخیره نیترات در ریشه ها بیشتر است.عوما وقتی ماده خشک در بخشهایی از گیاه که در آن غلظت ازت آلی کمتر است(مثل ساقه ها وریشه ها)تجمع میابد مصرف نیترات برای ساختن پروتئین محدود تر میشود که این به معنی تجمع نیترات در این قسمتهای گیاهی است.در گیاهان سریع الرشد یکساله بیشتری مقدار نیترات را در فصل بهار که رشد گیاه سریع است و در فصل پائیز که رشد گیاه محدود تر است دیده میشود. در برخی گونه های گیاهی محتوای نیترات و محتوای پروتین گیاه با هم همبستگی( مثبت) دارند.
وقتی که گراسهای با مقدار بیشتر از7/15درصد پروتئین خام یا لگومهای بیشتر از 8/18درصد پروتئین خام به تغذیه دام میرسند باید توجه ویژه ای را معطوف به سلامت دام کردد.
مقدار نیترات در گیاهان را میتوان با استفاده از کیتها یا تستهای شیمیایی یا با استفاده از الکترودهای یون سنج(ion selective electrodes) اندازه گیری کرد.
علوفه هایی که بیشتراز15/0درصد از ماده خشکشان نیترات داشته باشند باید با اححتیاط به مصرف دام برسند.
فرم و شکلی که علوفه دارد بر توانایی آن در ایجاد مسمومیت اثر میگذارد.علوفه های خشک از گیاهان تازه برداشت شده ویا گیاهان سبز چریده شده در مراتع سمی ترند.علوفه های خشک بیشاز 80درصد نیترات خود را در 30 دقیقه ابتدایی ورود به شکمبه آزاد میکنند در حالیکه این مقدار برای علوفه های تازه رطوبت دار 30 درصد است.علوفه های سبز مراتع در هنگام خوراک(چرا) از علوفه های تازه برداشت شده مطمئن تر هستند زیرا سرعت خوراک( و ورود نیترات به شکمبه) کند تر و در طول زمان بلند تری است(و یکباره نیست).وقتی علوفه ای سیلو میشود از مقدار نیتراتش 30 تا100در صد کاهش می یابد.البته علو فه ایی که نیترات بیشتری دارند نیترات کمتری از انها کاسته میشودو شدت تخمیر آنها هم کمتر است.اگرچه مقداری از احیای نیترات در سیلو بخاطر نیترات ردوکتاز بافتهای گیاهی است ولی برخی سویه های خاص باکتریایی مثل E.coliو Hafniaنیز نیترات را به نیتریت – آمونیاک برخی گازای سمی متل نیتریک اکساید تبدیل و احیا میکنند.
اضافه کردن بافرها به سیلو به خاطر خنثی کردن لاکتیک اسید و ادامه فعالیت تخمیرباعث میشود از مقدار نیترات سیلو بیشتر کاسته شود.حضور نیترات در سیلو از فعالیت کلوستریدیاها جلو گیری میکند.یعنی اضافه کردن نیترات شبیه آنچه که در مورد بیوسولفات انجام میشود میتواند ازفعالیت بعضی گونه های نامطلوب باکتریها و بعضی تخمیرهای نا مطلوب در سیلو جلوگیری کند.به این نکته باید توجه کردکه اضافه ساختن(افزودن)نیترات به گیاهانی که کربوهیدرات محلول کمتری دارند باعث افزایش طول مدت تخمیر میگردد.آم.نیاکی که ازاحیای نیترات در سیلو آزاد میشودلاکتیک اسید سیلو را خنثی کرده و حضور نیترات در سیلو محصولات نهایی تخمیر را از لاکتیک اسید به استیک اسید سوق میدهد که اسید ضعیفتری است.

مسمومیت حاصل از نیترات در آب 30تا 80درصد از مسمومیت نیترات غذایی سمی تر است پس تمام نیتراتی که دام از غذا های مختلف و آب در معرض آن قرار میگیرد مستقیما جمع پذیر نیست.احتمالا آزاد شدن سرعتر نیترات در شکمبه یا بیشتر نشخوار کنندگان میتواند علت سمی تر بودن آب حاوی نیترات در مقایسه با نیترات غذا باشد.
احیای نیترات در شکمبه:
ساعات اندکی پس از ورود نیترات به شکم به بیش از25 درصد آن توسط نیترات ردوکتاز باکتریایی به نیتریت تبدیل میشود. این آنزیم باند شده با غشا یک پروتئین مولیبدنی است(molybdoflavo protein) که براي فعالیت به فلزمولیبدن نیاز داردو PHمناسب فعالیت آن در دامنه5/6تا6/6 میباشد.این انزیم آنزیمی تنفسی است.این آنزیم نیترات را به عنوان منبعی برای واحدهای احیا کننده اضافی بکار میگیرد(uses nitrate as a sink for surplus reducing equivalents).نیتریت نیز توسط نیتریت ردوکتاز احیا می شود(PHمناسب فعالیت این آنزیم در دامنه 6/5تا8/5میباشد و از مس-آهن – منیزیم استفاده میکند و با نیترات فعالیت آن متوقف میشود) و در احیاهای بیشتر به هیدروکسیل امین تبدیل میشود که برای این تبدیل نیز به مس-آهن و منیزیم نیاز دارد و در نهایت به آمونیوم تبدیل میگردداین مرحله به منگنزو منیزیم وابسته است.برای تمام این فرایند میکربها 8 واحد(معادل) احیا کننده را مصرف میکنند که از طرف دیگر این واحدها برای تولید متان از COیا تولید بوتیرات از استات بکار گرفته میشدند. به عنوان منبع الکترون((electron sink نیترات نهایتا محصولات نهایی تخمیر را تغييرخواهد داد .منابع انرژی از مسمومیت نیترات به دو صورت میکاهند: نخست با رقیق کردن علوفه های نیترات دار(کم کردن ازدرصد انها در غذا) که از کل نیترات مصرفی میکاهد و طریقه دوم فراهم آوردن منابع الکترون در شکمبه یا کاهش PH است که باعث کاهش سطوح نیترات در شکمبه شده و از مسمومیت نیترات میکاهد. . نیترات تنها در صورتیکه در شکمبه جمع شود وجذب خون شود مسمومیت نیتراتی رخ میدهد.
همچنین میتوان با ممانعت از فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز ویا فراهم کردن شرایط برای احیای بیشتر نیترات –از مسمومیت آن کاست.فلز تنگستن به عنوان یک ممانعت کننده رقابتی برای مولیبدن فعالیت نیترات ردوکتاز را کم میکند.اضافه کردن 2 گرم تنگستن در روز به صورت ترکیب تنگستات سدیم از تولید نیتریت در شکمبه کاسته و دام را در برابر مسمومیت نیتراتی حفظ میکند.در مطالعات انجام شده در نترلند(Netherlands) اثرات زيان بارتنگستن بر روی دیگر آنزیمها و هضم سلولز كم بود اگرچه و مقادیر اندکی از تنگستن در شیر یافت شد.
به خاطر اینکه نیترات به عنوان منبعی برای واحدهای احیا کننده کار میکند به این ترتیب محصولات نهایی تخمیر در شکمبه را بویژه با افزایش غلظت بخشی(نسبی) استات با هزینه کردن از بوتیرات و سپس مقداری از پروپیونات تحت تاثیر قرار میدهد. در سطوح بسیار بالای نیترات بوتیرات ممکن است کاملا ناپدید شود(کمتر از 1درصد کل اسیدهای چرب فرار) که این مسئله دیواره شکمبه را از یک منبع انژی محروم میکند و یا حتی وضعیت stasis را برای شکمبه بوجود بیاورد.اگرچه نسبت پایین استات به پروپیونات كه اشاره به سندرم چربی پایین شیر دارد ميتواند با تغذيه نيترات تخفيف يابد ولیکن تنظیم این مشکل به اين شيوه برای ایجاد تصحیح درچربی پایین شیر موفق نبوده است. تولید متان در شکمبه (Methanogenesis) با هردو ترکیب نیترات یا نیتریت در شکمبه متوقف میشود.
به عنوان منبعی ترجيحي برای الكترون(As a preferred electron sink )- پيش بيني ميشود نیترات اضافه شده به غذا افزایش تولید مقدرا ATPو تولید سلولهای میکربی در شکمبه را بهبود دهد .به این ترتیب اگر از ایجاد مسمومیت جلوگیری شود افزودن نیترات به جیره میتواند در افزایش جریان پروتئین میکربی به روده ها و جذب آن کمک نماید.به این ترتیب افزودن نیترات به عنوان مکملی در جیره میتواند بالا بردن عملکرد جیره های ضعیف درزمینه پروتئین شکمبه ای مفید باشد .
مکانیسم و چگونگی ایجاد مسمومیت:
ظهور ناگهانی نیتریت در شکمبه نشان میدهد که نیتریت از دیواره شکمبه جذب میشود.بیش از 25 درصد نیتریت پس از جذب در ادرار ظاهر میشود.اگرچه نیتریت و نیترات به شکمبه باز چرخ میگردند ولیکن اوج غلظت ساعات اندکی پس از مصرف غدا رخ میدهد. پس از ورود نیتریت به جریان خون - در نشخوار کنندگان و غیر نشخوارکنندگان - نیتریت با یون آهن دو ظرفیتی هموگلوبین که ممکن است با اکسیژن باند داده یا باند نداده باشد واکنش داده و آنرا مستقیما یا غیر مستقیم به یون آهن سه ظرفیتی تبدیل میکند به این ترتیب از هموگلوبین متهموگلوبین تولید میشود که قابلیت حمل اکسیژن را ندارد.این عامل باعث کمی اکسیژن و مرگ میشودAnoxia and Death.در طول مدت پنج دقیقه 70درصد از هموگلوبین میتواند به متهموگلوبین تبدیل شود و غلظت بالاتر از 75درصد این ترکیب درخون عموما مسمومیت آفرین است.
سطوح متهموگلوبین در خون با تغییر در مقدار جذب نیتریت تغییر پیدا میکند که عموما 4تا 8 ساعت پس از مصرف غذای پر نیترات به اوج خود میرسد و کاهش متهموگلوبین به بکمک آنزیم NADPHردوکتازNADPH reductaseومجددا به هموگلوبین تبدیل میگردد. خون به رنگ قهوه ای شوکولاتی درمی آید ولیکن تجزیه و همولایزی در سلولهای قرمز خونی رخ نمیدهد.تغییر رنگ خونی منجر به ایجاد تغییر رنگ در پوست و غشاهای موکوسی مثل واژن و اطراف دهان( muzzle, vagina) میشود. دیگر علایم شامل كسالت- لرزش عضلاني - ضربان قلب سريع و سرعت تنفس بالا( بخاطر كمي اكسيژن) - كوري blindness) ) و راه رفتن با گيجي میباشند. تزریق دوزی از متیلن بلو( معمولترین ترکیب پيشگيري كننده) متهموگلوبین را دوباره اکسیده میکند و به عنوان درمان روتین و رایج مسمومیت نیتراتی بکار گرفته میشود.اگرچه پذیرفته شده است که کمبود اکسیژن است كه عامل مرگ است ولیکن نیتریت جذب شده اثر قوي دراتساع دهندگی رگها دارد که افت فشار خون(ايجاد شده نيز) نیز مکن است در مرگ دخیل باشد.یک چنین کاهشی در فشار خون در پی جذب نیتریت احتمالا مسئول بیماری"hot dog headaches"در انسانهای مشکوک میباشد. گاوها و گوسفند ممکن است چند روز پس از در معرض نیتریت قرار گرفتن- سقط بدهند. اغلب محققین اینرا به بحران متهموگلوبین درمادر(dam ) و کمبود اکسیژن جنین که منجر به مرگ جنین میشود نسبت میدهند.حساسیت بیشتر هموگلوبین جنین به احیای نیتریتی نیز پیشنهاد شده است ولیکن آزمایشات انجام شده با خون نوزادان انسان و بچه خوکها این فرضیه را تایید نمیکند. اخیرا مطالعات انجام شده در جورجیا پیشنهاد مینماید که سطوح پروژسترون در خون با غذاهای پر نیترات در گاوهای سیکلینگcycling cows و گاوهای با آبستنی کمتر از 120 روز افت پیدا میکند.کاهش پروژسترون در اوایل دوران آبستنی هم میتواند منجر به سقط شود.حساسیت بیشتر به نیترات درneonate بویزه درکودکان نابالغ ممکن است مربوط به معده اسیدی تر (PHبالاتر معده) درجوانترها باشد که فعالیت ردوکتازباکتریایی و بافت بدنی را درتبدیل نیترات به نیتریت بالاتر برده و در نتیجه جذب نیتریت افزایش پیدا میکند.
اثر متقابل و تداخل با منبع پروتئینی:
نیترات اثر ممانعت کنندگی بر آنزیم اوره آز دارد و آزاد سازی آمونیاک را در شکمبه محدود میکند.اگرچه این آزادسازی محدود شده از مسمومیت آمونیاکی جلوگیری میکند ولیکن سودی متابولیکی از این کند شدن آزادسازی آمونیاک خاطر نشان نشده است.با وجود اين مکمل سازی(افزودن) نیترات نشان داده شده است که فایده وکارامدی استفاده از اوره را محتملا در شرایط کاستن از اندازه ذرات غذا و افزایش تعداد دفعات تغذیه بهبودمیدهد. در چندین تحقیق ثابت شده است كه اوره در خوراکهای پر نیترات بالاتر از کنجاله سویا به عنوان مکمل پروتئینی جیره بوده است. دلایل و علتها در این موضوع شفاف نیست.بطور مشابهی افزودن کنجاله سویا به یک مکمل انرزی ارزش تکمیلی ذرت را در ممانعت از بروز مسمومیت نیتراتی کاسته است.توضیحی برای این تداخل و اثر متقابل در دست نیست هر چند تداخل با سولفات – تغییرات در PHو میزان فراهم بودن عاملهای احیایی(الکترونها) میتواند در این زمینه مربوط باشد.

اثر متقابل و تداخل با ویتامین آ(A):
جیره های پر نیترات در بعضی مطالعات و نه همه آنها غلظت کبدي ویتامین آ Aرا کم کرده اند.در سیلو و اسید معده ( ولی نه در غذاهای خشک) گزارش شده است که نیترات کاروتن را تخریب میکند.اضافه کردن نیترات در جیره گاوهای نر پرواری جریان ویتامین آ Aرا به شيردان abomasum تغییر نداده است.در موشها و خوک نیتریت و نه نیترات غلظت ذخیره کبدی ویتامین آ Aیا کاروتن مصرف شده از راه خوراک را کم کرده ولی بر غلظت ذخیره ای ویتامین آ مصرف شده از راه تزریق اثر نداشته است. این آزمایشات نشان میدهد که نیتریت از جذب یا انتقال ویتامین آ A جلوگیری میکند.شاید نیتریت جذب ویتامین آ Aرا با اثر بر عملکرد تیروئید تغییر میدهد.بعضی غذاهای خاص یا کمبودهای منطقه ای در ید میتواند مسئول برخی از این تفاوتها در نتایج تحقیقات مربوط به این اثرات متقابل باشد.در هر مورد بخاطر هزینه اندک در مواقعی که مشکوک به مصرف مقادیر بالای نیترات (از سمت غذا یا علوفه) باشیم افزودن ویتامین آAبه جیره توصیه میشود.
عادت پذیری به نیترات و نیتریت:
هم فلورمیکربی(جمعیت میکربی که باهم در محل زندگی میکنند) و هم خود میزبان به تغذیه طولانی مدت نیترات عادت پیدا خواهند کرد.معمولا پیک Peak و اوج مقدار غلظت متهموگلوبین خون در نخستین روز تغذیه کمتر از روزهای سوم وپنجم بعد از تغذیه است. احتمالا عادت پذیری یک پروسه دو مرحله ای است – یک افزایش ناگهانی ( در طول چهار ساعت)در مقدار نیترات ردوکتاز که ده تا پانزده برابر میشود و یک کاهش در تعداد باکتریها در شکمبه. این روند کاهش در تعداد باکتریها الیته با گزینش تدریجی گروه هایی ازباکتریها که میتوانند نیترات ونیترت را احیا کنند دنبال میشود. در طی تعداد روزهای اندکی تعداد باکتریهای مقاوم به نیترات در شکمبه از 2 درصد تا نزدیک به 20 درصد افزوده میشود. نیترات ردوکتاز به دامهای موجود درمحوطه های نزدیک احتمالا از طریق پلاسمید منتقل میشود. در شرایط حضور نیترات - این آنزیم(نیترات ردوکتاز) به گروههای ویژه باکتریایی از لحاظ انرژِی یک مزیتی برای مصرف عوامل احیایی میدهد(با صرف انرژي کمتر از اين منبع استفاده کنند) .

مقدار و افزايش ِ‌ نیترات ردوکتاز‌ ِ افزایش پیدا کرده تا چهار روز پس از حذف نیترات از غذا - در شکمبه محدود میشود. یک چنین رابطه اي از نیترات ردوکتاز با عادت پذیر کردن دام برای محافظت دام از مسمومیت نیتراتی بجای اینکه مفید باشد آنرا زیان آورمیسازد. عادت پذیری به نیتریت با افزایش احیاو حذف آن تا کنون آزمایش نشده است. به علاوه بخاطر اثر ممانعت کنندگی که نیتریت بر کلوستریدیا و دیگر بی هوازی ها دارد – نیتریت – در آغاز - تنوع جمعیت باکتریهای عادت ناپذیر شکمبه را به میزان بیش از 60درصد کاهش میدهد. پروتوزوآها (یکی از جمعیت های مفید شکمبه ای) احتمالا در عمل احیای نیترات وارد نمیشوند.
یونوفر موننسین هم ممکن است جمعیتهای تولید کننده نیتریت( از نیترات) را ترجیح بدهد اگرچه ما در این زمینه گزارشی از ارتباط بین تغذیه یونوفرها با مسمومیت نیتراتی پیدا نکردیم. علاوه بر عادت پذیری میکربی - سیستم خونی دامهای نشخوار کنندهvascular system نیز با افزایش حجم خونblood volume و مقدار هموگلوبین خونhemoglobin از طریق افزایش خونسازی خود را با شرایط تطبیق خواهد داد. بخاطر اینکه در طول زمان هم دام وهم میکربها به نیترات عادت پیدا خواهند کرد مطالعه در زمینه مسمومیت مزمن نیازمند دامهای عادت یافته (به نیترات ) میباشد. نژادها و گونه های (مختلف) دامهای اهلی پاسخ متفاوتی به نیترات میدهند. با استفاده از یک غذای مشابه مقدار نیترات در خون و ادرار گاوهای هولشتاینHolstein بیش از گاوهای گرنزیGuernsey است. گاوهای شیری نسبت به گاوهای پرواری به علوفه های پر نیترات مقاومت بیشتری نشان میدهند که احتمالا بخاطر سطوح بالاتری از کنسانتره است که به گاوهای شیری تغذیه میشود. اگرچه مسمسومیت نیتراتی میتواند در هر گونه نشخوار کننده رخ بدهد( مواردی چون گوزن شمالي - بز وگاوميش آبيreindeer, goats and water buffalo نیز تایید شده است) ولی مدارک مسمومیت نیتراتی در گوسفند بسیار کمتر از گاو میباشد.
چشم انداز آينده:
نشانه های مسمومیت نیتراتی میتواند بابعضی فعالیتها درمدیریت کشت علوفه تغییر یابد. نخست کاهش مقدار کودهای ازته است.تغییر مقدار کودِ یکبار کوددهی به چند بار کوددهی و کاهش سرعت آزاد شدن ازت در خاک میتواند از تجمع نیترات در گیاه بکاهد. گونه های کم نیترات(كم تجمع دهنده ) برای بعضی اصلاح نژاد کنند گان جالب میباشند.در بعضی موارد برداشت علوفه در غروب نسبت به صبح میتواند از غلظت نیترات در گیاه بکاهد. دوم: از آنجا که بعضی علفکشها جذب نیترات در گیاه را تغییر میدهند احتمالا اسپری کردن تنظیم کننده هاegulators در گیاهانی که تحت تاثیر تنش خشکی بوده اند میتواند از تجمع نیترات بکاهد.شبیه به عوال خشک کننده علوفه ها ( (drying agents for hayاستفاده ازترکیبات شیمیایی در زمان برداشت که میزان احیای نیترات را افزایش بدهند ممکن است توسعه پیدا کند. سوم: در زمینه علوفه ها(و محصولاتی ) که سیلو میشوند- تلقیح علوفه های پر نیترات با گونه های باکتریایی احیاکننده نیترات باید بیشتر مورد آزمایش و بررسی قرار گیرد. تغذیه چند بار (در روز) میتواند از بروز مسمومیت نیترات جلوگیری کند. جلوگیری از احیای نیترات به نیتریت – افزایش در احیای نیتریت به ترکیبات غیر مضر دیگر- و افزایش بازگشت و بازچرخ (تبدیل معکوس) متهموگلوبین به هموگلوبین سه دستاوردی است که میتوانیم به آن برسیم. اولین ایده بکار گیری توجه بیشتر است. افزودن مقداردو2 گرم تنگستن به ازای هر گاو در روز به صورت ترکیب تنگستات سدیمsodium tungstate احیای نیترات به نیتریت را کند میکند که بطور قابل توجهی در نترلند Netherlands مورد آزمایش واقع شده است. عادت پذیر کردن دامها به نیترات با تغذیه ان به دام عموما بطور موفقی تایید شده است .

عادت پذیری به نیتریت باید مورد آزمایش واقع شود. این مورد ممکن است منجر به افزایش ظرفیت میکربهای شکمبه ای در مسمومیت زدایی از نیتریتِ حاصل از نیترات گردد. اینکه آیا سولفیتsulfite یا دیگر ترکیبات بتوانند احیای نیتریت را تحریک کنند نیز باید مشخص گردد.رقیق سازی علوفه های پر نیترات یا مکمل سازی منابع انرژی با این علوفه ها مسمومیت زدایی باکتریهای شکبه از نیتریت را افزایش خواهد داد و اجازه تغذیه علوفه های پر نیترات را به ما خواهد داد. توجه به افزودن مقادیر کافی از عناصر مس – آهن - منیزیم – منگنز و ید و نیز ویتامین آA باید مورد عمل قرارگیرد. در غیر نشخوار کنندگان افزودنیهای ویژه غذایی شامل اسکوربیک اسید – سلنیت – استآمینوفن ascorbic acid, selenite and acetaminophen از طریق کاهش غلظت متهموگلوبین – و نیز ممانعت از تشکیل ان - و افزایش تبدیل ان به هموگلوبین – مقاومت به نیتریت را افزایش داده است.این ترکیبات در نشخوار کنندگان باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرند(در مصرف آنها تامل شود).
نتیجه گیری:
مسمومیت نیتراتی نتیجه ای از تداخل بین شرایط و وضعیت محیطی - کود دهی – و مدیریت دامها است. تنها راه حل که هم اکنون عملي میباشد اجتناب از تغذیه علو فه های پر نیترات یا تغذیه مکمل های دانه ای(کنسانتره) همراه با آنها یا تغذیه انها با غذاهای کم نیترات تر یا علوفه های با قابلیت پلت پذیری میباشد. صاحبان دامها باید از اثرات conducive کود دهی – شرایط آب و هوایی و نوع محصول و علوفه بر تجمع نیترات در علوفه آگاه should be alert to باشند.
مطالعات ژنتیک گیاهی نیازمند انتخاب گونه های پرمحصولی است که نیترات را در خود جمع نکنند(تجمع ندهند). کیتهای تست نیترات باید از طریق مروجین در دسترس باشند.غلظتها باید با استفاده از واژه ها و عبارات استاندارد تفسیر شوند { concentrations need to be expressed using standard terminology (; که گزارش بر مبنای ازت N basis) } توصیه میشود. {توضیحات بخش نهایی را نگاه کنید}.
وقتی غذایی پر نیترات تغذیه میشود توجه به مقادیر کافی از عناصر مس – آهن - منیزیم – منگنز و ید و نیز ویتامین آ A میتواند از مسئله مسمومیت نیتراتی بکاهد ولی هرگز بطور کامل از آن جلوگیری نمیکند. تحقیقات بیشتری بر تلقیح سیلو برای افزایش احیای نیترات و تلقیح در شکمبه برای افزایش احیای نیتریت ممکن است نتيجه دار باشد. {توضیحات بخش نهایی را نگاه کنید}. اگرچه افزودن تنگستات ممکن است از عوارض کوتاه مدت مسایل مسمومیت جلوگیری کند - برای بررسی اثرات طولانی مدت تنگستات بر رشد و باقی ماندن آن ( در بافت گوشت و شیر) باید بیشتر توجه شود. افزودن نیترات میتواند راندمان رشد میکربی در شکمبه را افزایش دهد. تغذیه نیترات در سطوح اندک میتواند در مواقعی که جیره کم پروتئین به مصرف میرسد مفید باشد. به این ترتیب تغذیه غذاها وعلوفه های با مقدار کم نیترات علي رغم اثر قويش درغلظتهاي بسيار بالا میتواند در شرایط ویژه تغذیه ای مفيد باشد.
عمده منابع مقاله:

Allison, M. J. and C. A. Reddy. 1984. Adaptations of gastrointestinal bacteria in response to changes in dietary oxalate and nitrate. In: M. J. Klug and C. A. Reddy (Ed.). Proc. 3rd Int. Symp. Microb. Ecol. p 248. Michigan State Univ., East Lansing. National Research Council. 1972. Accumulation of Nitrate. NRC-NAS, National Academy Press, Washington, DC. National Research Council. 1978. Nitrates: an Environmental Assessment. NRC-NAS, National Academy Press, Washington, DC. Pfister, J. A. 1988. Nitrate intoxication of ruminant livestock. In: James, L. F. (Ed.), The Ecology and Economic Impact of Poisonous Plants on Livestock Production, p 233. Westview Press, Boulder, CO.

ممکن است برخي ابهامات علمي موجود از زبان مولف در اين مقاله هم اکنون پاسخ داده شده باشد.براي ارسال نظرات با اين آدرس تماس بگيريد:Agri_Eng_Eco@yahoo.com
در انتهاي اين ترجمه لازم است توجه مطالعه کنندگان محترم رابه چند نکته جلب کنم: اين ترجمه از مقاله اي است که اصولي کلي راجع به مسموميت نيتراتي را به خواننده منتقل ميکند و به اين دليل از بين مقالات گوناگون اين مقاله انتخاب شد.
راجع به بررسي مسئله مسموميت نيتراتي تحقيقاتي در ايران درزمينه علوم انساني و دامي به انجام رسيده است. در زمينه نشخوار کنندگان (گاوهاي شيري) مطالعه اي در دو تکرار در تابستان سالهاي ۱۳۷۹و ۱۳۸۰توسط مترجم مقاله فوق در قالب طرح پايان نامه كارشناسي ارشد به انجام رسيد . در اين تحقيق به موارد زير توجه شده و ميزان انها مورد بررسي قرار گرفتند:
۱-- مقادير نيترات در غذاهاي گاوداريهاي شيري در دو منطقه اصفهان و برخوار و ميميه.
۲-- مقادير نيترات در منابع آب مصرفي گاوداريهاي فوق.
۳-- نمونه خون از گاوهاي شيرده(اوايل - اواسط و اواخر توليد) و گاوهاي خشک در هر گاوداري مورد نمونه
برداري.
۴--اندازه گيري فآکتورهاي هموگلوبين - متهموگلوبين - هماتو کريت و MCHC - در نمونه هاي خون فوق.
5-- ثبت مشخصات توليد مثلي دامهاي فوق(مورد نمومنه برداري).
6-- ثبت مقدار توليد روزانه هر كدام از گاوهلي فوق(مورد نمومنه برداري).

در بررسي انجام شده در اين تحقيق روابط مشهودي ازاثر نيترات بر فاكتورهاي توليدي(شير) - توليد مثلي و خوني مشاهده گرديد.
براي آگاهي از چگونگي نتايج و به تفسير آنها پايان نامه فوق در كتابخانه مركزي دانشگاه صنعتي اصفهان (http://www.IUT.AC.IR) مراجعه فرماييد.
در اين پايان نامه در زمينه چگونگي تفسير نتايج آناليزها - اثرات متقابل ديگر تركيبات با نيترات در بدن - اثر سيلو سازي بر مقدار نيترات - اثر نيترات و نيتريت بر خون و تركيبات آن و بر محيط شكمبه اي و بسياري موارد مهم ديگر چون اثر نيترات بر توليد شيروتوليد مثل توضيحات و مثالهاي باارزشي آورده شده است .
منبع:http://www.dam.blogfa.com

 

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

 فرآیندتولید مثل شامل مجموعه ای از وقایع فیزیولوژیکی می باشد که هر واقعه در زمان مناسب خود اتفاق می افتد. دستگاه غدد درون ریز از طریق تولید هورمونها مسئول کنترل زمان بندی این وقایع می باشد. فرآیند تولید مثل در دام های مزرعه ای به عنوان یکی از مهمترین بخش های نظام دامداری ودامپروری ازجایگاهی ویژه برخوردار است. علت این اهمیت را می توان در حفظ و نگهداری نسل، آماده نمودن بستری مناسب برای برنامه های اصلاح نژاد، پرواربندی و دوره های منظم شیرواری جستجو نمود. اگر فرآیند فیزیولوژی تولید مثل تحت تاثیر شرایط نامساعد محیطی قرار داشته باشد احتمالا" در ادامه نسل ها مشکلات زیادی بوجود آمده و حیوانات در خطر انقراض قرار می گیرند. فشار های فیزیولوژیکی ناشی از استرس گرمایی، دوره آبستنی (بخصوص در اواخر ) و دوره شیرواری نقش بسزایی در کاهش ظرفیت های تولید مثلی دام های ماده دارند.

مطالعات نشان می دهد که درجه حرارت بالای 27 درجه سانتی گراد بر روی مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی و عملکرد تولید مثلی تأ ثیر دارد. لذا تغییرات محیطی نظیر تهویه هوا، خنک کننده های تبخیری و موضعی، ایجاد سایبان، آب خنک و تازه و کاهش فیبر در غذای مصرفی در ساعات گرم روز از عوامل کاهش اثرات زیان آور استرس گرمایی هستند. صفات تولید مثلی در مقایسه با دیگر صفات مانند میزان رشد یا تولید شیر بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی هستند.

سایرعوامل تاثیر گذار بر فرایند فیزیولوژی تولید مثل دام عبارتند از:

تغذیه:

 علاوه بر آب و هوا تغذیه نقش بسیار مهم و تاثیر گذاری بر صفات تولید مثلی دارد. اغلب مشکلات بوجود آمده در تولید مثل ناشی از عدم توازن انرژی جیره می باشد. در هنگام توازن منفی انرژی، متابولیسم غده پستانی نسبت به فعالیت تخمدانی از اولویت بر خوردار بوده و در نتیجه تغییر در کارکرد تخمدان در بروز علائم فحلی بسیار موثر خواهد بود. توازن منفی انرژی سبب کاهش وزن دام گردیده و اثر ممانعت کننده بر رشد و تکامل فولیکولی دارد. حتی ممکن است باعث طولانی شدن روزهای باز و تلقیح دوباره گردد لذا تأمین میزان خوراک از نظر انرژی و پروتئین و سایر مواد مغذی، قابل هضم بودن خوراک و همچنین میزان احتمالی مواد زیان آور از عوامل مؤثر تغذیه می باشند که صفات تولید مثلی را تحت تأثیر قرار می دهند. بنابراین تأمین نیازهای دام باید با شرایط و وضعیت تولیدی دام مناسب باشد. علاوه بر این تغذیه می تواند  اثرات مهمی بر فرایند تولید مثل داشته باشد که مهمترین آنها عبارتند از:

-    طولانی شدن بلوغ جنسی، ضعف و کاهش در تولید تخمک و اسپرم، به طوری که حیوان ماده یا باردار نشده یا نتاج کمتری نسبت به حالت طبیعی تولید می کند.

-        تأخیر در ظهور علائم فحلی، کاهش فعالیت فولیکولی و  آزاد نشدن بموقع  تخمک از اثرات تغذیة نامناسب می باشد.

-    افزایش میزان خوراک در گوسفند "فلاشینگ" تأثیر تحریک کننده بر روی فعالیت های تخمدانی نشان داده است. این تاثیر گذاری بر روی دیگر دام ها نسبی می باشد.

-        در گاوهای سنگین تر بجز دام های بسیار چاق، نتایج باروری بهتر از دام هایی بوده است که در وضعیت کاهش وزن قرار داشتند.

-    اگرچه تغذیه جنین توسط مادر در اولویت قرار دارد، اما کمبود مواد غذایی، به خصوص دراواخر( یک سوم ) دوره آبستنی عامل بدنیا آمدن نتاج بسیار ضعیف می باشد. 

 

پرورش و نگهداری:

 در رابطه با اثرات روند پرورش و نگهداری بر فرایند فیزیولوژی تولید مثل می توان به نمونه های زیراشاره نمود:

-     عوامل تنش آور از قبیل حرارت بالا (گرمای شدید)، نحوه انتقال دام و فشار های  اجتماعی در گله بر راندمان تولید مثلی اثر منفی دارد..

-     فشار های روانی تأثیر بسیار زیادی بر روی سقط جنین دارند.

-    نحوه نگهداری بصورت فردی یا گله ای، آزاد در مراتع یا مهار شده در سالن، از دیگر عوامل و روش های پرورشی می باشند که در بروز فحلی تأثیر دارند. بعنوان مثال نگهداری میش در کنار قوچ بر روی بروز فحلی مؤثر است. 

 

بهداشت و درمان دام:

 بهداشت و درمان بموقع دام یکی از شروط بسیار مهم در کسب نتیجة عالی در میزان راندمان تولید مثل محسوب می شود. تزریق به موقع واکسن، کمک های مناسب زایمانی، درمان بیماری های تناسلی و عمومی، حتی سم چینی به موقع و مناسب از ضروریات امر بهداشت و درمان دام محسوب می شوند.

بنابراین کنترل عوامل محیطی و میزان تواناییهای مدیر دامداری می تواند باعث موفقیت در نتیجة افزایش راندمان تولید مثل و اقتصادی بودن فعالیت دامداری شود.

 

اصلاح نژاد:

 از دیگر عوامل تاثیر گذار بر صفات تولید مثل تغییر ساختار ژنتیکی دامها در طی 12000 سال گذشته توسط انسان است که اهلی کردن دام شروع و تا به امروز ادامه دارد. درفرآیند اهلی شدن ازتغییر ترکیبات ژنتیکی گونه های مختلف، فقط تعدادی اندکی اهلی و بوجود آورنده کلیة دام های اهلی امروزی می باشند.

نسبت به شرایط زیست محیطی و در مراحل آغازین اهلی شدن، دام هایی که  قدرت  سازگاری بالا و نسبت به شرایط محیطی مقاوم تر بودند انتخاب و سپس تغییر رفتارهای کلی دام ها از قبیل رفتارهای جنسی و تغذیه ای آغاز شده است. در ادامه پرورش دام ها، روند اصلاح نژاد صفات مختلف ابعاد گسترده تری یافته و در ارتباط با شرایط زیست محیطی مورد توجه قرار گرفتند. لذا در چرخه اهلی شدن و انتخاب (اصلاح نژاد)،  فیزیولوژی تولید مثل نیز تحت تاثیر قرار گرفت. بعنوان مثال فیزیولوژی تولید مثل فصلی موجود در بعضی از نژادهای گاو و خوک وحشی به فعالیت جنسی غیر فصلی تغییر یافت. این نوسانات امروزه حتی در گونه های اهلی از قبییل گوسفند، بز و اسب دیده می شود، هر چند فصلی بودن  دام های با تولید مثل فصلی نسبت به همگونه های وحشی خود ضعیف تر می باشد.

تأثیر فرآیند های اهلی شدن و اصلاح نژاد بر روی دامها به گونه ای بود که امروزه  فعالیت تخمدانی در خوک در طول سال مشاهده می گردد. همچنین تعداد جسم زرد آن ها به 15- 14 عدد افزایش یافته است. تعداد توله های پرورش یافته نیزحتی با توجه به میزان تلفات بالا 12-  10 توله میباشد. اعداد نامبرده در خوک های وحشی 9-8 جسم زرد و 6-5 توله می باشد. طول دوره آبستنی نیز در خوک های وحشی 119 روز ولی در خوک های اهلی 114 می باشد.

در مقطعی از زمان که محوریت انتخاب در برگیرندة خالص سازی نژادها بود، تغییرات و اصلاح نمودن صفات تولید مثلی از نظر متخصصین اصلاح نژاد، زمان بر و مشکل بنظر می رسید. علت این استدلال بر این اصل بنا شده بود که صفات تولید مثلی در گروه صفاتی قرار دارند که در شکل گیری آنها عوامل متعددی نقش دارند همچنین اجزاء عناصر تشکیل دهنده این صفات ( از قبیل کنترل هورمونی، فعالیت تخمدانی، لوله رحمی، رحم و کیفیت اسپرم) نه تنها خود تحت  تأثیر فرآیند وراثت پذیری ناشی از چند عاملی می باشند، بلکه  با دیگر فعالیت های بدن در ارتباط بوده و تحت تأثیر عوامل محیطی نیز قرار دارند. بعلاوه جمع آوری دقیق داده های صفات تولید مثلی به لحاظ ساختاری و فنی مشکل است. در نتیجه وراثت پذیری این صفات بندرت به مرز بیش از 5% می رسد. 

 

بیوتکنولوژی:

استفاده از علم بیوتکنولوژی درافزایش میزان باروری دام، ابعاد گسترده ای به خود گرفته است.

-   تلقیح مصنوعی به عنوان یکی از این تکنیک ها بصورت فراوان مورد استفاده قرار می گیرد. مثلاً می توان با رقیق نمودن یک وعده  اسپرم جمع آوری شده از گاو، در حدود 1000 پرس اسپرم تازه و یا 500 پرس اسپرم منجمد تهیه نمود. اسپرم گاو با توجه به نتایج موفقیت آمیزی که در برنامه های اصلاح نژاد و تلقیح مصنوعی در سطح جهان دارد براحتی قابل انتقال و برای مدت های طولانی قابل نگهداری می باشد. لذا، بدون استفاده از تلقیح مصنوعی در سه دهه گذشته، امکان پیشرفت های ژنتیکی در گاو شیری تا به این سطح میسر نبود.

-    انتقال جنین نیز یکی دیگر از فرآیند های تولید مثلی بود که در جهت افزایش نتایج دام های ماده از 30 سال اخیر مورد توجه قرار گرفت. استفاده از تکنیک انتقال جنین در سال 1890 میلادی با انتقال تخمک بارور شده خرگوشی به خرگوش دیگر آغاز شد. امروزه محوریت استفاده از این تکنیک بیشتر در گاو دیده می شود. علت مورد توجه قرار گرفتن انتقال جنین در پستانداران، بخصوص دام های مزرعه ای، وجود تعداد تخمک های زیاد در دام ماده می باشد. از این میزان تخمک معمولاً تعداد ناچیزی استفاده شده و مابقی در روند فعالیت های تخمدانی از بین می روند. لذا با توجه با بکارگیری هورمون ها، عمل تخمک گذاری تشدید یافته (superovulation) و از هر گاو ماده بطور میانگین حداقل 10 تخمک جمع آوری می گردد. هر چند تعداد گوساله های بدنیا آمده از این روش کم می باشد. عدم موفقیت احتمالا به واکنش های تخمدانی متفاوت، روش های تکنیکی، نسبت لقاح و تکامل سلولی بستگی دارد. با این وجود انتقال جنین به عنوان یکی از روش های مورد نظر در برنامه های  اصلاح نژاد گاو اهمیت دارد. یکی از روش های مهم و مورد استفاده، برنامه موت MOET= Moltiple Ovulation and Embryo Transfer) ) می باشد. در این برنامه فاصله نسل کمتر و درنتیجه پیشرفت ژنتیکی بیشتر خواهد شد.

-    انجماد اسپرم و جنین در جهت حفظ و نگهداری ذخائر ژنتیکی به عنوان بانک ژن از دیگر فرآیند های فیزیولوژی تولید مثل بویژه در گاو می باشد. هر چند تلاش های فراوانی در دیگر دام های مزرعه ای با موفقیت های نسبی صورت گرفته است.

-    از دیگر فرآیند های  مدرن تولید مثل  روش IVF (In Vitro Fertilization) یا لقاح در شرایط آزمایشگاه (خارج از بدن) می باشد. هدف استفاده از این روش افزایش نتاج دام ماده است. در این روش هر هفته حدوداً 20 تا 30 تخمک جمع آوری شده، در شرایط آزمایشگاه به بلوغ رسیده و پس از لقاح یافتن به دام گیرنده انتقال می یابند. در این روش معمولاً 10 جنین حدوداً قابلیت انتقال دارند که در مقایسه با تشدید تخمک گذاری از نسبت بالاتری برخوردار می باشند. پیشرفت این روش در گاو بر خلاف دیگر گونه ها بسیار عالی ارزیابی می شود. 

-    انتقال تک اسپرم به درون تخمک در آزمایشگاه جدیداً مورد توجه قرار گرفته است. در این روش با استفاده از تکنولوژی مدرن اسپرم را بدرون تخمک انتقال می دهند. تعیین جنسیت جنین با این روش امکان پذیر می باشد، مشروط به اینکه امکان جدا سازی نوع اسپرم های نرزا و ماده زا میسر شود.

جمع بندی موارد فوق در خصوص انتقال جنین و نیز کشت آزمایشگاهی و همچنین دیگر روش های در حال تکامل که در نمودار زیر معرفی می گردند، امکان دخالت متخصصین را در امر تولید انبوه جنین نشان می دهد.

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مقدمه:

در عصر حاضر با پيشرفت تكنولوژي وصنعت ، زمينه هاي توسعه كشاورزي ودامپروري نيز فراهم گرديده است . با افزايش روز افزون جمعيت ديگر صنعت سنتي دامپروري گذشته جوابگوي نيازهاي روز افزون جامعه نمي باشد. با ظهور تكنولوژي نوين واحدهاي سنتي گذشته خواسته يا ناخواسته از گردونه رقابت حذف شده و جاي خود رابه واحدهاي صنعتي داده اند ، زيرا از طرفي با افزايش روز افزون تورم و سير صعودي افزايش قيمتها بويژه درموردخوراك هاي دام و طيور ديگر واحدهاي سنتي گذشته غير اقتصادي شده ، يا حذف شده اند يا جاي خود را به واحدهاي صنعتي داده اند.

در اين نشريه بر آنيم تا راهكار هاي جديدي را پيش روي كشاورزان و دامپروران عزيز قرار دهيم تا بتوانند با تغذيه صحيح دامها زمينه توسعه واحد دامپروري خود را فراهم ساخته وباعث افزايش سوددهي اقتصادي آن گردند.چون مسئله تغذيه اصلي ترين دغدغه دامپروران در زمينه پرورش دام مي باشد ، سعي شده است تا با در نظر گرفتن تمامي موانع پيش روي دامداران نكات كليدي تغذيه اي را براي كشاورزان و دامپروران عزيز بيان نموده ، و پرورش گاو گوشتي را از مرحله شير خوارگي تا مرحله بلوغ كامل و عرضه به بازار مصرف مختصرا بيان نماييم.            

در اين نشريه به صورت خلاصه مطالب زير بيان شده است. نخست مطالبي پيرامون تغذيه گوساله ، پرورش آن ، تغيير جيره از شيرخوارگي به علوفه خشبي ، پرورش تليسه ها و جوانه ها بيان گرديده است . سپس ويژگي هاي خوراكها و علوفه هاي پر مصرف در گاوداري ها بررسي گرديده ودر پايان هم براي آشنايي دامداران عزيز با معروفترين نژادهاي گوشتي دنيا خلاصه اي از مهمترين ويژگي هاي اين نژادها ، زادگاه آنها و مشخصات آنها بيان گرديده است .

پرواربندي و جايگاه آن در دامداري هاي ايران:

حرفه پرواربندی دربیشتر دوره های اقتصادی ایران به عنوان حرفه اصلی و سود آور به رسمیت شناخته نشده است و کسانی که به این شغل می پردازند نمی توانند برنامه دقیقی برای برگشت سرمایه و سود منطقی داشته باشند و همیشه در ردیف افراد کم درآمد جامعه قرار میگیرند حتی پرورش دهندگان گاو شیری در اولین فرصت جوانه های خود را می فروشند و از تولید گوشت و پرواربندی انتظار سودی ندارد و اگر هم جوانه ها را پروار نمایند از اجبار خواهد بود ٬ اين در حالي است كه در اكثر كشور هاي ارو پايي ، آمريكاي لاتين وبه ويژه مكزيك و برزيل اين حرفه از سودآورترين مشاغل بوده وجايگاه ويژه اي در بين دامداران دارد . چنانچه دامداران ما نيز بيشتر با اين حرفه آشنا گردند شايد ديگر هيچ گاه حاضر به فروش گوساله هاي شير خوار يا تليسه هاي خود نگردند. پرورش دام هاي پرواري اگر طبق اصول فني آن وبا تغذيه صحيح صورت گيرد به جرات ميتوان گفت كه سودآورترين فعاليت يك دامدارمي باشد.

تغذيه مهمترين و هزينه برترين فعاليت در گاوداري ها:

هنر تغذيه گاو همواره در حال تغيير و پيشرفت است. برخي از اصول بنيادي ثابت  مي مانند، اما سيستم هاي تغذيه، تحت تأثير يافته هاي نوين پيدايش خوراكي جديد و دگرگونيهاي اقتصادي، به گونه مشخص در حال پيشرفت هستند.

در گذشته بين آنچه كارشناسان تغذيه مي گفتند و آنچه كه گاودار هنگام تغذيه گاوهايش انجام مي داد، فاصله زيادي وجود داشت، اما امروزه براي استفاده مؤثر از منابع بايد بين تغذيه نظري و عملي ارتباط منطقي برقرار شود، به گونه اي كه گاودار بتواند نتايج پژوهشهاي روز را در عمل بكار گيرد.

به عقيده متخصصين دامپروري، غذا و تغذيه مهمترين مسئله در دامپروري است و هيچگونه اصلاحي در حيوان بدون تغذيه صحيح و اصولي امكان پذير نيست، زيرا وقتي حيوان حداكثر توليد را خواهد داشت كه نيازمنديهايش ازهرلحاظ تأمين شده باشد. يعني مي توان گفت منظور از تغذيه صحيح و اصولي به دست آوردن حداكثر بازده با حداقل مخارج است.

  نکات کاربردی در مدیریت تغذیه ای گاو های گوشتي:

سطح درآمد یک واحد گاوداری بستگی به میزان تولید و هزینه های آن دارد که از این میان خوراک مصرفی با حدود 65-60 درصد بیشترین نسبت هزینه هارا به خود اختصاص می دهد. بنابراین هر چقدر گاوهایی با ظرفیت های تولیدی بیشتری نگهداری شده و زمینه ی بروز توانایی های آنها نیز مساعد گردیده و هزینه های غذایی کاهش یابد حرفه ی گاوداری از سود آوری بیشتری برخوردار خواهد بود .

مدیران موفق واحد های تولید دامی با عجین نمودن هنر و تجربه ی گذشتگان با علوم پیشرفته ی تغذیه ای امروزی كه آمیزه ای جالب توجهی را تحت عنوان مدیریت تغذیه ای به وجود آورده اند که با کاربرد علمی این برنامه  ها در مزارع دامپروری و با سود آورنمودن این بخش تولیدی برای سرمایه گذاران این واحد ها كه زمینه ی مطمئنی در رابطه با تضمین اقتصادی فعالیتشان فراهم می آورند . مدیران مذبور عمده علت موفقیتشان را علم وعلاقه به زمینه ی مورد فعالیت و تحت نظر گرفتن نکات ریزی می دانند که اگر چه ساده و عملی هستند ولی اغلب از دید افراد پنهان مانده و یا به مورد اجراگذاشته نمی شوند .

 نيازمندي هاي گاوهاي گوشتي‌‌ :

احتياجات غذايي حيوانات بستگي به سن، جنس، نوع، وزن، توليد و ... دارد. ادامه زندگي حيوانات بستگي به تغيير و تبديل موادي دارد كه بوسيله انواع مختلف غذا وارد بدن مي شوند. در اثر اين تغيير وتبديل احتياجات حيوان به انرژي و مواد مختلف ديگر تأمين مي شود.

تغذيه عبارتست از از يك سلسله اعمالي كه طي ان موجود زنده جهت رشد و يا ترميم بافتهاي مرده وآسيب ديده غذاي خورده شده را هضم و جذب مي كند.

علم تغذيه نه تنها با فيزيولوژي و بيوشيمي خوردن غذا هضم و جذب مواد مغذي مختلف در تمام سلولهاي بدن ارتباط دارد، بلكه مرحله دفع مدفوع حاصل از مواد متابوليسم بدن را نيز شامل مي شود.

غذا عبارتست از هر ماده و يا تركيبي كه جهت تأمين رشد، توليد و نگهداري به حيوان خورانيده مي شود، بدون اينكه به حيوان آسيبي برساند مورد استفاده قرار مي گيرد.     

مواد مغذي: مواد موجود در مواد خوراكي هستند كه براي سلامتي، نگهداري و توليد حيوان ضروري هستند. اين مواد پس از هضم، جذب شده و مورد استفاده حيوان قرار مي گيرند. مهمترين مواد مغذي عبارتند از: كربوهيدراتها، اسيدهاي چرب، آمينو اسيدها، مواد معدني، ويتامينها و آب.

جيره غذايي: مقدار معيني خوراك است كه يك حيوان در يك مدت محدود ( معمولاً در 24 ساعت ) تغذيه مي كنند.

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

نشخوار Rumination : اگر گوساله در هفته اول زندگی به غذای جامد دسترسی پیدا کند نشخوار در سن 3-2 هفتگی آغاز می گردد.
شروع نشخوار 5/1-5/0 ساعت بعد از خوردن غذا آغاز می گردد.
تعداد و طول نشخوار بستگی به فیبر غذا و اندازه قطعات ونوع غذا دارد و معمولا روزانه 24-4 دوره نشخوار انجام میگیرد که هر دوره 60-10 دقیقه طول می کشد. در حد میانگین روزانه تا هفت ساعت از وقت دام به نشخوار کردن می گذرد.
آروغRuctation  : بطور تقریبی روزانه حدود 600 لیترگاز تولید می شود که تقریبا از66 %  CO2 ، 26% CH4 ، 6%  N2 ، 11% H2S  و کمتر از 1%  O2 تشکیل یافته است. تعداد دفعات آروغ  به نوع غذا ومیزان تشکیل گاز بستگی دارد وتعداد آن در جیره ای که از علوفه خشک تشکیل شده باشد 20-15 باردر ساعت ودر جیره ی علوفه سبز 90-60 بار در ساعت می باشد.
ایجاد آروغ غیر از نوع غذا وابسته به وجود گازهای آزاد ، تحریک رسپتور های ناحیه ی کاردیا و انقباض کیسه ی پشتی شکمبه دارد .
بازگرداندن غذا Regurgitation و استفراغ Vomiting : تخلیه فعال محتویات شکمبه به علت انقباض همزمان پیش معده ها و عضلات شکم در گاو به ندرت اتفاق می افتد که شاید در اثر انباشتگی شکمبه ،فرم عصبی استونمی (کتوز عصبی)، ضایعات آماسی یا تومری در مدیاستن یا در مری و نگاری صورت می پذیرد.
مدفوع Defication  : گاو روزانه 24-10 بارو تقریبا حدود50-30 کیلوگرم در جمع مدفوع می کند.
قوام مدفوع و میزان خردشدگی ذرات علوفه: مدفوع گاو در حالت نرمال بصورت خمیری است. مدفوعی که چرب یا همراه موکوس بصورت لایه ای روی آن دیده شود احتمالا در اثر جابجائی شیردان بطرف چپ می باشد. مدفوع کف آلود و آبکی به رنگ قهوه ای مایل به زرد نشانه ای از اسیدوز شکمبه را دارد. از لحاظ میزان خردشدگی ذرات علوفه، مدفوع گاو سالم حاوی فیبرهای علوفه به میزان زیاد و باندازه تقریبی 5/0 سانتیمتر میباشد. وجود قطعات بزرگتر مثلا 2-1 سانت نشانه اختلالی در امر نشخوار یا تخلیه سریع مواد خورده شده از پیش معده می باشد، یکی از دلائل آن TRP است که به تازگی وقوع یافته باشد. وجود قطعات بلندتر ازچوب کبریت ممکن است در اثر بیماری دندان ، استنوز معدی، تورم نگاری، تورم شیردان اولسراتیو و لکوز پیشرفته دیواره شیردان محسوب گردد. مدفوعی که اندازه ذرات آن به طور غیرطبیعی کوچک باشد در رابطه با تاخیر در عبور هضمی توجیه می شود که ممکن است در جابجائی شیردان دیده شود و معمولا علاوه بر آن مدفوع حاوی موکوس نیز میباشد. وجود موکوس چسبناک سفید مایل به خاکستری (گاهی مخلوط با خون) نشانه ای از انسداد روده یا فلجی روده است. اگر بجای مدفوع مخاط سفید رنگ یا شیشه ای روشن از مقعد خارج گردد نشاندهنده فلج هزارلا omasalparesis میباشد.
پیش معده ها: پیش معده ها در گوساله های نوزاد رشد و تکامل کمی یافته اند درصورتیکه غذای جامد(علوفه یا بستر) دردسترس باشد گوساله ها در هفته اول یا دوم زندگی شروع به خوردن آن می کنندکه کم کم سبب تکامل فعالیت فیزیولوژیک پیش معده ها می گردد. نسبت حجم شکمبه به حجم شیردان 5/0 به 1 در چهار هفتگی و1به 1در هشت هفتگی و2 به1 دردوازده هفتگی ونهایتا 9 به 1 درگاو بالغ می باشد.
 
تحریکات مکانیکی دراثر غذاهای فیبری(علوفه و غیره ) عامل افزایش اندازه ی پیش معده و تکامل ساختمان عضلانی آنها می گردد، در حالی که تحریک شیمیایی اسیدهای پروپیونیک وبوتیریک عامل رشد مخاط پیش معده هاست.
تهیه نمونه از مایع شکمبه : رنگ مایع شکمبه در حالت طبیعی با توجه به نوع تغذیه از خاکستری زیتونی تا سبز مایل به  قهوه ای  متغیر است.
بدین ترتیب که رنگ سبز هنگام تغذیه در چراگاه یا تغذیه از علوفه تازه (خصیل یا یونجه تازه) ، خاکستری متمایل به قهوه ای در جیره چغندر یا علوفه چغندر و قهوه ای مایل به زرد در جیره سیلوی ذرت یا کاه دیده میشود.
رنگهای غیر طبیعی،خاکستری شیری (به علت اسیدوز ) و سیاه مایل به سبز (به علت توقف طولانی و فساد مواد غذائی در پیش معده ها ) می باشند.
قوام مایع شکمبه کمی چسبناک است (ولی اگر نمونه بسیار چسبناک باشد ممکن است نمونه اساسا از بزاق تشکیل شده باشد لذا برای نمونه گیری ابتدا به میزانی مایع شکمبه باید دور ریخته شود (200- 100 میلی لیتر ابتدای مایع جمع آوری شده را باید دور ریخت ) و پس ازآن نمونه جمع آوری می شود.  وجود مایع آبکی حاکی از غیر فعال بودن محتوای شکمبه می باشد
غلظت یون هیدروژن : pH  طبیعی مایع شکمبه از 5/5  تا7 متغیر است.
عوامل تغذیه ای زیر، pH  محتویات پیش معده یا شکمبه گاو را تحت تاثیر قرار می دهند :
جیره غنی از فیبر خام - (100% -60% جیره حاوی علوفه خشبی) سبب طولانی شدن زمان نشخوار تا حدود 70-45 دقیقه به ازای هر کیلو گرم ماده خشک و ترشح زیاد بزاق می گردد (14-12 لیتر برای هر کیلو گرم ماده خشک) . این امر سبب افزایش نسبی pH  تا 8/6 –6/6 وکاهش نسبی غلظت اسید های چرب فرار (عمدتا اسید استیک ) در پیش معده ها میگردد ، که به آهستگی جذب شده و شرایط مناسب را برای رشد میکرو ارگانیسم های تجزیه کننده سلولز مساعد می کند .
 جیره غنی از کنسانتره – منجر به کاهش زمان نشخوار تا 45-35 دقیقه به ازای هر کیلو گرم ماده خشک و ترشح کم بزاق می گردد . این امر سبب کاهش pH (6-4/5 ) وتولید مقادیر نسبتا زیادی اسید های چرب فرار شده (نسبت اسید پروپیونیک بیشتر است ) که نسبتا به سرعت جذب شده و شرایط را برای رشد میکروارگانیسم های تجزیه کننده نشاسته مساعد می کند.
غیر از مصرف جیره غنی از کنسانتره گاهی در مواردی pH  به کمتر از 4 می رسد از جمله در پس زدن شیره شیردان به دلیل استنوز مکانیکی پیلور ، تورم شیردان ، اولسر شیردان ویا لکوز شیردان .
خاصیت ترسیب (رسوب) و شناوری : محتویات شکمبه تازه جمع آوری شده ، که در صورت نیاز با عبور از یک تامپول صاف شده باشد را می توان هنگام ته نشین شدن در یک استوانه ی شیشه ای مورد بررسی قرار داد. در حالت طبیعی بیشتر ذرات ریز غذائی  و تک یاخته ها بلافاصله شروع به ته نشین شدن می کنند در حالی که ذرات بزرگتر وفیبری تر همراه با حباب های گاز به طرف بالا رفته ویک لایه ی کف آلود تشکیل می دهند. زمان لازم برای کامل شدن  ترسیب وشناوری  sedimentation and  flotation  اندازه گیری شده  وتحت عنوان زمان فعالیت ترسیب نامیده می شود.این زمان در گاو های سالم  و جیره نرمال بر حسب نوع جیره و زمانی که از تغذیه می گذرد از 4 تا8 دقیقه متغیر است . سپس در نمونه هایکه مایع شکمبه فعال باشد ذراتی که ابتدا رسوب کرده بودند شروع به بالا رفتن کرده و به طرف لایه سطحی می روند.
مایع شکمبه آبکی که بعلت گرسنگی ، بی اشتهایی و یا غذای کم ارزش غیر فعال شده باشد ذرات در آن رسوب می کند ولی شناوری انجام نمی شود ویا به تعویق می افتد. این حالت در اسیدوز شکمبه نیز دیده می شود .
هنگامیکه محتویات پیش معده یا شکمبه دچار فساد شده باشد ، شناوری به سرعت انجام شده و همراه با کف فراوان است و گاهی ذرات جامد به مدت طولانی به حالت معلق باقی می مانند که این حالت در آلکالوز شکمبه ، فساد محتویات شکمبه و مسمومیت با اوره دیده می شود.
تک یاخته ها : تاژک داران ciliates و مژک داران flagellates  هر دو در مایع شکمبه وجود دارند. 
اما تنها مژک داران با توجه به تعداد و حجم آنها دارای اهمیت فیزیولوژیکی هستند مژک داران شکمبه  تحت شرایط بی هوازی  رشد می یابند .تک یاخته ها قادر به تکمیل برخی وظایف در روند هضم میکروبی مانند تجزیه قندها ی محلول و پلی ساکاریدها (مثل نشاسته ،همی سلولز ، پکتین ) هستند .
در مایع شکمبه تازه جمع آوری شده ممکن است بتوان تحرک تک یاخته ها را با چشم غیر مسلح  درون یک استوانه شیشه ای بررسی نمود. همچنین می توان یک قطره از مایع را برروی لام میکروسکوپی گرم قرار داده  و تک یاخته ها را به شکل ذرات درخشان بسیار متحرک مشاهده کرد. هنگامیکه مایع شکمبه کاملا ته نشین می شود ، اغلب می توان تک یاخته ها را به شکل یک نوار خاکستری در زیر لایه ذرات غذائی مشاهده نمود .
 باکتریها : تعداد باکتریها در شکمبه از 107 تا 1012  در هر میلی لیتر مایع شکمبه متغیر است . همین طور بسته به نوع جیره تعداد آنها نیز تغییر می کند مثلا در مواردیکه جیره غنی از سلولز (فیبر خام ) باشد باکتریهای کمتری در مقایسه با جیره غنی از نشاسته در شکمبه وجود دارد .
باکتریهای شکمبه را بر اساس عمل آنها به چندین  دسته می توان  تقسیم کرد:
الف – گروهی که سلولز ، نشاسته وقندها را تجزیه میکند.
ب – گروهی که اسید پروپیونیک ، بوتیریک و لاکتیک تولید می کند .
ج – گروهی که متان تولید می کنند و باکتریهای پروتئولیتیک و غیره .
به منظور مشاهده میکوسکوپی میکروفلور شکمبه می توان گسترش مایع شکمبه را به وسیله جریان هوا  خشک کرده و با روش گرم Gram  رنگ آمیزی کرد(و یا رنگ آمیزی گیمسا ) .بسته به نوع  جیره غذائی نوع باکتریها تفاوت می کند .
گاوی که مقدار زیادی علوفه  اعم از تر و خشک  خورده باشد ، دارای درصد بالائی از انواع استرپتوکوک، کوکسی ها و باکتریهای استوانه ای شکل (rods ) می باشد .درمصرف جیره مخلوط علوفه  خشک و کنسانتره به نسبت زیادی  کوکسی های گرم منفی  و باکتریهای استوانه ای شکل (rods ) گرم مثبت حضور دارند .
 در برخی شرایط پر خوری غذاها ی غنی از کربو هیدراتها ، اولین تغییر افزایش کوکسی های گرم مثبت (استرپتو کوکوس  بویس ) است در مرحله بعدی باکتریهای استوانه ای شکل گرم مثبت  کوتاه وسپس باکتریهای استوانه ای شکل گرم مثبت بلند (لاکتوباسیل ها ) غالب می گردند .
قارچها و مخمرها در محتویات شکمبه وجود دارند اما نقش واهمیت آنها کاملا مشخص نیست. آنها ممکن است در سنتز اسید ها ی امینه و ویتامین ها نقش داشته باشند.
اسید های چرب فرار در شکمبه : غلظت اسید های چرب فرار 120- 60 مول در هر لیتر مایع شکمبه است که شامل  %25 -%20 اسید پروپیونیک، %65- %50 اسید استیک، %20- %10 اسید بوتیریک و حدود %5  اسید های چرب با زنجیره طولانی می باشد، در حالت طبیعی اسید لاکتیک به مقادیر جزئی وجود دارد.
 
تشخیص التهاب صفاق از طریق بررسی میزان کشید گی دیواره حفره بطنی : کشیدگی دیواره ی حفره ی بطنی توسّط انگشتانی که اندکی از هم باز شده اند یا پشت دست نیمه بسته دقیقا درست بالای چین تهیگاهی راست مورد معاینه قرارمی گیرد.
دیواره طبیعی حفره بطنی نرم است . کشیدگی به درجات مختلف التهاب ودردناک بودن درون حفره بطنی ویا به میزان پریتونیت بستگی دارد . گاهی در انباشته بودن بیش از حد دستگاه گوارش توسط مواد خشبی نیز کمی کشیدگی احساس می شود . ممکن است در تورم صفاق شدید ومنتشر بهمراه افزایش مایع صفاقی کشیدگی طبیعی و شل باشد . معمولا وجود دیواره ی شل همراه تموج نیز در آبستنی سنگین دیده می شود.
تست های جسم خارجی : این تست ها بر اساس افزایش حساسیت صفاق در اطراف نگاری در رتیکولوپریتونیت تروماتیک ابداع شده اند . این تست همچنین واکنش درد مشابهی را در بیماریهای کبد، هزار لا، شیردان و ریه ها می تواند نشان دهد، اگر چه ناله ناشی از درد در محوطه بطنی در اثر نفوذ جسم خارجی و متاثر شدن صفاق کاملا مشخص بوده و ناله ای صدا دار و کوتاه می باشد .
در مواردی که جسم خارجی به تازگی نفوذ کرده باشد ، ناله معمولا واضح تر است  اما در مواردی که مدتی که از نفوذ جسم خارجی گذشته باشد، تا حدودی از بین رفته ویا ممکن است تنها در موارد استثنائی بروز کند ، این ناله نباید با صداهای تنفسی اشتباه گردد. روشی دیگر برای شنیدن صدای ناله ،ایستادن فردی در کنار سر دام می باشد، اگر چه بهتر است که دامپزشک گوشی خود را برروی نای دام قرار دهد. روشی دیگر که در اماکن پر سروصدا قابل استفاده است، احساس ارتعاشات ناشی از ناله با قرار دادن کف دست برروی حنجره است . درصورت امکان می توان حساسیت محدوده ی نگاری را به دنبال متوقف کردن تنفس دام برای مدتی کوتاه مورد آزمایش قرار داد در این روش به علت انقباض شدید دیافراگم که به دنبال قطع تنفس ایجاد می گردد، حساسیت افزایش می یابد.
ü       در صورتی که مشکوک به جسم خارجی باشند ، توصیه می گردد که حداقل سه تست زیر انجام شود .
- تست چنگ زدن پشت : پوست روی برجستگی جدوگاه در بالای شانه در مشت گرفته شده ورو به بالا کشیده می شود، به طوری که پشت دام ناگهان رو به پایین فشرده شود، این عمل سبب جابجایی اندامها در ناحیه غضروف گزیفوئید شده ودر صورتی که چسبندگی های فیبرینی یا فیبری در آن ناحیه وجود داشته باشد ، دام واکنشی حاکی از درد از خود نشان خواهد داد. ابتدا باید فشاری ملایم و سپس فشار قویتری اعمال شود تا میزان حساسیت دام مشخص گردد. اگر دام قوی و بزرگ باشد ممکن است به جای چنگ زدن پشت نیاز به استفاده از تست میله باشد .
ـ  تست میله : میله ای به طول 5/1 –1 متر وضخامت یک بازو را در زیر بدن قرار داده وهر طرف آن را دو نفر نگه می دارند. میله را به آرامی به سمت بالا برده وسپس یکباره پایین می آورند. این تست را از ناحیه ی غضروف  گزیفوئید شروع کرده وبه فواصل یک کف دست به سمت عقب می برند (باید مراقب بود تا به آلت تناسلی گاو نر و رحم گاو های آبستن سنگین آسیبی وارد نیاید) . در حین انجام تست دام ممکن پشت و شکم خود راعمدا به بالا بکشد ، که این وضعیت را می توان با چنگ زدن پشت اصلاح نمود. وجود منطقه محدود دردناک در حد فاصل بین غضروف گزیفوئید وناف نشانه ی نفوذ ساده ی جسم خارجی می باشد. در حالی که حساسیت شدید ممکن است به علت وجود ضایعاتی درنقطه ی دیگر باشد.
دقه برای تعیین وجود درد : با استفاده از یک چکش سنگین دارای سر لاستیکی  انجام می شود ، ضربات در ابتدا ملایم بوده وتدریجا قویتر می گردند. دقه درطول سه یا چهار خط افقی از جمله خط میانی شکم ، بر روی قفسه سینه و دیواره شکم انجام می شود. از دقه دنده ها به علت حساسیت طبیعی آنها و سیاهرگهای پستانی به علت خطر ایجاد هماتوم باید اجتناب شود. در صورت وجود هر گونه حساسیتی می توان محدوده ی آنرا با دقه در طول خطوط عمودی دقیقا مشخص نمود

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

 مقدمه

گياهان قادر هستند که دسته­ی وسيعی از ترکيبات فنولی را با نام عمومی فلاونوييد، در طول رشد و نمو طبيعی خود توليد کنند [3]. تحقيقات اخير، خواص متعددی را برای نشان دادن اهميت اين ترکيبات در تغذيه متصور شده­اند که از آن جمله می­توان به فعاليت­های ضد­التهابی، استروژنی، محرک رشدی، ضد­حساسيتی، ضد­اکسيدانی، ضد­توموری و سايتوتوکسيک اشاره کرد [3]، ليکن با دانش ما، اهميت حضور اين ترکيبات در خوراک گياه­خواران مورد بررسی قرار نگرفته است. منبع تامين کننده­ی ترکيبات فلاونوييدی در تغذيه­ی گوساله­های شيرخوار خوراک­های علوفه­ای است، که به دليل يافته­های اخير در زمينه­ی اهميت رشد مطلوب پاپيلی­های شکمبه بر اثر تغذيه با خوراک­هايی صرفا کنسانتره­ای، روز به روز از اهميت منابع علوفه­ای در تغذيه­ی گوساله­های شيرخوار کاسته شده است. اين تحقيق تلاش دارد تا با افزودن ترکيبات فلاونوييدی به جيره­ی گوساله­های شيرخوار تغذيه شده با کنسانتره، اهميت حضور اين ترکيبات را بر روی شاخص­های رشد مورد بررسی قرار دهد.

مواد و روش­ها

بيست راس گوساله­ی هلشتاين 2±7 روزه در قالب يک طرح کاملا تصادفی در 4 دسته بر اساس جنسيت، تعداد شکم زايش مادر و وزن تولد گروه بندی شدند. به گوساله­ها تا زمان شيرگيری به طور روزانه قرص­های فلاونوييدی حاوی مقادير 5-10×3/7 (گروه 1)، 4-10× 3/7 (گروه 2)، و3-10×6/3 (گروه 3) گرم فلاونوييد به ازای هر کيلوگرم وزن بدن خورانيده شد. گروه شاهد قرص­های فاقد ترکيبات فلاونوييدی مصرف کردند. در طی انجام آزمايش، گوساله­ها هيچ گونه ترکيب آنتی­بيوتيکی مصرف نکردند. گوساله­ها تا زمان شيرگيری به طور روزانه در طی دو نوبت به مقدار 10 درصد وزن بدن با شير جايگزين تغذيه شدند. از سن آغاز آزمايش تا سن شيرگيری با کنسانتره (ترکيب کنسانتره بر اساس درصد ماده­ی خشک شامل: 11 درصد جو، 32 درصد سويا، 5/51 درصد ذرت، 5/4 درصد سبوس و 1 درصد مکمل مواد ويتامينه و معدنی) و از سن پس از شيرگيری با کنسانتره و يونجه به صورت مصرف اختياری تغذيه شدند.

ترکيبات فلاونوييدی از بره­موم جداسازی شد. به طور خلاصه، بره­موم به قطعات ريز خرد شد و با اتانول 80 درصد با نسبت 1 به 10 (وزنی/حجمی) عصاره­گيری شد و با کاغذ صافی(واتمن شماره­ی 4) صاف شد. کل محتوای فلاونوييدی عصاره­ی اتانولی بره­موم توسط روش کالريمتريکی که پيش­تر توصيف شده بود اندازه­گيری شد [1]. محلول حاصل از عصاره­گيری در انکوباتور قرار داده شد تا طی 10 روز با دمای 37 درجه­ی سانتی­گراد اتانول­زدايی شد. رزين قهوه­ای رنگ حاصل با 40 درصد آرد جو (به عنوان شکل دهنده و حامل) مخلوط و بر اساس وزن بدن گوساله­ها به قرص­هايی با وزن مشخص تبديل شد.

مقدار مصرف خوراک به طور روزانه ثبت شد. وزن­کشی گوساله­ها به صورت هفتگی تا سن شيرگيری صورت گرفت و پس از آن گوساله­ها به صورت ماهيانه وزن کشی شدند. سن شيرگيری به عنوان سنی که گوساله­ها می­توانستند 680 گرم کنسانتره در دو روز متوالی مصرف کنند، گزارش شد [2]. امتياز مدفوع، طول و ارتفاع بدن بر طبق پيشنهاد لارسن و همکاران تعيين شد [4]. داده­ها با نرم­افزار تجزيه­کننده­ی آماری با رويه­ی مدل مختلط، تجزيه­ی واريانس شدند.

نتايج و بحث

ميانگين (± انحراف معيار) وزن، ارتفاع جدوگاه و طول بدن گوساله­ها در زمان تولد به ترتيب 18/3±37، 04/4±1/79 و 39/3±4/41 بود. حداقل ميانگين مربعات وزن گوساله­ها از سن 7 روزگی تا 4 ماهگی در جدول 1 نشان داده شده است. با افزايش سن گوساله­ها وزن بدن افزايش يافت (05/0P<)، ليکن اين افزايش تحت تاثير مصرف ترکيبات فلاونوييدی قرار نگرفت. اگر چه اختلاف معنی­داری در پايان دوره­ی آزمايش (سن 4 ماهگی) بين وزن گوساله­ها مشاهده نشد، اما مقدار عددی افزايش وزن بين گروه شاهد و گروه­هايی تحت تيمار قابل توجه بود (جدول 1).

 

جدول 1. حداقل ميانگين مربعات وزن ِ(کيلوگرم) گوساله­های تغذيه شده با سطوح مختلف ترکيبات فلاونوييدی

 

 

سطح مصرف ترکيبات فلاونوييدیالف

 

 

 

 

0

1

2

3

 

 

وزن سنين مختلف (کيلوگرم)

حداقل ميانگين مربعات

 

SEM

يک هفتگی ب

9/40

9/42

3/42

1/40

 

99/2

دو هفتگی ب

2/42

9/43

٭2/44

† ٭7/39

 

30/2

سه هفتگی ب

6/43

4/44

2/46

9/42

 

46/3

چهار هفتگی ب

4/45

1/47

8/47

8/45

 

83/2

پنج هفتگی ب

3/48

2/48

8/50

2/50

 

29/3

شش هفتگی ب

7/49

6/51

8/53

2/53

 

87/3

30 روز پس از شيرگيریج

7/81

8/87

7/79

4/78

 

85/8

4 ماهگیج

6/101

8/109

3/111

3/111

 

94/10

 

الف 0:شاهد، 1: 5-10*3/7 گرم به ازای هر کيلوگرم وزن بدن، 2: 4-10*3/7 گرم به ازای هر کيلوگرم وزن بدن ، 3: 3-10*6/3 گرم به ازای هر کيلوگرم وزن بدن. بتصحيح شده بر اساس تعداد شکم زايش مادر، وزن تولد و جنسيت گوساله­ها. ج تصحيح شده بر اساس تعداد شکم زايش مادر، سن شير گيری، وزن تولد و جنسيت گوساله­ها. ٭† علايم مشترک در هر سطر نشان از اختلاف معنی­دار (05/0P<) دارد.

 مصرف سطح بالای ترکيبات فلاونوييدی (گروه 3) نسبت به مصرف سطح پايين اين ترکيبات (گروه 1) سبب بالا رفتن اشتهای گوساله­ها در سنی زود هنگام شد، که اين امر خود را در شاخص­های سن و وزن شيرگيری نمود داد، اما نسبت به گروه شاهد تفاوت معنی­داری مشاهده نشد (جدول2). شاخص­های رشد سيستم اسکلتی (ارتفاع جدوگاه و طول بدن) گوساله­ها در زمان شيرگيری تحت تاثير مصرف ترکيبات فلاونوييدی قرار نگرفت (جدول 2). بازده خوراک تحت تاثير مصرف ترکيبات فلاونوييدی قرار نگرفت، ليکن مقدار افزايش عددی آن در دوره­ی شيرخوارگی قابل توجه بود.

 

جدول 2. حداقل ميانگين مربعات صفات عمل­کردی گوساله­های تغذيه شده با سطوح مختلف ترکيبات فلاونوييدی تا سن 4 ماهگی.

 

 

 

سطح مصرف ترکيبات فلاونوييدیالف

 

 

شاخص­ها

0

1

2

3

 

SEM

شاخص­های شيرگيری

 

 

 

 

 

 

 

سن (روز)

7/54

9/63

0/50

7/41

 

89/9

 

وزن (کيلوگرم)

7/53

†٭4/ 59

2/57

٭7/52

 

13/3

 

ارتفاع جدوگاه (سانتی­متر)

3/81

0/83

3/83

1/81

 

67/2

 

طول بدن (سانتی­متر)

7/47

3/47

5/45

7/45

 

58/2

افزايش وزن روزانه (کيلوگرم)

 

 

 

 

 

 

 

پيش از شيرگيری

31/0

33/0

34/0

32/0

 

06/0

 

پس از شيرگيری

78/0

92/0

77/0

75/0

 

17/0

 

کل آزمايش

54/0

59/0

61/0

62/0

 

08/0

بازده خوراک ب، ج

 

 

 

 

 

 

 

پيش از شيرگيری

51/1

69/1

67/1

87/1

 

29/0

 

30 روز پس از شيرگيری

78/0

77/0

78/0

71/0

 

08/0

الف 0:شاهد، 1: 5-10*3/7 گرم به ازای هر کيلوگرم وزن بدن، 2: 4-10*3/7 گرم به ازای هر کيلوگرم وزن بدن ، 3: 3-10*6/3 گرم به ازای هر کيلوگرم وزن بدن.بتصحيح شده بر اساس تعداد شکم زايش مادر، وزن تولد و جنسيت گوساله­ها.ج بازده خوراک به صورت مقدار افزايش وزن تقسيم بر مقدار مصرف خوراک محاسبه شد٭† علايم مشترک در هر سطر نشان از اختلاف معنی­دار (05/0P<) دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 3. حداقل ميانگين مربعات مقدار مصرف خوراک و امتياز مدفوع گوساله­های تغذيه شده با سطوح مختلف ترکيبات فلاونوييدی.

 

 

 

سطح مصرف ترکيبات فلاونوييدیالف

 

شاخص­ها

 

 

0

1

2

3

SEM

ميانگين مصرف کنسانتره (کيلوگرم)

 

 

 

 

 

 

پيش از شيرگيریب

25/0

22/0

30/0

22/0

05/0

 

30 روز پس از شيرگيریج

68/1

85/1

64/1

66/1

21/0

کل مصرف کنسانتره (کيلوگرم)

 

 

 

 

 

 

پيش از شيرگيریب

5/11

5/12

7/11

0/9

79/2

 

30 روز پس از شيرگيریج

4/50

7/55

2/49

0/50

42/6

ميانگين مصرف علوفه 30 روز پس از شيرگيری (کيلوگرم)ج

16/0

٭†25/0

٭13/0

13/0

06/0

کل مصرف علوفه پس از شير گيری (کيلوگرم)ج

9/4

†٭8/7

٭0/4

2/4

98/1

روزها با امتياز مدفوع 2 و کم­تر ( بر اساس درصد)

 

 

 

 

 

 

پيش از شيرگيری

2/54

7/43

3/58

4/48

13/10

 

30 روز پس از شيرگيری

4/91

9/97

6/90

2/98

30/5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مصرف کل و روزانه­ی کنسانتره با افزايش سن گوساله­ها افزايش يافت (05/0P<)، اما تحت تاثير مصرف ترکيبات فلاونوييدی قرار نگرفت (جدول 3). مقدار کل و ميانگين روزانه­ی علوفه­ی مصرفی پس از شيرگيری تحت تاثير مصرف پيش از شيرگيری ترکيبات فلاونوييدی قرار گرفت (جدول 3)، به طوری که گوساله­هايی که کم­ترين مقدار ترکيبات فلاونوييدی را مصرف کرده بودند (گروه 1)، مقدار بيش­تری علوفه و کنسانتره پس از شيرگيری مصرف کردند. با توجه به خواص ضد­باکتريايی ترکيبات فلاونوييدی [3]، انتظار بر آن بود که اين ترکيبات بتوانند ميزان اسهال را در گوساله­ها کاهش دهند، اما نتايج حاکی از عدم تاثير اين ترکيبات بر شاخص اسهال گوساله­ها بود (جدول 3).

نتيجه گيری

نتايج اين تحقيق نشان داد که حضور ترکيبات فلاونوييدی در جيره­ی گوساله­های شيرخوار بر برخی شاخص­های رشد موثر است، به طوری که مصرف اين ترکيبات، وزن و سن شيرگيری را تحت تاثير قرار داد و مقدار کل و ميانگين روزانه­ی علوفه­ی مصرفی را متاثر ساخت، اما بر ديگر شاخص­های رشد بی­تاثير بود. به نظر می­رسد حضور اين ترکيبات در جيره­ی گوساله­های شيرخوار بخشی از يک برنامه در تغذيه­ی سنتی بوده که امروزه فراموش شده است. اين تحقيق اولين مطالعه­ی صورت گرفته در زمينه­ی اهميت ترکيبات فلاونوييدی در تغذيه­ی گوساله­های شيرخوار است و برای اظهار نظرهای قاطع در اين زمينه نياز به انجام تحقيقات بيش­تری وجود دارد.

منابع

1.      Eberhardt, M. V., C. Y. Lee, R. H. Liu. 2000. Antioxidant activity of fresh apples. Nature. 405: 903-904.

2.      Franklin, S. T., D. M. Amaral-Phillips, J. A. Jackson, and A. A. Campbell. 2003. Health and performance of Holstein calves that suckled or were hand-fed colostrum and were fed one of three physical forms of starter. J. Dairy Sci. 86:2145–2153.

3.      Havsteen, B. H. 2002. The biochemistry and medical significance of the flavonoids. Pharmacology and Therapeutics. 96: 67–202.

4.      Larson, L. L., F. G. Owen, J. L. Albright, R. D. Appleman, R. C. Lamb, and L. D. Muller. 1977. Guidelines toward more uniformity in measuring and reporting calf experimental data. J. Dairy Sci.60:989–991.

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

يونجه يکي از علوفه جات بسيار مهم بشمار مي رود و در مناطق نيمه  استوايي گرم و سرد به طور گسترده اي کشت مي شود. يونجه در ميان محصولات غله اي که به طور معمول کشت مي شود بيشترين ارزش غذايي را داراست به طوريکه نسبت به ساير محصولات ميزان پروتئيني که از هر هکتار به دست مي آيد بيشتر است. در برخي مناطق براي تهيه علوفه زمستاني يونجه را با غله ترکيب مي کنند. در بعضي قسمتهاي چين و روسيه يونجه تر به عنوان يک نوع سبزي به کار مي رود. کشت اين محصول انحراف جريان آب را کمتر مي کند و از فرسايش خاک جلوگيري مي کند. چراگاه بسيار خوبي براي گله هاي خوک و گاو و گوسفند مي باشد البته گاهي آن را با علف هاي نرم و يا علف هاي باغ مخلوط مي كنند. اضافه کردن گندم به غذاي گاوهاي شيرده و گوسفندان و گاوهاي پرواري باعث کاهش نفخ مي شود و ميزان پروتئين بالاي يونجه را باافزودن  انرژي تعديل مي كند و بر سودمندي چراگاه مي افزايد. امروزه يونجه را به صورت قرص هايي درآوردند که در تغذية ترکيبي گله هاي دامي و ماکيان ساير حيوانات استفاده مي شود. يونجه به عنوان يک محصول پوششي نيز کشت مي شود و اغلب ميزان توليد محصولات بعدي را افزايش مي دهد, محصولاتي مانند سيب زميني, برنج, خيار, کاهو, گوجه فرنگي( تا10 مترمربع در هکتار افزايش مي يابد), ذرت, سيب, پرتقال مرتع مناسبي براي زنبور عسل نيز به شمار مي رود. عصاره آن در برابر باکتري مثبت جرمي به عنوان يک آنتي باکتريا عمل مي کند. به عنوان يک رقيق کننده قدرت پودر گل انگشت دانه را کاهش مي دهد و ريشه يونجه از مسموميت ريشه بلادن می کاهد.

دانه يونجه 5/8 تا 11 درصد روغن خشک کننده را تشکيل مي دهد که در ساخت روغن جلا و رنگ به كار مي رود. همچنين دانه ها را مي توان پودر کرد و به ميزان خيلي کم به غذاي نشخوارکننده ها افزود. دانه ها حاوي رنگ دانه هاي زردرنگ مي باشند الياف يونجه در صنعت کاغذ سازي استفاده مي شوند.

داروي محلي:

دانه هاي يونجه حاوي آلکاکوييدهاي استاکادرين و شبه استاکادرين مي باشد که قاعدگي را زياد مي کند و شيرساز مي باشد. هنديها از اين دانه ها ضماد مي سازنند، كه براي جوش هاي پوستي خاصيت خنك كنندگي  دارد. اگر قصد اضافه وزن داريد، يک فنجان دم کرده يونجه توصيه مي شود .گرچه يونجه حاوي سايونين است اما در فروشگاههاي  غذاي طبيعي به فروش مي رسد. يونجه از ابتلا به اسکوربيت جلوگيري می کند، مسهل ، ادرار آور ، استروژن ساز, محرک و مقوي است و براي درمان زخم معده و اختلالات ادراري و شکمي توصيه مي شود. در کلمبيا ميوه هاي لعاب دار براي TOS استفاده مي شوند .

شيمي:

در هر 100 گرم جوانه ترد يونجه مواد زير وجود دارد:

520 کالري 7/82 % رطوبت , 60 گرم پروتئين، g4/0 چربي, 5/9 گرم کربوهيدرات. 1/3 گرم فيبر , 4/1 گرم ون 12 ميلي گرم ac , 51 ميلي گرم p و 4/5 ميلي گرم Fe و13 ميلي گرم تيامين,14/. ميلي گرم ريبو فلاوين(ويتامين (B2, 5/. ميلی گرم نياسين و 162 ميلي گرم اسيد اسکوربيک (ويتامين ث) . علوفه سبز medicago sativa طبق گزارشها در هر صد گرم 800 در صد رطوبت 2/5 گرم پروتئين و 9/. گرم چربي , 5/3 گرم فيبرو4/2 گرم ون دارد .

عليق يونجه در هر صد گرم 5/69 درصد رطوبت , 7/5 گرم پروتئين , يک گرم چربي , 8/8 گرم فيبر و 4/2 ون دارد. بلغور  برگ و يونجه  در هر صد گرم 66 تا 77 کالري , 5/7 و 8 درصد رطوبت, 7/5 پروتئين، 16 تا 4/20 گرم پروتئين، 5/2تا 6/2 گرم چربي , 3/27 تا 1/17 گرم فيبر , 1/9 تا 5/11 گرم ون. خرده هاي بتايين يونجه تشکيل شده اند از :785%  استاکادرين ،63./. کالين و 0069% درصد تري متالمين و 0052% بتايين . پيورين هاي تشخيص داده در يونجه به  شرح زيرمي باشد: آدنين, گوانين، گزانتين، هيپوگزانتين , پريمدين, ايزوسايتسين, ريبوزيد آدنوزين، گوانوزين، اينوزين و سيتيدين. اين فاکتورها رشد bacillus Subtilis را تسريع مي کند. سه ترکيب که در عصاره يونجه فراوان است عبارتند از آدنين (%17/ ) آدنوزين (% 25/) گوانوزين(%36/). اگر غلظت نيترات بيشتر از 2% باشد ممکن است به دام آسيب برساند. يونجه نشکفته يا نارس در رشد بهاري خود 18% نيترات داردکه اين ميزان به تدريج در مرحله غلاف گذاري به 12 درصد کاهش مي يابد . يونجه نشکفته در رشد تابستاني 32% درصد نيترات دارد که به تدريج  در هنگام غلاف گذاري به 17درصد مي رسد.تخمير N سنگين ممکن است نيترات را تا يک درصد افزايش دهد. طبق بررسي انجام شده (در چهارمين همايش سالانه يونجه) مقادير زير براي يونجه خشک بدست آمده : 1/5 گرم آرگينين , 16 گرم N, 1/3 گرم سيتين و متيونيين , 5/1 گرم هيستيدين , 2/4 ليسين, 6/4 گرم فنيالين,1/4 گرم تريونين, 5/1 گرم نريپتوفان و 6/4 گرم والين . تحقيق ديگري نيز مقادير زير را بيان کرده :

50/3 g آرگينين,5/g1 هيستيدين, 2/4g ليسين, 5/51g  تريپتوفان, 1/4گرم فنيالين، 3/1 گرم متيونيين, 5 گرم تريونين, 9/7 گرم ليوسين,3/4g  ايزوليوسين و 6/4   gوالين. گزارش ديگری ميزان ليپيدهاي ناخالص را با 2/5 % از وزن خشک کلي و با 11% اسيدهاي چرب، 1درصد ديگلوكتوليپيد, 16 درصد مونوگلوکتوليپيد, 8 درصد فسفوليپيد, 44 درصد نوترال ليپيد و 12 درصد ساير موارد. در کلروپلاست ها, اسيدهاي لينوليک, لينولنيک و پالمتيک اسيدهاي غالب هستند در حاليکه ميزان اسيدهاي اوليک و استريک پايين است. تري گليسريد يونجه کوبيده شده شامل : 9/16 درصد اسيد لينوليک, 20/32 درصد اسيد لينولنيک و31 درصد اسيد اوليک و 9/19 درصد اسيدهاي چرب اشباع شده مي باشد. جز فسفو ليپيد( 24 درصد يونجه خشک بلغور) شامل 2/35 درصد اسيدلينولنيک و 8/36 درصد اسيداوليک، 7/14 درصد اسيدلينوليک  و 3/13 درصد اسيدها اشباع شده مي باشد. در هر 100 گرم يونجه خشک خوب 138 تا 198 ميلي گرم کارين وجود دارد.

در هر 100 گرم بلغور يونجه 21 ميلي گرم  spinasterol ـ A وجود دارد. 99% از جزء گزانوفيل يونجه تازه شامل 5 گزانوفيل مي باشد. يعني 40 درصد لوتين , 34 درصد ويولکستنين , 19% نئوگزانتين و 4درصد کريپتوگزانتين و 2درصد زي اگزانيتن . مواد فرار شناسايي شده يونجه عبارتنداز: استن, بائنون, پروپنال, پنتنال2- متيل پروپنال و 3- متيل بوتنال.

 نمونه هاي علفي استراليا در مراحل اوليه و ثانويه گل دهي شامل ترکيبات زير مي باشد: 3/. و 4/. درصد گلوکز و 3/. و 3/. درصد فراکتوز, 5/2 و 7/2 درصد ساکروز و 6/. و 6/. درصد اليگوساکاريد. غلظت تانين بين 7/2 و 8/2 درصد گزارش شده است. در يونجه چنين کامستان رخ مي دهد: 4- 0- ميتل کامسترول3- متي اکسي کامسترول , لوسرنول, مديکاگل, سيتيدل , تري فوليول و 11 و 12 دي متي اکسي -7- هيدروکسي کامستان.

 سازنده هاي معدني آن بدين ترتيب است: کلسيم (cao) 80/2 گرم, فسفرو (p²o5) 74% , پتاسيم (k²o) 11/4 , سديم (na²o) 35/. و منيزيم(mgo) 44/. و عناصر کم نياز : باريم , کرميم , کبالت, مس, آهن, سرب, منگنز, موليبدن, نيکل, نقره, استرانتيوم, قلع, تيتانيوم, واناديوم و روي. يونجه منبعي است سرشار از ويتامين هاي A و E و B کاروتين 24/6 درصد تيامين 15/. ريبوفلاوين 46/. ,  نياسين 81/1 , و a ترکوفرول 23/15 ميلي گرم در هر 100 گرم يونجه . اسيد پنتوتنيک , بيوتين, اسيدفوليک ,کالين, اينوزيتول, ويتامين B12 و نيز در يونجه موجود مي باشند. يونجه تر سرشار از ويتامين C  است (mg178) اما هنگامي که خشک مي شود 80 درصد آن را از دست مي دهد. فلاؤن , تريسين که از حرکت بافت نرم جلوگيري مي کند. نيز يكي از تركيبات آن است . طبق گزارشات يونجه شامل اسيدسيتريک, اسيد ماليک, اسيد اکساليک و اسيد مالونيک مي شود. و اسيدهاي ماکينيک, فاموليک, شيکيميک و کوئنيک نيز به مقادير اندک موجود مي باشد. آنزيم هاي موجود در يونجه :  آميلاز, امولسين,کالوگاز, پروکسي داز, اپيرپسين, ليپاز, اينورتاز و پکتي ناز. سازنده هاي متفرقه ديگري که در يونجه وجود دارد عبارتنداز: ساپونين(بيشتر يا 2-5%), آلکوييد 1- استاکادرين(19%) که در دانه ها هم وجود دارد دوکتون, ميرستيون(C27 H54O) و آلفالون(C21 H42 O) .

 يونجه خشک شامل ويتامين هاي زير مي باشد: ويتامينA  وIU 3013,  تيامين، 29% ميلي گرم, ريبوفلاوين 37/1 ميلي گرم, نياسين 84/3 ميلي گرم, اسيد پانتوتنيک 78/1 ميلي گرم, بيوتين 018% ميلي گرم, ويتامينD و iu 19905 , ويتامينE  60/2 ميلي گرم در هر 100 گرم يونجه. يونجه و ترکيبات يونجه و علف، سيلاژ بسيار خوبي را به وجود مي آورند. وقتي يونجه به تنهايي استفاده مي شود اگر ملاس به آن بيافزائيم تخمير افزايش مي يابد. يک سيلاژ خوب با برشهاي پلاسيده بدست مي آيد. گاوها و گوسفنداني که يونجه تنها منبع غذائيشان است معمولاً نفخ مي کنند علت نفخ دقيقاً مشخص نشده اما ممکن است با افزودن غله و علوفه غله اي به يونجه خشک و يا استفاده از چراگاههاي يونجه – علف از بروز نفخ جلوگيري مي شود . علوفه اي که در زمان گل دهي برداشت مي شود و در زمين خشک مي شود كمتر ايجاد نفخ مي کند.

 راه هاي مختلفي براي تهيه عصاره و نوشيدنيهاي يونجه برای مصرف انسانی وجود دارد: مثلاً از بين بردن بو و مزه خاص يونجه و حذف فيبر آن. تهيه  يونجه بدون فيبر به اين ترتيب است که ابتدا برگهاي ترد را در آب سرد مي خوابانيم، سپس آن را آسياب کرده و کاملاً آب آن را مي گيريم ، بعد از فشردن، آن را در خلأ خشک مي کنيم. محصول بدست آمده شامل مواد زير است : پروتئين 2/42 , فيبر 86/., افشره بدون 7- 69/3 , ون 2/13, کلسيم 90/1 , فسفر 52/. درصد , کاروتين 1/110 ميلي گرم ويتامين 15/1 ميلي گرم. 

 عسل يونجه مقادير زير را در بر دارد: آب 56/16 , شکر تبديل شده90/76 , ساکروز 42/4 , دکسترين 34/, پروتئين 11/.، اسيد 08/. و ون 07/. درصد، دانه هاي يونجه شامل 7/11 درصد رطوبت, 2/33 درصد پروتئين , چربي 6/10 درصد, افشره بدون نيترات 32 درصد, فيبر 1/8 درصد و ماده معدني 4/4 درصد

 

 برنامه چراي چرخشي: 

اولين چرا بايد بعد از اولين برداشت در مراحل اوليه گل دهي باشد.

- بهتراست چرا در اوايل بهار باشد زيرا گياه تا 5يا 6اينچ بلندي دارد.

- خوردن 3تا 4 اينچ گياه براي دام كافي است.

- چريدن مكررتا 3 اينچ از طول گياه ميزان علوفه را در دفعات بعد افزايش مي دهد.بلند رها كردن گياهان در چراگاه باعث آفت زدگي مي شود و از رشد مجدد آن جلوگيري مي كند .

معمولا يك گله گاو شيرده حدود يك ساعت در زميني از يونجه مي چرد و سپس زمين عوض مي شود

در چراي چرخشي بايد اندازه هاي چرا در طول فصل چرا تعديل شود.

در سيستم سابق چراي چرخشي حداقل 6تا 8 زمين يا قطعه چرا نياز مي باشد ،يك زمين دو تا سه روز قابل چريدن است. سپس گله را به زمين ديگري مي برند در تابستان 12تا 16قطعه چرا ، انتخاب مديريتي چرا ا افزايش مي دهد . بسته به اينكه چه فصلي از سال باشد يك قطعه چرا بعد از 21تا31روز دوباره آماده مي شود.

چراي تكه اي باعث مي شود كه هر روز قطعه جديدي براي چرا وجود داشته باشد. با اين روش مي

ن اندازه چراگاهها را با تغيير فصول تنظيم كرد. در اين روش دام به مدت 3 ساعت ميزان كمي از يونجه را مي چرد و سپس بقيه روز را در چراگاه دائمي به سر مي برد . بدون در نظر گرفتن نوع سيستم چرا ، يونجه را بايد از صدمات احتمالي سرماي زمستان محافظت كرد. گله را پيش از اولين سرماي از چراگاه جدا كنيد . اين عمل باعث مي شود كه گياه قبل از اينكه وارد زمستان شود ، يك بار ديگر ريشه هاي خود را تقويت كند.

نفخ موضوع ديگري است كه در چراي يونجه بايد به آن توجه داشت . نفخ از زميني به زمين ديگر فرق دارد حتي مي تواند منجر به مرگ گاوهايي شود كه از يونجه تغذيه مي كنند . درجا  اين چند راه كار ارائه مي كنيم كه ميزان نفخ را كاهش مي دهد:

1)قبل از اينكه دام را به چراگاه يونجه ببريد آن را با علوفه ديگري ويا با يونجه خشك تغذيه كنيد.

2) در ابتداي كار مدت زمان چراي يونجه كم باشد.

3)در طول چرا ،يونجه خشك در دسترس باشد.

4) در روزهاي باراني و سرد مراقب گله باشيد.

5)   به محض اين كه دام به چراي يونجه عادت كرد، نبايد اين برنامه تغيير كند.يعني اجازه دهيد دام هر روز بچرخد.

از علفهاي باغ نيز به عنوان يك غذاي جانبي استفاده كنيد

زيرا 50-25 % از اين علف ها ميزان نفخ را كاهش مي دهد.

 

جلوگيري ازچرا:

 

نفخ درگاوهايي كه از مرتفع يونجه مي چرند:

 

يونجه يكي ازعلوفه هاي مغزي رايج ودر دسترس است وبه عنوان علف يا سيلاژدرجيره هاي گاوهاي گوشتي وشيري استفاده مي شود. اما كاربرد چراندن گاوهاي گوشتي در يونجه زارها محدود گشته است زيرا يونجه باعث نفخ مي شود.

هنگام چرا در چراگاه، يونجه سطوح توليد گوشت گاورا حفظ مي كند كه با وضعيت توليدي كه در تغذيه دستي( تغذيه توسط خودما) كسب مي شود قابل مقايسه است. چرا درمرتع يونجه خالص بيش از دو برابر پتانسيل در آمدحاصله از چرا گا ههاي علوفه هاي خانواده لگو مينوزه(يا چندساله) دارد. بازده 1371 پوند گوشت گاو در هر جريب( ACRE ) ازچراگاه هاي يونجه گزارش شده است. بخاطر ارزش تغذيه اي آن ،يونجه بايد جزء عمده اي از سيستم توليد گوشت گاو باشد. حتي اگر يك دوم يونجه مرتفع از بين برود يا مورد استفاده واقع نشود، هنوز ارزش يونجه بيشتراز علوفه هاي يك ساله(GRASS) است زيرا توليد علوفه در واحد سطح ونقش آن در تثبيت نيتروژن خاك بيشتر است.

شناخت گياه وفيزيولوژي حيوان برابر برنامه مديريت مراتع يونجه حائز اهميت است.

علائم نفخ:

ورم سمت چپ حيوان  ٭ ادرار مكرر وناقص٭ لگد زدن به شكم خودش

مباني نفخ:

گاوها نشخوار كننده اند-حيواناتي اند چهار معده اي . در نشخوار كنندگان ،هضم از شكمبه ،جايي كه باكتريها و آنزيم ها ماده ي گياهي را مي شكنند شروع می شود. بخاطر ويژگي هاي يونجه ، سرعت هضم آن 5 تا10 برابر ساير علوفه هاي ديگر است .اين هضم سريع اندازه  ذرات گياه را به سرعت كم مي كند وسرعت حركت ماده نيمه هضم شده از شكمبه به بقيه مسير گوارشي را افزايش مي دهد. اين سرعت فعل و انفعال شكمبه را افزايش مي دهد كه حيوان را قادر مي سازد تا مقدار بيشتري علوفه مصرف كند . اين مساله مسئول افزايش توليد گاو در مرتع يونجه مي باشد . اما همچنين تاحدودي مسئول نفخ هم مي باشد .

درطي فرايند هضم ،گازهايي همچون دي اكسيد كربن و متان توليد مي شوند . اين گازها بطور طبيعي از طريق آروق زدن توسط حيوان رها مي شوند اما هنگامي كه هضم يونجه با سرعت رخ مي دهد ممكن است در شكمبه كف توليد شود كه ورودي شكمبه بسته شود و از رها كردن گاز توسط حيوان جلوگيري مي كند . اين گاز مي تواند باعث توليدفشار به ريه شود كه به نوبه خود باعث مشكلات تنفسي ودرنتيجه مرگ مي شود .

خطر نفخ زماني بالاست كه يونجه در مراحل اوليه رشد و شكوفه دهي است . دراين مرحله ازرشد وساختمان پروتئين قابل حل گياه آنرا به شدت قابل هضم مي سازد . همچنان كه گياه رشد وتكامل مي يابد ضخامت ديواره سلول زياد مي شود و سطح پروتئين محلول كاهش مي يابد .زماني كه يونجه  15تا20درصد مرحله شكوفه دهي را مي گذراند ، خطر نفخ به مقدار قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد هنگامي كه دوره شكوفه دهي كامل مي شود ويا پس از آن ، ميزان هضم يونجه در شكمبه كاهش مي يابد و خطر نفخ كمتر مي شود . سطح پروتئين محلول درگياه ممكن است در اوايل روز بيشتر باشد ،كه براين اساس پيشنهاد مي شود كه گاوها را بعد از اينكه شبنم صبحگاهي پديدار مي شود به مرتع يونجه ببرند .

اين ديدگاه كه يونجه بعد از شبنم دهي باعث نفخ نمي شود ، نا درست است .      

 اگرچه اين فرضيه ممكن است به اين صورت باشد كه شبنم سطوح پروتئين محلول را كاهش مي دهد . يخ زدن مي تواند ديواره هاي سلولي گياه را بشكند و رهاسازي پروتئين محلول را درگياه افزايش دهد . در حاليكه خطر نفخ با يونجه يخ زده درطي زمان كاهش مي يابد ،يونجه يخ زده بايد به عنوان كاهنده نفخ ونه ايمن در مقابل نفخ محسوب شود .                                                      

به عنوان يك قانون كلي ، يونجه دو هفته بعد از يك  شبنم كشنده قوي مطمئن و ايمن

است .                                               

 

مديريت چرا در مرتع يونجه :

 

مصرف منظم و يكدست علوفه كليد مهمي در مديريت مراتع يونجه است . كنترل گاوها درمرتع يونجه هنر پر تحركي است وبايد با درك وشناخت عواملي كه مي توانند بر نوسان

مصرف يونجه تاثير بگذارند ، انجام شود .

گاوها تازماني كه ابتدا بطور كامل تغذيه نشده اند ، نبايد به مرتع يونجه فرستاده شوند .

تركيبي از يونجه –علوفه هاي ديگرخشك مي تواند شكمبه را پركند ، واز مصرف بيش ازحد يونجه تازه توسط گاوهايي كه تازه به مرتع يونجه مي روند ،جلوگيري مي كند .

اگر چريدن چرخشي به كار مي رود بايد مراقب بود كه حيوانات گرسنه بيش از حددر مرتع نچرند . گاوهايي كه در مرتع يونجه نچريده اند از علوفه هاي ديگر ( مثل علوفه هاي يكساله ، قاصدك ها ) در واقع كنار مرتع علوفه به ميزان ثابتي مصرف مي كنند . اين مساله ممكن است باعث برداشت نادرستي شود كه گاو ها دچار نفخ نمي شوند .در حاليكه علوفه هاي جايگزين در همان حالت باقي مي مانند و مصرف حيوان تركيبي از

علوفه ها مي باشد . اما همچنان كه علوفه هاي ديگر كم مي شوند ، يونجه بيشتري مصرف مي شود وخطر نفخ افزايش مي يابد واغلب مسئول نفخي است كه دو يا سه روز بعد از انتقال به مرتع جديد رخ مي دهد .

هنگام ورود به مرتع يونجه ،گله بايد در مرتع يونجه حفظ و مراقبت شوند . حيوانات اغلب نفخ خفيفي را در بدو ورود به مرتع يونجه تجربه مي كنند . اما اين شرايط با راه بردن حيوان

و خارج شدن گاز بر طرف مي شود . حذف حيوانات از مراتع و واردكردن دوباره آنها بعد از مدتي خطر نفخ را افزايش مي دهد . مگر اينكه تلاش اوليه چرا در مرحله رشد شكوفه يا قبل از شكوفه دهي انجام شده باشد . چگالي بالا، رقابت را براي بدست آوردن يونجه زياد مي كند و احتمال چرا تنها در بخش بالايي گياه را و ايجاد نفخ را كاهش مي دهد . عوامل محيطي همچون طوفان ها، هواي بيش از حدگرم، حشرات جونده كه چراي منظم درمرتع يونجه رامختل مي كنند، مي توانند الگوي مصرف راتغيير دهند وخطرنفخ را افزايش دهند. درطي اين دوره هاي باخطربالا، حيوانات رابايد ازلحاظ تظاهر علائم نفخ بيشتر مشاهده كرد زيرا اين شرايط اغلب منجربه نفخ هاي چندگانه يا جريانهاي نفخي مي شود. گاوها عموما 3 تا4وعده درروز در مراتع يونجه مي چرند. عمده وعده ها بعد ازطلوع آفتاب واوايل عصر مي باشد. نفخ معمولا يك ساعت تا يك ساعت ونيم بعداز وعده اصلي چرا رخ مي دهد. آشنايي با الگوهاي چرا در گاوها مارا قادر مي سازد تا اقداماتي مديريتي رابراي مشاهده حيوانات درطي بيشترين خطر نفخ طراحي كنيم .

نكات اضافي درمورد چرا در مرتع يونجه:

هرگز گاوها راصبح حركت ندهيد ساعت 2تا5 عصر بهتراست.

خطرحركت گاوها درطي باران به همان ميزان خطرحركت آنهادو روز ديرتر كه هوا گرم است نيست. زيرا تحت اين شرايط يونجه به سرعت رشد مي كند وخطرنفخ افزايش مي .   يابد.

مراتع داراي اسكيپ،امكان خارج كردن گله درشرايطي كه مرتع براي چرا ضعيف است فراهم مي كند.

كنترل چريدن گاوها مشاهده آنچه آنها مي خورند و مشاهده خوردن   تركيبات علوفه با يونجه

كاشتن علوفه درصورت نياز

چراي ممتد و پيوسته در يك چراگاه بعد از دو يا سه هفته خطرناك است چون بعد از دو تا سه هفته چرا، يونجه دوباره شروع به رويش مي كند.

 

 

فناوري جلوگيري از نفخ:

در حال حاضر فناوري هاي زيادي براي جلوگيري از نفخ آزمايش شده است. اگرچه بسياري از اين فناوري ها مي تواند خطر نفخ را كاهش دهند، اما هيچ كدام چراي يونجه مطمئن و ايمني را تصضمين كنند. راهبردهاي مربوط به آگرونومي(علم مرتبط با زمين) كه درحال بررسي اند شامل برداشت همزمان خانواده ي لگوم ها همچون sainfoin و شبدر پا گنجشكي به همراه يونجه. اقدام قطع يونجه و پژمرده شدن آن به ميزان 24 تا 48 ساعت قبل از چرا نيز به عنوان روشي اضافه جهت محافظت از نفخ كشف شده است.

مكمل هاي آب و غذا براي كاهش خطر نفخ به كار مي رود.CRC bolus-rumensin به مكمل هاي غذا اضافه مي شوند تا از نفخ جلوگيري كنند. آلفاشور(Alfasure) مايعي است كه به مخزن آب اضافه مي شود كه در صورت تنظيم منبع در پيشگيري از نفخ مؤثر است. آلفاشور يا ديكتول (Dioctol) ممكن است به طور مستقيم به شكمبه وارد شود تا نفخ را در حيوانات كاهش دهد.

نتيجه گيري:

خطر نفخ و افزايش كنترل خوراك مرتبط باآن به عنوان هزينه هايي در حيطه سطوح بالاي توليد و سود دهي مرتبط با چراي يونجه در نظر گرفته مي شود. همراه با توليد و پرورش گاو، در يك چراگاه روش هاي چراي علوفه بايد براي پذيرش مفهوم سطح تلفات مرگ مهيا شود. دانش تعاملات بين حيوان، گياه و عوامل محيطي كه منجر به نفخ مي شوند كليدي در چراي مفيد و اثر بخش يونجه به همراه حداقل تلفات مي باشد.

 

 

 

 

Refrence:

·         C.S.I.R. (Council of Scientific and Industrial Research). 1948–1976. The wealth of India. 11 vols. New Delhi.

·         Duke, J.A. 1981a. Handbook of legumes of world economic importance. Plenum Press. NewYork.

·         Duke, J.A. 1981b. The gene revolution. Paper 1. p. 89–150. In: Office of Technology Assessment, Background papers for innovative biological technologies for lesser developed countries. USGPO. Washington.

·         Duke, J.A. and Duke, P. 1975. Organic energy farms: Will they free us? Org. Gard. (Sept). 135–138. Reissued in D. Wallace. Energy we can live with. (Book Chapter).

·         Jenkins, B.M. and Ebeling, J.M. 1985. Thermochemical properties of biomass fuels. Calif. Agric. 39(5/6):14–16.

·         Palz, W. and Chartier, P. (eds.). 1980. Energy from biomass in Europe. Applied Science Publishers Ltd., London.

·         Parodi, L. 1964. Encyclopedia Argentina de agricultura y Jardinaria, Acme, Buenos Aires, 2 vols.

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

ارائه شده توسط: وهاب حيدري

دانشجوي سال آخر مهندسي كشاورزي – علوم دامي

پيش زمينه: براي كارايي توليد مثلي بهينه و عمر طولاني‌تر، تلسيه‌هاي گوشتي و گاو‌ها به صورت كارامد توسعه داده شده و مديريت شوند. اهميت زيادي دارد كه راهنمايي‌هاي عمومي براي توسعه و اصطلاح نژاد تليسه‌ها (CL745) و براي مديريت موفق توليد مثلي در گاو‌هاي جوان (C413) و گاوهاي بالغ (CL330) را دنبال كنيم.تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه اضافه كردن چربي‌ به جيره مي‌تواند ابزار مفيد مديريتي در بهينه كردن كارايي توليد مثلي باشد. ليپيد‌ها در دماي اتاق هم به صورت جامد (چربي) و هم به صورت مايع (روغن) وجود دارند. كلمه چربي در اين مقاله به عنوان يك واژه عمومي براي ليپيد‌ها بكار مي‌رود. توجه داشته باشيد كه اطلاعات زير در مورد اضافه كردن چربي به عنوان ابزاري براي دستيابي هر چه بيشتر به اهداف توليد مثلي است. چرا از چربي استفاده مي‌كنيم؟ صنايع شير و صنايع غذايي اولين گروه‌هاي اضافه كننده چربي به جيره‌هاي دام هستند. هدف افزايش ميزان انرژي جز براي افزايش توليد شير و گوشت بود. از اين رو توسعه راندمان توليد مثلي گاو بعضي اوقات ، گاوهاي شيري را در نظر قرار مي‌دهد. از اين لحاظ محققان در تغذيه گاو گوشتي و توليد مثل آن، اثرات افزودن چربي در راندمان توليد مثل گاوهاي گوشتي و تليسه‌ها را مطالعه مي‌‌كنند. چربي همچنين مي‌تواند يك منبع موثر در هزينه انرژي در دام باشد. به ازاي هر گرم پايه چربي 25/2 برابر غلات انرژي دارد، از اين رو توليد كنندگان نياز به تغذيه كمي‌ دارند. ( در انتهاي اين مقاله قسمت اقتصاد را ببينيد) چربي (درشكل روغن) گاهي اوقات در يونجه خشك نيز استفاده مي‌شود و براي توسعه خوشانيد بودن آن به جيره مخلوط افزوده مي‌شود كه كيفيت جيره را افزايش خواهد داد.

منابع و ملاحظات : تمام چربي به يك ميزان ايجاد نمي‌شود مثلاً چربي بالا استفاده نشده در جيره گاوها از منابع بسياري، شامل منابع گياهي (ذرات، دانه پنبه، سويا، آفتابگردان، سويا و گلرنگ ) و  حيواني (چربي و ماهي) تامين مي‌شود. چربي‌‌هاي تهيه شده از اين منابع از لحاظ شيميايي و بيولوژيك متفاوت هستند. اين چربي‌ها خواص متفاوتي دارند كه نه تنها در كارايي و استفاده بلكه در ايجاد پاسخ‌هاي حيواني نيز متفاوت هستند. روغن‌هاي گياهي كه برخي از آنها مقادير نسبتاً بالاي اسيد‌هاي چرب ضروري هستند، به نظر مي‌رسد بيشترين تاثير در راندمان توليد مثل گله‌هاي گاو و گوشتي داشته باشند. همچنين بايد توجه داشت كه محققان باور دارند كه تغذيه چربي نشخواري دو جنبه به اين چربي ‌ها نگاه كرد. يكي اينكه به سادگي از چربي‌ها براي افزايش انرژي استفاده كنيم. و ديگر اينكه چربي تغذيه باعث تغييرات خاصي در فيزيولوژي گاو بيش از افزايش انرژي در جيره مي‌شود. اين تغييرات خاص احتمالي هستند، اين به دليل تنظيم بيو شيميايي چربي‌ها است كه بر سيستم توليد مثلي حيوانات تاثير مي‌گذارد.

پاسخ‌هاي توليد و توليد مثلي: تحقيق در مورد چربي روي گاها‌ انجام گرفته است كه در اين تحقيق‌ها يك يا چيز گاو و يا به جاي آنها تليسه استفاده نشده است. چربي قبل و در زمان فصل توليد مثل و اصلاح نژاد به دام خوانده مي‌شود، و همچنين قبل و ملاحظه پس از گوساله زايي، اين پاسخ‌هاي آزمايش شده شامل اندازه گيري‌هاي مستقيم مثل وزن و نمره شرايط بدني، سن بلوغ، وزن تولد گوساله، فاصله گوساله زايي تا برگشت به محلي (فاصله پس از زايش) ، رشد غدد پستاني، توليد شير و وزن از شير گيري گوساله‌ها است. تحقيقات بيشتري نيز در رحم، تخمدان، ميزان هورمون و عملكرد مغز و اثرات بر روي جنين صورت گرفت. اگر چه كار روي افزودن چربي به جيره در برخي مواقع راندمان توليد مثل را افزايش مي‌دهد. اما بسياري اوقات اثري روي توليد مثل مشاهده شده است و گاه گاهي اثرات منفي نيز روي توليد مثل داشته است. درك اين كه چگونه چربي‌ها مي‌تواند بر توليد مثل اثر بگذارند و همچنين پيش بيني پاسخ‌ها بسيار مشكل است. به نظر مي‌رسد پاسخ حيوانات به ميزان زياد بستگي به نمره شرايط بدني (BCS و در قسمت Cl720 ببينيد) و در دسترس بودن تغذيه در جيره پايه ( مرتع با شرايط متفاوت) دارد. پيچيدگي سيستم توليد مثلي و تنظيم افزودن چربي نيز (اغلب توسط شرايط مديريتي و كيفيت علوم در تحقيقات و چه در موقعيت‌هاي معمول تغذيه اشتباه مي‌شود. به عبارت ديگر درك اينكه چه اتفاقي مي‌افتد و چگونه مي‌توان از طرح‌هاي مختلف تجهيز تغذيه به چربي استفاده كرد، دشوار است.

خلاصه تحقيق، جديداً تحقيق روي چگونگي افزودن چربي براي كسب مزاياي آن با هر كيفيتي از چربي كه بايد رانده‌ توليد مثلي را افزايش دهد انجام مي‌شود. كه اين بيش از نقش و مهم انرژي چربي است. محققان و گله‌داران در كارايي چربي در بهبود راندمان توليد مثلي خوش بين هستند. خلاصه‌اي از آزمايش‌هاي تحقيقي كه نتايج  راندمان رشد و توليد مثل تليسه‌هاي گوشتي و گاوهاي تغذيه شده با چربي را در زير خواهيد ديد. اين مثال‌ها براي توليد كنندگان كه متوجه استفاده از چربي در دامداري‌هاي معمولي هستند، ايجاد ديده مي‌‌كنند. پيش از گوساله زايي : افزودن دانه‌هاي گلرنگ به جيره تليسه‌ها به ميزان 8/7% جيره (4/4% جيره چربي) در يك روز گسترده زماني (سن 254 روزگي تا بلوغ) بر ميزان آبستني تليسه‌ها در مقايسه تليسه‌ها از شروع اصلاح نژاد و جفت‌گيري در تليسه‌هاي نر هر نورد تاثيري ديده نشد، اما در تليسه‌هاي نر لپرمونتز افزايش و در تليسه‌هاي نر ليموزين باعث كاهش شد، تغيير در سن بلوغ در پاسخ به افزودن چربي ممكن است به نژاد وابسته باشد .( Lammoglia و همكارانش ، 2000 )

ـ افزودن روغن سويا به ميزان 3% جيره به رژيم غذايي كه پايه آن علوفه بود (يونجه به علاوه روغن به صورت پاشيدن سطحي) به تليسه‌هاي قبل از بلوغ7 براي حدوداً 100 روز راندمان تغذيه را در يك آزمايش افزايش و در آزمايش ديگري در مقايسه با تليسه‌هايي كه به عنوان شاهد جيره آنها بر پايه ذرت بوده ديده شد. به علاوه در آزمايش دوم و نه در اولي، تليسه‌ها تمايل به آبستني زود هنگام در فصل جفتگيري داشتند. در اين آزمايش‌ها، افزودن روغن سويا در حد 6% راندمان تغذيه را در مقايسه با افزودن 3% روغن سويا كاهش داد. به علاوه افزودن 6% روغن تغييري در رشد يا راندمان توليد مثل در مقايسه با افزودن 3% روغن يا با جيره، شاهد ايجاد نكرد هيچ پيشرفتي در ميزان آبستني نهايي بين اين گروه‌ها ديده نشد (whitney و همكاران ، 2000) ـ تغذيه 1 پوند در روز از چربي محافظت شده (نمك كلسيم روغن خرما، 5% چربي در جيره) به تليسه‌هاي خوب رشد يافته (1036 پوندوزن) از شروع سومين  دوره آبستني تا پايان سومين محلي پس از گوساله، زمان گوساله زايي تا اولين محلي را افزايش داد. به اين دليل چربي تاثير منفي روي توليدمثل دارد. (oss و همكارانش ، 1933( افزودن دانه‌هاي گلرنگ به ميزان 5/1 پوند در روز (Lammogliu و همكارانش ، 1997) ـ افزودن دانه‌هاي سويا آفتابگردان يا گلرنگ (8/3، 1/5 ، 7/4% چربي در جيره) براي 65 روز نهايي قبل از گوساله زايي ميزان آبستني (90، 91، 94%) در تليسه‌هاي شكم اول در مقايسه با تليسه‌هاي شاهد (79%) كه رژيم با انرژي متعادل (4/2 چربي) داشتند افزايش داد. در آزمايش دوم، افزودن دانه‌هاي آفتابگردان (5/6 چربي در جيره) در 68 روز آخرش از گوساله زايي ميزان آبستني بعدي را در مقايسه با جيره كنترل 2/2% چربي، افزايش نداد. تفاوت اساسي بين دو مطالعه در دسترس بودن علوفه بود. هنگاميكه تغذيه مناسب در دسترس باشد، اثرات افزودن چربي ممكن است پوشيده شود (Bellow و همكارانش، 2001) .

پس از افزايش 1ـ تغذيه 5/0 پوند در روز چربي محافظت شده (نمك كلسيم روغن خرما، 7/4% چربي در جيره) به تلمبه‌هاي شكم اول (با BCS 5) براي 30 روز بلافاصله پس از گوساله‌زايي ميزان پروستاگلاندين سودمند پس از گوساله‌زايي را افزايش داد. اما هيچ پيش رفتي در روزهاي اول مخطي يا ميزان آبستني ديده نشد. (Filley و همكارانش، 2000).

افزودن سبوس برنج (2/5 درصد چربي در جيره) از روز اول تا 50 پس از گوساله‌زايي، ميزان گوساله‌زايي در گاوهاي بالغ در مقايسه با گاوهايي  كه جيره شاهد (7/3% چربي در جيره) دريافت كرده بودند را افزايش داد. BCS گاوها 6 تا 7 بود. (De Fries و همكاران، 1998). ـ تغذيه 8/1 پوند در روز سبوس برنج (1/5% چربي در جيره) به گاوهاي با BCS 6 در اولين روز پس از گوساله‌زايي ميزان كل بازگشت به محلي را در روز 60 پس از گوساله‌‍ايي در مقايسه با گاوهايي كه جيره شاهد با انرژي يكسان دريافت مي‌كردند را افزايش دارد. از اين رو جيره حاوي سبوس برنج بالا از الوسيد راندمان توليدمثل را كاهش مي‌دهد. (Webb و همكارانش، 2001). ـ افزودن پودر ماهي به تليسه‌هاي شكم اول به ميزان 5% ماده خشك مصرفي (حدود 1 پوند، 4% چربي در جيره) از اول 25 روز قبل از فصل جفتگيري و ادامه آن تا 90 روز فصل جفتگيري اولين ميزان گرايي تلقيح مصنوعي را در مقايسه با تليسه‌هايي كه پودر گلوتن ذرت به ميزان 7/8% ماده خشك مصرفي (7/3% چربي در جيره) افزايش داد. از اين رو ميزان آبستني كل تفاوت نكرد. (Burns و همكارانش، 2002). ـ افزودن  1 پوند پودر ماهي به جيره تليسه‌هاي شكم اول كه در مرتع چرا مي‌كنند از 25 روز قبل و ادامه دادن آن به مدت 70 روز در فصل جفتگيري اولين پذيرش سرويس يا ميزان آبستني كلي را در مقايسه با تليسه‌هايي كه به تنهايي علوفه مصرف مي‌كنند. افزايش نداد. تمام گاوها BCS و وزن يكسان با شرايط كارايي توليد مثلي خوب داشتند. (Burns و همكارانش، 2002). ـ افزودن حدود 3 پوند دانه پنبه (5/5% چربي در جيره) 30 روز قبل از فصل جفتگيري تعداد سيكل‌هاي گاو در شروع فصل جفتگيري را 18% افزايش داد.

BCS كمتر از 4 و با اين تغذيه و با اين وزن بدن و BCS كه افزايشي نداشت، احتمال ندارد، پاسخي به افزودن چربي جيره كوتاه‌مدت (كمتر از 20 روز) در دوره پس از گوساله‌زايي باشد. (Ryan و همكارانش، 1994).

خلاصه تحقيق: براساس آزمايش‌هاي تحقيقي بالا، نتايج مثبتي در استفاده چربي به ميزان 4 تا 5% كل چربي در جيره (براساس ماده خشك) بدست آمد. روغن‌ها نيز در يونجه قابل پاشيدن در سطح هستند، در حاليكه ديگر منابع چربي قابل مخلوط كردن بوده به ميزان 5/0 تا 1 پوند از ديگر افزودني‌ها را دربرمي‌گيرند (پودر سويا، براي مثال). حدود 30 تا 60 روز بنظر مي‌رسد در زمان مناسبي براي افزودن باشد كه شامل زمان‌هاي نمو تليسه، پيش از گوساله‌زايي، پس از گوساله‌زايي وايا پيتس از دوره‌هاي جفتگيري مي‌شود. گاوهاي جوان در حال رشد بنظر مي‌رسد در بيشترين پاسخ به افزودن چربي را بدهند. يك موقعيت مناسب براي افزودن چربي ممكن است زماني باشد كه چراي مراتع يا ديگر شرايط محدود است. تغذيه چربي اضافي به تليسه‌هاي خوب رشد كرده يا گاوهاي داراي شرايط خوب در هنگام چراي مناسب يا ديگر منابع مشابه ممكن است زياد سودمند نباشد. در گاوها يا تليسه‌هاي با رشد بسيار خوب و BCS > 4، پيشنهاد مي‌شود. تغذيه مرسوم براي رفع نيازهاي غذايي براي افزايش وزن و بهبود BCS استفاده شود. چربي مي‌تواند بخشي از جيره باشد، اما هدف استفاده از چربي بعنوان يك منبع انرژي است، نه به عنوان تغذيه‌اي براي افزايش توليد مثل.

تغذيه و بكارگيري راهنمايي‌ها: چربي‌ها قابليت هضم بالايي دارند. (حدود 80% قابليت هضم). از اين رو ميزان بالاي چربي در جيره پتانسيل تأثير منفي بر هضم فيبر دارد و جذب كلسيم را با تشكيل نمك‌هاي كلسيم از اسيدهاي چرب كاهش داد. و نياز به ويتامين E را افزايش مي‌دهد (NRC، گاوهاي گوشتي 1996).

بطوركلي مقدار چربي در جيره‌هايي كه غالبا براساس علوفه است نبايد بيش از 6% جيره كل براساس ماده خشك باشد. به دامداران توصيه مي‌شود تا كلسيم كافي در جيره لحاظ كنند و از ميزان ويتامين E يا افزايش احتياجات اطمينان حاصل كنند (CL381) خصوصاً هنگاميكه از روغن‌هاي غيراشباع استفاده مي‌شود. تمام دانه‌هاي گلرنگ نياز به فرآوري براي بهبود قابليت هضم دارند. محققان به توليدكنندگان توجيه مي‌كنند كه حدود 90% از پوست دانه‌ها بايد برداشته شود تا اثر كاهش دهنده روي روغن نداشته باشد. (Lammogila و همكارانش، 1999). ليپدهاي فرآوري شده در دماي اتاق هم بصورت مايع و هم جامد وجود دارند بنابراين انتقال و ذخيره چربي‌ها فرق مي‌كند. برخي چربي‌ها نياز به ذوب شدن قبل از مخلوط كردن با جيره دارند، بخصوص در محيط‌هاي مرد. حفظ رطوبت تانك ذخيره كمتر از 5/1% آب مهم است، از اين رو چربي، فاسد نمي‌شود. (Zinn و همكارانش، 1995). توليدكنندگان بايد ميزان گوسيپول در تمام پنبه دانه‌ها را چك كنند. بعلاوه تمام دانه‌هاي سويا حاوي تركيبات استروژن هستند. از اين رو هيچ اثر معكوسي روي توليد مثل در هنگام تغذيه دانه سويا به گاوها و تليسه‌هاي بالغ گزارش نشده است.

اقتصاد: توليدكنندگان دام در تكميل آناليز هزينه‌هاي چربي تغذيه به دام تشويق شدند. پيشنهادها براي ارزيابي به قرار زير است: 1ـ هزينه افزودن چربي به دانه غلات (براي مثال ذرت) براساس ارزش از لحاظ منبع انرژي را مقايسه كنيد. 2ـ به ارزش افزوده چربي براي بهبود راندمان توليدمثلي توجه داشته باشيد. 3ـ هرگونه تفاوت در حمل و نقل، ذخيره و هزينه‌هاي جابجايي افزودني‌ها را لحاظ كنيد. اگر توليدكنندگان دام به سادگي بخواهند از چربي به عنوان منبع انرژي استفاده كنند نياز به توجه به موارد زير دارند:

ـتفاوت‌هاي درصد كلي چربي (مثلاً 90% براي روغن‌ها، 11% چربي در پودر ماهي) در افزودني‌‌ها را به حساب آورند. ـارزش انرژي (TDN) و ديگر استخراجات (EG) يا چربي خام در جدول‌هاي تغذيه آمده است كه مي‌تواند براي تهيه كنندگان تغذيه در دسترس باشد. ـتوجه داشته باشيد كه چربي 25/2 برابر كربوهيدارت‌ها يا قندها انرژي توليد مي‌كند. براي مقايسه هزينه انرژي براي تغذيه با مقادير متفاوت از چربي (با ديگر مواد غذايي) ميزان دلار هزينه شده در هر پوند چربي يا هر پوند TDN را محاسبه كنيد. محاسبات مثال و مقايسه هزينه‌هاي تغذيه براساس محتواي ماده غذايي در CL309 را مقايسه كنيد. ـبسته به تغييرات ايجاد شده، نسبت چربي اضافه شده، ممكن است حاوي پروتئين بيشتر يا كمتري نسبت به جيره اصلي باشد. گاهي اوقات افزودن چربي و نه هميشه حاوي پروتئين است. غلات هميشه 12% پروتئين و پودر سويا يا حدود 47% پروتئين دارد. ـ از نسبت بالانس تغذيه خود اطمينان حاصل كنيد. هزينه جيره كل را با مقدار مناسب تنظيم كنيد. مجموع كردن منافع اقتصادي از هر گونه تغيير در راندمان توليدمثلي كاري دشوار است.

براساس اطلاعات اين مقاله، توليدكنندگان دام بايد از بهترين تشخيص‌ها براي ارزيابي هر پتانسيلي در گله‌هاي خود استفاده كنند تا از مزاياي افزودن چربي بهره‌مند شوند. مثال زير را ببيند.

مثال: يك گروه از 100 گاو جوان در وضعيت مناسب تا شرايط بدني پايين نزديك به گوساله‌ها هستند. سال بعد، و فصل چراي آن، خشكسالي پيش‌بيني مي‌شود. تا تصميم بگيريد كه از تمام دانه پنه خود (WCS) براي كمك به بهبود موفقيت توليدمثلي در گله استفاده كنيد. (خلاصه تحقيق بالا را ببنيد.) در 30 روز قبل از شروع فصل جفتگيري، تغذيه هر 100 گاو با 3 پوند WCS را شروع كرده كه به 12% افزايش در تعداد سيكل‌هاي گاوها در شروع فصل جفتگيري مي‌رسيد. در نتيجه گاوهاي بيشتري نسبت به هميشه جفتگيري مي‌كنند.

a)هزينه‌هاي تغذيه: 60)دلار هوش WCS. 3 پوند براي هر گاو * 100 گاو * 30 روز= 9000 پوند يا 5/4 تن WCS، 5/4 تن * 160 دلار هر تن = 720 دلار براي تغذيه

b)منافع تغذيه: 12% از گاوهاي شما 30 روز زودتر از معمول جفتگيري مي‌كنند. در 100 گاو، 12 گوساله 30 روز زودتر بدنيا مي‌آيند و بنابراين در از شيرگيري مسن‌تر هستند. تمام 12 گوساله 5/2 پوند در روز براي اين 30 روز اضافه، اضافه وزن داشته و به ازاي هر CWT 100 دلار به فروش مي‌رود. درآمد و سود اضافي = 12 گاو * 5/2 پوند در روز * 30 روز * 1 دلار به ازاي هر پوند = 900 دلار

c)سود بدست آمده جداي از هزينه تغذيه = 900 ـ 720 = 180 دلار

d)ديگر حساب‌ها را نيز انجام دهيد تا براي هر تغذيه كم شده (يا اضافه شده) از نسبت و جيره نهايي را حساب كنيد.

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام

 الف - علوفه ‏ها

    هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

    يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مى‏شود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوته‏ها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است.

    علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دليل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زياد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مى‏شود. براى جلوگيرى از خارج‏شدن سريع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از اين علوفه استفاده مى‏كنند.

    كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذايى زيادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دام‏ها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مى‏گيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراك‏هاى ديگر به دام‏ها داد.

    اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد.

    سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر اين علوفه‏ها، آنها را سيلو مى‏كنند.

    ب - خوراك‏هاى فشرده شده يا كنسانتره دامى

    علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هايى كه از رشته‏هاى كمى تشكيل شده‏اند رإ؛

 

»ل خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گويند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميل‏كننده‏هاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مى‏شود.

    براى برطرف‏كردن نياز غذايى دام‏هايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

    به دامداران عزيز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مى‏كنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

    براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مى‏توانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، مناسب است.

    مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين ماده‏ها مقدارى كربنات كلسيم يا دى‏كلسيم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

 نكته‏هاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره

    براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مى‏رسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نياز غذايى اين دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد.

    براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

    تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مى‏شود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

    علوفه‏هاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.  

 

    براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود. در اين حالت بايد از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

 دستور تهيه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى

    مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دام‏ها بگذاريد.

 فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف

    همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذايى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

    الف - گاوهاى شيرده:

اين گاوها به دليل توليد شير، خوراك‏هايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است.

    مقدار خوراك براى اين دام‏ها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مى‏دهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد.

    در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود.

 ب - گاوهاى خشك آبستن

    در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كم‏كم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتيجه، سخت‏زايى و بيشترشدن هزينه‏ها را به دنبال دارد.

    دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفه‏هاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد.

    ج - گوساله ‏هاى پروارى

    سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراين گوساله‏ها به خوراك‏هايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفه‏هايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسيم‏دار ضرورى است.

    اضافه‏وزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

    سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوساله‏ها رشد ابتدايى خود را انجام داده‏اند. در نتيجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها بايد از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

    آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود.

 استفاده از ضايعات در تغذيه دام

 نان خشك

    خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آيد. اين خوراك براى دام‏هاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتى‏هايى مى‏شود.

    چون نان‏هاى خشك به طور صحيح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مى‏شوند، كم‏كم از  ديواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستيكى نيز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

 سبوس برنج

    نوع درجه يك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دام‏ها مفيد است. اما نوع‏هاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

 ملاس

    اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كم‏كم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

    استفاده از ضايعات براى كم‏شدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتى‏هاى شديد گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفى‏جات ديگر بايد كم‏كم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كم‏كم قطع شود.

 روش غنى‏سازى كاه

    به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنى‏سازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مى‏ريزند و فشرده مى‏كنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مى‏پوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

 مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه

 ملاس 4 تا 10 كيلوگرم

 كاه 100 كيلوگرم

 آب 50 تا 80 ليتر

 اوره 4 كيلوگرم

  فايده‏هاى غنى‏سازى كاه

 1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مى‏شود.

 2- پروتئين كاه بيشتر مى‏شود.

 3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

 4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مى‏شود.

  نكته‏هاى مهم در تغذيه دام

 

1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه  غنى‏شده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم اين مقدار را بيشترى مى‏كنند.

    2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود.

    3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنين حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مقدمه

کنجاله کلزا یکی از منابع پروتئینی است که در سالهای اخیر به عنوان بخشی از جیره یا تنها منبع پروتئینی در جیره گاوهای شیری مورد استفاده قرار می گیرد. کنجاله کلزا یک منبع عالی هیستیدین، متیونین، سیستئین و ترئونین می باشد که در میان دیگر منابع پروتئینی بهترین توازن اسیدهای آمینه را دارا می باشد(2) . این کنجاله بالاترین اسکور پروتئین شیر که وابسته به ترکیب اسید آمینه ای منبع پروتئین در مقایسه با ترکیب اسیدهای آمینه پروتئین شیر می باشد را در بین دیگر منابع پروتئینی (به استثنای کنجاله ماهی 75 %) به خود اختصاص می دهد (69 % در مقایسه با کنجاله سویا با 46 %) (2). مصرف کنجاله کلزا تا قبل از سال1970میلادی به دلیل مقدار بالای گلوکوزینولات آن محدود بوده است ،اما با تولید ارقام اصلاح شده با گلوکوزینولات کم، مصرف آن افزایش یافته است و در اکثر موارد هیچ اثر سوئی بر مصرف، تولید شیر، سلامتی و باروری دیده نشده است(3).

مواد و روش ها

این طرح در واحد گاوداري دانشكده كشاورزي دانشگاه فردوسي با استفاده از 14  49) روز ودرقالب طرح کاملاَ تصادفی انجام شد±راُس گاو شيري هلشتاين شكم اول وچند شكم زايش و ميانگين روزهاي شيرواري (21/13 . جيره ها براساس پيشنهادات  AFRC(1995) و پس از محاسبه ضرایب تجزیه پذیری براي گاو هاي شيري در اوايل شيردهي تنظيم شدند. جيره ها داراي پروتئين خام برابر بودند. به اين ترتيب تيمار يك حاوی 95/10درصدماده خشک جیره ،کنجاله سویاو تيمار 2 حاوي85 /10% کنجاله کلزا و 41/1 % کنجاله سویا بودند. در شروع آزمايش گاوها به مدت 7 روز براي عادت پذيري به شرايط سالن تحقيقاتي با جيرۀ معمول گاوداري تغذيه شدند، و سپس به مدت 7 هفته با تيمارهاي آزمايشي تغذيه شدند. خوراك گاوها دو مرتبه در روز در ساعت 8 صبح و 6 بعدازظهر به صورت جيرۀ كاملاً مخلوط (2TMR) در حد اشتها در اختيار حيوانات قرار گرفت. باقيمانده خوراك ها به طور روزانه جمع آوري شد. آب به صورت آزاد در اختيار دام ها قرار داشت. توليد شير هر گاو به صورت روزانه ثبت شد، و از شير به صورت هفتگي نمونه گيري شد. به منظور تهيه نمونه شير از سه نوبت دوشش روزانه نمونه گيري شده و سپس بر اساس نسبت حجم توليدي با يكديگر مخلوط شدند چربي، پروتئين، لاكتوزو مواد جامد فاقد چربی با استفاده از دستگاه ميلكو اسكن (Foss Electric, Conveyor 4000) و در آزمايشگاه جهاد دانشگاهي مشهد تعيين شد. ميزان نیتروژن اوره ای شير با استفاده از محلول شفاف با روش آنزيمي- نورسنجي ( كيت زيست شيمي ) توسط دستگاه اسپكتروفتومتر CECIL 1021 اندازه گيري شد. براي به دست آوردن نيتروژن اوره اي شير اوره به دست آمده بر عدد14/2 تقسيم گرديد. تجزيه و تحليل يافته هاي حاصل توسط روش اندازه گيري تكرار شده در واحد زمان و با استفاده از رويه Mixed در نرم افزار آماري SAS (2000) انجام شد.

جدول 1. ترکیب شیمیایی جیره های آزمایشی

تركيب مواد مغذي جيره

تیمار یک

تیمار دو

پروتئين خام (%)

16

16

انرژي قابل متابولیسم

(مگا ژول در كيلوگرم ماده خشك)

8/11

8/11

NFC (%)

29

29

NDF (%)

3/34

3/34

ADF (%)

5/17

5/17

کلسيم (%)

64/0

68/0

فسفر (%)

45/0

49/0

 نتایج و بحث

مصرف ماده خشک : میانگین مصرف ماده خشک برای دوتیماردرجدول2گزارش شده است. میانگین مصرف ماده خشک در دام هایی که از جیره حاوی کنجاله کلزا استفاده کردند در مقایسه با دام های تغذیه شده با کنجاله سویا کمتر بود (94/19در مقابل 54/20کیلوگرم در روز).گلوکوزینولات ها، تانن و سیناپین سه ترکیب فنولی موجود در کنجاله کلزا میباشند که مصرف خوراک و خوش خوراکی را تحت تأثیر قرار می دهند که در این بین اثر گلوکوزینولات ها محرزتر است. کمتر شدن مصرف ماده خشک درجیره حاوی کنجاله کلزا با نتایج بدست آمده توسط فیشر[2]وهمکاران(4)، موستافا2 و همکاران (9) مطابقت دارد.

تولید و ترکیبات شیر: مقادیر میانگین تولید و ترکیبات شیردرجدول 2 نشان داده شده است. میانگین تولید شیر در گاوهای تغذیه شده با کنجاله کلزا به مقدار جزئی کمتر از گاوهای تغذیه شده باکنجاله سویا بود اما این تفاوت از نظرآماری معنی دارنبود. نتایج این آزمایش ، نتایج بعضی از آزمایشات ( فیشر و همکاران (4) و اینگالس و شارما3 (5)) که نشان دادند با مصرف کنجاله کلزا، تولیدشیر کاهش می یابد را تأیید میکند. به نظرمی رسدکه دلیل کاهش تولیدشیر، کاهش در مصرف خوراک در گاوهای تغذیه شده با کنجاله کلزا باشد. چربی شیر در دامهای تغذیه شده با کنجاله کلزا بالاتر از دامهای تغذیه شده با کنجاله سویا بود (1/28 در مقابل 57/25گرم در کیلوگرم) اما تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود (05/0 4 گزارش کرد که با مصرف کنجاله کلزا تولید چربی شیر افزایش یافت (7). کنجاله کلزا حاوی 2/15 % فیبر، 8/29 % NDF و 5/20 % ADF است. احتمالاً افزایش جزئی در درصد چربی شیر با مصرف کنجاله کلزا به دلیل محتوای بالای فیبر آن در مقایسه با کنجاله سویا (8/5 % فیبر) و تولید استات بیشتر می باشد (1). میانگین پروتئین شیر در دامهای مصرف کنندة کنجاله کلزا بیشتر از گروه مصرف کننده کنجاله سویا بود (88/28 در مقایسه با 63/27) و این تفاوت از نظر آماری معنی داربود(05/0p) که نتایج بعضی آزمایشات (6 و 10) را تأیید می کند. با توجه به افزایش جزئی در میزان لاکتوز و افزایش معنی دار در محتوای پروتئین شیر، افزایش در محتوای SNF شیر بدیهی است.

نیتروژن اوره ای شیر در حیواناتی که از کنجاله سویا تغذیه کردند بالاتر بود (48/16 در مقابل 18/16 میلی گرم دردسی لیتر) ولی این تفاوت ازنظرآماری معنی دار نبود (05/0 <="">

جدول 2- مصرف ماده خشک، توليد و ترکیب شير در گاوهاي هلشتاين تغذيه شده با جیره های حاوی کنجاله سویا یا کلزا

مورد

تیمار1

تیمار2

SEM

P-Value

مصرف ماده خشک  (کیلوگرم درروز)

53/20

94/ 19

21/0

03/0

تولید شیر (کیلوگرم درروز)

38

9/37

41/0

91/0

چربی شیر (گرم در کیلوگرم )

8/25

1/ 28

12/0

20/0

پروتئین شیر(گرم در کیلوگرم )

6/27

9/ 28

03/0

01/0

لاکتوز شیر(گرم در کیلوگرم )

3/ 45

4/47

08/0

1/0

مواد جامد فاقد چربی(گرم در کیلوگرم )

8/ 81

2/ 86

12/0

03/0

نیتروژن اوره ای شیر(میلی گرم در دسی لیتر)

5/16

2/ 16

37/0

56/0

نتیجه گیری

کنجاله کلزا یک منبع پروتئینی با کیفیت تغذیه­ای بالا برای تغذیه گاوهای شیری میباشد.اگرچه میزان پروتئین آن کمتراز کنجاله سویا می باشد اما از لحاظ اسیدهای آمینه به خوبی متوازن شده است. در آزمایش حاضرهمراه با جایگزینی کنجاله سویا با کنجاله کلزا، تفاوت معنی داری در تولید شیر دیده نشد و مقدار آن تقریباً ثابت باقی ماند، میزان چربی، پروتئین، لاکتوز و SNF در شیر افزایش یافت. درمیزان نیتروژن اوره ای شیر و نیتروژن غیرآمینی خون وگلوکز خون تفاوت معنی داری مشاهده نشد. با توجه به داخلی بودن کنجاله کلزا و قیمت مناسب (1800 ریال در مقابل 2700 ریال درسال1384) در مقایسه با کنجاله سویا می توان آن را به عنوان جایگزین مناسبی برای کنجاله سویا در نظر گرفت ،بدون اینکه هیچ اثر سوئی بر تولید و ترکیب شیر، وزن بدن، سلامتی و باروری مشاهده شود (3).

منابع

  1. صوفی سیاوش ،ر.وجان محمدی ،ح. 1379. تغذیه دام . چاپ اول. انتشارات عمیدی

2.      Cheristensen.D.A.and J.J.Mckinon. 1994. Canola meal for dairy and beef cattle,

Section 3, Department of animal and poultry science, University of saakatchewan

meal and ful fat rapeseed of double low cultivars to dairy cows. Livestock

Production Science, 33:199-214

3.      Emanuelson, M.1994. Problems associated with feeding rapessed meal to dairy

cows, Swedish University of Agricultural science .Department of Animal

Nutrition and Management.s-75323

4.      Fisher, L.J.,and Dorothus.S .Walsh.1976.Substiution of rapeseed meal for soybean

meal as a source of protein for lactating cows. Can.J.Anim.Sci.56:233-242

5.      Ingalls.J.R., and H. R. Sharma. 1975. Feeding of Bronowski Span and Commerical

Rapeseed meals with or without addition of molasses or flavor in ration of

lactating cows,Can.J.Anim.Sci.55:721-729

6.      Khorasani.G.R.,Robinson,P.H. and Kenelly.J.J. 1993. Effects of canola meal

treated with acetic acid on rumen degradation and intestinal digestibility in

lactating dairy cows.J.Dairy Sci.,76:1607-1616

7.      Kokkonen,T.,M.Touri,V.Leivonen and Syrjala.2000. Effect of silage dry matter

content and rapeseed meal supplementation on dairy cows .1.Milk production

and feed utilization, Animal Feed Science and Technology,84:213-228

8.      Lindell, L.1976. Rapeseed meal in rations for dairy cows, 2.comparison of two

level of rapeseed meal , Swedish Journal of Agricultural Research, 6:65-71

9.      Mustafa, A.,Cheristensen.D.Mckinon,J. 1997. The effect of feeding high fibre

canola meal on total tract digestability and milk production,

Can.J.Anim.Sci, 77:133

10.  -Robinson, P.H.,G.R.Khorasani and J.J.Kennelly.1993. Forestomach and whole

tract digestion in lactating dairy cows fed canola meal treated with variable

11.  levels of acetic acid, J.Dairy Sci,552-561

 

 

Effect of diets containing rapeseed meal or soybean meal on lactating Holstein cow responses

Abstract:

To study the effect of replacement of rapeseed meal instead of soybean meal, 14 early lactating Holstein Cows were assigned in a completely randomized design, with repeat measurement analysis for eight weeks. Experimental diets were contained 10/95% soybean meal in treatment 1(T1) and 10/85% rapeseed meal plus 1/41% soybean meal in treatment two (T2). Dry matter intake, milk yield and milk fat, protein, lactose and SNF were taken weekly. Dry matter intake was significantly differed between two treatments (p<0/05), and was lower for T2 compared with T1 (19/94 vs 20/54 kg/d). Milk protein (28/88 vs 27/63 g/kg) and SNF (86/03 vs 81/8 g/kg) were significantly higher (p<0/05) for T2 compared with T1. Milk fat, lactose and urea nitrogen were not different between two treatments (p>0/05).

Keywords: Rape seed meal, Soybean meal, Dry matter intake, Milk yield and composition

 

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

به منظور بررسی اثرات سطوح کربوهيدرات فيبری و غير فيبری  بر قابليت هضم مواد مغذی جيره های کاملاً مخلوط در گاو ميش 3 راس جوانه گاوميش با ميانگين وزن 5/7 ± 6/389 کيلو گرم در قالب يک طرح مربع لاتین 3×3 گردشی مورد استفاده قرار گرفتند. آزمايش شامل يك دوره 21 روزه شامل 14 روز عادت دهي، 7 روز نمونه گيري بود. درصدکربوهيدرات فيبری و غير فيبری به ترتیب در جيره 1) 52 و 7/26، جیره 2) 45 و 34و جيره 3) 34 و2/45 درصد بود. سايرتركيبات شيميايي جيره هاي مصرفي كاملا" يكسان بود. اندازه ذرات جيره هاي مصرفي با استفاده از الك هاي جداكننده ايالت پنسيلوانيا آمريكا تعيين گرديد. توزيع اندازه ذرات و ميانگين هندسی ذرات جيره ها تفاوت معنی داری نداشتند. در طي اين آزمايش، دامها در داخل قفس متابولیکی ، در اصطبل نگهداري شده و با جيره كاملاً مخلوط در حد اشتها (با حداقل 10 درصد مازاد بر حد اشتها ) در ساعات 9 و 21 تغذيه گرديدند. ماده خشک مصرفی، مصرف مواد مغذی (الياف نامحلول در شوينده خنثي و اسيدی ، کربوهيدرات غير اليافي  و پروتيين خام) تحت تاثير تيمارهای آزمايشی قرار گرفت. الياف موثرفيزيکي بصورت کيلوگرم در روز و درصد ماده خشک مصرفی با کاهش سطح کربوهيدراتهای فيبری بطور معنی داری کاهش يافت. افزايش کربوهيدرات فيبری منجربه کاهش معنی داری درماده خشک مصرفی گرديد. در مقابل، افزايش کربوهيدرات غير فيبری منجر به کاهش قابليت هضم الياف نامحلول در شوينده خنثي و اسيدی و پروتيين خام جيره شد.

کلمات کليدی: قابليت هضم، کربوهيدرات فيبری و غير فيبری، گاوميش

 

مقدمه

از آنجاييکه فعاليت و جمعيت باكتريهاي تجزیه کننده سلولز و پروتوزوآ در گاوميش بالاتر از گاو  بوده و همچنين بعلت پايين بودن سرعت  عبور مواد از  شکمبه گاوميش در مقايسه با گاو که نهايتاً سبب افزایش  زمان ماندگاری مواد و بالا بردن ميزان هضم در شکمبه می شود، شرایطی فراهم نموده است که قابليت و راندمان استفاده از علوفه خشبي با کيفيت پايين در گاوميش از گاو شيری بالاتر باشد(گوپتا،1988)5. ونناپت(2001)6 در بررسی مقایسه ای اكولوژي شكمبه گاوميش و گاو با مطالعه بر روی گونه ها و جمعيت ميكروبي و ميزان اسیدهای چرب فرار، نیترو ژن آمونیاکی و  اسیدیته شکمبه بااستفاده از سطوح مختلف مواد مغذي دریافتند، تعداد باكتريهاي تجزیه کننده سلولز در شكمبه گاوميش از گاو بيشتر بوده و نيز اختلاف معنی داری در تعداد باكتري ، قارچ و پروتوزوآی شكمبه وجود داشت و اثر تغذيه با علوفه هاي مختلف بر روی تغييرات غلظت يون هيدروژن در شكمبه گاوميش نسبت به گاو بسيار اندك میباشد. ترشح بزاق بيشتر و قدرت بافري بالاتر بزاق در گاوميش ممكن است يكي از دلايل احتمالي ثبات بيشتر شكمبه از نظرغلظت يون هيدروژن باشد و يكي از دلايل هضم بهتر سلولز توسط گاوميش تعداد بيشتر باكتريهاي تجزیه کننده سلولز و غلظت بالاتر آمونياك در شكمبه آن می باشد. از طرفی شكمبه گاوميش در سنين اوليه زودتر از شکمبه گاو فعاليتش را آغاز نموده و ناپديد شدن آمونياک و نيتروژن محلول در شکمبه گاوميش سريعتر از گاو رخ می دهد لذا اين مواد با راندمان بالاتری در آن مورد استفاده قرار می گيرند. بهر حال تحقيقات محدودی در خصوص تاثير ماهيت کربوهيدراتهای جيره مصرفی بر قابليت هضم و دسترسی مواد مغذی در گاوميش انجام شده است. لذا اين آزمايش به منظور بررسی اثرات سطوح کربوهيدرات فيبری و غير فيبری  بر قابليت هضم مواد مغذی جيره های کاملاً مخلوط در گاو ميش با روش in vivo طراحی و انجام شده است.

مواد وروشها

به منظور بررسی اثرات سطوح کربوهيدرات فيبری و غير فيبری  بر قابليت هضم مواد مغذی جيره های کاملاً مخلوط در گاو ميش 3 راس جوانه گاوميش با ميانگين وزن 5/7 ± 6/389 کيلو گرم در قالب يک طرح مربع لاتین 3×3 گردشی مورد استفاده قرار گرفتند.  مواد خوراکی شامل علوفه يونجه، كاه گندم، سیلوی ذرت، جو، سبوس ، كنجاله پنبه، دی کلسیم فسفات، مکمل ویتامینه و نمک بودند. جيره های مصرفی با استفاده از جدول احتياجات گاوميش (ماندال و همکاران، 2003)1 تنظيم و گاوميش ها با جيره ای مشابه از نظر انرژی و ازت تغذيه گرديدند. تيمارها شامل: 1)جيره دارای 52 درصد کربوهيدرات فيبری و 7/26 درصد غير فيبری ، 2) جيره دارای 45 درصد کربوهيدرات فيبری و 34درصد غير فيبری،  و 3)جيره دارای کربوهيدرات 34 درصد فيبری و 2/45 درصد غير فيبری بودند. سايرتركيبات شيميايي جيره هاي مصرفي كاملا" يكسان بود. پروتئین خام، چربی خام و خاکستر به روش AOAC و الیاف در شوینده خنثی و اسیدی به روش ون سوست (1991) اندازه گیری شد. در طي اين آزمايش، دامها در داخل قفس متابولیکی ، به حالت گردن بسته در اصطبل نگهداري شده و با جيره كاملا" مخلوط در حد اشتها (با حداقل 10 درصد مازاد بر حد اشتها ) در ساعات 9 و 21 تغذيه گرديدند. آزمايش شامل يك دوره21 روزه شامل 14 روز عادت دهي، 7 روز نمونه گيري بود. طی دوره اصلی در هر روز مقدار خوراک مصرفی ، کل مدفوع و باقیمانده خوراک وزن شد. باقیمانده های خوراک هر دوره آسیاب و تعیین ترکیب شیمیایی گردید. 100 گرم نمونه مدفوع در هر روز داخل آون خشک شده و در کیسه های نایلونی در بسته تا پایان دوره نگهداری و در پایان دوره با هم مخلوط شده و نمونه نهایی جهت تجزیه شیمیایی نگهداری شد. داده های هر دوره جمع آوری و درصد قابلیت هضم ماده خشک، الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی، پروتیین خام، کربوهیدرات غیر الیافی وخاکستر خام تعیین گردید. جيره هاي مصرفي با استفاده از الك هاي جداكننده ايالت پنسيلوانيا آمريكا تعيين گرديد. توزيع اندازه ذرات و ميانگين هندسی ذرات جيره ها تفاوت معنی داری نداشتند.

نتايج و بحث

نتايج آزمايش نشان می دهد که ماده خشک مصرفی، مصرف مواد مغذی (الياف نامحلول در شوينده خنثي و اسيدی، کربوهيدرات غير اليافي  و پروتيين خام) تحت تاثير تيمارهای آزمايشی قرار گرفت، با افزايش ميزان فيبر در جيره کاهش یافت.  ميانگين هندسی ذرات مواد خوراکی تفاوت معنی داری در بين تيمارهای آزمايشی نداشت، ولی الياف موثرفيزيکي بصورت کيلوگرم در روز و درصد ماده خشک مصرفی با کاهش سطح کربوهيدراتهای فيبری بطور معنی داری کاهش يافت که اين امر ناشی از کاهش ميزان الياف نامحلول در شوينده خنثي مصرفی در تيمارهای آزمايشی متعاقب کاهش فيبر و افزايش کربوهيدرات غير فيبری است. پايين بودن میزان ماده خشک مصرفی در تيمار اول و دوم ممکن است ناشی از محدوديت فيزيکی جيره های با فیبر بالا باشد
(آلن، 2000) افزايش کربوهيدرات غير فيبری منجر به افزايش قابليت هضم ماده نتايج آزمايش در جدول 1 و 2 آورده شده است.


 

 

جدول 1. اقلام خوراکی، ترکيب شيميايي و توزيع اندازه ذرات جيره های کاملاً مخلوط مورد استفاده در تغذيه گاوميش های تحت آزمايش

 

جيره کاملاً مخلوط 3

جيره کاملاً مخلوط 2

جيره کاملاً مخلوط 1

موارد

 

 

 

اقلام مواد خوراکی(درصد)

6/31

27/17

06/11

يونجه

4/3

73/27

94/43

كاه گندم

10

10

10

سیلوی ذرت

32

22

12

جو

5

5

5

سبوس

15

15

15

کنجاله تخم پنبه

1

1

1

DCP

1

1

1

نمک

1

1

1

مکمل ويتامينه و معدنی

 

 

 

ترکيب شيميايي (درصد)

13

13

13

پروتيين خام

34

45

52

الياف نامحلول در شوينده خنثي

8/20

27

32

الياف نامحلول در شوينده اسيدي

2/45

34

7/26

کربوهيدرات غير فیبری

9/1

2

9/1

چربي خام

9/5

6

4/6

خاکستر

ذرات باقی مانده بر روی الک های جداکننده اندازه ذرات ايالت پنسيلوانيا (درصد ماده خشک)

7

10

5/5

19 ميلی متری

5/7

5/5

4

8 ميلی متری

74

5/69

5/78

18/1 ميلی متری

5/12

15

12

صفحه زيرين

ميزان الياف نامحلول در شويند خنثی ذرات باقی مانده بر روی الکهای جداکننده (درصد ماده خشک)

64

6/62

60

19 ميلی متری

4/65

8/63

4/57

8 ميلی متری

6/50

2/49

8/57

18/1 ميلی متری

6/41

2/41

2/48

صفحه زيرين

85/0

85/0

88/0

عامل موثر فيزيکي(peNDF)

80/3

9/3

66/3

ميانگين هندسی

27/2

48/2

15/2

انحراف معيار استاندار ميانگين هندسی ذرات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اثر تيمار

اثر بلوک

جيره کاملاً مخلوط

موارد

سوم

دوم

اول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ميزان مصرف (کيلو گرم در روز)

80/0

0004/0

<0001/0

88/10a

98/9b

22/10b

ماده خشک

36/0

<0001/0

<0001/0

81/3c

49/4b

31/5a

الياف نامحلول در شوينده خنثي

22/0

<0001/0

<0001/0

25/2c

70/2b

27/3a

الياف نامحلول در شوينده اسيدي

10/0

0004/0

<0001/0

41/1a

33/1b

30/1b

پروتيين خام

28/0

<0001/0

<0001/0

88/4a

39/3b

73/2c

کربوهيدرات غير اليافي

16/0

<0001/0

<0001/0

24/3c

82/3b

67/4a

الياف موثرفيزيکي

14/0

<0001/0

<0001/0

77/29c

22/38b

72/45a

الياف موثرفيزيکي (درصد ماده خشک)

 

 

 

 

 

 

قابليت هضم (درصد)

54/0

<0001/0

002/0

97/83a

99/69b

97/67b

ماده خشک

94/0

003/0

<0001/0

87/47b

28/53a

73/53a

الياف نامحلول در شوينده خنثي

45/1

361/0

<0001/0

10/49

90/51

43/49

الياف نامحلول در شوينده اسيدي

31/0

<0001/0

<0001/0

82/67b

94/73a

68/74a

پروتيين خام

34/0

<0001/0

<0001/0

62/93c

14/97a

41/95b

کربوهيدرات غير اليافي

12/2

179/0

<0001/0

70/40

51/44

73/44

خاکستر خام

جدول 2. ميزان مصرف ماده خشک و مواد مغذی حيره و قابليت هضم مواد مغذی جيره های کامل مخلوط مورد استفاده در تغذيه گاو ميش ها

خشک مصرفی و کاهش قابليت هضم الياف نامحلول در شوينده خنثي و اسيدی و پروتيين خام جيره گرديد. بهرحال، تيمارهای آزمايشی تاثير معنی داری بر قابليت هضم چربی ها و خاکستر خام نداشت. ون سوست (1994) گزارش داد که افزايش کربوهيدراتهای غيرفيبری در جيره دامهای نشخوارکننده به لحاظ تخمير سريع ميکروبهای شکمبه ای ميزان اسيد لاکتيک را افزايش داده، منجر به کاهش اسيديته مايعات شکمبه می شود که نهايتا فعاليت باکتريهای سلولتيک و ميزان و نرخ هضم فيبر را کاهش می دهند.بنظر می رسد که کاهش قابليت هضم ترکيبات ديواره سلولی در اين آزمايش ناشی از همين امر باشد.از طرفی کاهش قابليت هضم پروتيين خام در شکمبه نيز ممکن است ناشی از کاهش فعاليت باکتريهای سلولتيک باشد زيرا ونناپت(2001) در يافت که باكتريهاي سلولتيك در شكمبه گاوميش از شکمبه گاو بيشتربوده، هضم سلولز و غلظت آمونيآک مايعات شکمبه ای نيز در آنها بالاتراست. يكي از دلايل هضم بهتر سلولز توسط گاوميش تعداد بيشتر باكتريهاي سلولوتيك و غلظت بالاتر آمونياك در شكمبه می باشد. لذا کاهش فعاليت باکتريهای سلولتيک در اين آزمايش ممکن است سبب کاهش قابليت هضم ترکيبات ديواره سلولی و پروتيين متعاقب کاهش هضم کربوهيدراتهای فيبری و افزايش هضم کربوهيدراتهای غير فيبری باشد.

 

منابع

1.      Wanapat,M.2001.Swamp buffalo rumen ecology and its manipulation. Nationol workshop on swamp buffalo development. Thailand.

2.      Thu,N.v., 2001.Effect of urea –molasses –mineral supplementation on in vivo, in situ and in vitro feed digestibility of swamp buffaloes. Proceedings Buffalo workshop. Thailand.

3.      Allen, M.S. 2000. Effects of diet on short-term regulation of feed intake by lactating dairy cattle. J. Dairy Sci. 83: 1598 - 1624.

4.      Kononoff, P.J. 2002. The effect of ration particle size on dairy cows in early lactation. Ph. D. Thesis. The Pennsylvania State University.

5.      Van Soest, P.J. .1994. Nutritional ecology of the ruminant. Oregan, USA; Durham and Downey Inc.

6.      Mandal, A, B. S, S, Paul. N, N, Pathak. 2003. Nutrient Requirments and Feeding of Buffaloes and cattle. International Book Distributing Co.

 

 

 

Effect of different fibrous and non-fiber carbohydrate levels on nutrients digestibility

of total mixed ration using in vivo in buffalo

 

Abstract

In order to investigate the effect of different levels of fibrous and non-fiber carbohydrate on digestibility of nutrient at total mixed ration using there, 3 buffalo steers (average BW = 389/6 ±7/5) were allotted in change over design. The experiment al period was 21 d (14d for adaptation, 7d for sample collection). Experimental treatments were: 1) A TMR contained 52 and 26/7 % of NDF and NFC, respectively; 2) A TMR including 45 and 34 % of NDF and NFC, respectively; and 3) A TMR contained 34 and 45/2 % of NDF and NFC, respectively. Another’s chemical composition of rations were similar. Animals fed ad libitum fed at 09:00 and 21:00. Particle size at rations stimated wereUsing Penn State Particle Separators (PSPS),particals distribution, geometric means and its standard deviation and physically effectiveness factors were determined. Dry matter intake (kg/d) and nutrients intake (NDF, ADF, NFC and crud protein) were significantly different amongst treatments. Physically effective NDF (kg/d and % of DMI) decreased significantly as NFC increased. Reduction of NDF increased DMI significantly. In contrast, increasing NFC in rations reduced NDF and ADF digestibility significantly.

Key words: Fibrous and non-fiber carbohydrate, in vivo digestibility, buffalo



5–Gupta(1998)

6–Wanap et al(2001)

1 . Mondal et al. (2003)

 

برگرفته از وبلاگ گروه علوم دامی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مهندس محمد هادي وفايي كارشناس علوم دامي

زرانول

اين تركيب به گروه شيميايي اسيد رزورسيكليك لاكتونها (resorcyclic acid lactones) تعلق دارد . زرانول از هيدروژنه شدن زرالنون كه درحقيقت يك مايكو توكسين بوه و بوسيله چندين گونه از قارچهاي فوزاريوم بخصوص جيبرلازا توليد مي شود؛ بدست مي آيد . زرانول يك ماده آنابوليك غير استروئيدي نيمه ساختگي است كه خواص استروژنيك بسيار كمي دارد. متابوليسم زرانول در بسياري از گونه هاي دامي از جمله گاو وگوسفند مطالعه شده و مشخص گرديده كه مهمترين متابوليت آن زرالنون مي باشد . يك متابوليت كم اهميت تر بنام تالرالنول (taleranol) نيز درخرگوش شناسايي شده است .

بيشتر زرانول تجويز شده از راه خوراكي ، جذب شده و در نهايت به شكل داروي آزاد و متابوليت كونژوگه شده از طريق مدفوع و ادرار دفع مي گردد.

پس از كاشت 36 ميلي گرم زرانول نشان دار شده با تريتيوم (tritium) (هيدروژن راديو اكتيو) در زير پوست گاو ، نيمه عمر اين دارو عمدتا تحت تاثير ميزان آزاد شدن و جذب شدن دارو از كپسول كاشته شده قرار دارد زيرا رهايي  و جذب اين دارو آهسته تر از دفع آن صورت مي گيرد. با بررسي كپسولهاي محتوي زرانول كه پس از پايان دوره درماني از بدن گاوان خارج شده مشخص گرديده است كه 96.3 درصد از زرانول تجويز شده درطي 65 روز جذب مي گردد. درتمامي گونه ها (بغير از انسان و خرگوش) زرانول و متابوليت مهم آن يعني زرالنون ازطريق صفرا دفع مي شوند . در اين دوگونه دفع ادراري غاليبت دارد. قسمت اعظم زرانول تجويز شده بصورت خوراكي در عرض 24 ساعت ازتمامي بافتهاي بدن بجز كبد وكليه پاك مي شود .       مي توان گفت كه اين تركيب يك استروژن ضعيف است يا مشابه آن عمل مي كند و از نظر فعاليت آندوكريني اين ماده تا حدودي ميل تركيبي براي گيرنده هاي استروژني دارد بطوري كه در آزمايشات انجام شده در محيط خارج از بدن (Invitro) مشخص گرديده كه فعاليت استروژنيك آن 20 درصد استراديول است. زرانول و متابوليتهاي آن از سميت بسيار كمي برخوردارند وLD50 فرم خوراكي آنها براي موش و رت درحدود 000/40 ميلي گرم بركيلوگرم مي باشد . اين سميت درمقايسه با سميت ساير داروها بسيار ناچيز است. آزمايشات طولاني مدت براي ارزيابي سميت زرانول برروي رتها ، سگها وميمونها انجام شده است. درهيچ يك از اين مطالعات افزايش وقوع سرطان مشاهده نشده است. خوراندن اين دارو به ميزان 75 ميلي گرم بركيلوگرم در روز (27000 برابر دز توصيه شده براي گاوان اخته شده ) به ميمونهاي ماده رزوس درخلال 10 سال باعث ايجاد تغييرات هماتولوژيك درآنها شد . درطول آزمايش تعدادي ازحيوانات كشته شدند وازنظر آسيب شناسي موردمطالعه قرارگرفتند ولي هيچ نشانه اي از بروز ضايعات پاتولوژيك بجز ضايعاتي كه ناشي از تحريك بيش از حد سيستم غدد آندوكربن بودند مشاهده نشد. مطالعات متعددي نيز درمورد اثرات زرانول برروي توليد مثل پستانداران انجام شده است. در مطالعه اي كه برروي 3 نسل از رتهاي نر و ماده انجام شد باافزودن دارو تا ppb 20   به جيره غذايي هيچ تغييري انجام نشد و شاخصهاي توليد مثلي بودند . زرانول همچنين ازنظر خاصيت جهش زايي مورد مطالعه قرارگرفته وغلظتهاي مختلفي از آن درتست آمس بكار رفته است. نتايج نشان داده است كه اين دارو سرطانزا نيست. در مورد تركيبات استروژنيك ، مقدار داروي بي اثر از راه خوراكي (مقدار غير هورموني) ، بالاترين مقداري است (برحسب ميلي گرم  بركيلوگرم درروز) كه هيچ اثر استروژنيكي ايجاد نمي كند. يكي از روشهايي كه ب رمطالعه درمورد بي اثري دارو بكار برده       مي شود استفاده از ميمونهايي است كه تخمدان آنها برداشته است . درمان اين ميمونها با استروژن اگزوژن باعث مي شود كه دستگاه تناسلي حيوان به وضعيت اوليه ( قبل ازعقيم كردن ) بازگردد. بر اين اساس مقدار زرانول بي اثر از راه خوراكي در پريماتها ، معادل 225/0 ميكروگروم بركيلوگرم درروز محاسبه شده است .

باقيمانده هاي عوامل آنابوليك

انتشار باقيمانده هاي عوامل آنابوليك در بافتهاي حيواني به نحوه متابوليسم و دفع آنها بستگي دارد .      باقيمانده هاي اين عوامل درعضله ، چربي ، كبد ،كليه ، ادرار ، صفرا و مدفوع يافت مي شوند . بطوركلي غلظت باقيمانده ها در ترشحات و مواد دفعي بيشتر از بافتها مي باشد .

محل كاشت دارو

باقيمانده هاي عوامل آنابوليك د رمحل كاشت دارو، در بالاترين حد خود هستند. به همين دليل ايمپلنت ها بيشتر درگوش نصب مي شوند وگوشها در موقع كشتار ، معدوم ميگردند . بعلاوه ، مقادير استروئيدهاي آندوژن موجود درگوشت دامهاي درمان شده در مقايسه با مقادير آن در ديگر مواد غذايي و همينطور درمقايسه با سنتز آندوژن در انسان قابل توجه نيست. متوسط غلظت 17- بتااستراديول درعضله ، كبد ، كليه و بافت چربي درگاوان نراخته درمان شده با ايمپلنت ، 5 تا 20 پيكوگرم درگرم و مقدار پروژسترون و تستوسترون درعضله آنها 120 پيكو گرم درگرم بوده است . مقادير بي خطر از استروئيدهاي آندوژن توسط FDA تعيين شده كه معادل مواجهه با مقدار باقيمانده اي است كه 1 درصد مقدار استروئيد توليد شده توسط پسران و دختران قبل از سن بلوغ (كمترين مقدار توليد روزانه ) مي باشد .

هورمونهاي ساختگي

تعيين مقداري از اين هورمونها كه مواجهه با آنها بي خطر باشد درمقايسه با هورمونهاي طبيعي مشكل تر است. چون اين تركيبات سنتز روزانه ندارند تا از آن بتوان بعنوان معياري جهت ارزيابي خطر ساز بودن عامل استفاده كرد و به همين خاطر بايستي در اين مورد آزمايشات سم شناسي صورت گيرد.

دراروپا ، يك گروه تحقيقاتي ، به رهبري لامينگ به بررسي اطلاعات موجود در ارتباط با ترنبولون و زرانول تا سال 1982 پرداخته است. اين تركيبات گزنوبيوتيك (xenobiotics) ناميده مي شوند . اين گروه كار خود را با درخواست اطلاعات بيشتر ازكمپانيهاي مربوطه ادامه دارند . در پائيز سال 1985 اين گروه با مرور مدارك جديد مقدمات شكل گيري قوانين استفاده از اين تركيبات را آماده كرد . اما قبل از اينكه گروه بتواند گزارشي ارائه دهد كميسيون كشاورزي فعاليتهاي آن را به حالت تعليق درآورد.

لامينگ نتايج كارهاي انجام شده را ارائه داد و مشخص شد كه مشابه با 3 هورمون استروئيدي طبيعي ، ترنبولون و زرانول در بافتهاي هدف وابسته به اين هورمونها هيچ اثر مضري از جمله آسيب به ژن و تومورزايي ندارد. عقيده بر اين بود كه در مورد زرانول اطلاعات كافي وجود دارد تا مقدار مصرف بي خطر تركيبات اصلي و بعضي از متابوليتهاي آنها در روز محاسبه شود. درهنگام مصرف دزهاي بالا از آنها در بعضي از رتهاي نر ، آدنوماهاي هيپوفيز قدامي مشاهده شد.

درمورد ترنبولون ، مقادير كه فاقد اثر هورموني باشند ، 1 ميكروگرم بركيلوگرم براي 17- بتاترنبولون و     10 ميكروگرم بركيلوگرم براي متابوليت 17- آلفا هيدروكسي ترنبولون مطرح شد . اين مقادير درمورد زرانول 25 ميكروگرم بركيلوگرم و براي متابوليتهاي تالرانول و زرانول 1 ميلي گرم بركيلوگرم پيشنهاد شد .

اثر پيشبرنده استروئيدهاي جنسي آندوژن در روند كارسينوژنز

در سال 1932 نشان داده شد كه يك ارتباط سببي بين استروئيدهاي جنسي آندوژن و روندهاي نئوپلاستيك وجود دارد . از آن زمان تاكنون ، اطلاعات بدست آمده از مطالعات تحقيقاتي نشان داده است كه تجويز استروژن منجر به ايجاد تومور در 5 گونه حيواني و 8 ارگان ميگردد . اين تومورها عبارتند از : تومورهاي پستان ، گردن رحم ، آندومتريوم تخمدان ، هيپوفيز ، بيضه ها ،كليه ومغز استخوان درموش ، رت يا خرگوش.

آنچه كه درحال حاضر متخصصين براساس مدارك بدست آمده از منابع درمورد آن توافق نظر دارند اين است كه اين تركيبات (با نقش فعال هورموني ) كارسينوژن نيستند اما باعث پيشبرد روندهاي سرطانزايي ايجاد شده توسط عوامل شيميايي ، فيزيكي يا ويروسي مي شوند . بنظر مي رسد كه اين اثر تسريع كنندگي ، برگشت پذير بوده وحد آستانه اي خاص دارد .

حالت فوق در تضاد با حالتي است كه در مورد  دي اتيل استيل بسترول وجود دارد. نشان داده شده كه       دي اتيل استيل بسترول داراي اثرات مضر بر روي ژنها بوده و قادر است حتي در غلظتهاي كم باعث آغاز روند كارسينوژنز بطور برگشت ناپذير شود . لذا به دليل داشتن سميت زايي مستقيم ، درآمريكا مصرف      دي اتيل استيل بسترول در دامهايي كه مصرف غذايي دارند ممنوع شده است .

نشان داده شده كه استروئيدهاي جنسي آندوژن اثر مضري بر روي ژنها ندارند و آزمايشاتي كه در ارتباط با موتاژن بودن اين تركيبات صورت گرفته است منفي بوده اند. وقتي كه حيوانات آزمايشگاهي تنها با استروئيدهاي جنسي طبيعي تحت درمان قرارگرفتند ، تومورها تنها در حيواناتي ايجاد شد كه دزهاي زيادي را براي يك مدت طولاني دريافت كرده بودند . مقادير دريافت شده بسيار بيشتر از ميزان توليد روزانه اين تركيبات درگونه هاي تحت مطالعه بود.

مداركي وجود دارد دال بر اينكه تومورهاي ايجاد شده توسط استروئيدهاي جنسي تنها در بافتهاي هدف آندوكريني ظهور مي يابند . بنابراين منطقي است كه پذيرفته شود استروئيدهاي جنسي طبيعي از طريق يك مكانيسم اپي ژنتيك باعث ايجاد تومر مي شوند. تداخل بين هورومون استروئيدي وگيرنده آن (براي داشتن فعاليت آندوكريني حياتي است) يك روند داراي حد آستانه اي خاص وابسته به دز و برگشت پذير مي باشد .

 مقدار استراديول در دامهايي كه ايمپلنت دريافت كرده بودند درمقايسه با ميزان سنتز آندوژن اين هورومون در انسان بسيار پائين تر است . مقدار -17- بتااستراديول درعضله ، كبد، كليه و چربي درگاوان نر اخته كه ايمپلنت دريافت كرده بودند بطور متوسط 5 تا 20 پيكوگرم در هر گرم بوده و مقدار اين هورمون در چربي تقريبا 3 برابر مقدار آن در عضله بود .

يك قطعه 500 گرمي ازگوشت دام درمان شده با استراديول ، حاوي مقدار استراديولي است كه 15000 برابر كمتر از متوسط توليد روزانه در مردان و چندين ميليون برابر كمتر از ميزان توليد آن در زنان آبستن مي باشد. حتي در حساسترين گروه هاي انساني (پسران نابالغ) مقدار استراديول اضافي كه از طريق مصرف گوشت دام درمان شده با اين هورمون دريافت مي گردد 1000 باركمتر از ميزان توليد روزانه است .

براساس اين مطالعات FDA نتيجه گيري كرده است ، اگرچه وجود روشهاي تجزيه اي و قانوني براي پايش بقاياي داروهاي دامي كه بعنوان كارسينوژن  مطرح هستند ، ضروري مي باشد اما درمورد استروئيدهاي جنسي نيازي به يك روش قانوني براي اطمينان از سلامت مواد غذايي نيست چون نشان داده شده كه حتي بالاترين حد مواجهه با اين هورمونها (حتي درموارد استفاده غير صحيح ازآنها ) كمتر از ميزاني است كه بعنوان حد خطرناك درنظر گرفته شود.

FDA اعلام كرده كه نميتوان يك روش با كفايت را براي ممنوعيت استفاده از اين تركيبات مطرح كرد چون روشهاي تجزيه اي قادر به تمايز بين استروژن ، تستوسترون و پروژسترن كه بطور طبيعي در دامهاي مولد غذا وجود دارند وآنهايي كه بصورت اگزوژن براي افزايش رشد به اين دامها تجويز مي شود ، نيستند.

استروئيدهاي جنسي ساختگي

برخلاف استروئيدهاي جنسي آندوژن ، سنتز روزانه درمورد استروئيدهاي جنسي ساختگي مطرح نيست تا از آن بتوان بعنوان معياري جهت ارزيابي خطر ساز بودن عامل استفاده كرد. بعلاوه اطلاعات كاملي در ارتباط با ميزان متابوليسم و حضور متابوليتهاي آنها در دسترس نيست . بنابر اين نياز به انجام آزمايشات سم شناسي بوده و لازم است تا نشان داده شود كه مقدار باقيمانده اين هورمونها به پائين تر از سطحي كه بعنوان سطح بي خطر درنظرگرفته شود كاهش مي يابد.

نكته مهم ديگر اين است كه نشان داده شود اين هورمون ساختگي اثر مضري برروي ژنها ندارد. با انجام يكسري از آزمايشات مرتبط با روندهاي جهش زايي مي توان به اين مهم دست يافت . انجام آزمايشات زير ضروري مي باشد :

1-آزمايش آمس

2-آزمايش ژن كشنده و مغلوب وابسته به جنس در مگس سركه

3-ايجاد جهش در ژن سلول پستانداري درمحيط آزمايشگاه

با بكارگيري سطحي ازهورمون كه قادر به ايجاد اثر قابل مشاهده نباشد ، معياري حساس براي تعيين مقدار بي خطر از باقيمانده هاي بافتي هورمونهاي استروئيدي فراهم مي شود . اين روند هم از نظر كمي و هم از نظر زماني ، به رابطه حياتي بين هورمونهاي مختلف كه نقش مهمي دركنترل روند توليد مثلي بازي      مي كنند ، وابسته است .

FDA اعلام كرده كه استفاده از زرانول تحت شرايط تائيد شده خطري براي مصرف كننده ندارد . با استفاده از روشي كه قادر به شناسايي مقدار ppb 20 مي باشد تعيين گرديد كه هيچ باقيمانده اي از آن در بافتهاي خوراكي گاو وگوسفند وجود ندارد .

درگاو ، مطالعات انجام گرفته درمورد ترنبولون استات با استفاده از مواد راديواكتيو نشان داده كه باقيمانده    تام دارو در دوره زماني 15 و30 روز بعد ازكاشت دارو، مقادير پائيني برحسب ppb مي باشد .در سال 1988 كميته افزودنيهاي مواد غذايي FAO/WHO ، نتايج نهايي خود را در مورد بي خطري هورمونهاي محرك رشد منتشر ساخته است. اولويتهاي ليست منتشره عبارتند از هورمونهاي طبيعي (استراديول ، پروژسترون و تستوسترون ) و هورمونهاي ساختگي (ترنبولون استات و زرانول ).

هورمونهاي طبيعي

درگاو ، از 17- بتااستردايول به تنهايي يا در تركيب با ديگر تركيبات فعال هورموني به صورت ايمپلنت زيرجلدي (معمولا درگوش) به منظور افزايش وزن و بهبود ضريب تبديل غذايي استفاده شده است. ميزان هورمون آزاد شده از يكي از انواع ايمپلنت هاي تجارتي تقريبا 60 ميكروگرم در روز به ازاي هر رأس دام    مي باشد. كميته افزودنيهاي مواد غذايي FAO/WHO تعيين مقدار دريافت روزانه قابل قبول براي اين هورمون كه بطور آندوژن در انسان توليد مي شود را ضروري ندانست و مشاهده شد كه در اين مقدار بسته به سن و جنس تنوع قابل ملاحظه اي وجود دارد. اين كميته چنين نتيجه گيري كرد كه متحل نيست        باقيمانده هايي كه ناشي از دريافت 17- بتااستراديول (بعنوان محرك رشد براي بهبود شرايط پرورش دامها) مي باشند بتوانند براي سلامت انسان مشكل ساز باشد .

از پروژسترون همراه با 17- بتااستراديول (بصورت ايمپلنت زيرجلدي درگوش) براي افزايش وزن بهبود ضريب تبديل غذايي درگاوان نر اخته و گوساله ها استفاده شده است . كميته افزودنيها  FAO/WHOتعيين مقدار دريافت روزانه قابل قبول براي اين هورمون را كه بطور آندوژن در انسان توليد مي شود ضروري ندانست و مشاهده شد كه در اين مقدار ، بسته به سن و جنس ، تنوع فيزيولوژيكي قابل توجهي وجود دارد. اين كميته چنين نتيجه گيري كرد كه محتمل نيست باقيمانده هايي كه ناشي از دريافت پرژوسترون (بعنوان محرك رشد براي بهبود شرايط پرورش دامها) مي باشند بتوانند براي سلامت انسان مشكل ساز شوند .

براساس ارزيابي انجام گرفته در ارتباط با بي خطر بودن باقيمانده هاي پروژستروني و با توجه به مشكل بودن تعيين سطح باقيمانده هاي ناشي از مصرف اين هورمون بعنوان يك محرك رشد درگاو، كميته چنين نتيجه گيري كرد كه نيازي به تعيين يك سطح قابل قبول براي مقدار باقيمانده نيست . درمورد تستوسترون نيز   نتيجه گيري مشابهي انجام شد و اعلام گرديد كه نيازي به رعايت فاصله زماني بين تجويز اين هورمونها و كشتار دام  نمي باشد .

ترنبولون استات

درگاو، ترنبولون استات بعد از تجويز سريعا به هيدروكسي ترنبولون هيدروليز مي شود. متابوليت عمده آن آلفا هيدروكسي ترنبولون است كه در موارد و ترشحات دفعي (مدفوع ، ادرار و عرق ) صفرا وكبد وجود دارد. درعضلات بيشتر هيدروكسي ترنبولون به صورت بتا هيدروكسي ترنبولون حضور دارد . مطالعات انجام گرفته با استفاده از ترنبولون استات نشان دار شده با مواد راديو اكتيو درگوساله ها و تليسه ها (كاشت دارو و به ميزان  200 ميلي گرم ) نشان داده است كه حداكثر مقدار باقيمانده 30 روز بعد از تجويز حضور دارد . بالاترين ميانگين غلظت باقيمانده هاي هيدروكسي ترنبولون دركبد و عضله به ترتيب 50 و3 ميكروگرم به ازاي هركيلوگرم بود.

كميته افزودنيهاي مواد غذايي FAO/WHO  مجددا نظريات مطرح شده در بيست و هفتمين نشست خود در ارتباط با نتايج حاصله از مطالعات انجام شده در مورد اثرات مصرف  طولاني مدت ترنبولون استات در رت ها و موشها را مورد توجه قرار داد . چنين مطرح شد كه هيپرپلازي و تومورهاي كبد در موشهاي تغذيه شده با دزهاي بالا از ترنبولون استات ( به ميزان mg/kg 9 – 0.9 دروز ) و تومورهاي جزاير  لانگرهانس در پانكراس رت هاي تغذيه شده با اين تركيب ( به ميزان  mg/kg 1.85 در روز بالاترين دز درخلال مطالعه)، ناشي از فعاليت هورموني ترنبولون مي باشد بنابراين كميته چنين نتيجه گيري كرد كه ارزيابي بي خطر بودن اين تركيب مي تواند براساس تعيين مقداري از آن كه خاصيت هورموني نداشته باشد صورت گيرد.

باقيمانده عمده دركبد  وكليه ، آلفاهيدروكسي ترنبولون است. چون فعاليت هورموني اين تركيب 10/1 فعاليت بتاهيدروكسي ترنبولون است ، كميته بطور موقت سطح قابل قبول باقيمانده دركبد وكليه را 14 ميكروگرم بركيلوگرم تعيين كرد . اين كميته همچنين مقدار قابل قبول باقيمانده بتاهيدروكسي ترنبولون درگوشت گاو را 4/1 ميكروگرم بركيلوگرم توصيه كرده است (اين محاسبه براساس دريافت 500 گرم گوشت توسط يك شخص 70كيلوگرمي صورت گرفته است ). در سال 1989 اين مقادير بدين صورت مورد ارزيابي مجدد قرارگرفت . درصورتي كه مقدار دريافت روزانه قابل قبول mg/kg 0.02 درنظر گرفته شود، حداكثر باقيمانه بتاهيدروكسي ترنبولون درعضله 2 ميكروگرم بر كيلوگرم و آلفا ترنبولون دركبد 10 ميكروگرم بر كيلوگرم مي باشد .

زرانول

زرانول يك عامل آنابوليك غير استروئيدي است كه ازآن به صورت ايمپلنت زيرجلدي (درگوش) براي افزايش وزن و بهبود ضريب تبديل غذا درگاو استفاده شده است . مطالعاتي كه با استفاده از زرانول نشان دار شده با مواد راديو اكتيو(تجويز خوراكي در رت ها وميمونها و به صورت ايمپلنت درگاو) صورت گرفته ، نشان داده است كه زرانول به زرالنون و تالرانول متابوليزه مي شود. در گاو ، ميزان دفع داروي موجود در ايمپلنت درروزهاي  5 تا 15 بعد از تجويز به حداكثر مي رسد و بعد از آن با گذشت زمان كاهش مي يابد . درروز 65 ، تقريبا 60 درصد از دز اوليه در محل تجويز ايمپلنت باقي مي ماند .

دريك مطالعه انجام شده درگاو وقتي كه از زرانول بمنظور بهبود شرايط پرورش استفاده شد بعد از تجويز ايمپلنت حداكثر ميانگين باقيمانده زرانول درعضله ، كبد ، كليه و بافت چربي به ترتيب 0.2 ،10 ، 2 و 0.3 ميكروگرم به  ازاي هركيلوگرم محاسبه شد. د رمطالعات طولاني مدتي كه درموش ، رت ، سگ  و ميمون صورت گرفته نشان داده شده كه زرانول داراي خاصيت استروژني ضعيفي مي باشد. بيشتر تغييرات در غدد پستاني و اندامهاي تناسلي ايجاد شد. زرانول در ديگر پارامترهاي توليد مثلي رت ها تغييري ايجاد نكرد  و در موش و رت اثرات ناقص الخلقه زايي نداشت. در مطالعات انجام گرفته در پستانداران و باكتريها، زرانول و متابوليتهاي آن (رزالنون وتالرانول) موتاژن نبوده اند .

مقدار دريافت روزانه قابل قبول زرانول ، صفرتا 5/0 ميكروگرم به ازاي هركيلوگرم وزن بدن تعيين شده است. سطح  باقيمانده قابل قبول از زرانول در هنگام  استفاده از آن بعنوان يك محرك رشد درگاو به قرار زير است: دركبد 10 ميكروگرم بر كيلوگرم و در عضله 2 ميكروگرم بر كيلوگرم (اين مقدار پائين ترين سطحي است كه با روشهاي تجزيه اي موجود براي آناليز معمول باقيمانده ها هماهنگي دارد ).

ديگر هورمونهاي جنسي محرك رشد

ملن ژسترول استات (melengestrol) يك پروژسترون ساختگي مي باشد كه از راه خوراكي فعال است . از اين تركيب بعنوان مكمل غذايي و به شكل مايع يا خشك استفاده مي گردد و دز توصيه شده از آن براي مصرف در تليسه هاي پرواري از 25/0تا 5/0 ميلي گرم در روز متفاوت است. بايستي تا 48 ساعت بعد از مصرف اين هورمون ، ازكشتار دامهايي كه به مصرف انسان مي رسند خودداري شود . وقتي كه فعاليت پروژستروني ملن ژسترول استات با خود هورمون پروژسترون در ممانعت از بروز سيكل فحلي درگاو مقايسه شد ، مشخص گرديد كه ملن ژسترول 125 برابر قويتر از پروژسترون عمل مي كند. ملن ژسترول گلوكورتيكوئيد كمي داشته و فاقد فعاليت استروژني مي باشد .

ملن ژسترول درگاوان نر اخته يا تليسه هاي عقيم شده تاثيري ندارد . ملن ژسترول استات قادر است تا در تليسه هاي پرواري با ممانعت از بروز فحلي ، بطور با كفايتي باعث پيشبرد رشد و بهبود تبديل غذايي شود.  وزن دامها بين 10 تا 2/11 درصد افزايش يافته و ضريب تبديل غذايي تا 6/7 درصد بهبود مي يابد . با مصرف اين هورمون به مدت 140 تا 185 روز فوليكول هاي بزرگ و تخمك گذاري نكرده اي ايجاد مي شوند كه مقادير زيادي استروژن آزاد مي كنند.

اخيرا فرم بلوس ملن ژسترول استات توليد شده است كه درخلال يك دوره 120 روزه دارو را آزاد مي كند . در مطالعات انجام گرفته در ارتباط با تعيين باقيمانده از ملن ژسترول بعنوان يك تركيب نشاندار و از بافت چربي بعنوان يك بافت نشاندار استفاده شده و مشخص گرديده است كه مقدار ملن ژسترول استات در چربي ، پائين تر از مقدار فعال PPb25 مي باشد . با وجودي كه از اين تركيب درآمريكا به فراواني استفاده مي شود ، اما مصرف آن در اتحاديه اروپا مورد تاييد قرار نگرفته است.

هورمون رشد

چون هورمون رشد يك هورمون آنابوليك شناخته شده مي باشد و نحوه عملكرد آن ممكن است بعوان مكانيسم عمل استروئيدهاي آنابوليك درنظر گرفته شود ، تمايل فراواني وجود دارد تا از هورمون رشد اگزوژن براي افزايش رشد استفاده شود. هورمون رشد يك مولكول پروتئيني است . هورمون رشد گاو به سوماتوتروپين (BST)  هم معروف است و تا آن زمان كه تكنولوژي نوتركيبي DNA به پيشرفتهاي لازم دست يابد ، تنها منبع تامين آن استخراج از غده هيپوفيز دامها است .

سوماتوتروپينها ، مواد ضروري هستند كه بطور طبيعي در تمام حيوانات يافت مي شوند . ساختمان پروتئيني داشته و شامل يك زنجير از اسيدهاي آمينه مي باشند اما با اين وجود ساختمان دقيق آن به گونه حيوان بستگي دارد .BST ، سوماتوتروپيني است كه درگاو يافت مي شود و در اين گونه حيواني حداكثر فعاليت بيولوژيك را داشته و فاقد هرگونه فعاليتي در انسان مي باشد .

BST توسط غده هيپوفيز توليد مي شود. اين غده در قاعده مغز قرار داشته و مسئول توليد تعدادي از         پيام آورهاي بيولوژيك است . BST سابقا هورمون رشد گاوي ناميده مي شد و علت آن اين  بود كه در اوايل سالهاي 1900، تنها نقش شناخته شده آن تحريك رشد بود . اما امروزه مشخص شده كه اين هورمون بر تعداد زيادي از عملكردهاي بدن عميقا تاثيرگذار است به همين جهت نام آن به BST (سوماتوتروپين گاوي) تغيير يافت .

اگرچه در حال حاضر، اعمال BST پيچيده بنظر مي رسند ولي نقش آن را بصورت خلاصه مي توان چنين بيان كرد :

مهيا كردن انرژي حاصل از غذاي دريافتي براي انجام پذيري اعمال حياتي بدن . رشد و توليد شير دومثال از اين اعمال هستند . در اينجا اثر BST  بر روي توليد شير درگاوان شيري از اهميت خاصي برخوردار است .

ايجاد هورمونهاي رشد طبيعي براي دامها و طيور، نشان دهنده تلاش قابل توجه براي بهبود توليدات دامها     مي باشد و روشهاي مهندسي ژنتيك با در نظر گرفتن دلايل منطقي و اقتصادي ، به اين روند شكل واقعي داده است. تكنولوژي مهندسي ژنتيك قادر است تا انواع مختلفي از پروتئينهاي مفيد را توليد كند. اگرچه در حال حاضر تعداد پروتئينهاي توليد شده به طريقه مهندسي ژنتيك محدود است اما تحقيقات درجهت ايجاد ابزارهاي جديد براي بهبود جنبه هاي مختلف حياتي ازجمله دركشاورزي و پزشكي درحال انجام است .

يكي از فرآورده هاي درماني حياتي كه به كمك بيوتكنولوژي از سال 1983  بطور تجارتي در دسترس قرار دارد، انسولين انساني است. بعد از گذشت چند سال و انجام آزمايشات متعدد، بي خطر بودن روند توليد آن به اثبات رسيده است. اين تكنيك مهندسي ژنتيك شامل تخمير باكتريهايي است كه جهت توليد ملكول انسولين برنامه ريزي شده اند . در اين روش مواد ژنتيكي يا باكتريهاي استفاده شده مستقيما آزاد نمي شوند. ديگر فرآورده درماني، سوماتوتروپين انساني است كه براي درمان كوتولگي (Dwarfism) ناشي از كم كاري غده هيپوفيز توليد شده است. اين فرآورده حاصل از بيوتكنولوژي ، جانشين هورمون مشتق از هيپوفيز شد كه قبلا مورد استفاده قرار ميگرفت و علت اين جايگزيني بي خطر بودن سوماتوتروپين انساني حاصل از اين روش    مي باشد. لازم به ذكر است انتقال سندرم كروتزفلت - يا كوب در ارتباط با مصرف هورمون رشد طبعي     بوده است .

درحال حاضر از روندي مشابه با روند فوق براي توليد سوماتوتروپين گاوي ( BST ) استفاده مي شود.    گروه هاي مختلفي ، هورمون رشد گاوي را كلون (همانندسازي) نموده و در باكتريها  و مخمر آن را اكسپرس نموده اند . روشهاي نوتركيبي DNA مورد استفاده مشابه با روشهاي مورد استفاده براي كلون كردن ژنهاي ويروسي به منظور توليد واكسن تحت واحد مي باشند .mRNA بدست آمد از غده هيپوفيز كه براي تواليهاي نوكلئوتيدي هورمون  رشد گاو ، غني شده است ابتدا توسط آنزيم نسخه برداري معكوس تبديل به DNA شده و سپس اين DNA وارد پلاسميد شده تا در باكتريها و مخمرها اكسپرس شوند. چون ژن اين هورمون رشد گاوي فاقد اجزاي تنظيم كننده ضروري براي اين ميكروارگانيسم جهت اكسپرس كردن اين ژن مي باشد ، لازم است تا اصطلاحا در ساختار اين ژن اصلاحاتي صورت گيرد. طي يكي از اين اصلاحات ،    اسيد آمينه متيونين به ابتداي ژن هورمون رشد گاوي افزوده شده و باعث مي گردد تا اين هورمون كمي با هورمونهاي رشد طبيعي تفاوت داشته باشد .

با اين وجود عليرغم حضور اين اسيد آمينه اضافي در ابتداي هورمون رشد گاوي حاصل از مهندسي ژنتيك، مطالعات باليني ابتدايي نشان داده اند كه اين هورمون كفايتي مشابه با هورمون رشد طبيعي گاو در تحريك توليد شير دارد . بعنوان مثال درهنگام استفاده از هورمون رشد طبيعي گاو در خلال يك دوره 6 روزه مقدار توليد شير به ميزان 3/10 درصد افزايش يافت درحالي كه هورمون رشد نوتركيب گاو باعث افزايش توليد شير تا 9/12 درصد شد. اين درمان تاثيري بر درصد چربي ، لاكتوز و پروتئين شير نداشت . ميزان بهبود ضريب تبديل غذايي (كيلوگرم شير/كيلوگرم غذا) در اثر هورمون رشد طبيعي و نوتركيب به ترتيب 5/9 و2/15 درصد بود و هيچ اثر مضري مشاهده نشد (با توجه به درجه حرارت بدن و تعداد سلولهاي پيكري ).

پس هورمون رشد نوتركيب گاو، قادر است تا طي يك روش مشابه با هورمون رشد طبيعي باعث افزايش توليد شير و بهبود ضريب تبديل غذايي شود. به نظر مي رسد براي بهبود توليدات دامي مي توان رهيافتهاي مهندسي ژنتيك را مستقيما در مورد ديگر هورمونها و عوامل محرك رشد كه امكان دسترسي به شكل طبيعي آنها محدود بوده و هزينه هاي بدست آوردن هورمون طبيعي بيشتر از حد منطقي مي باشد بكارگرفت. به هرحال به مطالعات بيشتري نياز است تا بي خطر بودن هورمون رشد نوتركيب گاو هم براي دامهاي درمان شده و هم براي مصرف كنندگان شير چنين دامهايي، مشخص شود.

انواع هورمونهاي رشد

بخش قدامي غده هيپوفيز، هم سيگنالهاي تحريكي و هم مهاري را از هيپوتالاموس به شكل فاكتور آزاد كننده هورمون رشد (GHRF) و سوماتوستاتين (فاكتور مهاركننده هورمون رشد) دريافت مي كند. آزاد شدن هورمون رشد باعث ترشح انسولين از پانكراس و سوماتومدينها (فاكتورهاي رشد شبه انسوليني يا IGF ) ازكبد مي شود. بسياري از اثرات متابوليك هورمون رشد بواسطه فاكتورهاي رشد شبه انسوليني بروز مي يابد.

يكسري مكانيسم هاي فيدبكي هم وجود دارد كه باعث تنظيم فعاليت هيپوتالاموس و در نتيجه كنترل       آزاد سازي هورمون رشد مي شوند. از نظر تئوري ، مي توان فعاليت هورمون رشد را با تغيير هركدام از اين پپتيدها در مسير كنترلي، دستخوش تغيير نمود.

حداقل از 40 سال پيش اثر هورمون رشد برروي توليد شير (اثر گالاكتوپوئتيك) شناخته شده است. به هرحال براي برآورده ساختن اهداف تجارتي نياز به يك توانايي تكنولوژيك براي سنتز ملكولهاي پروتئيني بزرگ توسط روشهاي نوتركيبي DNA بود. هنوز بطور دقيق مشخص نشده كه BST  به چه طريقي عمل مي كند اما در اين بين  4 روش مطرح مي باشند كه عبارتند از :

1-اثر مستقيم بر روي سلولهاي ترشحي

2- اثر غير مستقيم بر روي سلولهاي ترشحي

3- اثر بر جريان خون غدد پستاني

4- استفاده بهينه از مواد غذايي در بدن

بهرحال ممكن است BST توسط يكي از روشهاي فوق يا هر 4 روش عمل كند.

اگر چه بعضي از اثرات مستقيم هورمون رشد بر روي متابوليسم بدن شناخته شده اند اما اثرات غير مستقيم آن بر روي مقدار فعاليت سوماتومدينها هنوز  بطور كامل مشخص نشده است . فاكتورهاي  رشد پلي پپتيدي براي تكثير سلولهاي پستانداري درمحيط كشت ضروري هستند و بعنوان تنظيم كننده رشد و نمو سلولهاي استخواني، عضلاني و چربي عمل مي كنند و بدين طريق قدرت  توليد كنندگي دام را متاثر مي سازند. اما قبل از استفاده از اين فاكتورها در سيستم هاي تجاري پرورش دام  لازم  است تا تحقيقات بنيادي در ارتباط با ساختار متابوليسم و اثرات فيزيولوژيك آنها صورت گيرد. بيشترين توجهات بر روي سوماتومدينها يا فاكتورهاي رشد شبه انسولين  ) تمركز يافته است چون استفاده از منابع اگزوژن ممكن است منجر به ايجاد اثرات فيدبكي (كنترل كننده مقادير گردشي هورمون رشد آندوژن ) نشود .

سوماتومدينها باعث افزايش تعداد و اندازه طيف وسيعي از انواع سلولها مي شوند و گيرنده هاي اختصاصي آنها در تعداد زيادي از بافتها از جمله غضروف ، عضله ، جفت ، كبد و بافت فيبروزي شناسايي شده است. از موارد مهم و قابل توجه در مورد سوماتومدينها، اثر تحريكي آنها بر روي رشد استخوان است كه متعاقب آن شرايط رسوب ماده نرم بيشتري فراهم مي شود . درحال حاضر توجه خاصي به فاكتور رشد فيبروبلاست ، فاكتور رشد مشتق از پلاكت و فاكتور رشد پوستي و رابطه آنها با فاكتورهاي رشد شبه انسوليني  مبذول مي شود.   از پلاسماي انسان ، خالص سازي شده و ساختار آنها تعيين گرديده است و در انسان مشخص شده كه توليد   وابسته به هورمون رشد است و به نظر مي رسد كه   عمده ترين فاكتور تنظيم كننده اثرات هورمون رشد بر روي  رشد استخوانها باشد. مقدار   در پلاسماي جنين در بالاترين حد خودش است. چنين مطرح شده كه ممكن است اين فاكتور در كنترل رشد وتكامل جنين اهميت  داشته باشد .

اساسا تفكر بر اين است كه توليد سوماتومدينها دركبد تحت تاثير هورمون رشد مي باشد. به هرحال مشخص شده كه بافتهاي ديگر نظير كليه ها نيز توليدكننده سوماتومدينها مي باشند و ديگر هورمونها مانند پرولاكتين ، انسولين ، كورتيكوستروئيدها و هورمونهاي تيروئيدي نيز برتوليد سوماتومدينها تاثير مي گذارند . مقادير زياد از سوماتومدينها باعث افزايش رشد در دامهاي مزرعه شده است و تحقيقات اخير نشان داده  بعد از تجويز سوماتومدينها  به حيوانات آزمايشگاهي رشد آنها افزايش مي يابد .

ازمدتها قبل، درمورد وجود فاكتور آزادكننده هورمون رشد (مترشحه ازهيپوتالاموس) ترديد وجود داشت اما اخيرا اين فاكتور جدا شده است. اين فاكتور پلي پپتيدي حاوي 44 اسيد آمينه است .آنالوگهاي ساختگي اين فاكتور، وجود داشته و نشان داده شده كه قادر به تحريك آزادسازي هورمون رشد در دامها مي باشند . بعضي از مدارك نشان مي دهد كه استروئيدهاي آنابوليك اگزوژن، در سطح مغز تا حدي از طريق تاثير برآزادسازي فاكتور آزادكنند هورمون رشد عمل مي كنند . اگرچه بعضي از استروئيدها ممكن است درسطح  هيپوفيز نيز با تاثير بر پاسخ دهي اين غده به فاكتور آزاد كننده هورمون رشد اثر خود را اعمال كنند .

يكي از دلائل تاخير دركشف فاكتور آزادكننده هورمون رشد ، حضور همزمان فاكتور مهاركننده هورمون رشد در مغز بود . اين فاكتور مهاركننده كه به سوماتوستاتين معروف مي باشد ، يك پپتيد بوده و تنها  14 اسيد آمينه دارد .

سوماتوستاتين آزاد سازي هورمون رشد و انسولين را مهار مي كند . اخيرا توجهات زيادي به استفاده كاربردي از فاكتور آزادكننده هورمون رشد و سوماتوستاتين دركنئرل رشد دامهاي مزرعه معطوف شده است بطوري كه تلاش مي شود تا آنالوگهاي (تركيبات مشابه ) فاكتور آزادكننده هورمون رشد ايجاد شود و در مورد سوماتوستاتين، خنثي سازي ايمني صورت گيرد. فاكتورآزاد كننده هورمون رشد يك هورمون پروتئيني است كه به صورت دوره اي از هيپوتالاموس آزاد مي شود . اثرات فاكتور آزاد كننده هورمون رشد بر روي توليد  دامها، به صورت افزايش توليد شير درگاو و افزايش احتباس نيتروژن درگوسفند مي باشد . اين اثرات از طريق افزايش توليد هورمون رشد اعمال مي شود . باتوجه به آزاد شدن دوره اي و نوساني فاكتور آزاد كننده هورمون رشد، طراحي يك سيستم انتقال كه منعكس كننده الگوي آزادسازي آندوژن باشد، مشكل است .

اثرات سوماتوتروپين در دامها

نشان داده شده كه تجويز طولاني مدت هورمون رشد به خوكها، بره ها، تليسه ها وگاوان نر اخته درحال رشد باعث افزايش وزن ميگردد. اين افزايش وزن همراه با افزايش تجمع پروتئين ،كاهش محتوي چربي و بهبود ضريب تبديل غذايي مي باشد . در مطالعات مربوط به گاو، افزايش وزن در پاسخ به تجويز هورمون رشد در مقايسه با افزايش حاصل از ايمپلنتهاي استروئيدي كمتر مي باشد. به هرحال لازم است تا بمنظور تعيين دز مطلوب و نحوه تجويز مطالعات بيشتري صورت گيرد.

شايد سرعت عمل و اهميت كاربردي هورمون رشد ، دليل استفاده از آن براي بهبود ميزان توليد شير در گاوان شيري باشد . از سالها قبل مشخص شده كه هورمون رشد عمده ترين هورموني است كه باعث محدود كردن ميزان ترشح شير در بخش اعظم دوره شيرواري درگاو مي باشد و تزريق روزانه آن باعث افزايش توليد شير خواهد شد .

ممكن است متعاقب درمان، يك افزايش 20 تا 40 درصدي درميزان توليد شده شير مورد انتظار باشد، اگرچه دست يابي به افزايش هاي بيشتر اما كوتاه مدتي كه در بعضي از تحقيقات ديده مي شود ممكن است عملا امكان پذير نباشد . حداقل دز موثر بين 5 تا  10 ميلي گرم در روز است. نكته اي بايستي خاطر نشان ساخت اين است كه اثر هورمون رشد ، افزايش كفايت توليد شير در نتيجه بهبود ضريب تبديل غذايي مي باشد . مكانيسم فيزيولوژيك اين اثر مشخص نيست اما ممكن است افزايش جريان خون در سرتاسر پستان و افزايش ميزان تبادلات غدد پستاني با خون  باشد .

درحال حاضر بطور تجربي درمان از 3 تا  4 هفته بعد از گوساله زايي شروع شده تا حدود 40 هفتگي به صورت يكسري از تزريقات (با فاصله روزانه تاهفتگي ) ادامه مي يابد. در فرم تجارتي، يك رژيم ترزيقي آهسته (2تا 4هفته ) طرح ريزي شده است. رقابت تجربي فشرده اي براي ايجاد سيستم هاي حمل و هورمون وجود دارد اما تشخيص اينكه كدام سيستم حمل نسبت  به بقيه سيستم ها ترجيح  داده خواهد شد مشكل است. به هرحال بنظر مي رسد محتمل نيست كه در آينده اي  نزديك براي رفع نياز به تزريقات مكرر، فرمولاسيوني مشابه با ايمپلنت ايجاد شود. چون هورمون رشد يك پروتئين است نميتوان آن را بصورت خوراكي تجويز كرد .

بنظر مي رسد كه اشكال متعددي از BST  وجود دارد كه ممكن است وارد بازار شوند. اين انواع عبارتنداز :

1-براي تجويز روزانه

2-براي آزادشدن درخلال 7 روز

3-براي آزاد شدن درخلال 14 روز

4-براي آزاد شدن درخلال 28 روز

نوع سوم و چهارم بر اساس متيونيل BST و نوع اول بر اساس قرابت با BST   طبيعي مي باشند.       فرآورده هايي كه دفعات تجويز آنها كمتر است حاوي دزهاي بالاتري از BST مي باشند .

سوماتوتروپين وارد شده به جريان خون دام ، فعاليت كوتاه مدتي دارد . به همين دليل تزريق ها بطور روزانه صورت گرفته يا دزهاي بالاتر به صورت اشكال آهسته رهش به فاصله هر 2 تا 4 هفته يكبار تجويز مي شود. اين تزريقات به ندرت باعث ايجاد التهاب موضعي مي شوند . سوماتوتروپين بطور قطع باعث تسريع متابوليسم در دامها مي شود . اما آنچه كه مورد بحث مي باشد اين است كه آيا سوماتوتروپين ممكن است باعث شود تا تمام دامها يا بعضي از آنها بيش از حد بزرگ شوند كه منجر به ايجاد مشكلاتي در ارتباط با آسايش آنها شود. چون استرس هاي متابوليك و بيماري هاي توليد درگاوان شيري عمدتا محدود به 3 ماهه اول شيردهي هستند ، ممكن است اين بحث پيش آيد كه تجويز BST  بعد از اين دوره زماني، مي تواند باعث افزايش ميزان توليد شير در مرحله ركود توليد شود بدون اينكه نيازي به افزايش ميزان كنسانتره مصرفي باشد .

در اين حالت و برخي ديگر از شرايط ممكن است BST (باتوجه به اطلاعات موجود ) به طور روزانه به گاوان شيروار تجويز شود بدون اينكه مشكل عمده اي براي آسليش آنها ايجاد كند. در صورتي كه     فرآورده هاي حاوي BST  براي مصرف در گاوان شيروار تأييد شود، اين نكات مطرح مي شوند :

1-آيا تجويز آنها بايستي تنها توسط دكتر دامپزشك صورت گيرد؟

2-نبايستي فواصل تجويزآنها كمتر از 4 هفته باشد .

3-شروع تزريق كمتر از 90روز بعد از زايمان نباشد .

4-آيا نبايستي در زماني كه گاو آبستن تشخيص داده مي شود، تزريق گردد؟

اين احتمال وجود دارد كه اولين فرم تجارتي BST كه وارد بازار مي شود به صورت تركيباتي براي آزاد شدن تدريجي درخلال 14 تا 28 روز باشد . در آزمايشات باليني انجام شده هيچ مدركي دال بر افت سلامتي يا كاهش طول عمر وجود ندارد و شيرگاوان درمان شده در مقايسه با شيرگاوان درمان نشده حاوي BST بيشتري نبوده است. درحال حاضر اپتيفلكس (optiflex) ، سوماتك (somatech) ، سوميدي بوو (somidibove) و سومتري بوو (sometribove) فرآورده هاي عمده  BST هستند كه مراحل تائيد قانوني را مي گذرانند.

بنظر مي رسد  كه هورمون رشد گاو در اين گونه نسبتا اختصاصي است و در انسان غير فعال مي باشد چون اين هورمون يك پروتئين است كه بعد از مصرف خوراكي به اسيدهاي آمينه تشكيل دهنده آن تجزيه شده و در روده غير فعال مي گردد . پس  احتمال بروز مشكلاتي نظير سميت يا باقيمانده وجود ندارد .

ترشح BST بصورت نوساني مي باشد و ممكن است تحت تاثير اگونيستهاي آدرنرژيك  وكولوينرژيك ، انفوزيون اسيد آمينه ، منيزيم ، كوله سيستوكينين ، پپتيد موثر برعروق روده ، خواب ، استرس ، گلوكاگون ، انسولين و اسيدهاي چرب آزاد قرارگيرد. هيچ مدركي وجود ندارد  كه نشان اثرات مستقيم گالاكتوپوئتيك BST برروي بافت پستان داشته باشد چون در بافت پستان هيچ گيرنده اي براي سوماتوتروپين شناسايي نشده است. درمقابل BST احتمالا از طريق فاكتورهاي رشد شبه انسولين اثر غير مستقيم خود را برروي غده پستان اعمال مي كند .

در اوايل دوره شيردهي با مصرف BST مصرف گلوكز در بدن افزايش يافته (در مقايسه باگروه كنترل)، مقدار اسيدهاي چرب آزاد پلاسما بالا رفته  وميزان تجزيه - نوسازي اسيدهاي چرب آزاد افزايش مي يابد . BST اثر ديابت زايي دارد بطوري كه باعث كاهش حساسيت بافتهاي محيطي به انسولين و افزايش مقدار گلوكز خون مي شود. اكسيداسيون گلوكز و اسيدهاي چرب با زنجير طويل در غده پستان اتفاق مي افتد. با مصرف BST سطح اسيدهاي چرب آزاد پلاسما افزايش مي يابد . به هرحال اثر ليپوليتيك مستقيم BST برروي بافتهاي چربي نشان داده نشده است . افزايش سطح اجسام كتوني درخون نيزگزارش شده است .

اثرات BST درگاوان شيري

ميزان توليد شيرü

درمطالعات كوتاه مدت انجام گرفته با BST (به مدت 4تا10روز) افزايش 1تا  15درصدي در ميزان توليد شير نشان داده شده است. درمطالعات تجربي طولاني تر (بمدت 70 تا 84 روز) دردامهاي درمان شده درمقايسه با گروه كنترل افزايشي بين 30 تا 50 درصد د رميزان توليد شير مشاهده شده است. متوسط مقادير ثبت شده افزايش 20 درصدي د رميزان توليد شير است . تا به امروز  بيشتر نتايج مربوط به گاوان هلشتاين پرتوليد با سطح تغذيه اي بالا ، بوده است .

افزايش ميزان توليد شير درنتيجه مصرف BST ممكن است منجر به افزايش تعداد سلولهاي سوماتيك شود. به همين جهت لازم است قبل و در خلال درمان با BST وضعيت سلولهاي سوماتيك شير كنترل شود و در صورتي  كه تعداد آنها بيشتر از 4000 باشد درمان با BST متوقف گردد .

مصرف غذاü

مشخص شده است كه مصرف غذا درگاوان درمان شده در مقايسه با گاوان درمان نشده ، بالاتر است. عقيده بر اين است كه علت چنين حالتي وجود ارتباط بين BST و اشتها است. غذاي اضافي دريافت شده توسط گاو درمان شده در جهت افزايش توليد شير بكارگرفته مي شود به عبارت ديگر بخش اعظمي از اين غذاي اضافي صرف توليد مي شود تا صرف نگهداري . بنظر مي رسد راهي كه BST از طريق آن عمل مي كند مشابه با روشي است كه باعث افزايش ميزان توليد شير درگاوان با ارزش از نظر ژنتيكي مي گردد .

تركيبات شيرü

تجويز طولاني مدت BST اثري برروي محتويات شير ندارد . مصرف كوتاه مدت BST اثر اندكي بر روي درصد چربي و پروتئين شير دارد . اين حالت تنها درگاواني كه در اوايل دوره شيردهي قرار دارند يا در مطالعات كوتاه مدتي كه سرعت افزايش ميزان غذاي دريافتي به حدي نيست كه بتواند برآورده كننده نيازها براي ميزان شير افزايش يافته باشد ، ديده مي شود .

به هرحال ، ميزان چربي و پروتئين توليد شده دركل افزايش مي يابد كه علت آن بيشتر بودن ميزان توليد شير درگاوان درمان شده است.

اثرات جانبي احتمالي BST

سلامت دام ها

تا به امروز تحقيقات گسترده اي كه در  ارتباط با مصرف BST انجام شده هيچ اثر مضري را برروي سلامت گاو نشان نداده است. ممكن است كتوز بعنوان يك مشكل بالقوه درگاوان پرتوليد درنظر گرفته شود اما تا به امروز اين امر به اثبات نرسيده است . افزايش قابل توجهي در تعداد سلولهاي سوماتيك در شير گاوان درمان شده با BST مشاهده نشده و هيچ گزارشي مبني برافزايش وقوع لنگش وجود ندارد. ذكر يك نكته ضروري مي باشد و آن اين است كه تا به امروز تمامي تحقيقات در يك دامداري انتخاب شده كه دام هاي آن از سطح تغذيه اي بالا برخوردار هستند ، انجام گرفته است .

اين احتمال كه درمان با  BST  ممكن است باعث افزايش خطر وقوع ورم پستان شود را بايستي در نظر داشت و به همين جهت لازم است كه مطالعات در چند دوره شيرواري صورت گيرد تا اثرات توليد زياد شير مشخص شود . نكته ديگري كه حائز اهميت مي باشد در نظر داشتن آسايش دامها در دامداري بخصوص دامهاي پرتوليدي كه تحت سيستم پرورش متراكم نگهداري مي شوند ، مي باشد. تعداد زيادي از گاوان شيري در اين طبقه بندي جاي مي گيرند و به همين جهت با در نظر گرفتن آسايش دامها، استفاده از BST براي افزايش توليد شير درگاوان شيري زيرسئوال مي رود. تا به امروز هيچ گزارشي دال بر افزايش اختلالات متابوليكي مانند كتوز، تب شير و هيپومنيزيمي داده نشده است .

كارآيي توليد مثلي

گزارشات انتشار يافته درمنابع تا به امروز حكايت از آن دارند كه BST بر روي پارامترهاي توليد مثلي درگاوان شيري اثر ندارد . به هرحال لازم است تا مطالعات بيشتري به منظور بررسي اثرات طولاني مدت  BST بركفايت توليد صورت گيرد. البته دستيابي به اين اطلاعات لازم است چون داشتن هرگونه اثرات جانبي مضر بر روي كارايي توليد مثلي شانس دامداري براي گرفتن يك گوساله از هرگاو در هر سال را كاهش    مي دهد. به هرحال ذكر اين نكته مهم مي باشد كه كاهش كارآيي توليد مثلي ممكن است باعث خنثي كردن اثرات مفيد ناشي از افزايش توليد شير شود . كاهش كارآيي توليد مثلي ممكن است باعث خنثي كردن اثرات مفيد ناشي از افزايش توليد شير شود. كاهش باروري درگاوان شيري در ارتباط باكمبود انرژي در دوره زماني بلافاصله بعد از زايمان مي باشد .

ديگر ملاحظات

مشخص شده است كه احتمالا   BST حتي اگر به مقدار زيادي در شير باقيمانده داشته باشد، در روده انسان به اجزاي سازنده اش يعني اسيدهاي آمينه تجزيه مي شود. آيا قبل از هضم، در روده اثري برجاي ميگذارد يا خير؟ در دامهايي كه با سوماتوتروپين درمان مي شوند غلظت فاكتور رشد شبه انسوليني نيز افزايش مي يابد. چه مقداري از فاكتور رشد شبه انسوليني در شير وجود دارد ؟ آيا اين فاكتورها اثري بر روي روده انسان دارند؟

در بسياري از كشورها، مطالعات باليني گسترده اي تحت نظر دولت در حال انجام است و در صورتي كه مشكلات خاصي پيش نيايد ، پذيرش سوماتروتروپين از نظر بي خطر بودن ، كيفت وكفايت اثر محتمل است اما پذيرش عمومي و سياسي ، موضوعاتي جداگانه است .

آزمايشات كمي با هدف بررسي مكانيسم هاي فيزيولوژيك و هوموستاتيك ضروري براي داشتن يك سلامت خوب (بعنوان اولويت اول ) انجام گرفته است. هنوز هم به انجام چنين آزمايشاتي نياز است تا مشخص شود كه آيا سوماتوتروپين قابل قبول است ياخير. بعضي از مهمترين سئوالات مطرح شده در اين ارتباط عبارتند از :

1-اثرات وضعيت سيستم ايمني بخصوص ايمني سلولي در غدد پستاني گاوشيري و عقده هاي لنفاوي مزانتريك دامهاي درحال رشد.

2-اثر بر وضعيت كلسيم و فسفر ، متابوليسم استخوان و وضعيتهاي پاتولوژيك آن خصوصا در دامهاي جوان درحال رشد.

3-اثرات مصرف طولاني مدت BST (براي چندين دوره شيرواري ) برروي پستان و شكل اندامهاي خلفي .

4-اثرات تحريكي هورمون رشد اگزوژن در توانايي دامها براي توليد هورمون رشد آندوژن و متعاقباً اثر بر كارايي دام (بدون اينكه مصرف هورمون رشد اگزوژن ادامه يابد).

در حال حاضر بيشتر كمپاني ها ، FDA را متقاعد كرده اند كه براي ارزيابي بي خطري BST ، بررسي آن در طي 2 دوره شيردهي و 3 دوره آبستني كفايت مي كند .

اكنون ارزيابي طولاني مدت BST براي بررسي عوامل زير دنبال مي شود:

 انجام مطالعات در چند دوره شيرواري . اين مطالعات براي شناسايي اينكه آيا تمايل براي بر هم زدن آسايش دام به علت توليد بيش از حد وجود دارد  يا اينكه اثرات مضر و تدريجي ناشي از افزايش توليد كدامند ، طراحي شده اند. همانطوري كه قبلا ذكر شد ، هر گاو براي اينكه بتواند در جهت افزايش ميزان توليد شير حركت كند ، مقدار غذاي مورد نيازش را تنظيم مي نمايد . اين تنظيم ، يك روند طبيعي و خود تنظيمي است كه طي آن گاو به يك حالت تعادل با كفايت بين انرژي حاصله از غذاي دريافتي و ميزان شير توليد شده    مي رسد . به همين دليل اميد مي رود كه مسأله بهم خوردن آسايش دام (بعلت توليد بيش از حد) منفي باشد چون نتايج آزمايشات نشان داده است كه گاوان درمان شده با BST ، از نظر وزن و وضعيت بدني حالتي مشابه با گاوان درمان نشده دارند .

بهر حال موضوعات مهم زير هنوز لاينحل باقي مانده اند :

1- در تمامي كشورها ، در صورتي كه BST  به طور كامل مورد ارزيابي قرار نگرفته و مجوز قانوني را بدست نياورده باشد ، بصورت تجارتي قابل دسترسي نخواهد بود . بعد از گذر از چنين مراحلي ، لازم است تا رضايت خاطر مصرف كنندگان نيز فراهم شود .

2- اثر آن بر روي عملكرد توليد مثلي (آيا BST  بر درصد آبستني تاثير داشته و توانايي لازم در ايجاد يك جنين سالم را دارد؟).

3- اثر بر روي دامهاي نوزاد متولد شده (بعنوان مثال اثر بر ميزان رشد آنها) .

4- اطلاعات مربوط به مصرف غذا و توليد شير

5- مقاومت در برابر بيماريهايي كه به طور طبيعي اتفاق مي افتد .

6- سلامت غدد پستاني (ميزان وقوع ورم پستان و درصد بهبودي از آن).

بهر حال لازم است تا حداقل بمدت 2 سال ، مطالعه اي گسترده و سازمان داده شده صورت گيرد تا اثرات BST  بر روي ميزان وقوع ورم پستان و اختلالات متابوليكي همراه با آن تعيين گردد .

بي خطر بودن BST

بطور طبيعي ، مقادير مختلفي از BST در شيرگاو حضور دارد ، اين مقدار معمولاً كمتر از ppb 2 مي باشد اما ممكن است تا ppb 10 هم برسد . در گاواني كه مقادير معمول از BST را بصورت اگزوژن دريافت       مي دارند ، هيچ افزايشي در مقدار BST  شير مشاهده نشده است .

BST موجود در شير بعنوان خطري براي مصرف كننده محسوب نمي شود چون BST  يك  پروتئين است و مشابه با تمام پروتئينهاي موجود در رژيم غذايي انسانها ، تحت تاثير آنزيمهاي گوارشي به واحدهاي     سازنده اش يعني اسيدهاي آمينه تجزيه مي شود. بعد از تجزيه ، BST هيچ عملكرد بيولوژيك در انسان ندارد. اين تركيب ، تنها بعد از تزريق مستقيم به گاو فعال مي شود. در حقيقت شير دامهاي درمان شده با BST از تمامي جهات شبيه به شير دامهاي درمان نشده است. سلامتي و كيفيت آن دقيقاً مشابه است. درصد چربي ، پروتئين ، مواد معدني و لاكتوز آن يكسان بوده و خواص عمل آوري آن نيز مشابه با شير دامهاي درمان نشده است . شايد چيزي كه براي مصرف كننده مهم تر باشد ، بو و مزه آن باشد كه از اين جهت نيز مشابه با شير  دامهاي درمان نشده است .

بطور كلي از مدتها قبل نشان داده شده كه BST در انسان هيچ گونه فعاليتي ندارد و تلاشهاي انجام گرفته در سالهاي 1950 به منظور تحريك رشد در كودكان مبتلا به كوتولگي ناشي از كم كاري غده هيپوفيز (در اين افراد هورمون سوماتوتروپين وجود ندارد) با استفاده از تزريق BST ، بطور كلي با شكست روبرو شد. با اين وجود عليرغم مصرف دزهاي بالا از BST اثرات جانبي مشاهده نشد كه اين مورد باز هم بر بي خطر بودن BST تاكيد مي كند. بنا بر گزارش هاي منتشر شده ، باقيمانده اپتيفلكس در شير و گوشت 640 دام درمان شده هيچ خطري را براي مصرف كنندگان ايجاد نكرده است. مصرف اين  تركيب نه تنها بر كيفيت گوشت يا شير تاثيري نداشته بلكه هيچ اثر مضري هم بر روي روند عمل آوري صنعتي شير به ماست يا پنير نداشت . نيازي به رعايت فاصله زماني بين مصرف دارو و كشتار دام نيز نيست .

به هر حال شواهد و مدارك نشان مي دهد در صورتي كه BST به طريقه صحيحي مصرف شود ، به راحتي مجوز قانوني مصرف را به دست خواهد آورد. مصرف BST به صورت فرآورده هاي آهسته رهش آن معني ندارد و تزريق روزانه آن ممنوع است (اين مورد را مي توان با بررسي نقاط متعدد تزريق بررسي كرد). در حال حاضر براي تزريق اپتيفلكس ، جهت از شانه به دم پذيرفته شده است چون واكنشهاي موضعي ايجاد شده در قسمتهاي نزديك دم به طور قابل توجهي كاهش مي يابد .

فرآورده هاي تجارتي BST از نظر توالي اسيدهاي آمينه موجود در قسمت انتهايي ملكول ، به ميزان 5/0 تا 5 درصد  با BST طبيعي (بدست آمده از غده هيپوفيز) تفاوت دارند . اين تفاوتها به خاطر افزوده شدن يا كاسته شدن از اسيدهاي آمينه است .

بر خلاف هورمونهاي استروئيدي كوچكتر (با وزن مولكولي 275 تا 350 دالتون) كه از راه خوراكي فعال هستند، سوماتوتروپين يك هورمون پروتئيني بزرگ بوده (با وزن مولكولي 22.000 دالتون ) كه از دستگاه گوارش جذب نمي شود . وقتي كه از راه خوراكي مصرف شود ، پروتئينها تحت تاثير هضم آنزيمي در دستگاه گوارش قرار مي گيرند . طي اين روند ، توانايي آنها براي تاثير بر روي عملكردهاي بدن دچار اختلال مي شود و به همين دليل است كه توصيه مي شود مصرف هورمونهاي پروتئيني مانند انسولين و BST بايستي از راه تزريقي باشد نه خوراكي .

شير تمامي گاوان حاوي مقادير بسيار كمي از BST است . مطالعات متعددي نشان داده است كه درگاوان درمان شده با BST تركيبات شير تغيير نمي يابد . در حال حاضر بنظر مي رسد اين توافق وجود دارد كه غلظت سوماتوتروپين در شير گاوان درمان شده با BST  افزايش قابل ملاحظه اي نمي يابد . اما به نظر       مي رسد كه بحث در مورد اثرات مصرف BST بر روي مقدار فاكتور رشد شبه انسوليني در شير هنوز ادامه دارد . فاكتورهاي رشد شبه انسوليني  يا سوماتومدينها ، عمدتاً توسط كبد و در پاسخ به سوماتوتروپين توليد مي شوند و احتمالاً در بروز اثرات سوماتوتروپين بر روي توليد شير صاحب نقش هستند. نشان داده شده كه در گاوان درمان شده با BST غلظت IGF1 (يكي از 2 فاكتور  رشد شبه انسوليني) در پلاسما و شير به ميزان كمي افزايش مي يابد. اگر چه IGF1 يك مولكول پيتيدي بوده و در دستگاه گوارش به اجزاي سازنده اش يعني اسيدهاي آمينه تجزيه مي شود ، اما لازم به ذكر است كه  اين افزايش ايجاد شده در غلظت IGF1 قادر به تحت تاثير قراردادن بافت پوششي روده انسان (قبل از هضم IGF1 ) نيست . در انسان و گاو در اوايل دوره بعد از زايمان نيز غلظت IGF1 شير افزايش مي يابد و بروز اثرات مضر در انسان محتمل نيست .

مساله مطرح در اينجا ، اثر باقيمانده هاي فرم ناقص IGF1 در شير دامهاي درمان شده است . اين فرم ممكن است در مقايسه با فرم كامل IGF1 فعاليت بيشتري داشته باشد .

نظريه كميته افزودنيهاي مواد غذايي

اين كميته 2 هورمون رشد يعني سوماتوتروپين گاو و سوماتوتروپين خوك را در اولويت داروهاي تحت بررسي قرار داده است و علت چنين كاري وجود مشكلاتي در ارتباط با مصرف عوامل آنابوليك محرك رشد مي باشد . عقيده بر اين است كه بهتر است ارزيابي بي خطري BST  و سوماتوتروپين خوك توسط كميته اي از متخصصين بين المللي انجام شود. در حقيقت اين كميته به اين نتيجه رسيده است كه حضور باقيمانده هاي BST در شير دامهاي  درمان شده خطري ندارد .

در نشست اين كميته كه از 9 تا 18 ژوئن سال 1992 در شهر ژنو كشور سوئيس برگزار شد ، اعضاي كميته توصيه هايي را در مورد مقدار دريافت روزانه قابل قبول و حداكثر مقدار باقيمانده براي 10 تركيب مورد مصرف در دامپزشكي از جمله BST ارائه دادند. چون كميته ، مرز سلامتي براي مصرف باقيمانده هاي BST را زياد در نظر گرفت ، چنين نتيجه گيري شد كه حضور چنين باقيمانده هايي تهديدي براي سلامت انسان محسوب نمي شود. اين كميته چنين اعلام كرد كه نيازي به تعيين مقادير عددي براي مقدار دريافت روزانه يا حداكثر مقدار باقيمانده ، وجود ندارد.

FDA مكرراً اعلام كرده است كه مصرف BST موجود در شير دامها توسط انسان مشكلي ايجاد نمي كند . باقيمانده هاي هورمون رشد در شير (بصورت طبيعي يا در نتيجه تجويز هورمون رشد) در انسان فعاليت بيولوژيك نداشته و هيچ مشكلي از نظر سلامت  ماده غذايي مصرفي مطرح نيست . رضايت خاطر مصرف كننده ، جنبه هاي سلامت ماده غذايي و نظريات مرتبط با صنايع لبني ، موضوعات جداگانه اي هستند كه بايستي براي توليد فراورده هاي تجارتي BST در نظر گرفته شوند .

منابع

1-يگانگي،م؛حاج صادق،ن:عوامل محرك رشد در دام و طيور.مركز نشر سپهر.1378

2-خانقاهي،ح؛مهدوي،ح:دستورالعمل هاي اتحاديه اروپا در زمينه باقي مانده دارو و سموم.انتشارات وزارت جهاد سازندگي.تهران1376

3-نورت،مك او؛ بل، دونالودي:راهنماي كامل پرورش طيور.ترجمه دكتر محسن فرخوي؛دكتر فريدون نيك روش؛مهندس تقي سيگارودي.انتشارات واحد آموزش و پژوهش سازمان اقتصادي كوثر.1378

4-ليسون،استون؛سامرس،جادي:تغذيه طيور.ترجمه محمد شيوازاد؛عليرضا صيداوي.انتشارات دانشگاه تهران.1385

5-british poultry science journal

6-poultry science journal

 لینک بخش اول

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مهندس محمد هادي وفايي  - كارشناس علوم دامي

مقدمه

با توجه به افزايش سر سام آور جمعيت ، روز به روز نياز به ماده و انرژي براي ادامه حيات انسانها بيشتر     مي شود. در جهان امروز بيش از 2 ميليارد نفر از كمبود پروتئين ، ويتامين ها و مواد معدني رنج مي برند. به طوري كه تا سال2025 توليد مواد غذايي بايستي در حدود 60% افزايش يابد تا بتواند پاسخگوي تقاضاي اين افزايش جمعيت باشد. لذا دسترسي هميشگي به منابع غذايي مورد نياز جوامع بشري به صورت يك ضرورت اجتناب ناپذير درآمده است. از جمله اين منابع ، فرآورده هاي پروتئيني دامي خصوصا گوشت از جايگاه ويژه اي برخوردار است.

امروزه لازم است تا براي ايجاد تعادل بين توليد و مصرف ، در جهت شناخت استعدادها و پتانسيل از يك سو و استفاده بهينه از امكانات قابل دسترسي از سوي ديگر و به كارگيري شيوه هاي جديد و باكفايت در امر بهداشت و پرورش دام و طيور قدم هاي اساسي تري برداشته است. اكنون بشر تلاش مي كند تا روند رشد   دام هاي مولد غذا را هر چه بيشتر سرعت بخشد و در اين راه روش هاي مختلفي را به كار گرفته است .

رشد ، مهمترين عاملي است كه بر روي توان توليدي و بهره دهي دام ها تاثير مي گذارد و دستكاري رشد دام ها جزء مهمي از روند كنترلي انسان بر روي دام هاي اهلي شده مي باشد.

اين مقاله ، مصرف هورمون ها در دام و طيور را مورد بررسي قرار داده و اميد است مورد علاقه مندان قرار گيرد.

 

هورمونهاي محرك رشد

يكي از پيشرفتهاي چشمگير و بحث انگيز علم فارماكولوژي ، معرفي انواع مختلفي از هورمونهاي آنابوليك براي افزايش رشد در گاوان گوشتي مي باشد ، شكي نيست كه اين مواد رشد را افزايش مي دهند ولي لازم است تا اطلاعات بيشتري در ارتباط با موارد استفاده اثرات دقيق فارماكولوژيك و فيزيولوژيك دارو بر روي دامهاي تحت درمان و خطرات احتمالي اين داروها براي دامهاي مولد غذا و به تبع آن افراد مصرف كننده ، فراهم آيد .

روندهاي متابوليك دامها ، ميزان رشد و سرعت پروار شدن آنها ، توسط هورمونهاي توليد شده در بدن كنترل و هماهنگ مي گردد ، فرايندهاي مختلف و خصوصيات رفتاري مرتبط با آنها را مي توان با اخته كردن دام نر و عقيم كردن دام ماده تغيير داد . گاو نر اخته نشده سريع تر از گاو نر اخته  شده رشد كرده و گوشت بيشتري توليد ميكند و گاو نر اخته شده سريعتر از گاو ماده رشد كرده و با كارايي بيشتري مواد غذايي را به گوشت تبديل مي كند.

ميزان رشد در دامهاي مختلف متفاوت است و اين مساله را مي توان به تفاوتهاي موجود در وضعيت هورموني آنها نسبت داد . بيشتر مطالعات و تحقيقات مطرح شده در اينجا راجع به هورمونهاي جنسي مترشحه از گنادها مي باشد . اين هورمونها در دامهاي طبيعي ، مسئول بروز اختلاف شديد در ميزان رشد و زمان بلوغ (وجود اختلاف در سرعت پروار شدن دامهاي نر و ماده طبيعي) مي باشند.

در نشخوار كنندگان ، هورمونهاي جنسي باعث مي شوند تا جنس نر و ماده از نظر ميزان رشد و چربي لاشه كاملاً با يكديگر تفاوت داشته باشند . در دام نر اخته شده ، آندروژنها كاهش يافته و اين امر موجب ميشود كه اين دامها كارايي متوسطي داشته باشند و صفات ثانويه جنسي در آنها ظاهر نگردد كه  مي توان با تجويز مواد هورموني اگزوژن (با منشاء خارج از بدن) اثر مواد هورموني داخل بدن را تغيير داد يا تشديد نمود . مواد آنابوليك ، خصوصيات فيزيولوژيكي شبيه به استروئيدهاي جنسي طبيعي (تستوسترون بعنوان آندروژن اصلي و 17- بتااستراديول بعنوان يك آندروژن) را دارا مي باشند . اين هورمونها يا مشتقات نيمه ساختگي آنها را     مي توان در بدن گاو يا گوسفند به صورت ايمپلنت (كاشتني) بكار برد تا مقدار استروئيدهاي جنسي را در بدن دام بالاتر برده و شرايط هورموني مطلوبي را در جهت بهتر كردن رشد دام فراهم آورند .

براي دست يابي به حداكثر اثر تحريكي بر روي رشد دام ، بايد غلظت آندروژنها و استروژنها در خون دام برابر با غلظت اين هورمونها در خون گاو نر و ماده طبيعي باشد. محققين سعي كرده اند ، تركيباتي را بسازند كه كاهش رشد ناشي از اخته شدن را جبران كرده و در عين حال دام مطيع و آرام باقي بماند .

استفاده از مواد آنابوليك مناسب ، نرهاي اخته شده ، ماده ها و گوساله هاي پرواري را در وضعيت هورموني مشابه با نرهاي طبيعي و ماده هاي آبستن قرار مي دهد. در مجموع ، بيشترين بازدهي زماني حاصل مي شود كه گاوان ماده با آندروژنها ، گاوان نر با استروژنها و نرهاي اخته شده با تركيبي از آندروژنها و استروژنها درمان شوند .

قواعد كلي در استفاده از عوامل محرك رشد

بطور كلي ، براي افزايش يا جبران هورموني كه در بدن دام به اندازه كافي وجود ندارد بايستي قواعد خاصي را در نظر گرفت كه عبارتند از :

1- گاوان ماده بطور طبيعي انواع استروژن ها را توليد مي كنند به همين جهت تجويز آندروژنها (مانند ترنبولون استات) با نتايج بهتري همراه است. با اين وجود در بعضي از موارد مانند گاوان ماده مسن ، با تجويز مقاديري از مكمل هاي استروژني ، پاسخهاي آنابوليك مشاهده شده است .

2- گاوان اخته شده : چون بيضه ها هم آندروژنها و هم استروژن ها را توليد مي كنند ، قوي ترين پاسخ آنابوليك در گاوان اخته شده با تجويز تركيبي از يك استروژن و يك آندروژن بدست مي آيد .

3- گاوان نر : اين دسته مقادير زيادي آندروژن توليد مي كنند و به همين دليل ، استروژن ها بهترين انتخاب براي استفاده در گاوان نر گوشتي مي باشند ، لازم به يادآوري است كه استروژن ها ، ترشح هورمون فعال كننده غدد جنسي (FSH,LH) را از هيپوفيز مهار كرده و اين امر باعث عدم رشد بيضه ها مي گردد . در پرورش گاو گوشتي اين امر مي تواند يك مزيت محسوب شود ولي در نهايت باعث مي شود كه نتوان از استروژنها دردامهاي نر استفاده كرد .

سن دام پاسخ ايجاد شده را تحت تاثير قرار مي دهد بطوري كه گوساله ها پاسخهاي متفاوت و گاوان يكساله و مسن تر ، پاسخهاي يكساني مي دهند .

فرمولاسيون

اكثر عوامل هورموني آنابوليك به شكل ايمپلنت ساخته شده و در دسترس قرار دارند . اين فرآورده ها استريل بوده و ماده دارويي را در نقطه اي از بافتهاي بدن ذخيره كرده و به تدريج آزاد مي نمايند . اين داروها معمولاً به صورت پلت يا قرصهاي كوچك همراه با ماده حامل يا بدون آن هستند كه در شرايط استريل ساخته شده و در سطح پشتي گوش كاشته مي شوند. براي راحت تر بودن تجويز ، فقط داروهاي خيلي قوي و موثر به شكل پلت ساخته مي شوند و در حال حاضر فقط هورمونها اين خصوصيت را دارا هستند . ايمپلنت (كاشتني) در حقيقيت يك قرص كوچك و استريل است كه به كمك فشار ساخته مي شود. اين شكل دارويي ممكن است حاوي داروي خالص و يا همراه با مواد كمكي باشد كه باعث تغيير ميزان جذب مي شوند . معمولا براي توليد يك پلت ، بايد آزمايشاتي انجام گرفته و اطلاعاتي در اين زمينه فراهم شود. ميزان آزادسازي دارو توسط پلت بايد در حد مطلوبي باشد و در طول يك دوره زماني ، ماده موثره دارو را به آرامي آزاد كند. در ابتدا ، بايد داروي خالص به پلت تبديل شود. در صورت كاشته شدن اين پلت در بدن دامها ، غلظت پلاسمايي دارو بايد به حدي برسد كه بتواند رشد را افزايش دهد و سپس اين غلظت پلاسمايي در طول اين دوره زماني ، اندازه گيري شود. اطلاعات اوليه حاصل شده از آزمايشات ، نشان خواهد داد كه ميزان جذب پلت بايد افزايش يا كاهش يابد .

براي حصول حداكثر اثر تحريكي بر روي رشد ، حضور غلظتهاي بسيار كم از مواد آنابوليك در خون و بافتها ضروري است. در مورد اين داروها ، تركيبي ايده آل است كه بتواند مقدار ثابتي از ماده موثر ، را در طول زمان آزاد كند . آزاد شدن دارو از يك ايمپلت (كاشتني) بايد مستقل از ميزان داروي باقيمانده در پلت باشد. هميشه نمي توان شرايط لازم براي اين نوع آزادسازي را بوجود آورد چون با جذب تدريجي پلت كاشته شده ، شكل هندسي آن تغيير كرده و سطح جذب آن كاهش مي يابد. در ابتدا دارو به سرعت جذب مي شود و به تدريج با كوچكتر شدن پلت ، جذب دارو كم مي گردد. به اين ترتيب ، پس از گذشت چند ماه غلظت دارو در خون و بافتها به حدي كاهش مي يابد كه تاثيري ندارد. بنابراين در ابتدا ، مقدار داروي آزاد شده بايستي بيش از حداقل مقدار موثر باشد تا در پايان دوره درماني هم ، مقدار موثري از دارو حضور داشته باشد و به همين دليل ضرورت دارد تا از دارويي استفاده شود كه حاشيه سلامتي بالايي دارد و البته مقداري از دارو از بين مي رود و مقدار قابل توجهي هم در محل كاشت در گوش باقي مي ماند. در ايمپلنت هاي تركيبي ، ميزان جذب 17- بتا استراديول(يك استروژن طبيعي) كاهش يافته و به مدت طولاني تري نسبت به زماني كه اين هورمون به تنهايي يا در محل جداگانه اي كاشته شود ، دوام مي يابد ، همچنين اگر 17- بتااستراديول همراه با يك استروئيد ديگر بكار رود در مقايسه با زماني كه به صورت تنها در پلت بكار رود ، به ميزان ثابت تري آزاد مي شود. در حال حاضر ، چند فرآورده حاوي تركيبي از 17- بتا استراديول با تستوسترون يا پروژسترون در دسترس مي باشد و موثر بودن اين فرآورده ها ممكن است تا حدي ناشي از آزاد شدن تدريجي استراديول به جريان خون باشد. در شكل تركيبي ، اثر آندروژن و پروژسترون بر جذب استراديول احتمالاً يك تاثير فيزيكي در محل كاشت فراورده مي باشد كه ناشي از تركيب شدن با مقدار بيشتري از يك استروئيد ثانويه (تستوسترون يا پروژسترون) مي باشد . البته ممكن است يك بعد فارماكوكينتيك نيز در اينجا مطرح باشد ، بطوري كه پاك سازي (كليرانس) كبدي و نيمه عمر بعضي از استروئيدها ، تحت تاثير تجويز ديگر استروئيدها قرار مي گيرد .

لاستيك سيليكون كه يك ماده پليمري مخصوص مي باشد بطور گسترده اي به عنوان ماده زمينه اي براي انواع هورمونهاي كاشتني مورد مطالعه قرار گرفته است. نفوذ پذيري و سازگاري با بافتهاي بدن ، از ويژگيهاي پليمرهاي سيلاستيك (silastic) است كه آنها را براي استفاده در سيستم هاي حمل دارو مناسب مي سازد . ميزان آزاد شدن دارو از ماده زمينه اي لاستيك سيليكون تا حد زيادي وابسته به چربي دوست بودن ، غلظت دارو در ماده زمينه اي ، مساحت و ضخامت پليمر پوشانده وخصوصيات انتشار دارو مي باشد. در حال حاضر ،             17- بتااستراديول به شكل پليمر لاستيكي حاوي دارو در دسترس است . چنين ادعا شده است كه دارو در اين شكل يكنواخت تر از يك پلت ساده و فشرده  شده حاوي استراديول ، آزاد مي شود. مطالعات انجام شده بر روي گاو و گوسفند نشان داده است كه اگر 17- بتااستراديول بصورت مخلوط با ترنبولون استات در پلت فشرده شده وجود داشته باشد جذب آن با تاخير صورت مي گيرد همچنين اگر 17- بتااستراديول بصورت مخلوط با يك داروي ديگر در پلت وجود داشته باشد ، ثابت تر و يكنواخت تر از زماني كه به تنهايي در پلت بكار رفته باشد آزاد مي شود .

عوامل آنابوليك بصورت تجارتي ساخته شده و قابل دسترسي هستند. در اين فرآورده ها 17- بتااستراديول بصورت مخلوط با تستوسترون (با نام سينووكس – H ) يا پروژسترون (با نام سينووكس – S ) بكار رفته و از آنها به ترتيب در تليسه ها و گاوان نر اخته استفاده مي شود . موثربودن  اين فرآورده ها ممكن است تا حدي مربوط به اين باشد كه استراديول در حضور يك استروئيد ديگر با سرعت كمتر و بطور يكنواخت تري وارد گردش خون مي شود .

دسته بندي تركيبات هورموني محرك رشد

با در نظر گرفتن فعاليت بيولوژيك عوامل هورموني محرك رشد ، اين تركيبات به گروههاي داراي اثرات استروژني ، آندروژني و ژستاژني(gestagenic) تقسيم مي شوند و اگر طبقه بندي بر اساس ساختمان شيميايي آنها صورت گيرد در گروه هاي استروئيدهاي درون ساخت ، استروئيدهاي برون ساخت و تركيبات غير استروئيدي برون ساخت قرار مي گيرند .

استيل بنس ( stilbenes )

كشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريكا ، استفاده از اين تركيبات را در دامها به دليل احتمال سرطانزا بودن ممنوع كرده اند .

استروئيدهاي طبيعي

هورمونهاي 17- بتااستراديول ، تستوسترون و پروژسترون ، بصورت طبيعي در خلال روندهاي توليد مثلي پستانداران توليد مي شوند . امروزه ، اين هورمونها به مقداركافي و با قيمتي مناسب براي مصرف بعنوان عوامل آنابوليك بطور مصنوعي ساخته مي شوند .

در دامهاي ماده 17- بتااستراديول (استروژني با فعاليت فيزيولوژيك عمده) توسط فوليكولهاي تخمدان توليد مي شود. در خلال دوره فحلي در دامهاي مزرعه ، ترشح اين هورمون از يك الگوي چرخه اي تبعيت كرده و باعث ايجاد تغييرات رفتاري مرتبط با فحلي مي شود . در زمان آبستني ، غلظت استروژن ها ، مرتباً افزايش يافته و تا قبل از زايمان به سطح بالايي مي رسد .

هم 17- بتااستراديول و هم مشتقات آن كه براي ساختن تركيبات طبيعي مورد استفاده قرار مي گيرند ، به عنوان عوامل محرك رشد در پرورش دامها كاربرد دارند . تركيبات ديگري كه اثرات فيزيولوژيكي مشابه استراديول دارند ، تحت عنوان تركيبات استروژني ناميده مي شوند .

17- بتااستراديول را مي توان به طور مصنوعي هم ساخت .

تستوسترون ، هورمون جنسي نر مي باشد كه استروئيد عمده توليد شده توسط سلولهاي ليديگ بيضه است. اين هورمون باعث ايجاد و حفظ صفات ثانويه جنسي در نرها مي گردد . ساير تركيباتي كه اثرات فيزيولوژيكي مشابه با تستوسترون دارند ، تحت عنوان تركيبات آندروژني ناميده مي شوند .

تستوسترون را مي توان به كمك تخمير باكتريايي (با استفاده از استوباكتر پاستوريانومacetobacter pasreurianum) از آندروستنديول (androstendiol) توليد كرد. براي بدست آوردن تستوسترون خالص لازم است تا محصول تخمير يا ديژيتونين (digitonin) رسوب داده شده و تركيب سميكاربازون (semicarbazone) تهيه كرد . پروژسترون ، هورمون اصلي براي ابقاي آبستني در دامهاي اهلي مي باشد. اين هورمون توسط جسم زرد (جسم زرد بعد از تخمگذاري در تخمدان تشكيل مي شود) ترشح مي گردد. در طول مدت آبستني در گاو آبستن و تا زمان تخمك گذاري در گاو غير آبستن ، غلظت پروژسترون در حد بالايي باقي مي ماند . تركيباتي كه اثرات فيزيولوژيكي مشابه با پروژسترون دارند ، تحت عنوان تركيبات پروژستاژني (progestagenic) ناميده مي شوند . پروژسترون بصورت شيميايي سنتز مي شود .

زرانول ( zeranol )

زرانول يك تركيب غير استروئيدي است كه اثرات استروژني دارد و با نام تجارتي رالگرو (ralgro) توسط شركت بين المللي مواد معدني و شيميايي ساخته مي شود. زرانول ، از طريق احياي زرالنون (zearalenone) كه محصول تخمير كپك جيبرلازا (giberalla zeae) مي باشد ، ساخته مي شود. اثرات استروژني اين مايكوتوكسين كه متعلق به گونه فوزاريوم ها (fusarium) مي باشد ، براي اولين بار در خوكهاي ماده اي كه با مواد دانه اي كپك زده تغذيه شده بودند ، مشاهده گرديد .

ترنبولون استات

ترنبولون استات ، يك استروئيد ساختگي داراي اثرات آندروژنيك مي باشد و حدوداً 10 تا 50 برابر قويتر از تستوسترون عمل مي كند .

فراورده هاي تجارتي عوامل آنابوليك

سينووكس –S ü

اين ايمپلنت حاوي 200 ميلي گرم پروژسترون و 20 ميلي گرم استراديول بنزوات (توسط دام به استراديول تبديل مي شود) بوده و 8 پلت دارد . هورمون پروژسترون باعث كاهش قابل توجه در اثرات جانبي استروژن (نظير حالت طلب) مي شود اگر چه اين هورمون باعث مي گردد كه سرعت رشد نيز به مقدار كمي افزايش يابد. سينووكس – S  براي استفاده در گاوان نر ساخته شده و سازندگان آن ادعا كرده اند كه دوام اثر آن در حدود 200 روز مي باشد. نيازي به رعايت فاصله بين مصرف اين دارو و كشتار دام نيست .

سينووكس –H ü

اين ايمپلنت براي استفاده در گاوان ماده ساخته شده است. اين فرآورده ، حاوي 200 ميلي گرم تستوسترون پروپيونات و 20 ميلي گرم استراديول بنزوات بوده و داراي 8 پلت مي باشد . نيازي به رعايت فاصله زماني بين مصرف اين دارو و كشتار دام نيست .

سينووكس –C ü

اين ايمپلنت براي استفاده در گوساله ها ساخته شده و حاوي 100 ميلي گرم پروژسترون و 10 ميلي گرم استراديول  بنزوات مي باشد. نيازي به رعايت فاصله زماني بين مصرف اين دارو و كشتار دام نيست .

كامپودز 200 و 365ü

كامپودز 365 ايمپلنتي است كه حاوي 45 ميلي گرم 17- بتا استراديول مي باشد . كامپودز 200 نيز شبيه به آن است ولي 24 ميلي گرم ماده موثره دارد . ويژگي اين دارو اين است كه استروئيد موجود در آن در داخل استوانه كوچكي از جنس لاستيك سيليكون قرار گرفته است. اين شكل دارويي ، ميزان اوليه آزاد شدن دارو را كاهش مي دهد و باعث مي شود كه ايمپلنت دوام اثر بيشتري داشته باشد. مقدار داروي آزاد شده به عواملي همچون سطح ايمپلنت (3 سانتي متر طول و 8/4 ميلي متر قطر) بستگي داشته و ضخامت پوشش حاوي دارو ، طول مدت فعاليت ايمپلنت را تعيين مي كند .

تجويز اين ايمپلنت ، بصورت زير جلدي و در ناحيه گوش بوده و به مدت 200 روز يا يكسال در آنجا باقي مي ماند . آزاد شدن 17- بتااستراديول در حدود 200 روز (كامپودز200) يا تقريبا يكسال (كامپودز 365) بصورت كنترل شده ادامه مي يابد. بر خلاف ساير ايمپلنت ها ، اين ايمپلنت را مي توان در محل تجويز ، مشاهده و لمس كرد. اين دارو براي گاوان نر اخته در تمام سنين مناسب بوده و نيازي به رعايت فاصله زماني بين مصرف آن و كشتار دام وجود ندارد. در حال حاضر كامپودز براي مصرف در گاوان نر اخته و گاوان ماده مسن ساخته مي شود اما در صورت تجويز به گاوان نر و تليسه هايي كه براي كشتار در نظر گرفته شده اند هم اثرات مفيدي بر جاي مي گذارد .

رالگرو ( ralgro )ü

زرانول ، به منظور افزايش وزن و بهبود ضريب تبديل غذايي در گاو ساخته شده است. مقدار دارو 36       ميلي گرم مي باشد كه در 3 پلت كوچك جاي گرفته است. اين دز به مقدار زيادي مورد استفاده قرار        مي گيرد و احتمالاً بيشترين اثر مفيد را در گاوان نر اخته شده دارد. اگر چه در تليسه ها ، گاوان ماده ،گاوان نر وگوساله هاي شيرخوار نيز اثرات مفيدي داشته است . به نظر مي رسد كه دوام اثر اين دارو در حدود 100 روز باشد .

فيناپليكس ( finaplix )ü

ترنبولون استات (فيناپليكس) براي مصرف در گاوان نر اخته شده ، گوساله هاي ماده و گاوان ماده پرواري ساخته شده است. اين ايمپلنت حاوي 300 ميلي گرم ترنبولون استات است كه در 15 پلت جاي گرفته است. در هر ورق 10 پلت وجود دارد. به دليل داشتن ماهيت آندروژنيك ، اين دارو در تليسه ها و گاوان ماده بيشترين تاثير را دارد. در گاوان نر اخته شده بهتر است كه اين دارو در پايان دوره پرورش ( به عنوان مثال 3 ماه قبل از كشتار) تجويز گردد . اگر اين دارو همراه با يك استروژن بكار رود ، بيشترين تاثير را بر روي رشد خواهد گذاشت .

مكانيسم عمل عوامل آنابوليك

ساخت پروتئين (آنابوليسم) و تجزيه آن (كاتابوليسم) از اعمال حياتي تمام سلولهاي فعال بوده و بطور مستمر انجام مي شود. اين اعمال در واقع خصوصيات فيزيولوژيك طبيعي سلول هستند ولي پاره اي عوامل مانند هورمونهاي آنابوليك و كاتابوليك و مشتقات آنها ، بر روي اين فرآيندهاي حياتي تاثيرگذار مي باشند . مهمترين هورمونهاي آنابوليك عبارتنداز : آندروژن ها ، استروژن ها ، هورمون رشد و انسولين .

 از مهمترين هورمون هاي كاتابوليك مي توان به كورتيكو استروئيدها ، تيروكسين و آدرنالين اشاره كرد . عوامل ديگري نظير ميزان انرژي مواد غذايي ، فشار اكسيژن ، الكتروليت ها و تعادل اسيد- باز بر نسبت آنابوليسم به كاتابوليسم تاثير مي گذارند. اثرات آنابوليك يا ميوتروفيك ( myotrophic ) ، با افزايش احتباس نيتروژن و افزايش رشد و تكامل استخوانها مشخص مي شود. به طور عمده ، اثرات باليني عوامل آنابوليك به اين دليل است كه آنها مي توانند بدون اينكه در متابوليسم يا جذب نيتروژن در دستگاه گوارش تغييري بدهند ، ميزان پروتئين سازي را در بدن افزايش داده و تعادل نيتروژن را در جهت مثبت تغيير دهند .

بيشتر هورمونهاي آنابوليك و استروئيدهاي جنسي بواسطه تداخل با گيرنده هاي اختصاصي ، مستقيماً بر روي سلولهاي عضلاني عمل مي كنند. استروئيد آزاد شده به سلول هدف مي رسد ، سپس وارد سلول شده و به گيرنده هاي سيتوپلاسمي اختصاصي (گيرنده هاي سيتوزولي) متصل مي شود. پس از آنكه تغييراتي در آن داده شد ، وارد هسته شده و به كروماتين متصل مي گردد ، سپس اين كمپلكس باعث فعال كردن           RNA پلي مراز شده كه اين روند منجر به توليد RNA مي گردد . RNA ساخته شده وارد سيتوپلاسم شده و شروع به ساخت پروتئين به ميزان زياد مي نمايد .

تركيبات آندروژني بواسطه گيرنده هاي اختصاصي ، بصورت موضعي بر روي عضلات اثر كرده و بدين طريق باعث تنظيم ساخت و تجزيه پروتئين ، افزايش ميزان تجمع پروتئين و كاهش روند تجزيه - بازسازي آن     مي شوند. تستوسترون كه آندروژن اصلي مي باشد معمولا قبل از اينكه اثرات آندروژني خود را بروز دهد ، بوسيله آنزيم 5- آلفاردوكتاز ( 5 alpha reductase ) احياء شده و به دي هيدروتستوسترون تبديل مي شود و عقيده بر اين است تفاوتهايي كه بين ماهيت گيرنده ها وجود دارد مسبب متفاوت بودن فعاليت آندروژني از فعاليت آنابوليك  مي باشد. اين تفاوت ، امكان توليد مشتقات ساختگي آنابوليكي را فراهم آورده است كه ميل  تركيبي بالايي براي گيرنده هاي آنابوليك عضلات داشته و تمايل كمتري براي گيرنده هاي آندروژيك عضلات از خود نشان مي دهند . از ديگر مكانيسم هاي عمل تركيبات آندروژني ، كاهش تجزيه پروتئيني از طريق جداسازي استروئيدهاي كاتابوليك از محل گيرنده هاي آنها مي باشد. در مجموع ، فعاليت آنابوليك اين تركيبات در بافتها (بصورت موضعي) ممكن است كه بيشتر از اثرات ضد كاتابوليك آنها باشد كه منجر به افزايش پروتئين سازي و در نتيجه بهبود ضريب تبديل غذايي مي شود .

يكي از اثرات ثانويه و غير مستقيم درمان گاوان نر اخته شده با ترنبولون استات ، كاهش غلظت       تيروكسين تام (توتال) در پلاسما مي باشد. در اين حالت كم كاري نسبي تيروئيد نيز ممكن است منجر به افزايش رشد و بهبود ضريب تبديل غذايي گردد .

بر خلاف آندروژن ها ، عوامل آنابوليك استروژني به واسطه هورمون هاي كنترل كننده انرژي متابوليسمي عمل مي كنند. پس از درمان نشخواركنندگان با استروژن ، غلظت پلاسمايي انسولين و هورمونهاي رشد افزايش يافته و افزايش اين مواد در سلولهاي عضلاني ، باعث افزايش جذب اسيدهاي آمينه و تجمع هر چه بيشتر پروتئين در اين سلولها مي شود. استروژن ها عمدتاً از طريق افزايش ترشح هورمون رشد از هيپوفيز ، اثرات آنابوليك خود را ظاهر مي كنند و افزايش غلظت انسولين در پلاسما  ناشي از تغييرات ايجاد شده در گلوكز پلاسما است . همچنين افزايش ترشح هورمون رشد باعث افزايش مختصري در غلظت گلوكز پلاسما مي گردد. افزايش توأم هورمون رشد و انسولين در سلولهاي عضلاني احتمالاً باعث تجمع هر چه بيشتر پروتئين مي گردد .

به نظر مي رسد كه استروژن ها بر سلولهاي عضلاني تاثير مستقيم ندارند بلكه با تاثير بر هيپوتالاموس يا هيپوفيز و افزايش ترشح هورمون رشد عمل مي كنند. بيشتر اين اثرات آنابوليك كه با واسطه هورمون رشد پديد مي آيند بصورت احتباس نيتروژن ، افزايش تجمع پروتئين و احتباس هر چه بيشتر كلسيم و فسفر تظاهر مي يابند. ترشح انسولين نيز تحت تاثير تركيبات استروژني قرار مي گيرد .

تاثير نهايي تمامي اين استروئيدها ، افزايش ميزان پروتئين ها  در سلولهاي عضلاني مي باشد . به نظر مي رسد كه در اين بين ، ترنبولون ميزان كاتابوليسم (تجزيه) پروتئين را كاهش و آنابوليسم (ساخت) آن را افزايش مي دهد. استفاده از اين دارو ، در مجموع باعث افزايش وزن روزانه ، بهبود ضريب تبديل غذايي و افزايش نسبت گوشت در لاشه مي گردد . به دليل افزايش مصرف غذا ، درصد بهبود ضريب تبديل غذايي نصف ميزان افزايش رشد مي باشد .

راه تجويز

براي كسب نتيجه مطلوب از مصرف اين مواد هورموني ، روش تجويز آنها در دامها از اهميت بسيار زيادي برخوردار است . بهترين روش تجويز ، روشي است كه به وسيله آن بتوان مقدار مناسب از هورمون را براي مدت طولاني در خون ثابت نگهداشت . بعلاوه دارو بايد باقيمانده كمي در بافت ها بر جاي بگذارد تا خطري متوجه مصرف كننده نباشد به اين دليل ، عوامل آنابوليك معمولاً بصورت پلت هايي كه در زير پوست ناحيه گوش كاشته مي شوند ، تجويز مي گردند. علت انتخاب ناحيه فوق اين است كه خونرساني درآن نسبتاً كم بوده و ميزان آزادسازي دارو به جريان عمومي خون پائين است. اين وضعيت باعث مي شود كه ماده موثره دارو به صورت كنترل شده و آهسته آزاد شود و در طول يك دوره زماني ، به تدريج جذب جريان خون شده بطوري كه ميزان عوامل آنابوليك موجود در خون دام به حدي باشد كه يك تحريك مداوم هورموني ايجاد كرده و رشد دام تنظيم گردد. بعد از سپري شدن دوره زماني منع كشتار دام ، ممكن است در بعضي موارد تا 10 درصد از دز اوليه هنوز در محل كاشت باقي مانده باشد بنابراين پلت ها بايد در سطح پشتي گوش ، در زير پوست موجود بر روي غضروف لاله گوش قرار بگيرد . اين ناحيه بعداً در هنگام كشتار معدوم مي شود . هميشه بايد مراقب بود كه پلت ها در كنار عروق بزرگ قرار داده نشوند و همچنين پلت ها مرطوب يا خرد نشوند . چون اين مسائل باعث مي شوند تا دارو سريع تر جذب شود ، در دام اختلالات رفتاري ايجاد كند ، مانع از رشد مناسب دام گردد و غلظت مناسبي از دارو در خون و بافتها ايجاد نشود . ميزان جذب كلي دارو از يك پلت كاشته شده مي توان تحت تاثير عواملي همچون تكنيك كاشت ، سالم و بي عيب بودن پلت ها ، مقدار كل داروي تجويز شده ، حضور يك استروئيد ديگر در پلت ، اندازه ، شكل و سختي پلت و ماهيت مواد زمينه اي بكار رفته ، قرار گيرد. تاثير اين پلت هاي كاشتني در حدود 90 تا 100 روز دوام دارد و اگر در سيستم هاي پرورش گاو گوشتي ، هر 100 روز يكبار تجويز شوند ، اثرات افزونتري را بر روي رشد دامها خواهند داشت. بطور كلي بهترين نتايج در دامهاي با سن يكسال به بالا ديده مي شود زيرا دامهاي جوانتر در حال رشد اگر خوب تغذيه شوند رشد مطولبي را خواهند داشت .

اثرات رفتاري تجويز ايمپلنت

گاواني كه ايمپلنت دريافت مي كنند بيش از گاوان درمان نشده دچار استرس مي شوند . بيشترين مشكلات ايجاد شده در نتيجه استفاده از استراديول (به عنوان يك محرك رشد) بروز مي كند ، مصرف آن همراه با بروز رفتارهايي نظير سوار شدن بر روي دامهاي ديگر  و پرخاشگري مي باشد . معمولاً اين رفتارها به مدت 1 تا 10 روز بعد از  كاشت دارو ادامه داشته و سپس كاهش مي يابد. در بعضي موارد اندازه سر پستانكهاي اوليه بزرگ مي شود. در موارد بسيار نادري ممكن است كه رفتارهاي نامطلوبي در گاوان نر اخته شده بوجود آيد و به مدت 1 تا 10 هفته ادامه يابد . براي به حداقل رساندن اين اثرات لازم است تا نكات زير رعايت گردد :

1- پلت در هنگام قرار دادن در ناحيه پشت گوش، خرد نشود .

2- در روزهاي باراني عمل كاشت انجام نشود .

3- در يك منطقه بيش از 40  گاو نر اخته كه ايمپلنت دريافت داشته اند ، نگهداري نشوند .

4- گاوان اخته با گاوان تازه وارد مخلوط نشوند و از ايجاد تغييرات ناگهاني در جيره غذايي و شرايط محيطي ممانعت بعمل آيد .

زيانهاي وارده به دام ها

اگر داروها بصورت نادرست در بدن تليسه هاي در حال توليد مثل كاشته شوند ، ممكن است فعاليتهاي جنسي آنها توسط استروئيدهاي آنابوليك آندروژنيك به شدت مختل شود . احتمالاً نوع و شدت اختلالات ايجاد شده به زمان انجام عمل كاشت و طول دوره اثر ايمپلنت بستگي دارد ولي تجويز ترنبولون استات به تنهايي يا همراه با استراديول به گوساله هاي ماده در سن 4 ماهگي و تكرار آن در سن 7 ماهگي ممكن است اختلالات زير را در دامهاي دريافت كننده بوجود آورد :

1- به تاخير انداختن بلوغ به مدت 10 تا 18 هفته

2- نرينه شدن اندامهاي تناسلي خارجي

3- اختلال در رشد و تكامل پستانها و متعاقب آن كاهش شديد در ميزان توليد شير

4- افزايش وقوع سخت زايي

اين تغييرات تا مدت زيادي پس از آنكه ديگر نتوان استروئيدهاي آنابوليك را در پلاسما جستجو كرده پايدار مي مانند .

استفاده از عوامل آنابوليك استروژني نيز باعث ايجاد اختلال در فعاليتهاي توليدمثلي مي گردد . اگر چه اطلاعات زيادي در مورد كاشت استروئيدهاي آنابوليك طولاني اثر در گله هاي توليد مثل كننده منتشر نشده ولي همين دانسته هاي كم گوياي اين واقعيت است كه نبايستي اين تركيبات در چنين گله هايي بكار گرفته شوند. استفاده از اين داروها ممكن است باعث سركوب گونادوتروپين ها شده و منجر به ايجاد نازايي گردد .

تغييرات رفتاري ايجاد شده متعاقب كاشت دارو هم مي توانند آسيب رسان باشند. تحقيق وسيعي كه در امريكا انجام شده نشان داده است كه 7/3 درصد از موارد بيماريهاي گاوان اخته پرواري ، ناشي از پرش و سوار شدن بر روي يكديگر مي باشد . با استفاده از ايمپلنت عوامل آنابوليك ، ميزان وقوع اين آسيب ها نيز افزايش    مي يابد .

پاسخ به عوامل محرك رشد

مطالعات متعدد نشان داده است كه استفاده از عوامل محرك رشد در سيستم هاي مختلف پرورش و تغذيه ، باعث افزايش وزن زنده دام مي شود. هنوز هم به سختي مي توان ميزان افزايش رشد (پاسخ به عامل محرك رشد) را تعيين كرد چون عوامل متعددي در آن دخيلند. علل و عواملي كه بطور عمده باعث ايجاد تنوع در پاسخها مي شوند عبارتند از :

1- پاسخ رشد در گاوان اخته شده كه هورمون درون ساخت (آندروژن) كمتري در خون آنها وجود دارد  بيشتر از گاوان طبيعي بوده و در گاوان جوانتر و سبكتر كمتر از گاوان مسن تر و سنگين تر مي باشد .

2- استروژن ها در دامهاي نر و آندروژن ها در دامهاي ماده موثرتر هستند. در دامهاي اخته شده ، بيشترين تاثير در نتيجه مصرف توام آندروژنها و استروژنها حاصل مي شود. اين پديده ممكن است از آنجا ناشي شود كه در هر جنس ، سطح آنزيم هاي مخصوص براي متابوليسم هورمونهاي طبيعي گردشي بالا است و به همين دليل توانايي تجزيه آندروژن هاي اضافي در ماده ها و استروژن هاي  اضافي در نرها ، پائين است .

3- گاواني كه رشد سريعي دارند (حداقل 1 كيلوگرم در روز ، به عنوان مثال در نرهاي اخته شده اي كه در يك مرتع با كيفيت چرا مي كنند يا در يك مجموعه پرواربندي مناسب قرار دارند) بهتر از گاواني كه جيره غذايي بي كيفيت و نامناسب دريافت مي كنند ، پاسخ مي دهند. اگر جيره غذايي به اندازه اي بي كيفيت باشد كه افزايش وزن روزانه دام كمتر از نيم كيلوگرم باشد ، افزايش رشد بسيار ضعيفي بوجود مي آيد .

4- استفاده توأم از عوامل آنابوليك بصورت ايمپلنت و يونوفرها همراه با جيره (مانند موننسين، لازالوسيد) كه سبب تغيير در وضعيت تخمير در شكمبه مي گردند ، باعث مي شود كه ضريب تبديل غذايي به طور مضاعف بهبود يابد . عوامل محرك رشد ، هم مصرف غذا و هم ميزان رشد را افزايش مي دهند و يونوفرها معمولاً مصرف كنسانتره را كاهش مي دهند بدون اينكه بر روي وزن دام تاثير داشته يا آن را افزايش دهند .

از وقتي كه در آمريكا ، زرانول بصورت تجارتي ساخته شد ، آزمايشات متعدد انجام شده حكايت از اثرات مثبت آن بر روي افزايش وزن در گوساله هاي اخته يكساله كه شايد مناسب ترين گروه از نظر پاسخ دهي باشند ، داشته است. زرانول ، بويژه براي استفاده در سيستم هاي پرورش متراكم مناسب است . استفاده از آن در اين سيستم ها ، در خلال 70 الي 100 روز باعث افزايش 10 تا 15 درصدي در وزن (8 تا 20 كيلوگرم) شده و ضريب تبديل را به ميزان 6  تا 7 درصد بهبود مي بخشند.

ايمپلنت هاي سينووكس- C  (شامل استراديول بنزوات و پروژسترون) اختصاصاً براي استفاده در گوساله ها ساخته شده است و در گوساله هاي  ماده و نرهاي اخته شده اي كه در هنگام كاشت دارو ، وزني در حدود 70 كيلوگرم داشتند به ترتيب باعث افزايش وزني معادل 3/2 و 10 درصد شده است . مطالعات انجام شده در ايالات متحده نشان داده است كه با استفاده از 17- بتااستراديول در گاوان پرواري اخته شده ، افزايش وزني معادل 6/15 درصد (بيشتر از 12 كيلوگرم در مدت 124 روز) حاصل مي شود در حالي كه با استفاده از موننسين تنها ، افزايشي وزني معادل 1/8 درصد (6 كيلوگرم) بوجود مي آيد. به كار بردن توأم اين دو تركيب، تاثير مضاعفي بر رشد داشته و وزن دام را در حدود 4/27 درصد (21 كيلوگرم) افزايش مي دهد .

مشخص شده كه در گاوان اخته شده اي كه از مراتع با كيفيت مناسب تغذيه مي كنند و افزايش وزن روزانه آنها حداقل 6/0 كيلوگرم مي باشد ، استفاده از زرانول در مدت 50 تا 100 روز باعث مي شود كه افزايش وزني در حدود 6 كيلوگرم در آنها ايجاد شود . در دامهايي كه از مراتع با كيفيت بهتر تغذيه مي كنند اين دارومي تواند بيش از 10 كيلوگرم (1/0 كيلوگرم در روز) افزايش وزن ايجاد كند. در استراليا پس از تجويز 17- بتااستراديول به گاوان اخته شده ، نتايج مشابهي بدست آمده است. بهترين نتيجه اي كه در استراليا بدست آمده ، افزايش وزني معادل 42 تا 50 كيلوگرم در مدت 203 روز در نتيجه كاشت مكرر زرانول بوده است .

پاسخ در تليسه ها

عوامل محرك رشد نبايستي به تليسه هايي كه امكان استفاده از آنها براي جفتگيري وجود دارد ، تجويز شود. ممكن است كه رشد و فعاليت اندامهاي توليد مثلي در نتيجه كاشت طولاني مدت عوامل محرك رشد مختل شود . زرانول (رالگرو) كه خاصيت استروژني ضعيفي دارد (در حدود 300/1 تا 800/1 نسبت به 17- بتااستراديول) مستقيماً با گيرنده هاي استروژن تداخل كرده و مانند استراديول باعث بروز بعضي از پاسخهاي بيولوژيك و بيوشيميايي مي شود . بنابراين كاشت طولاني مدت اين دارو ، باعث تحريك سيستم هاي فيدبك منفي در هيپوفيز مي شود و منجر به اختلاف در سيكل فحلي ، كندي روند رشد و كاهش درصد باروري     مي گردد . مطالعات انجام شده در ايالات متحده نشان داده است كه كاشت اين دارو در تليسه ها نيز افزايش وزني در حدود 10 درصد را باعث مي شود. در استراليا نيز مشاهده شد كه در صورت استفاده از        ترنبولون استات در تليسه ها و گاوان ماده مسن در مدت 90 تا 100 روز ، در مقايسه با گروه كنترل ، افزايش وزني معادل 10 تا 26 درصد (15 تا 25 كيلوگرم بسته به وزن تليسه با گاو ماده در شروع كار) بوجود       مي آيد.

نكات قابل توجه در هنگام مصرف اين تركيبات

استفاده از روش صحيح كاشت دارو ، بسيار مهم است. محل مناسب براي كاشت اين داروها (بغير از زرانول) ، در زير پوست گوش در وسط ثلث خلفي آن مي باشد. زرانول بايد در زير پوست ناحيه قاعده گوش كاشته شود. اشتباهاتي كه ممكن است در اين بين رخ دهد ، عبارتند از:

1- خرد شدن داروي كاشتني (به شكل پلت) باعث مي شود كه ماده موثره دارو بسيار سريع آزاد شده ، طول عمر دارو كاهش يافته و ممكن است اثرات جانبي آن افزايش يابد. پس از وارد كردن سوزن به زير پوست ، بايد قبل از تزريق پلت ، سوزن اندكي به عقب كشيده شود تا فضاي خالي براي قرار گرفتن پلت بوجود آيد .

2- وارد كردن پلت به غضروف گوش . خونرساني در اين ناحيه بسيار كم است و باعث مي شود كه ماده موثره ، دارو جذب نگردد. در صورت كاشت پلت در پوست نيز جذب كاهش مي يابد .

3- در خلال كار بر روي گوش ، ممكن است يك رگ خوني آسيب ببيند. اگر پلت در داخل هماتوم بوجود آمده قرار گيرد ، جذب دارو بسيار سريع خواهد بود .

اثرات جانبي

يكي از اثرات جانبي كه در گاوان نر اخته درمان شده با ايمپلنت هاي استروژني شايع است ، بالا آمدن ناحيه راس دم مي باشد كه ممكن است باعث كاهش قابل توجه در ارزش تجاري دام شود . اين عارضه در اثر شل شدن ليگامنتهاي ساكروسياتيك ( sacrosciatic ) بوجود مي آيد ، كه باعث بالا رفتن خفيف استخوان دم نسبت به قسمت خلفي لگن مي گردد . اين وضعيت معمولاً در مدت يك ماه پس از تجويز ايمپلنت بوجود آمده و تا زماني كه گاو به بازار عرضه مي گردد برطرف مي شود . هيچ مدركي در دست نيست كه نشان دهد اين عارضه بر وزن لاشه يا كيفيت آن تاثير نامطلوبي دارد . از ديگر عوارض جانبي ايجاد شده در گاوان اخته شده در خلال چند روز اول بعد از تجويز ايمپلنت ، مي توان به بروز رفتارهاي گاو نر ، پريدن روي گاوان ديگر و تماس از ناحيه سر اشاره كرد. همچنين ممكن است كه غدد پستاني كمي رشد يافته و بيضه ها بزرگتر شوند .

در جنس ماده ، از اثرات جانبي عمده اي كه با مصرف عوامل آنابوليك بوجود مي آيد ، تاثير بر اندامهاي تناسلي مي باشد. اگر چه در تليسه ها نيز بالا آمدن ناحيه راسي دم ، افزايش رفتارهاي جنسي نر و رشد پستانها گزارش شده است به نظر مي رسد كه در تليسه ها اثرات جانبي عوامل آنابوليك استروژني بر دستگاه      توليد مثلي عمدتاً بصورت تاخير در بلوغ و كاهش ميزان باروري در گوساله هايي كه به آنها  ايمپلنت تجويز شده يا هنوز هم در آنها وجود دارد مشاهده مي شود .

برخي از نگرانيهاي مصرف كنندگان در مورد تركيبات مصرفي

استروئيدهاي درون ساخت (آندروژن)

در گاوان گوشتي از 2 هورمون طبيعي جنس ماده يعني استراديول و پروژسترون و يك هورمون  طبيعي جنس نر يعني تستوسترون به عنوان عوامل محرك رشد استفاده مي شود. براي استفاده از هر گونه دارويي در دامهاي مولد غذا ، بايد منافع و مضار آن ارزيابي گردد . براي بررسي بي خطري عوامل آنابوليك ، بايد بين هورمونهاي طبيعي و ساختگي مقايسه صورت گرفته و مشخص شود كه كداميك سالم تر از ديگري مي باشد . يكي از مهم ترين نگراني ها ، اين است كه امكان دارد مقادير زياد و غيرقابل قبولي از اين مواد وارد زنجيره غذايي انسان شده و او را در معرض خطر قرار دهد. در دامها و انسان ، مسيرهاي متابوليكي خاصي وجود دارد كه تركيبات درون ساخت (آندروژن) طبيعي را در كبد تجزيه كرده و به مواد بي اثر تبديل مي كنند كه متعاقباً به سرعت از بدن پاك مي شوند . آنها همچنين نيمه عمر كوتاهي در بدن داشته و بيشتر آنها از طريق خوراكي فعال نيستند . بعلاوه در انسان مقادير زيادي از اين هورمونها بسته به عواملي نظير جنس ، سن و وضعيت فيزيولوژيك  توليد مي شوند . هورمونهاي جنسي از غدد جنسي ، غدد فوق كليوي و جفت ترشح   مي شوند و ترشح آنها توسط مكانيسم فيدبكي پيچيده اي كه بخوبي شناخته شده است كنترل مي گردد . آنها با متصل شدن به گيرنده هاي ويژه سيتوزولي ، اثرات هورموني خود را در بافت هاي هدف بر جاي مي گذارند و مقادير خيلي كمي از آنها ، تغييرات فيزيولوژيك شديدي را بوجود مي آورد .

اگر استروئيدها از طريق خوراكي تجويز شوند ، بخش عمده اي از كل داروي تجويز شده ، در كبد و احتمالاً در مخاط روده غير فعال مي شود . بخشي از دارو كه جذب شده ، از طريق سياهرگ باب به كبد منتقل      مي گردد . بالا بودن ميزان متابوليسم دارو در كبد ، منجر به دفع سريع متابوليتهاي غيرفعال و كوتاه شدن نيمه عمر دارو مي گردد. تلاشهاي بسياري صورت گرفته است تا شايد بتوان از طريق تغيير دادن ساختمان شيميايي بعضي از هورمونها به ويژه در محل كربن شمارها 17 (محل كونژوگه شدن و تشكيل متابوليت) نيمه عمر آنها را افزايش داد . اين كار ، مقاومت دارو را در برابر غيرفعال شدن توسط كبد افزايش داده و باعث مي شود بخش  عمده داروي تجويز شده بصورت خوراكي ، به شكل فعال وارد گردش خون شود .                 اتينيل استراديول (ethinyl estradiol) يكي از اشكال استراديول مي باشد كه از طريق خوراكي در طب انساني تجويز مي شود. اگر چه ايجاد اين تغيير در محل كربن شماره 17، فراهمي زيستي هورمون را از راه خوراكي افزايش مي دهد ولي براي اينكه داروي تجويز شده از راه خوراكي بتواند فعاليت بيولوژيكي قابل مقايسه با داروي تجويز شده از راه تزريقي داشته باشد بايد مقدار آن بسيار زياد باشد . بنابراين علي رغم اينكه استروئيدهاي طبيعي اصلي ، از مخاط روده ، نسبتاً سريع جذب مي شوند ولي به دليل بالا بودن سرعت تجزيه و كونژوگه شدن آنها در كبد ، فراهمي زيستي آنها از طريق خوراكي ، نسبتاً  پائين بوده و معمولا از راه خوراكي موثر محسوب نمي شوند .

قسمت عمده فرآيند تجزيه استروئيدهاي درون ساخت ، دركبد و طي اولين گذر هورمونها از اين عضو صورت مي گيرد و پس از آن ممكن است چرخه روده اي - كبدي ايجاد شود ومتابوليتهايي از آنها ساخته    مي شوند كه فاقد فعاليت بيولوژيك بوده يا فعاليت آنها بسيار كم است . در گاو ، بخش عمده استروئيدها از طريق مدفوع دفع مي شوند . 60 تا 90 درصد متابوليتها بصورت آزاد در مدفوع يافت مي شوند در حالي كه استروئيدهاي ترشح شده در ادرار بصورت كونژوگه مي باشند .

پس از تجويز ايمپلنت 17- بتااستراديول ، عمده ترين استروژني كه در گردش خون وجود دارد 17- آلفااستراديول كونژوگه مي باشد. بخش مهمي از اين متابوليتها پس از كونژوگه شدن با گلوكورونيدها و سولفاتها ، مستقيماً وارد صفرا مي شوند و ممكن است متابوليتها (به شكل آزاد و كونژوگه) در بافتها بويژه در كبد و كليه يافت شوند .

شكل گيري روشهاي معتبر راديوايمونواسي به منظور تعيين ميزان هورمونهاي طبيعي در بافتهاي بدن باعث شده كه بتوان مقادير فيزيولوژيك (پايه) اين مواد را اندازه گيري كرده و با مقادير ايجاد شده در اثر تجويز ايمپلنت آنها مقايسه كرد. چون استروئيدهاي درون ساخت ، بطور طبيعي در بدن دامها توليد مي شوند ، باقيمانده آنها را در بافتها  نمي توان از باقيمانده همان استروئيدها كه گاهي به صورت عوامل آنابوليك تجويز مي شوند ، متمايز كرد. با استفاده از روشهاي تجزيه اي حساس ، مقدار 17- بتااستراديول در دامهاي درمان نشده و درمان شده يا ايمپلنت هاي استروژني ، اندازه گيري شده است . همچنين بين ميزان توليد استروژن هاي درون ساخت در انسان و دامها و استروژن موجود در شير و گوشت مقايسه صورت گرفته است. به عبارت ديگر محققين سعي كرده اند كه باقيمانده داروئي ناشي از تجويز ايمپلنت هورمونهاي طبيعي را در بافتهاي بدن تعيين كنند و با مقادير نرمال فيزيولوژيك آنها در بدن مقايسه كنند .

نتايج بدست آمده  نشان داده اند كه باقيمانده داروئي در بافتهاي خوراكي ، دامهايي كه با استروئيدهاي اگزوژن درمان شده اند كمتر از مقدار موجود ، از اين استروئيدها در دامهاي نر بالغ ، ماده ها ودامهاي آبستن مي باشد. بعلاوه توليد روزانه اين هورمونها در بدن انسان بسيار بيشتر از مقداري است كه ممكن است همراه با گوشت دامهاي درمان شده با هورمون وارد بدن انسان شود . كم بودن فراهمي زيستي (10 تا 15 درصد) اين استروئيدها (از راه خوراكي) و وجود سدهاي فارماكولوژيك در كبد و جفت بطور موثري باعث مي شود كه ورود اين باقيمانده هاي بسيار جزئي به بدن انسان ، اثرات نامطلوبي در پي نداشته باشد .

استروئيدهاي ساختگي

ترنبولون

ترنبولون استات يك استروئيد ساختگي است كه اثرات هورموني داشته و بر فرآيندهاي فيزيولوژيك در بدن دامها تاثيرگذار است . اگر چه اين ماده از نظر شيميايي به تستوسترون شباهت دارد اما فعاليت آندروژني آن بسيار كم و فعاليت آنابوليك آن نسبتاً زيادتر است همچنين از نظر شيميايي ، نسبت به تستوسترون پايداري كمتر دارد زيرا 3 اتصال مضاعف كونژوگه شده در ساختمان آن موجود است. پس از قراردادن ايمپلنت حاوي ترنبولون در گوش دام ، اين تركيب به آرامي آزاد شده و 65 روز بعد از كاشت آن (هنگام كشتار) مقادير ترنبولون در عضلات ، كبد و چربي كمتر از تستوسترون مي باشد. ترنبولون استات در بدن سريعاً به ترنبولون هيدروليز مي شود و بخش عمده متابوليتهاي آن به گلوكورونيدها و سولفاتها كونژوگه شده و در صفرا ترشح مي شود. متابوليت اصلي ترنبولون در گاو ، 17- هيدوركسي ترنبولون مي باشد . در حدود 10 درصد از باقيمانده اين ماده در كبد 17- بتاهيدروكسي ترنبولون و 90 درصد آن 17- آلفاهيدروكسي ترنبولون مي باشد. برآورد شده است كه فعاليت بيولوژيك 17- آلفاهيدروكسي ترنبولون در حدود 20/1 فعاليت متابوليت     17- بتاهيدوركسي ترنبولون مي باشد. بنابراين ، ترنبولون كه يك استروئيد اگزوژن مي باشد در كبد كاتابوليزه شده و به متابوليتهايي كه فعاليت كمتري دارند تبديل مي شود و به همين دليل تجويز اين استروئيد از راه خوراكي  تاثير كمتري دارد .

مشابه با ساير عوامل محرك رشد ، باقيمانده ترنبولون استات در بافتهاي متابوليزه كننده و دفعي بدن بيشتر از ديگر نقاط مي باشد . 60 روز پس از تجويز ايمپلنت حاوي 300 ميلي گرم ترنبولون استات نشاندار شده با مواد راديواكتيو ، بيشترين ميزان باقيمانده دارو در كبد ديده مي شود (معادل 33 قسمت در ميليارد يا ppb 33). فراهمي زيستي اين باقيمانده پس از خوراندن به رت در حدود 12 درصد مي باشد ، بنابراين مقدار باقيمانده موثر 12 درصد از ppb 33 يعني ppb 4 مي باشد . از مقدار ppb 4 باقيمانده قابل جذب ، ppb 6/3 سهم متابوليت 17- آلفا و ppb 4/0 سهم متابوليت 17- بتا مي باشد . تخمين زده شده كه فعاليت بيولوژيك متابوليت 17- آلفا در حدود 20/1 متابوليت 17- بتا مي باشد . پس به طور كلي از مقدار ppb 6/3 باقيمانده دارو ، ppb 2/0 آن فعاليت بيولوژيك دارد . بنابراين ، 60 روز پس از گذشت دارو ، كل باقيمانده دارويي در كبد كه قابل  جذب بوده و از نظر بيولوژيك فعال است ، ppb 6/0 مي باشد . به عبارت ديگر از      ppb 33 باقيمانده دارويي در كبد گاو ، فقط در حدود ppb 6/0 آن فعال و قابل جذب است .

باقيمانده دارويي كه پس از كاشت ترنبولون نشاندار شده بر جاي مي ماند ، خاصيت راديواكتيو دارد . اين باقيمانده ها مخلوطي از تركيب و متابوليتهاي آن مي باشند. روشهاي تجزيه ايي اختصاصي تر مانند راديوايمونواسي ، مقدار باقيمانده كمتري را نشان مي دهند چون هر چه روش اندازه گيري اختصاصي تر شود ، متابوليتهاي بيشتري غير قابل اندازه گيري مي شوند . بنابراين احتمال دارد كه در گونه هاي مختلف دامي ، بعد از تجويز ترنبولون مسيرهاي متابوليكي مختلفي ايجاد شده و متعاقباً متابوليتهاي مختلفي توليد شوند. در آزمايشات سم شناسي نسبتاً استاندارد و طولاني مدت انجام گرفته بر روي رت ، ممكن است اين متابوليتها شناسايي و اندازه گيري نشوند چون رت قادر به توليد اين نوع متابوليتها نيست . ممكن است اين متابوليتها كه در گوشت حضور دارند ، از طريق خوراكي وارد بدن فرد مصرف كننده شوند .

يكي از روشهايي كه در اين مورد بكار مي رود ، استفاده از تكنيك زياد كردن مقدار سم در بدن است كه عبارتست از خوراندن بافتهاي مختلف حاوي باقيمانده دارويي (متابوليتهاي قابل استخراج و غيرقابل استخراج) به رت . اين بافتها حاوي متابوليتهايي هستند كه ممكن است انسان در معرض آن قرار بگيرد. تا به امروز ، آزمايشات انجام شده از طريق افزايش ميزان سم در بدن نشان داده است كه باقيمانده هاي خورانده شده به موش ، فراهمي زيستي كمي (10 درصد) داشته و شواهد زيادي مبني بر سمي بودن آنها وجود ندارد . همچنين در آزمايشاتي كه به صورت خوراندن بافتهاي بدن گوساله هاي پرواري درمان شده به موش انجام گرفته ، هيچ مداركي دال بر داشتن اثر ناقص الخلقه زايي در سيستم توليد مثل و يا ساير آثار مسموميت مشاهده نشده است.

چون بسياري از مواد هورموني مي توانند به پروتئين متصل شوند ، اين مساله در ارزيابي سميت بالقوه بسياري از مواد آنابوليك مورد توجه واقع شده است . در مورد ترنبولون ، به نظر مي رسد كه باقيمانده متصل به پروتئين ، بخش مهمي از كل باقيمانده راتشكيل مي دهند. همچنين ثابت شده كه ممكن است بعضي از استروژن ها بصورت كووالانت (covalent) به پروتئينها متصل شوند . هنوز اهميت بيولوژيك اين پديده بخوبي روشن نشده است ولي براساس آزمايشات انجام شده از طريق خوراندن متوالي اين مواد به جوندگان (آزمونهاي افزايش سم در بدن ) بنظر مي رسد كه اين باقيمانده ها ازطريق خوراكي ، فراهمي زيستي كمي دارند.

از طريق اندازه گيري ميزان جهش زايي وتوانايي اتصال به DNA ، مي توان  احتمال داشتن اثرات مضر برروي ژن و سرطانزا بودن تركيب را ارزيابي كرد . با توجه به نتايج بدست آمده از                       آزمايش آمس (ames test) ، آزمايش موتاسيون ايجاد كننده لنفوم درموش، آزمايش سيتوژنتيك مغز استخوان موش و مطالعات مرتبط با اتصال به DNA ، شواهد زيادي مبني بر جهش زا بودن عوامل طبيعي يا ساختگي وجود ندارد. بايد خاطرنشان كرد كه زرانول و ترنبولون بطور مستقيم وارد بدن انسان نمي شوند و هنگامي كه آنها به DNA متصل باشند ديگر نمي توانند از آن جدا شده و به شكل اوليه در آيند و به DNA ديگري متصل شوند لذا خطر قابل توجهي براي مصرف كننده نخواهند داشت .

خلاصه كلام آنكه ، ترنبولون در بدن دامها متابوليزه شده و به تركيب 17- بتا تبديل مي شود كه فعاليت بيولوژيك بسياركمتري دارد .65 روز پس ازتجويز ايمپلنت (درهنگام كشتار دام ) مقادير ترنبولون به حداقل رسيده وكمتر از ميزان تستوسترون موجود در عضلات ، كبد و چربي مي باشد .گوشت گاواني كه دز بالايي از ترنبولون را به صورت ايمپلنت دريافت كرده بودند به موشها خورانده شده و مشخص گرديد كه براي موش سمي است و فراهمي زيستي آن متعاقب تجويز خوراكي پائين است .

ادامه دارد . . . . .                    لینک بخش دوم 

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

نويسندگان :

محمد حسن پناه كارشناس محقق مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان گلستان

دكتر مجيد يحيايي مدير مجموعه بيمارستاني خصوصي دامپزشكي دكتر يحيايي

مجله دامدار شماره 159

تفاله گوجه فرنگي به عنوان ضايعه كارخانجات رب سازي با توجه به داشتن انرژي بالا به عنوان ماده ي مغذي در تغذي گاو هاي شيري مورد استفاده قرار مي گيرد . به دنبال گزارش بيماري در يك گاوداري با مراجعه به محل علائمي مشابه اسيدوز ناشي از مصرف زياد مواد پر انرژي مشاهده گرديد . با توجه با تاريخچه بيماري مشخص شدن مصرف زياد از حد تفاله تازه  گوجه در وعده اول بدون آمادگي قبلي و شروع بيماري بلافاصله بعد از مصرف آن، نتايج بدست آمده از معاينه دام و درمان نشان دهنده اسيدوز ناشي از مصرف زياد تفاله گوجه فرنگي و مشابه علائم اسيدوز ناشي از مصرف مواد پر انرژي بود . همچنين بهترين شيوه مصرف تفاله تازه گوجه فرنگي طرح تغذيه تدريجي دام ها با افزايش روزانه تا حداكثر مصرف در چند وعده به جاي در اختيار گذاشتن آزاد تفاله تازه گوجه فرنگي در آخور ها شناسايي گرديد.

مقدمه :

تفاله تازه گوجه فرنگي محصول استحصال رب از گوجه فرنگي تازه در كارخانجات رب سازي بوده كه استفاده مناسبي از آن به عمل نمي آيد . در استان گلستان بيش از 7427 هكتار به زير كشت مي رود و توليد آن به بيش از 2121180تن بالغ  مي شود . تفاله گوجه فرنگي حاوي حدود 9/22 %پروتئين خام ، 15% چربي و 3/30% الياف خام مي باشد . اين ماده داراي ويتامين هاي زياد بوده و فقط از نظر ريبوفلاوين فقير است ، ولي ميزان قابل توجهي كاروتن دارد . استفاده از تفاله گوجه فرنگي به ميزان 15% در جيره گاوهاي شيري نتايج خوبي به دست آمده است . ارزش غذايي و تركيبات شيميايي تفاله گوجه فرنگي در منابع مختلف گزارش شده است . دي سي چرخ تفاله گوجه فرنگي را حاوي 67% تي دي ان ، پروتئين خام 21%  ، چربي خام 10%، الياف خام 25% و خاكستر 6% گزارش نمود . نتايج آناليز اين ماده غذايي در آزمايشگاه مركز تحقيقات استان گلستان نشان داد كه تفاله گوجه فرنگي تازه حاوي 2/14% پروتئين خام ، چربي خام 26/8% والياف خام 45/4 % خاكستر مي باشد . تفاوت ارزش غذايي گوجه فرنگي در منابع مختلف احتمالاً مربوط به ارقام و واريته و طريقه استحصال رب مي باشد .

روش كار :

با توجه به تفاله تازه  گوجه فرنگي همزمان با فصل برداشت آن در فصل تابستان اقدام به بازديد از دامداريهايي كه از تفاله تازه گوجه فرنگي استفاده مي كردند گرديد . طبق گزارشات صاحب گاوداري واقع در شمال گرگان در تاريخ  مرداد ماه سال 1380 بر شيوع بيماري در گاوهاي شيري با علائم بي اشتهايي و يك مورد مرگ ناگهاني با مراجعه به محل و گرفتن تاريخچه دامدار اشاره به شيوع بيماري بلافاصله بعد از خوردن تفاله تازه گوجه فرنگي بعد از وعده اول داشت كه همه سال به همين صورت اقدام به دادن تفاله تازه گوجه فرنگي به طور ناگهاني به گاوها بدون هيچ مشكلي مي كرد . نهايتاً مشخص گرديد كه ميزان تفاله گوجه فرنگي داده شده مشابه سال قبل بوده ولي تعداد گاوها به علت فروش به نصف تقليل يافته است و در واقع دامدار طبق عادت گذشته به همان ميزان قبلي سال گذشته آخور ها را ازتفاله پر مي كرد بدون در نظر گرفتن تعداد گاوها ، اقدام به خوراك دادن گاوها نموده است . گاوها به طور ناگهاني به غذايي خوش خوراك مواجه شده و به ميزان زيادي از آن مصرف كرده بودند كه مدتي بعد از خوردن خوراك همگي دچار کاهش اشتها تا قطع اشتها شده بودند و فقط ميل شديد به خوردن آب نشان داده بودند و دامدار اشاره به تغيير رنگ مدفوع به رنگ قير تا سياه در تعدادي از دامها داشت . همزمان در گروه زيادي از دامداري ها از تفاله تازه گوجه فرنگي استفاده مي كردند بي اشتهايي ، ميل به خوردن آب ، بيحالي ، افزايش ضربان قلب و تنفس ، توقف حركات گوارشي ، عدم وجود مدفوع در ركتوم ،فرورفتگي شديد چشمها ، افتادگي چشمها ، افتادگي شكم به همراه جمع شدگي مايعات در شكمبه و تموج و خشكي پوست مشاهده گرديد . با گرفتن نمونه از شكمبه دامهاي مبتلا PH اي در حدود 4 به دست آمده ، علايم بدست آمده از معاينات و تاريخچه نشان دهنده ابتلا دامها به اسيدوز حاد بود . تمامي دامهاي مبتلا به اسيدوز از طريق خوراكي و عمومي درمان گرديدند .

نتايج:

با توجه به اينكه دامدار توانايي نگهداري تفاله گوجه فرنگي را نداشته و تفاله در صورت عدم مصرف سريع غير قابل مصرف مي گرديد و دامدار ها نيز هر سال بايستي با توجه به ظرفيت مصرف نهايي خود از ابتدا فصل توليد تفاله گوجه فرنگي اقدام به خريد كنند و در نتيجه از ابتدا با حجم بالايي از تفاله گوجه فرنگي مواجه شده كه بايستي همه را به مصرف دام از ابتدا برسانند كه مشكلات ناشي از اسيدوز را خواهند داشت يا باتوجه به تغذيه تدريجي بخشي را به مصرف دام رسانده و بقيه را دور ريخته تا تمامي دامها به مصرف نهايي برسند . در تابستان سال بعد 1381 با توجه به اثرات زيان آور مصرف تفاله تازه گوجه فرنگي در دامداري هايي كه از تفاله تازه استفاده مي كردند طرح تغذيه تدريجي تازه گوجه فرنگي در جيره گاوهاي شيري به اجرا در آمده و دامها به صورت تدريجي و در وعده 3 وعده به ميزان كم روزانه تغذيه شدند كه در طي 2 هفته تمامي دامها توانايي مصرف  ازتفاله تازه گوجه را پيدا كردند و باقيمانده تفاله مصرف شده تاروز مصرف نهايي نيز روزانه بر روي زمين در مقابل آفتاب خشك گرديد و سپس به تغذيه دام ها به ميزان توصيه شده رسيد . تمامي دامهاي مبتلا به اسيدوز حاد در سال 1380 حدود 8 ساعت بعد از درمان دچار اسهال سياه وقيري رنگي ناشي از خونريزي ايجاد شده در اثر كنده شدن مخاط پرز شكمبه در قسمتهاي پايين تر گرديدند و به تدريج حال دام ها رو به بهبود گذاشت و شروع به تغذيه نمودند . از دامهاي در مان شده يك مورد به علت عدم به حركت افتادن حركات دستگاه گوارش تلف گرديد . در سال 1381 با توجه به اجراي طرح تغذيه تدريجي دامها تمامي دامها بدون بروز علائم اسيدوز حاد و بي اشتهايي و اسهال به خوبي از تفاله تازه گو جه مصرف نمودند و هيچگونه كاهش توليدي نيز مشاهده نگرديد ، فقط در تعداد اندكي از دامها اسهال خفيف مشاهده گرديد كه بررسي هاي به عمل آمده مشخص گرديد دامهاي پر خور دامداري بوده اند كه بيش از ساير دامها از تفاله تازه گوجه مصرف نمودند .

بحث :

تفاله تازه گوجه فرنگي به عنوان ضايعه كارخانجات رب سازي به شمار مي آيد كه با توجه به آناليز تفاله گوجه فرنگي درآزمايشگاه بخش تحقيقات دامپروري مركز تحقيقات استان گلستان و محاسبه ميزان انرژي آن معادل 4700 تا 5700 كالري در گرم ، در جيره دام به عنوان يك ماده پر انرژي برابر با جو مورد مصرف قرار مي گيرد كه با توجه به وجود اسيدهاي سيتريك ،تارتاريك ، سوكسينك ،اگزاليك ،اربيك ،فرميك و آلوتنيك داراي PH اسيدي مي باشد . خوردن مقادير زيادي از تفاله گوجه فرنگي كه داراي قابليت تخميري بالا به همرا انرژي بالا و اسيديته بالايي مي باشد باعث افزايش اسيديته شكمبه و كاهش PH آن به 5 گشته كه باعث نابودي باكتري ها و تك ياخته هاي تجزيه كننده   سلولز و افزايش فعاليت لاكتوباسيل ها و افزايش فشار اسمتيك و جذب مقادير زيادي از جريان خون به داخل شكمبه و افزايش غلظت خون و كم آبي بافت ها و توقف حركات گوارشي شده كه در اثر افزايش ميزان اسيدوز خون عمل تامپوني بيكربنات پلاسما قادر به ايجاد اسيد و باز خون نبوده و اسيدوز حاكم مي گردد و همراه با آن فشار خون كاهش يافته و در نتيجه با كاهش ميزان اكسيژن در بافتهاي سطحي و افزايش اسيديته خون در اثر تنفس سلولي مواجع خواهيم شد . همچنين جربان خون در كليه كاهش و موجب كاهش يا قطع ادرار و گاهي شوك و مرگ مي گردد . افزايش اسيديته خون بر قشر خاكستري مغز اثر گذاشته و باعث نكروز آن شده كه با علائم سستي ، بي اشتهايي ، بي حالي ، تلو تلو خوردن و زمين گيري تظاهرمي يابد . بنابراين دامدار مي بايست همواره تفاله تازه گوجه فرنگي را ، به تدريج روزان افزايش داده تا به جاي در اختيار گذاشتن آزاد آن در آخورگاو دامها به مصرف تدريجي آن عادت داده تا بدون هيچ عارضه اي به مصرف حداكثر از تفاله گوجه فرنگي برسند .

منابع مورد استفاده :

1-      آمار نامه كشاورزي سال رزاعي 81-80 سازمان جهاد كشاورزي استان گلستان

2-      Blood , D.C& Radostiris , O.M .(1995) verterinary Medevin . seven .Th.Ed.Bailler tindal

3-      Church ,D.C (1986) . Livestock food and feeding , published by 0 and 13 books inc U.S.A

4-      Douglas , G.M &Kennet ,M.A (1974) lead content of food stuffs . environmrntal health Perspective

5-      Evkerle , J.r. &Harvey ,C.D. (1984) .Journal of food science .volumwe 49 .

6-      Gould ,A.G (1974) .Tomato Production , Processing and quality evaluation . the aVI Publushing company

7-      Prito ,V.GIOffer ,F.franeia ,A .Mailoline , A,I . (1988) . Jn  annali dolla facolta di napoli protein chemical composition , sigestibility in vivo and nutritive value of tomato shin seed silage .

 

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

امروزه پس ازگذشت سالیان سال ازورود تكنولوژی خوراك آماده (پلت)،شاید هنوز درنقاط مختلف كشور شاهد تولید غذا بصورت دستی باشید اما با وجود همین عدم آگاهی و عدم اطلاع رسانی صحیح وآموزش علمی وناكافی ،دیگر كسی به ارزش پلت و جایگاه آن در صنعت دام وطیور به دیده تردید نمی نگرد.
نیاز به خوراك ارزان ، با كیفیت ودرعین حال فرموله شده مرغداران ودامداران را برآن می دارد كه با وجود تمام ظن وگمان های بی مورد اقدام به مصرف كنسانتره پلت نمایند و چه بسا بتدریج با خوراكی روبرو می شوندكه علاوه بر تامین احتیا جات دام از بسیاری هزینه های بی موردنیز جلوگیری می كند.
تكنولوژی پلت كنسانتره ای فرموله شده را ارائه میكند كه ازنظر فیزیكی وعبور ازسوراخهائی كه اصطلاحا "دای" نامیده می شود تحت فشار مكانیكی در دستگاه های مجهز ومخصوص، پلت را عرضه میكند.
به طوریقین حرارت و فشاربخاری كه مواد اولیه آماده شده درروند تولید پلت ازآن برخوردار میگردند بسیاری ازعوامل ضد مغذی وباكتریها (سالمونلا وایكولای )را نابود میكند و عوامل بازدارنده رشد كه در مواداولیه ای چون سویا ، گندم ،جو ،تخم پنبه و ..... می باشد در دمای فرآوری 90-60درجه سانتی گراد و تحت فشار دیگر قادر به فعالیت نخواهند بود.
این دمای بالا در ارتقاء قابلیت هضم مواد اولیه مصرفی نیز كمك بالقوه ای میكند بدین ترتیب كه حرارت پلت درژلاتینه شدن مواد نشاسته ای ( كربوهیدراتهای غیرالیافی) تاثیرگذاشته وبه هضم بیشتر آن دردستگاه گوارش طیور یا شكمبه گاو كمك میكند.
به طوركلی پلت كردن كه بوسیله آسیا ب كردن مواد اولیه و سپس فشردن آنها بداخل یك دستگا ه سوراخ دار انجام میگیرد علاوه بر موارد ذكرشده فوق مزایای دیگری را دربردارد.
این حبه های آماده كه درقطرهای مشخص وطولهای منظم ساخته میشوند درمقایسه با خوراكهای آردی خوشخوراك تربوده و درصد بالائی از خوراكهای گاوشیری ،پرواری وطیور را به خود اختصاص داده اند.
پلت كردن جیره های با ذرات بسیار ریز غالبا مطلوب بوده چراكه ازطرفی موادیكه در فرموله كردن خوراك استفاده میشوند درمجاورت هوا به آسانی اكسیده شده وكیفیت خوراك را كاهش  می دهند كه پلت كردن مانع ازقرارگرفتن آزاد این ذرات ریز وریزمغذی ها (Additive ) در مجاورت مستقیم هوای آزاد میگردد واز طرف دیگر بسیاری ازاین ذرات ریز و ریزمغذی هائی كه ملزم به استفاده ازآنها درجیره میباشیم دراثر باد و درمعرض هوای آزاد به هدر رفته و بعبارتی بخشی از فرمول غذائی و درواقع قسمت گرانتر آن به راحتی پرت می گردد.
موضوع دیگر این واقعیت است كه دام بزرگ در محلهای توزیع خوراك(آخور) اقدام به جداسازی قسمتهای مختلف كنسانتره میكند و عملا در پایان تغذیه گاوشیر ی درآخور با مخلوطی ناهمگن از علوفه وخوراك آردی مواجه می شویم كه سلیقه ای ،دام اقدام به انتخاب نموده است. و درصورت مصرف پلت ،دام به تغذیه مخلوطی همگن وفرموله شده كه تمام نیازهای غذائی خودرا برآورده خواهدكرد مجبورخواهد شد. همین مسئله درطیور به عملكرد گله و بالابردن آن وجلوگیری از پرت خوراك وكاهش گردوغبار كمك شایانی خواهد كردو بالطبع مشكلات وبیماریهای ناشی از آن به طور نامحسوس تحت كنترل درخواهد آمد.
مسئله دیگر كمك به ذخیره سازی درانرژی بدن حیوان است كه مصرف پلت بدلیل صرف زمان كمتر به ذخیره انرژی حیوان كمك كرده واحتیاجات انرژی راكاهش میدهد.و افزایش بزاق حاصل ازمصرف پلت بخصوص دردام بزرگ بدلیل افزایش بیكربنات حاصل از بزاق در جلوگیری از بیماریهایی چون اسیدوز موثرمیباشد.
تغییرات فیزیكی وشیمیائی كه مواد اولیه درفرایند تولید پلت متوجه آن میشوند نهایتا باعث بهبود افزایش وزن شده و در عملكرد وضریب تبدیل غذائی خود را بطور آشكار نمایان میكند و مشكلات ناشی از نگهداری و بسیاری ازبیماریهای معمول را دردام وطیور ازبین خواهد برد.

 

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مقدمه :
هر ساله مقدار زیادی غله انبار می شود و حشرات و قارچها مشکلات کیفیتی جدی را در دانه های انبار شده ایجاد میکنند و خسارتهای زیادی به دولت ها وارد می کنند . تنها راه حذف کردن آفت ها بطور کامل از یک غله خوراکی بدون باقی گذاشتن اثری از آفت کش ، فومیگاسیون (گاز دهی ) می باشد. از دو گاز ثبت شده برای مواد غذایی انبار شده متیل بروماید و فسفین ، هم اکنون فسفین به عنوان تنها گاز پذیرفته شده و مورد استفاده برای غلات انبار شده می باشد.اما متاسفانه بعضی از حشرات محصولات انبار شده نسبت به بعضی مقادیر فسفین مقاومت نشان می دهند.
 که بوسیله3افزودن O تخلیه الکتریکی در هوا تولید میشود و اخیرا در صنایع پزشکی برای ضد عفونی کردن در برابر ویروسها و میکروارگانیسم ها و هم چنین به عنوان کاهنده بو و برای از بین بردن مزه ، رنگ و آلودگی های محیطی و در کاربردهای صنعتی استفاده میشود.
جنبه قابل توجه اوزون اینست که سریعا ( نیمه عمرm 50-25 ) به مولکولهای اکسیژن ، بدون بر جای گذاشتن بقایایی تجزیه می شود.
هم چنین اثر سمیت گاز اوزون برای حشرات توده دانه ذرت از طریق گازدهی مخازن غلات ثابت شده است بطوری که استفاده از اوزون به غلظت ppm 50 برای مدت سه روز باعث نابودی 100 درصدی سوسک بالغ آرد ، شپشه ذرت و لارو می شود.
مواد و روشها :
1- تولید اوزون:
اوزون بطور الکتروستاتیکی بوسیله ژنراتور تولید میشود که در بالاترین ولتاژ دستگاه اوزونی با غلظت بین ppm 50-20 تولید می کند. (019/0-054/0 – m3/s).
سرعت ظاهری عبوری از روی دانه بصورت جریان هوای کل (m³/s) تقسیم بر سطح کف ساختمان انبار(m² ) تعریف میشود.
2- میزان نفوذ اوزون در توده دانه :
در زمینه مطالعه : تولید کننده اوزون بوسیله لوله ای به بالای مخزن استیل گالوانیزه دانه به ظرفیت 7/12 تن متصل می شود . در حین عبور گاز به طرف پایین توده توسط لوله هایی که در سطح و در فضا و در عمق های 3/ ، 81/0 ، 5/1 و 8/1 متری از سطح دانه قرارگرفته اند عمل نمونه گیری از گاز صورت گرفته و نمونه ها به آنالیز کننده اوزون منتقل می شود که با دقت ppm 70-001/0 اوزون را اندازه گیری می کند.
3- نفوذ اوزون به توده دانه:
در زمینه مطالعه ازمایشگاهی :شامل یک ستون (m 3 × m57 قطر) از جنس استیل می باشد. ژنراتور به بالای ستون از طریق درب آن منتقل شده است. آنالیز کننده اوزون در اینجا بیشتر توسط لوله هایی از جنس تفلون در 3/0 متری دیواره و در عمق های 3/0 ، 1/0 ، 5/1 ، 1/2 و 7/2 متری عمل نمونه گیری از اوزون و اندازه گیری آن را انجام می دهد.
حشرات و قارچها :
سه نوع از حشرات محصول انبار شده (ذرت) شامل شپشه ذرت ، سوسک قرمز آرد و لارو به صورت جداگانه ای در قفسهایی که حاوی تقریبا 100 هسته کامل ذرت خوراکی است قرار داده شدند و هم چنین اسپرژیلوس پارازیتیکوس رقیق شده بروی دانه ها پاشیده شده و جمعا ده قفس برای گونه حشرات و آسپرژیلوس در مخزن کنترل و ده نمونه در مخزن تیمار اوزون قرار داده شدند.
آزمایش سه بار بصورت ppm 50 اوزون برای 3 روز و ppm 25 برای 5 روز تکرار شد. بعد از آن تعداد حشرات زنده و مرده و کلنی های رشد یافته(که از محیط PDA استفاده میشود) شمارش میشوند.
در نهایت پس از بررسی تفاوتهای قابل توجها در نابودی حشرات و تعداد CFU قارچ در بین نمونه تیمار و کنترل مشاهده شد.
نتیجه و بحث ها :
1- اثر اوزون برروی حشرات
مدت دو تا سه روز برای کامل شدن گاز دهی غلات با فسفین نیاز است و مطالعات نشان می دهند که ppm 50 اوزون برای سه روز حشرات بالغ موجود در غلات انبار شده را می کشد بطوری که تحت شرایط آزمایش ، گازدهی با اوزون در غلظت ppm50 برای سه روز و ppm 25 برای 5 روز بطور قابل توجهی مرگ و میر سوسک قرمز آرد ، شپشه ذرت و لارو را در مقایسه با نمونه کنترل افزایش می دهد . همچنین نابودی بالای 90% برای لارو در ذرت تیمار شده در ppm 25 برای 5 روز مشاهده می شود.
در صورت شکسته بودن دانه ها بدلیل کاهش جریان هوا در اثر افزایش مقدار ذرات ریز یا محل های واکنش بیشتر ، مقدار نابودی حشرات در مقایسه با دانه کامل کاهش می یابد.
2- تاثیر اوزون بر علیه آسپرژیلوس پارازیتیکوس
تعداد کونیدی آسپر ژیلوس پارازیتیکوس دارای قابلیت رشد بروی سطح دانه ، زمانیکه در معرض اوزون با غلظت ppm 50 قرار گرفتند، به میزان 63% کاهش می یابد در حالیکه غلظت ppm 25 برای 5 روز کاهش قابل توجهیی ایجاد می کند.
تاثیر اوزون بر قابلیت رشد ( زنده ماندن ) اسپرژیلوس پارازیتیکوس
غلظت اوزون (ppm) زمان در معرض گذاری (d ) تعداد قفس (Cage ) تعداد کلنی های شکل یافته ( 105× )
کنترل تیمار
25 5 30 a 1/3±5/51 a 9/4± 7/43
50 3 30 b 2/2 ±43 b 2/2 ± 1/16
3- قابلیت نفوذ اوزون به توده دانه
سطوح اوزون مورد استفاده با غلظت ppm 50 در 9/8 تن ذرت برای مدت 20 روز پایدارند . که بعد از آن غلظت های 10 و 5/1 ppm در 5/1 و 8/1 متری عمق توده بدست آمدند.
اوزون در محیط توده ذرت سریعتر از مرکز آن نفوذ می یابد.و وارد کردن اوزون از بالای مخزن بهتر می باشد زیرا انواع حشرات در سر فضا و 2 متری بالای توده می باشند. هم چنین سطح توده محل مناسب برای صدمه دیدن از قارچها زیرا در معرض آب کندانس و بخارات می باشد.
مطالعات نشان می دهند که گازدهی با اوزون دارای دو فاز مجزا می باشد در فاز اول ذرتهایی که قبلا با اوزون تیمار نشده اند دارای محل های ذاتی بروی سطح هستند که طی گازدهی مقدماتی با اوزون با آن واکنش می دهند. اوزون با واکنش با این محل ها تنزل یافته وآنها را حذف می کند، که این پدیده تحت عنوان متوسط نیاز اوزون تعریف می شود . اما در فاز دوم سرعت تجزیه اوزون کاهش می یابد که بدلیل اشباع شدن این نقاط واکنش دهنده می باشد.
کاهش زمان گازدهی طی فاز یک از طریق یافتن اپتیمم سرعت قابل دسترسی می باشد . سرعت های مورد استفاده شامل m/s 02/0- m/s 03/0 – m/s 04/0 می باشد . که با اندازه گیری اثر و میزان ماندگاری اوزون با این سرعت ها در شرایط گازدهی ذکر شده در این مطالعه بهترین سرعت اپتیمم مورد نیاز جهت ضد عفونی m/s 03/0 می باشد.

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مقدمه :
توازن منفی انرژی در اوایل شیر دهی همراه با بی نظمی های متابولیکی همچون کبد چرب و کتوز(گرام 1993) و اسیدوز شکمبه ای (اوون و همکاران 1998) می باشد . متابولیت ها و هورمون های متابولیکی به عنوان علایم قابل تشخیص در اثرات متقابل بین توازن منفی انرژی و بی نظمی های متابولیکی در گاو های شیری هستند . در یک مقاله منتشره (ون و همکاران 2005) فرض شد که قسمتی از اثر متابولیکی توازن منفی انرژی یک نامتعادلی در نسبت دو کربن به 3 کربن است 3 الگوی متناوب مهم برای مواد مغذی 2 کربن وجود دارند . ابتدا یک افزایش در اکسیداسیون ناقص مواد مغذی 2 کربن ممکن است اتفاق بیفتد که به علت افزایش در غلظت کتون بادی پلاسما سرانجام منجر به کتوز میشود.
دوم : مواد مغذی 2 کربن میتوانند استریفه شوند و در کبد به عنوان تری اسیل گلیسرول ذخیره شوند و به طور بالقوه باعث کبد چرب میشوند.
سوم: مواد مغذی 2 کربن میتوانند به غده پستانی منتقل شوند و تغیر شکل به چربی شیر(ماتوس و پالم کوییست 1978) که منجر به افزایش تولید چربی شیرمیشود .
مواد و روش ها :
آزمایش در دانشگاه واخن و مرکز تحقیقات هلند انجام شد . انجمن مراقبت از حیوانا ت و کمیته دانشگاه پروتوکل ازمایش را تصویب کرد .16 راس گاو هولشتاین فریزین با تولید شیر قابل مقایسه (بالای 9500 کیلو چربی و پرتیین تصحیح شده در 305 روز) از یک گروه 44 گاوی که برای همزمان کردن اوولاسیون تلقیح شده بودند انتخاب شدند.
در هر گروه به هر کدام گاو ها جیره گلوکوژنیک و لیپوژنیک 3 هفته پیش از زایش اختصاص یافت. گاو ها در تای استال بودند در معرض 16 ساعت نور و 8 ساعت تاریکی و 2 بار دوشیده شدند(6 صبح و 5 عصر).
خوراک دادن : جیره ها به صورت تی ام ار تغذیه شدند و بر اساس انرژی(بر پایه انرژی خالص) یکسان فرموله شدند و در پروتین قابل هضم روده ای و توازن پروتین قابل تجزیه ( تامینگا و همکاران 1994) برابر بودند. پس از زایش کنسانتره فراهم شد و پله پله با نیم کیلو در روز افزایش یافت تا رسیدن به 10 کیلو با یک غلظت با نسبت علوفه ای 40 به 60 بر پایه ماده خشک.علوفه شامل سیلاژ علوفه ای و سیلاژ ذرت و علف یونجه با نسبت 45:45:10 بر پایه ماده خشک بود. جیره ها 2 بار در روز با نسبت برابر قبل از دوشش تغذیه شدند.
روش های نمونه برداری :
بافت برداری از کبد در 2 هفته قبل زایش انجام شد . قبل از بیوپسی مکان ضدعفونی شد ، یک سوراخ در فضای 11 امین دنده در سمت راست گاو با تروکانترایجاد گردید . بیوپسی تحت موقعیت بیهوشی بود (7 میلی لیتر لیدو کاین اچ سی ال 2% ). با 17 جی*200 میلی متر سوزن بیوپسی تقریبا 300 میلی گرم وزن مرطوب بافت کبد برداشت شد با حرکت سوزن چندین بار در موقعیت بر خلاف زند زیرین کناری . بافت بیشتر از 24 ساعت در یخ در یک محلول نه دهم درصد کلرید سدیم نگهداری شد.
در نتیجه بافت وزن و در 20- درجه جهت انالیز ذخیره شد . نمونه های خون وداج هفته ای از 2 هفته قبل تا 9 هفته پس از زایش در 3 ساعت پس از تغذیه دادن صبح بدست آمد.
آنالیز آماری : 3 راس گاو از آزمایش محروم شدند چون جابجایی شیر دان سمت چپ داشتند . در گروه 2 یک راس گاو جیره لیپوژنیک تغذیه شد و در گروه 3 2 راس گاو جیره گلوکوژنیک تغذیه شدند، بنابراین ارزش ها بر پایه 13 راس گاو می باشد (جیره گلوکوژنیک=6 و جیره لیپوژنیک=7) برای انالیز متابولیت ها و هورمون های متابولیکی (مدل 1 ) یا محفظه های تنفسی برای آنالیز ارتباط بین ابقا انرژی و متابولیت ها و هورمون های متابولیکی و چربی شیر و نسبت چربی به پروتیین (مدل 2)گرچه اندازه گیری های متعدد هر حیوان نتوانست به عنوان واحد های مستقل از مشاهدات حساب بیاید تکرار اندازه گیری ها با تجزیه واریانس (نرم افزار سس) اجرا گردید .
نتایج :
آنالیز ماده خشک مصرفی و ابقا انرژی و تولید شیر و ترکیب شیر در مقاله( ون و همکاران 2007)توصیف شده است . به طور خلاصه ماده خشک مصرفی و انرژی خام مصرفی و انرژی متابولیسمی و تولید حرارت و تولید شیر(شکل 1) و درصد پروتین شیر بین جیره ها مختلف نبودند. درصد چربی شیر و تولید چربی شیر روزانه در گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک بالاتر بودند . ابقا انرژی به طور عددی از گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک پایین تر بود،علاوه بر این ابقا انرژی از پروتین بدن بین جیره ها مختلف نبود اما ابقا انرژ ی از چربی بدن برای گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک پایین تر بود . پس از زایش غلظت انسولین پلاسما به طور معنی دار برای گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک بالاتر بود. غلظت های بتا هیدروکسی بوتیرات پلاسما و کلسترول و گلوکز وT3 و T4 بین جیره ها مختلف نبودند (جدول 1). غلظت اسید چرب غیر استریفه برای گاو های تغذیه شده با جیره گلوکوژنیک در مقایسه با لیپوژنیک پایین تر بود ،غلظت اسید چرب غیر استریفه پلاسما در هفته صفر افزایش یافت و سپس برای گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک کاهش یافت. غلظت تری اسیل گلیسرول کبد از 2 هفته قبل زایش تا 2 هفته پس از زایش افزایش یافت اما این افزایش برای هر دو جیره به طور مشابه بود. از هفته 2 تا 4 محتوای تری اسیل گلیسرول کبد دوباره کاهش یافت. در هفته 4 تری اسیل گلیسرول کبد به طور عددی برای گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک پایین تر بود. ابقا انرژی به وسیله کالری متری غیر مستقیم در محفظه تنفسی تخمین زده شد و در مقاله ون و همکاران در سال 2007 گزارش شد و به طور منفی همراه با درصد چربی شیر و غلظت اسید چرب غیر استریفه بود. ارتباطات معنی داری بین ابقا انرژی و نسبت چربی به پروتین شیر و تری اسیل گلیسرول کبد و گلوکز پلاسما و بتا هیدروکسی بوتیرات و T3,T4وجود نداشت.
بحث : هدف این پژوهش بدست آوردن دیدی از علایم متابولیکی با تغییر در تفکیک انرژی پس از تغییر منبع انرژی جیره در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون و دومین هدف ارتباط هورمون های متابولیکی و خصوصیات شیر با توازن انرژی از اندازه گیری به وسیله کالری متر غیر مستقیم می باشد، توسط ون و همکاران نشان داده شده که تغذیه گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون با جیره بالا از نظر لیپوژنیک منجر به افزایش در تولید چربی شیر شد و این افزایش اساسا به علت افزایش در ترشح روزانه اسید های چرب 16 و 18 کربن و 18 کربن با یک باند دوگانه میباشد . گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک 2.04 کیلوگرم در 2 هفته پس از زایش هر روز چربی قابل دسترس داشتند. از 2 تا 4 هفته پس از زایش گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک 42% کاهش در چربی قابل دسترس داشتند .با این حال چربی قابل دسترس برای گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در این دوره بیشتر کاهش یافت ( 13% با 1.79 کیلوگرم در روز در هفته 4 ) ، بنابراین اختلاف در چربی قابل دسترس توانست اختلاف در غلظت کلسترول پلاسما و تمایل به اختلاف جیره ها در غلظت اسید چرب غیر استریفه و اختلاف عددی بین جیره ها در تری اسیل گلیسرول کبد در هفته 4 را شرح دهد . با این حال درصد تری اسیل گلیسرول کبد بین جیره ها اختلاف معنیداری نداشت . سرعت کاهش در چربی قابل دسترس برای گرو ها پس از هفته 4 یکسان بود . فزون بر این چربی موبیلیزه بدن منفی بود در هفته 9 برای گاو های تغذیه شده با جیره گلوکوژنیک و غلظت بتا هیدروکسی بوتیرات پایین تر بود با گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک. اختلاف در چربی موبیلیزه بدن و توازن انرژی بین جیره توسط ون و همکاران گزارش شد و ممکن است به وسیله اثرات منبع انرژی جیره با غلظت انسولین پلاسما شرح داد ه شود. اختلاف بین جیره ها در غلظت انسولین پلاسما معنی دار بود زمانی که تنها اطلاعات پس از زایش محاسبه شدند . انسولین به عنوان یک کلید تنظیم کننده تفکیک مواد مغذی از بافت بدن به شیر در دوره انتقال از آبستنی به شیردهی است . غلظت پایین انسولین برداشت گلوکز به وسیله ماهیچه و بافت آدیپوز را کاهش میدهد و برداشت گلوکز به وسیله غده پستانی را افزایش میدهد که در پاسخ به انسولین نیست . زیادی انسولین در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون تولید شیر را کاهش اده و ب طور مثبت تاثیر روی توازن انرژی دارد . در مطالعه کنونی ارتباط منفی بین اسید چرب غیر استریفه پلاسما و تمایل بین ارتباط منفی بین ابقای انرژی از چربی بدن و اهمیت وضعیت انسولین در ارتباط با توازن انرژی در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون است. فزون بر این پیشنهاد شده که انسولین پاسخ هورمون رشد کبد را در گاو های شیری در توازن منفی انرژی جبران میکند . به طور قابل توجه اثر لیپوژنیک انسولین و غلظت پایین انسولین در گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک مطابق است با تمایل برای غلظت بالای اسید چرب غیر استریفه پلاسما. اسید های چرب غیر استریفه که از ذخایر چربی بدن منشا گرفته اند موبیلیزه هستند تا جبران کنند برای توازن منفی انرژی و اکسیداسیون در سیکل کربس و واکنش زنجیره تنفسی برای انرژی قابل دسترس بدن. در سیکل کربس اکسالو استات و و مواد مغذی 3 کربن یک نقش حیاتی را بازی میکنند . با این حال طی دوره های زیادی اسید چرب غیر استریفه ( به عنوان مثال طی توازن منفی انرژی) اسید چرب غیر استریفه میتواند چندین الگوی متناوب را دنبال کند . ابتدا گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون اکسیداسیون ناقص اسید های چرب را نشان میدهند به وسیله غلظت های بالای کتون بادی ها. دومین الگوی متناوب برای اسید چرب غیر استریفه موبلیزه شده وارد شدن اسید چرب غیر استریفه به شیر میباشد به طور مستقیم یا غیر مستقیم از طریق استریفیکاسیون با لیپوپروتین های چگالی خیلی پایین که به علت افزایش اسید های چرب زنجیر بلند در شیر است . سومین الگوی برای اسید چرب غیر استریفه استریفیکاسیون به تری اسیل گلیسرول در کبد که ممکن است باعث کبد چرب شود (باب و همکاران ). کبد چرب زمانی اتفاق میافتد که سرعت اسید چرب استریفه بیشتر میکند سرعت ناپدید شدن تری اسیل گلیسرول را از طریق کبد به عنوان لیپوپروتین با چگالی بسیار پایین . پیشنهاد شده که ترشح کبدی تری اسیل گلیسرول کبد به طور مثبت وابسته به ظرفیت لیپوژنیک کبد است ( پولن و همکاران ) . مکان غالب برای لیپوژنز در نشخوارکنندگان بافت ادیپوز است که ممکن است سرعت پایین ترشح کبدی تری اسیل گلیسرول را شرح دهد در مقایسه با موش ،جوجه و ماهی . در نتیجه نشخوار کنندگان به انباشتگی تری اسیل گلیسرول در کبد طی دوره توازن منفی انرژی که سرانجام منجر به کبد چرب میشود حساستر میشوند . بتا هیدروکسی بوتیرات برای گاو ها با هر دو جیره از 1 تا 8 هفته پس از زایش بالا بود (شکل 2). این پیشنهاد میکند که این الگوی متناوب مورد استفاده است صرف نظر از جیره در اوایل لاکتاسیون. ضریب رگرسیون اسید چرب غیر استریفه در بتا هیدروکسی بوتیرات پیشنهاد میکند که غلظت های اسید چرب غیر استریفه تخمین نمیزند وسعت اکسیداسیون ناقص و تولید بتا هیدروکسی بوتیرات در گاو های شیری در قبل زایش .در مقابل ضریب رگرسیون گلوکز پلاسما با بتاهیدروکسی بوتیرات معنی دار بود . پیشنهاد میکند که گلوکز پلاسما ارتباط منفی با غلظت بتا هیدروکسی بوتیرات پلاسما دارد. گزارش شده که تغذیه گاوها با گلوکوژنیک در اوایل لاکتاسیون غلظت های استات و بتاهیدروکسی بوتیرات پلاسما را افزایش میدهد . دومین الگوی متناوب برای اسید چرب غیر استریفه به نظر میاید در سراسر دوره ازمایش مورد استفاده باشد.ارتباط مثبتی بین اسید چرب غیر استریفه پلاسما و تولید چربی شیر کشف شد . موبیلیزاسیون چربی بدن و اسید چرب غیر استریفه در گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک بالاتر بود و به طور همزمان تولید شیر 220 گرم برای هر گاو در روز افزایش یافت. جیره های گلوکوژنیک درصد چربی شیر پایین تر و اغلب تولید چربی شیر روزانه پایین تر دارند . با توجه به سومین الگوی متناوب نتایج کنونی فرضیه ما را حمایت نمیکند(ون و همکاران ) که یک جیره بالا از نظر گلوکوژنیک انباشتگی تری اسیل گلیسرول کبد را کاهش میدهد و این ممکن است به این علت باشد که جیره مشخص شد به وسیله تغذیه غلظت های که اختلاف داشتند در درصد لیپوژنیک و گلوکوژنیک و در صورتی که سهم غلظت ها با جیره از زایش تا 3 هفته پس از زایش افزایش مییابد . در 2 هفته پس از زایش درصد تری اسیل گلیسرول کبد بالا بود اما بین جیره ها اختلاف نبود. در هفته 4 پس از زایش تری اسیل گلیسرول کبد به طور عددی در گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک پایین تر بود اما اختلاف معنی داری با لیپوژنیک نبود . این مشاهده مطابق است با کاهش نسبی در گنجایش چربی در گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک در مقایسه با لیپوژنیک . نتایج این مطالعه پیشنهاد میکند که انسولین پلاسما یک واسطه در تغیر تفکیک انرژی در گاوهای شیری در اوایل لاکتاسیون هست. تغذیه گاو های شیر ده یک جیره بالا در مواد غذایی گلوکوژنیک منجر شد به توازن منفی کم انرژی مربوط به اثرات آنابولیک غلظت بالای انسولین.

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

علوفه‌هایی همچون شبدر، برگ چغندر، قصیل جو، تفاله‌تر چغندر‌قند، ذرت علوفه‌ای و سایر ضایعات مرطوب کشاورزی از این جمله‌اند.

در این مقاله سعی می‌شود اطلاعات مفید و کاربردی برای تهیه سیلو از مواد غذایی با رطوبت بالا که امکان نگهداری آن را برای طولانی مدت فراهم می‌سازد، در اختیار قرار داده شود.

روش­های نگهداری علوفه مرطوب

در بافت گیاهی انواع علوفه‌، مواد غذایی وجود دارد که محیط مناسبی برای رشد میکروب‌ها و قارچ‌هاست. این موجودات در حالت عادی در رطوبت بالا به سرعت باعث فساد و کپک‌زدگی می‌شوند. برای جلوگیری از فساد علوفه، محیط باید اسیدی یا قلیایی شود.

الف-ایجاد محیط اسیدی

برای ایجاد یک محیط اسیدی ما می‌توانیم از اسیدهای خوراکی استفاده کنیم اما این مواد گران‌قیمت هستند. بنابراین بهترین راه‌حل استفاده از میکروب‌های مفید است. این دسته از میکروب‌ها اطراف ما وجود دارند ولی فقط در محیط‌هایی که هوا نیست می‌توانند بر میکروب‌ها و قارچ‌های مضر غلبه کنند. برای این کار باید محیط مناسب را برای رشد آنها فراهم کنیم. حال سئوال این است که محیط مناسب برای رشد میکروب‌های مفید چگونه محیطی باید باشد؟ محیطی که از نظر رطوبت، مواد قندی مناسب بوده و فاقد هوا باشد.

1 -رطوبت علوفه

رطوبت مناسب برای علوفه 65 تا 70 درصد است. اگر میزان رطوبت بیشتر باشد(به علت اسیدی شدن بیش از حد مشکل ایجاد می‌شود). برای کاهش رطوبت، به علوفه کاه خشک اضافه می‌کنیم، اما رطوبت کمتر از 55 درصد باعث تولید اسید کمتر شده و سیلو فاسد می‌شود. برای تامین رطوبت با افزودن آب، رطوبت را به 65درصد می‌رسانیم (برای تخمین میزان رطوبت یک مشت از علوفه را در دست گرفته و محکم بفشارید. اگر آب از آن خارج شد رطوبت بیش از 70 درصد است و اگر دست شما خیس نشد رطوبت کمتر از 50 درصد است. رطوبت مناسب زمانی است که فقط دست شما خیس شود.

2 - مواد قندیدر علوفه ای همچون ذرت علوفه‌ای، قصیل جو، تفاله تر چغندر قند، کنگر سبز، برگ چغندر، بطور طبیعی مواد قندی(کربوهیدرات) به اندازه کافی وجود دارد. اما در علوفه‌هایی همچون شبدر، یونجه، تفاله مرکبات، تفاله گوجه‌فرنگی تر، مواد قندی کمتر است و باید با اضافه کردن ملاس و یا آرد جو مواد قندی کافی به آن اضافه شود. برای این‌کار به ازای هر ده کیلو ماده خشک علوفه، نیم کیلو ملاس و یا سیصد گرم آرد اضافه کرده و آن ‌را مخلوط می‌کنیم.

3 - خروج هوا از علوفه

برای خارج کردن هوا از علوفه آن را با فشار اجسام سنگین مثل یک غلطک سنگین یا فشار چرخ تراکتور یا وسایل نقلیه دیگر پرس کرده و می‌فشاریم و سپس با استفاده از نایلون آن را در مقابل ورود هوا نفوذ ناپذیر می‌کنیم. اگر سیلوی سنتی(کوچک) در اختیار دارید با کشیدن نایلون عریض(عرض 6 متر) و سپس ریختن خاک بر روی آن از ورود هوا جلوگیری می‌شود. در غیر این‌صورت باید بر روی زمین یک نایلون عریض پهن کرده و پس از ریختن مواد روی آن را دوباره با پلاستیک بپوشانید و با اجسام سنگین مثل خاک یا لاستیک فرسوده از باد و باران و نور آفتاب محافظت نمایید؛ البته می‌توان در هر محیطی که فاقد هوا باشد(مثل بشکه پلاستیکی) این کار را انجام داد.

نکته: 

 دقت کنید محل زمین سیلو طوری انتخاب شود تا در هنگام بارندگی، در آن‌جا آب جمع نشود و موش و سایر جوندگان نتوانند با حفر سوراخ باعث هواگرفتگی و فساد علوفه شوند.

ب-قلیایی­ کردن محیط:

راه دوم قلیایی کردن محیط برای جلوگیری از رشد میکروب‌های مضر است. البته باید توجه داشت که اسیدی‌کردن، روش به مراتب بهتری است و علوفه تولید شده خوش خوراک‌تر است اما در مواردی که مواد قندی در علوفه کم است به ناچار از این روش استفاده می‌کنیم. برای این‌کار ما باید از مواد شیمیایی قلیایی استفاده کنیم، مواد شیمیایی قلیایی مانند سود سوز آور یا آمونیاک بسیار خطرناک بوده و استفاده از آنها توصیه نمی‌شود. اما استفاده ا ز کود اوره به علت داشتن اوره و آزاد کردن آمونیاک در داخل سیلو بسیار مناسب است. برای این‌کار باید چند نکته رعایت شود

1 -  رطوبت مناسب: رطوبت مناسب برای این کار بین 60 تا 70 درصد است که همان‌طور که قبلاً گفته شد با روش‌هایی قابل تنظیم و ایجاد است.

2 -  خارج کردن هوا: در این روش لازم به فشردن علوفه با اجسام سنگین نیست و تنها فشار غلطک‌های کوچک دستی و فشار پای کارگر کافی است.

3 -  افزودن اوره به علوفه سیلو شده: برای اضافه کردن اوره باید به ازای هر یک تن ماده خشک مواد علوفه‌ای 20 کیلو کود اوره اضافه شود.

نحوه اضافه­ کردن کود اوره

اگر علوفه دارای رطوبت کافی است(به نسبت یک سوم اوره و دوسوم آب) یعنی برای مثال یک کیلو کود اوره را با دو لیتر آب مخلوط نموده و برای 50 کیلو علوفه مصرف می‌شود. اما اگر رطوبت کافی نیست کود اوره مصرفی را با کل آب مورد نیاز اضافه کرده و بر روی علوفه می‌پاشیم (توسط آب‌پاش یا سم‌پاش).     

   زمان نگهداری علوفه در سیلوی اسیدی و نحوه مصرف آن

سیلوی اسـیدی معمولاً بلافاصله بعد از تهیه قابل اســتفاده است و می توان با کنار زدن یک قسمت از نایلون به تدریج از آن استفاده نمود. اما باید توجه کرد که اگر هوا به علوفه برسد بعد از 36 ساعت علوفه فاسد می‌شود و باید قسمت‌های در معرض هوا را به سرعت و با عمق 15 سانتی متر روزانه مصرف کرد.

توجه:

در صورت باز نشدن، سیلو برای ماه‌های متمادی سالم و قابل استفاده است. اما در صورت ورود آب باران یا زه آب، سوراخ شدن نایلون توسط موش یا حیوانات و انسان و باز شدن روی سیلو به سرعت و ظرف چند روز قسمت‌های در معرض هوا، فاسد و غیر قابل استفاده شود. علوفه مصرفی دردام‌های مختلف متفاوت و (در حدود 2-1 درصد وزن بدن دام) به صورت ماده خشک است.

میزان مجاز مصرف و نحوه مصرف سیلوی قلیایی

در این سیلو علوفه بعد از بیست روز قابل استفاده است و به علت بوی تند آمونیاک باید قبل از مصرف حتماٌ هوادهی شود(حداقل 3 ساعت قبل از مصرف علوفه باید از سیلو خارج و در هوای آزاد قرار داده شود) و با مصرف تدریجی آن دام کم‌کم به خوردن آن عادت کند.

میزان مصرف این نوع سیلو برای انواع دام می‌تواند تا 1درصد وزن بدن دام به صورت ماده خشک انجام شود.

نکته:

طول دوران عادت دام به علوفه قلیایی 10‌روز است. طی این زمان دام به‌تدریج و در صورت لزوم با مخلوط کردن علوفه با سایر غذاها به آن عادت خواهد کرد. 

توصیه های لازم برای مصرف علوفه در دام های مختلف

1 - گاو شیری

علوفه‌ای که در سیلوی اسیدی(تخمیری) تهیه شده باشد به راحتی تا 50 درصد یا نصف ماده خشک خوراک روزانه گاو شیری را تامین می‌نماید و به علت هزینه کم تهیه این علوفه‌ها از این طریق در هزینه تولید شیر صرفه‌جویی خواهد شد. هم‌چنین برای تغذیه گوساله‌های 6 تا 12 ماهه و گاوهای خشک و گاو نر نیز به راحتی مصرف می‌شود.

سیلوی قلیایی یا آمونیاکی فقط برای گاوهای شیری کم تولید که زیر 18 کیلو گرم شیر تولید می‌کنند، توصیه می‌شود و مصرف آن برای گوساله‌های 3 تا 6 ماهه، توصیه نمی‌شود؛ اما مصرف آن برای گاوهای نر توصیه می شود. اما باید توجه داشت که در هنگام مصرف، علوفه‌ای که در اختیار دام قرار داده می‌شود باید همراه با دانه غلات مانند جو یا کنسانتره مصرف شود. در صورت بروز مسمومیت آمونیاکی می‌توان با مصرف سرکه(مخلوط نیم لیتر سرکه و نیم لیتر آب) به درمان دام پرداخت

2 - گوسفند و  بز

مصرف علوفه تهیه شده در سیلوی اسیدی برای گوسفند و بز داشتی بلامانع است و با مصرف این علوفه در جیره بره‌های‌پرواری در هزینه تعلیف آنان صرفه‌جویی زیادی خواهد شد. میزان مصرف علوفه تا 40% ماده خشک مصرفی حیوان می‌تواند انجام شود.

علوفه‌های تهیه شده در سیلوهای قلیایی(آمونیاکی) نیز برای دام سبک (گوسفند و بز داشتی) قابل استفاده است ولی فقط در شرایطی توصیه می‌شود که در جیره مصرفی دام مواد قندی کافی(جو، گندم و کنسانتره) و همچنین آب کافی در اختیار باشد، مصرف این علوفه تا حداکثر یک کیلوگرم در روز انجام می‌شود.

3 - سایر دام ­هامصرف علوفه اسیدی(تخمیری) برای انواع دام ها(از جمله شتر، گاومیش، اسب و الاغ) انجام می‌شود. اما درخصوص علوفه قلیایی(آمونیاکی) مصرف آن برای تک سمیان مانند اسب و الاغ می‌تواند کشنده و خطرناک باشد؛ اما در نشخوارکنندگان مانند شتر و گاومیش مصرف آن ایرادی ندارد.

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

دکتر رسول موحدنژاد-اداره کل دامپزشکی استان فارس

یکی از اصول مهم در جهت کنترل بیماری ها، بهداشت و کنترل آلودگی های خوراک دام و طیور می باشد. زیرا بیشترین اقلام ورودی به مزارع پرورش دام و طیور را تشکیل می دهند و می توانند به صورت مستقیم در حیوان ایجاد بیماری نمایند و یا باعث ایجاد زمینه مناسب برای بروز بیماری های دیگر در حیوان گردند. همچنین می تواند با ایجاد آلودگی در چرخه تولید غذای انسان، باعث ایجاد بیماری در انسان گردند. بطور خلاصه جهت تولید غذای سالم برای انسان، باید عوامل بیماری زا را از ابتدای چرخه تولید غذا، یعنی از خوراک دام و طیور، کنترل کرد.
مایکوتوکسین ها ترکیباتی با ساختمانهای شیمیایی متفاوت با وزنمولکولی کوچک می باشند که متابولیت ثانویه کپک ها و قارچها هستند که بر روی محصولاتکشاورزی قبل یا بعد از برداشت،طی حمل ونقل و نگهداری رشد می کنند. . در قارچها و سایر ارگانیسم ها متابولیتهای اولیه ترکیباتی هستند که جهت رشد و تکثیر ضروری می باشند و متابولیت های ثانویه در انتهای فاز لگاریتمی رشد تشکیل می شوند و اهمیت آشکاری در رشد و یا متابولیسم ارگانیسم ندارند. بطور معمول این ترکیبات زمانی تشکیل می شوند که مقادیر زیادی از پیش ساز های متابولیکی اولیه نظیر اسیدهای امینه، استات، پیرووات و غیره تجمع یابند. در واقع سنتز مایکو توکسین ها توسط قارچ روشی است که از طریق آن، ترکیبات پیش ساز مازاد بر نیاز متابولیکی ، کاهش می یابد. حدود 200 هزارگونه کپک و قارچ شناخته شده است که اکثر آنها برای انسان مفید است زیرا در تولیدنان، آنتی بیوتیک ها و ..... به کار می روند اما بیش از 200 گونه اثرات مضرخود را بر رویانسان و دام نشان داده است. اثرات مضر مایکوتوکسین ها بر روی سلامتی انسان ودام حدود بیش از 80 سال است که شناخته شده است اما مطالعه روی مایکوتوکسین های مولدبیماری از سال 1960 زمانی که یک مولکول سم از آسپرژیلوس فلاووس استخراجگردیدشروع شد.
تشکیل مایکوتوکسین ها یک مشکل جهانی محسوب می شود و مطابق با آمارسازمان کشاورزی و غذای سازمان ملل متحد تقریبا" 25 درصد دانه های زراعی جهان آلودهبه مایکوتوکسین ها هستند و طبق گزارش WHO مایکوتوکسین ها به ویژه آفلاتوکسین یکیاز عوامل موثر در بروز بیماریهای ناشی از غذا گزارش شده اند. نظر به اهمیتمایکوتوکسین ها در غذای انسان، استانداردهای بین المللی برای حد مجاز آنها در موادغذایی از جمله خشکبار تعیین شده است که برای حمایت از حقوق مصرف کنندگان و حضور دربازارهای جهانی،تولید کنندگان را ملزم به رعایت آن می کند.

تاریخچه:
در سال ۱۹۶۰ بیش از صد هزار بوقلمون جوان در کشورانگلیس در اثر یک بیماری جدید تحت عنوان بیماری TURKEY X در عرض چند ماه ا زبینرفتند.
محققین پس ار مطالعات وبررسیهای دقیق دریافتند کهبیماری تنها محدود به بوقلمون نشده ودر جوجه اردکها وبلدرچین های جوان منجر بهتلفات سنگینی شده است، همچنین به این نتیجه رسیدندکه عامل بیماری از طریق تغذیه بابادام زمینی برزیلی به طیور مزبور منتقل وباعث مرگ ومیر آنها شده است.
سرانجام بعد از آزمایشات متعددمشخص گردید که خوراک موردنظر بر اثر آلودگی با نوعی سم که منشا قارچی دارد باعث تلفات طیور گردیده لذا درسال ۱۹۶۱ قارچ تولیدکننده بیماری را ASPERGILUS .FLAVUS وسم حاصله را AFLATOXIN نامگذاری کردند.
کشف این سموم موجب شد که مسئولین امر به زیانهای حاصلهاز سموم قارچی به عنوان عامل آلوده کننده مواد غذائی وایجاد بیماری وحتی مرگ درانسان وحیوانات توجه بیشتری
بنمایند.
سال ۱۹۸۲ بیماری مزبور در کشور کنیا مشاهدهگردید.
در سال ۱۹۸۳ AUTRUP وهمکاران برای اندازه گیریافلاتوکسین در ادرار از روش SYNCHRONOUS FLURECENCE SPECTROSCOPY استفاده کردند.
در پائیز ۱۹۷۴ بیماری افلاتوکسیکوزیس در دو ایالتشمالی و۱۵۰ روستای کشور هند
اتفاق افتاد که در این همه گیری ۳۹۷ نفر بیمار شدند کهاز این تعداد ۱۰۸ نفر جان باختند.
در سال ۱۹۸۶ WILD وهمکاران روشهای ارزیابی سیستمایمنی راکه دارای حساسیت
قابل توجهی است ،برای تعیین میزان افلاتوکسین در مایعاتبدن انسان بکار بردند .
درسال ۱۹۸۸ IARC افلاتوکسین B1 را در لیست موادسرطانزای انسانی قرار داد .
براساس گزارشات سازمان غذا وکشاورزی سازمان مللمتحد (FAO) هرساله میلیونها تن
مواد غذائی در اثر آلودگی با مایکوتوکسین ها ازبینمی رود لذا در سال ۱۹۸۸ برنامه
ریزیها ی زیادی همراه با کارگاههای آموزشی برایکنترل بهداشتی مواد غذائی در سرتاسر
دنیا صورت گرفت.
از سال ۱۹۹۰ روش TLC به عنوان یکی از روشهای متداولجداسازی افلاتوکسین مورد
توجه بوده وبه منظور تشخیص وتعیین مقادیر کمی افلاتوکسینبه کاررفته است .در این
روش میزان سم بر حسب NG/G گزارش می شود.
آگاهی و وقوف نسبت به سایر انواع مایکوتوکسین ها از اوایل دهه 1990 شروع گردید که
بسیاری از این مایکوتوکسین ها، سمی تر از آفلاتوکسین ها هستند. ثابت گردیده است که 95
% انواع خوراک ها، بیشتر از یک نوع مایکوتوکسین را در خود دارند

مایکوتوکسین ها:
مایکوتوکسین هایی که در حد بالا می توانند در مواد غذایی یافتشوند توسط 5 نوع قارچ تولید می شوند که عبارتند از:
1- سموم آسپرژیلوس: آفلاتوکسین های G,B و M اکراتوکسین A ، استریگماتوسیستین واسید سیکلوپیازونیک
2 -سموم فوزاریوم: داکسی نیوالنول ( DON )، نیوالنول( NIV )، زوالنون( ZON )، تی - 2 توکسین، فوماتیزین، مونی لی فورمین و دی استوکسی سیرپنول( DA5 )
3-سموم پنی سیلیوم: اکراتوکسین A ،پانولین، سیترینین، پنیترم A و اسید پیازونیک
4- سموم آلترناریا: اسید پیازونیک، آلترنایول و آلترنایول متیل اتر
5- سموم کلاوی سپس: ارگوت
تعداد بسیار زیادی از کپکها ترکیبات سمی بنام مایکو توکسین ها تولید می کنند. در در بین مایکو توکسین ها ، 14 نوع سرطانزا وجود دارد که در این میان آفلا توکسین ها از نظرقدرت سرطانزایی قویتر از سایرین می باشند.
دو جنس عمده و اصلی تولید کننده سموم قارچی عبارتند از: آسپرژیلوس و فوزاریوم. عوامل مختلفی بر تولید سموم قارچی توسط قارچ ها تأ ثیرگذارند که ازآن جمله رطوبت، درجه حرارت و رشد همزمان سایر میکروب ها می باشند. ازمیان سموم قارچی شناخته شده، آفلاتوکسین ها عموماً توسط آسپرژیلوس فلاووس تولید می شود.
آفلا توکسین ها توسط دو کپک آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس پارازیتیکوس تولید می شوند. آفلا توکسین ها انواع مختلفی دارند که شامل آفلا توکسین B1, B2 G1, G2, M1, M2 و مشتقات آنها که آفلاتوکسین B1 قویترین نوع آن می باشد. باز تاب نور این شش توکسین در نور ماورائ بنفش بصورت زیر میباشد:

B1

B2

G1

G2

M1

M2

آبی

آبی

سبز

سبز، آبی

آبی

آبی ، بنفش

آفلا توکسین ها در طیف وسیعی از مواد غذایی نظیر خوراک دام و طیور، شیر، آرد گندم ، آرد سویا، کشمش، پنیر، ماست، سوسیس های تخمیری، گوشت های عمل آوری شده و ... مشاهده شده است.
در صورت کپک زدگی خوراک دام و تولید آفلاتوکسین B1 در آن ، مشتق هیدروکسی آن یعنی آفلاتوکسین M1 در شیر مشاهده می شود که همانند Af B1 اثرات هپاتو توکسینی و سرطان زایی دارد البته باید ذکر شود که محققین مختلف وجود آفلا توکسین های M1,M2 را در شیر گزارش کرده اند که همگی آنها مشتقات آفلا توکسین های B1,B2 می باشند. اما مهمترین آفلا توکسینی که در شیر وفراورده های لبنی وجود دارد نوع M1 می باشد.
در مورد حداکثر مقدار مجاز AFB1 وAFM1 در کشورهای مختلف قوانین متنوعی وجود دارد، اما به طور معمول حداکثر مقدار مجاز AFB1 را در خوراک دام ppb20-10 در نظر می گیرند. مطالعات مختلف نشان داده اند که میزان تولید AFM1 در شیر چیزی حدود 1-2 درصد میزان AFB1 درخوراک دام میباشد. بنابراین در بسیاری از کشورها مقدار مجاز AFM1 رادر شیر ppb05/0تعیین می کنند. با توجه به این که در کشورهای درحال توسعه،ازجمله ایران، حجم قابل توجهی از خوراک دام آلوده به کپک ودر نتیجه آفلا توکسین های متنوع می باشد وجود AFM1 درشیر دام ها امری طبیعی میباشد، حتی در کشورهای توسعه یافته نظیر آمریکا نیز گاهی اوقات شیوع گسترده AFM1 را درشیرهای تولیدی می توان دید.درمورد نحوه اثرات سرطان زایی آفلا توکسین ها مطالعات متعددی توسط محققین مختلف انجام شده است واکثرمحققین بر این عقیده اند که آفلا توکسین ها بخصوص نوع B1 که قویترین وسمی ترین نوع نیز هست از طریق اتصال به مولکول هایDNA سلول و ایجاد جهش های نقطه ای در آن و اختلال در سنتز DNA اثر خود را می گذارند.
البته به جز اسیدهای نوکلئیک، سایر ماکرو مولکولهای سلولی نیز ممکن است تحت تاثیر آفلاتوکسین ها قرار گیرند. مشخص شده است که تغییرات آنتی اکسیدانی
butylated Hydroxyanisole) ) BHAو

قسمت دوازدهم:
بافت دان و عملکرد مرغ گوشتی
تغذیه مهمترین امر در پرورش طیور بوده و حدود 75 تا 80 درصد هزینه تولید راشامل می شود بنابراین با توجه به اهمیت و ضرورت ان لازم است که مدیریت تغذیه وکاربرد روش های جدید مدیریتی به عنوان یک مساله مهم وجدی مدنظر پرورش دهندگان قرارگیرد تحقیقات و گزارش های متعدد منتشره حاکی از آن است که بافت دان تاثیر بسزاییدرعملکرد مرغ گوشتی دارد وبه ویژه دان پلت ، سرعت رشد را بهبود بخشیده کارایی دانرا افزایش می دهد در این مقاله تاثیر بافت و شکل دان بر صفات تولیدی مرغ گوشتی موردبررسی قرار می گیرد .

اشکال دان
جیره های طیور به سه شکل آردی ، کرامبل و پلت تولیدمی گردند در فرم آردی ، مواد اولیه غذایی جیره به شکل آسیاب شده هستند در ساخت پلت ، جیره آسیاب شده باکمک بخار آب ، داغ و مرطوب شده ، سپس با فشار از دستگاه پلت زنی عبور کرده مجددا سرد می شود و در نهایت به صورت استوانه ای کوچک در اندازه های مختلف شکل می گیرد اگر پلت های درشت به وسیله غلتک های مخصوص خرد گردند محصولی بین دان آردی و پلت حاصل می گردد که به آن کرامبل گفته می شود .

تاثیر بافت خوراک بر توان تولیدی پرنده
در پرندگان حواس پنج گانه مخصوصا حس چشایی و بویایی به طور ناچیزی توسعه یافته است و این محدودیت توسط گیرنده های مکانیکی موجود در منقار جبران شده است جوجه ها با کمک این گیرنده های مکانیکی ، ذرات درشت تر را تشخیص و ترجیح می دهند با افزایش سن پرنده و بزرگتر شدن منقار ، مصرف ذرات بزرگتر توسط پرنده افزایش یافته و این توانایی درسن 4 روزگی کاملا آشکار می گردد تحریک این گیرنده های مکانیکی ، بر اشتها تاثیر مستقیم داشته درنهایت نقش مهمی را در توان تولیدی پرنده ایفا می نماید تحقیقات مختلف نشان داده است که بافت خوراک یکی از مهم ترین عوامل موثر بر توان تولیدی پرنده می باشد تغذیه پرنده با جیره کرامبل یا پلت قدرت انتخاب را از پرنده سلب کرده و پرندگانی که غذا را به این شکل دریافت می کنند مجبورند که تمامی محتویات غذا را به مصرف برسانند به این ترتیب از انتخاب قطعات درشت وعدم مصرف ذرات ریز که عمدتا ویتامین ها ، مواد معدنی و اسیدهای امینه ضروری می باشند جلوگیری می شود با توجه به اهمیت این ترکیبات درچند روز اول زندگی استفاده از جیره های کرامبل به میزان زیادی ازعوارض سو ناشی از این کمبودها کاسته وکاربرد آن به طور مشخص در سنین ابتدایی پرورش گله های مادر ، تحریک اشتها و حفظ یکنواختی رابه دنبال خواهد داشت بر اساس دلایل ذکر شده در زمان تغذیه با پلت رشد بهتر شده ضریب تبدیل غذایی بهبود قابل ملاحظه ای خواهد یافت . در سالن های مرغداری دیده شده است که پرندگان سنگین تر در زمان پخش دان قطعات بزرگ تر را که معمولا ذرت و سایر غلات میباشند به طور انتخابی مصرف کرده به دلیل عدم توزیع مناسب دان غیر یکنواختی در رشد به چشم می خورد بافت خوراک از طریق تاثیر بر قسمت های مختلف دستگاه گوارش و سرعت عبور غذا بر توان تولیدی پرنده تاثیر می گذارد هر چه ذرات غذایی درشت تر باشد سرعت عبور غذا از دستگاه گوارش کندتر شده میزان جذب افزایش می یابد ازاین طریق سرعت رشد وضریب تبدیل نیز بهبود یافته سودمندی تغذیه باکرامبل و پلت حاصل میگردد . بعد از خوراک دان به شکل کرامبل و یا پلت ، خوراک بلافاصله در چینه دان حل شده آغاز سریع هضم میزان جذب را افزایش می دهد ثابت شده است که تغذیه با پلت حرکات دودی دستگاه گوارش را بالا برده بازده خوراک بهتر می شود علاوه بر این اگر پرنده در ابتدا دان را به شکل کرامبل وسپس به شکل پلت دریافت کند دستگاه گوارش سازگاری بیشتری نسبت به اندازه ذرات پیدا می کند و لذا این پرنده رشد بیشتر و ضریب تبدیل مناسبتری نسبت به پرنده ای خواهد داشت که از ابتدا جیره آردی دریافت کرده باشد . تغییرات شیمیایی درحین تهیه پلت نیز بر هضم و جذب غذا تاثیر داردبخار آب ، حرارت و فشار اعمال شده درجریان ساخت پلت ، سبب ایجاد تغییراتی در دان شده سبب ایجاد تغییراتی در دان شده هضم سریع تر غذا وبهبود بازده را به دنبال دارد حرارت طی فرایند پلت سبب از بین رفتن برخی از ممانعت کننده های رشد موجود در مواد خوراکی نیز شده انرژی قابل متابولیسم هم افزایش می یابد به عنوان مثال کنجاله بذرک ، زمانی که به شکل کرامبل یا پلت درمی اید ارزش انرژی زایی آن به طور معنی داری بیشتر می شود زیرا فشار و حرارت حاصله در طی عملیات ساخت پلت ، سلول های ذخیره کننده چربی در دانه های روغنی راشکسته و همین عامل، مصرف چربی را بهبود می بخشد انرژی قابل متابولیسم کنجاله سویا نیز در اثر پلت کردن افزایش یافته جذب چربی از 73 درصد در حالت آردی به 91 درصددرحالت پلت می رسد . همچنین در هوای گرم می توان مصرف خوراک در طیور را با استفاده ازخوراک پلت تحریک کرده و افزایش داد.

تاثیر بافت خوراک در حفظ کیفیت مواد مغذی و بهداشت دان
بافت خوراک یکی از عوامل موثر در حفظ کیفیت مواد مغذی می باشد . پلت کردن دان به حفظ کیفیت مواد خوراکی کمک می کند و به دلیل فشرده شدن اجزای مواد غذایی به یکدیگر سطح تماس اجزای تشکیل دهنده خوراک با هوا کمتر شده لذا دان پلت شده را می توان در مدت زمان بیشتری نگهداری نمود این امر به ویژه در اضافه کردن چربی به خوراک می تواند بسیار سودمند باشد به طوری که چربی موجود در پلت به علت تماس کمتر با هوا دیرتر اکسیده می شود ومشکلات ناشی از فساد آن کاهش می یابد حرارت و فشار در طی فرایند پلت سبب کاهش میکروارگانیسم هایی نظیر قارچ ها و باکتری ها ازجمله سالمونلا درغذا می شود و طیور خوراک سامتری را دریافت می کنند همچنین جمعیت میکروارگانیسم های مفید روده که خود عامل موثری درهضم وجذب مواد غذایی می باشند نیز افزایش می یابند .

سهولت در ساخت دان
امکان ساخت بسیاری از فرمول های مناسب غذایی با پلت امکان پذیر است . به عنوان مثال اضافه نمودن مکمل های پودر چربی یا انزیم ها و ... در ساخت پلت بهتر صورت می گیرد استفاده از ویتامین ها وداروهای پوشش دار و مقاوم در برابر گرما اثرات سوحرارت را از بین می برد . به طور کلی توسط این روش فرمول مورد نظر به طور مناسب یکنواخت ، با سهولت بیشتر و هزینه کمتری تولید می گردد .

صرفه جویی در فضای اشغالی حین حمل و انبار
با تولید پلت وزن حجمی توده غذا 40 تا 100 درصد افزایش یافته فضای کمتری برای نگهداری و انبار دان مورد نیاز است تولید پلت سبب دوبرابر شدن توانایی حمل دان بدون اثر سو بر آن شده بدین ترتیب هزینه حمل ونقل ضمن حفظ کیفیت خوراک به نصف تقلیل خواهد یافت باید متذکر شد که خوراک پلت نشده در زمان حمل و نقل ویا در هنگام بارگیری و تخلیه در صدی از مواد غذایی با ارزش خود را به صورت ایجاد غبار از دست خواهد داد این مواد جز ترکیبات گران قیمت و با اهمیت درجیره غذایی بوده شامل انواع پیش مخلوط نظیر ویتامین ها، املاح ، اسیدهای آمینه و داروها می باشند این مواد به راحتی از خوراک جدا شده از کیفیت دان کاسته خواهد شد همچنین در روش پلت طی حمل و نقل ، ذرات بزرگتر از کوچکتر جدا نشده کیفیت مناسب خوراک حفظ خواهد گردید .
تاثیر بافت خوراک بر سیستم ایمنی و بیماری ها
طی آزمایش های مختلف ثابت شده است که تغذیه جوجه ها در چند روز اول زندگی با جیره هایی که دارای ذرات درشت بوده است از آلودگی زرده جلوگیری کرده به جذب زرده کمک موثری می نماید همچنین به دلیل دریافت کامل مواد مغذی توسط پرنده سیستم ایمنی توسعه مناسبی می یابد و مقاومت نسبت به بیماری ها وسایر عوامل منفی محیطی بالا می رود به علاوه ،مصرف غذای آردی به علت ایجاد گرد و غبار درهنگام تغذیه جوجه ها به دستگاه تنفسی آنها آسیب رسانده آنها را مستعد ابتلا به بیماری هایی نشزی CRD می کند که با مصرف پلت این عوامل منفی به میزان زیادی کاهش می یابد .با مخلوط کردن دان کرامبل و پلت و استفاده از پلت های کوچک تر و رعایت برخی مسایل مدیریتی ، سندرم آسیت ، مرگ ناگهانی و کانی بالیسم که مصرف پلت گاهی به عنوان عامل مستعد کننده در بروز انها ذکر میگردد قابل کنترل می باشند همچنین مصرف پلت باعث افزایش رطوبت بستر نمی گردد زیرا علی رغم بالا رفتن آب مصرفی به دلیل وجود مواد پیوند دهنده در پلت ازجمله بنتونیت سدیم که خاصیت جذب آب دارد آب اضافی جذب شده و مشکل رطوبت بستر از بین می رود .

تاثیر بافت خوراک بر دستگاه گوارش
همان طور که قبلا ذکر شداندازه ذرات خوراک بر توان تولیدی پرنده موثر بوده این تاثیر بر روی قسمت های مختلف دستگاه گوارش اعمال می گردد درتحقیقات مختلف مشخص گردیده است که پلت ، وزن سنگدان و حجم آن را کاهش داده اما تاثیری بر pH دستگاه گوارش ندارد در جوجه های تغذیه شده با جیره آردی سنگدان وزن بیشتری داشته و دوازدهه سبک تر می شود همچنین pH محتوای روده کاهش یافته جمعیت میکروبی سکوم درجوجه های تغذیه شده با جیره آردی نسبت به جیره پلت کمتر می باشد کاهش وزن لوزالمعده و به تبع آن کم شدن فعالیت تریپسین و آمیلاز روده در جوجه های تغذیه شده با جیره اردی دیده می شود.

 برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

اكبر اسديان اصفهاني1 ،  شهاب الدين مشرف1 ،  حيدرعلي گلمحمدي2 ،  محسن راستي 1 ، 
 احمدرضا رنجبري 1 ، مهوش كوهي حبيبي 2

اعضاء هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان 2 – كارشناسان  مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي اصفهان

چكيده

كنجاله كلزاي داخلي در يك دوره 120 روزه در تغذيه گوساله هاي پرواري هلشتاين مورد استفاده قرار  گرفت. تعداد 16  رأس گوساله نر نژاد هلشتاين يكساله با  ميانگين  وزن اوليه  97/37 ± 69/267 كيلوگرم در قالب  طرح آماري كاملأ تصادفي ، با استفاده از 4 جيره و 4 تكرار بررسی شدند.  جيره ها  با ميزان پروتئين ، انرژي و نسبت يكسان كنسانتره به علوفه به صورت خوراك كاملأ مخلوط مورد تغذيه  قرار گرفتند. كنجاله كلزای مصرفي که حاوي 51/5 ميكرومول گلوكوزينولات و 8/37 درصد پروتئين خام بود به ميزان  0 ،  5 ، 10 و 15 درصد ماده خشک جیره ها (به ترتيب جيره هاي 1 تا 4) استفاده شد. مصرف خوراك ، وزن كشي و خونگيري به منظور تعيين   T3   و T4  از دام هاي آزمايشي انجام گرفت. نتايج آزمايش براي تيمارهاي 1 تا 4 بطور متوسط مقادير 0/1300، 0/1329، 3/1231 و 8/1311 گرم را براي اضافه وزن روزانه، مقادير 09/7 ، 06/ 7، 42/7 و 10/7  را براي ضريب تبديل خوراك نشان داد (P > 0.05  )  . در آخر دوره تغييرات هورموني در سرم خون به ترتيب براي    T3 برابر 25/148،  50/140،  00/ 153  و  00/142 نانوگرم/100 ميلي ليتر  و  براي T 4 مقادير 00/8 ،  90/6  ، 98/6 و  75/5  مايكروگرم/100 ميلي متر را نشان داد. نتايج نشان داد که كنجاله كلزاي داخلي به ميزان 15 درصد ماده خشك جيره گوساله هاي پرواري قابل استفاده  مي باشد.

كليد واژه:  كنجاله كلزا، گوساله، پروار، رشد روزانه، ضريب تبديل ، هلشتاين

 

مقدمه

دو دهه گذشته آزمايش هاي بهنژادي و به زراعي متعددي در مؤسسات تحقيقاتي ايران انجام و ارقام كلزاي اصلاح شده به كشاورزان معرفي و به سرعت سطح زير كشت آن در ايران در حال افزايش است. با ارقام اصلاح شده دانه كلزا و توليد ارقام  (00)  ، ميزان گلوكزاينولات آن به ميزان حدود يك هشتم تا يك دهم ارقام قديمي كاهش يافته و امكان مصرف بيشتر كنجاله كلزا در تغذيه دام فراهم شده است (2 و 3 و 11 ).     ايوارسون و همكاران (1973) خصوصيات گواترزاي كلزاي اصلاح نشده را در گوساله هاي نر نشان دادند . پاگواي و همكاران (2003) گزارش كردند كه در كوتاه مدت مي توان مقدار 20 تا 34 درصد از كنجاله كلزاي حاوي گلوكزينولات كم  (14/ 3  مول در هر گرم)  را در تغذيه گوساله هاي نر استفاده نمود ، با اینحال مصرف كنجاله حاوي 94 / 20 مول گلوكوزينولات ،  سطح T4  و رشد روزانه را به طور معني داري كاهش مي دهد . مصرف كنجاله هاي حاصل از ارقام اصلاح شده ، نتايج مطلوبي را براي كاربرد در دام هاي پرواري و شيري نشان داده است (16) . مصرف كنجاله كلزا (كانولا) به ميزان 1/18 درصد كنسانتره استارتر،  رشد روزانه قابل قياسي با كنجاله سويا،  در 16 هفته اول زندگي گوساله هاي شيري (750 گرم) و 8 هفته پس از مرحله از شيرگيري (890 گرم) نشان داد.  استفاده از كنجاله كلزا به ميزان 8 تا 3/8 درصد كل ماده خشك مصرفي جيره گوساله هاي از شير گرفته و  1/10 تا  7/10 درصد ماده خشك جيره گوساله هاي يكساله   نتايج خوبي را در ميزان رشد آنها نشان داد. استفاده از كنجاله كلزا به مقدار 10 درصد خوراك گوساله هاي 4 ماهه عملكرد موفقي را نشان داد. همچنين كنجاله كلزا (كانولا) به ميزان 8  تا 18 درصد كنسانتره استارتر،  رشد روزانه قابل قياسي با كنجاله سويا نشان داد(5، 6، 7، 9). درجيره گوساله هاي نر پرواري ،كنجاله كلزاي حاوي گلوكزاينوليت كم تا ميزان 34 درصد استفاده و كاهشي در رشد آنها مشاهده نشد (6) .  مصرف كنجاله كلزا به ميزان 7 درصد كل جيره گوساله هاي هلشتاين، ميزان درصد گوشت لاشه آنها را افزايش و مصرف آن به میزان 850 گرم در روز موجب افزايش وزن روزانه اي برابر 1465 گرم (در برابر 1414 گرم) در گوساله هاي پرواري نژاد سيمنتال شد (14 و 15)  . گزارش ها نشان مي دهد كه مي توان كنجاله هاي جديد كلزا را تا ميزان 25 درصد كنسانتره گوساله هاي پرواري استفاده نمود و تغذيه این كنجاله در قياس با كنجاله سويا نتايج يكساني را پروار گوساله ها نشان داد ( 16 و 17).

كنجاله كلزا در جيره گوساله هاي پرواري در مقايسه با نخود و لوبياي اسبي درصد لاشه بيشتري را نشان داده و مصرف آن در جيره گوساله هاي پرواري در مقايسه با اوره و گلوتن ذرت بيشترين مصرف ماده خشك را نشان داد   (10 و 19). همچنين در جيره بره هاي نر پرواري ، كنجاله كلزا در مقايسه با كنجاله سويا و لوبياي مصري رشد روزانه بيشتري را نشان داد (18). قابل توجه است که در مراحل روغن كشي دانه كلزا نسبت به دما و حرارت بسيار حساس بوده و برای توليد كنجاله مطلوب نیاز به دقت دارد (5 ، 9 ، 15 و 16). در این پژوهش مصرف سطوح مختلف کنجاله کلزای تولید داخل کشور بر عملکرد  گوساله های نر در مرحله پایانی مورد بررسی قرار گرفت.

مواد و روش ها

تعداد 16 رأس گوساله نر يكساله نژاد هلشتاين با ميانگين وزن اوليه 97/37 ± 69/267 كيلوگرم در قالب طرح آماري كاملآ تصادفي، با استفاده از 4 جيره آزمايشي و 4 تكرار در باكس هاي انفرادي به مدت 120 روز پروار گرديدند.  تراكم مواد مغذي جيره هاي آزمايشي بر مبناي جداول استاندارد(13 و 14) تنظيم و مدت 2 هفته عادت پذيري براي مصرف جيره هاي آزمايشي منظور گرديد . در طول آزمايش كليه دام ها با جيره كاملا مخلوط در 3 نوبت تا حد اشتها تغذيه شدند. جيره ها بر اساس ماده خشك شامل 60 در صد كنستانتره و 40  در صد علوفه بودند . . قبل از شروع آزمايش كليه خوراک ها از نظر ميزان ماده خشك ، پروتئين خام ، فيبر خام، چربي خام‌، خاكستر ، ديواره سلولي ، ديواره سلولي بدون همي سلولز ، كلسيم و فسفر آنالیز گرديدند ( 4 ). خوراك ها شامل ذرت سيلو شده ، يونجه خشك ، جو، ذرت ، سبوس گندم ، كنجاله كلزا، كنجاله پنبه دانه ، كربنات كلسيم ،  نمك ، اوره ، گوگرد‏ ، مكمل معدني - ويتامينه بود.  همچنين دو نمونه ازكنجاله كلزاي مصرفي براي اندازه گيري ميزان گلوكزاينولات به موسسه بذر و نهال ارسال شد. كنجاله كلزا بر اساس ماده خشك به ميزان 0 ،  5 ، 10 و 15 درصد كل جيره دام ها مورد استفاده قرار گرفت (جيره هاي 1 تا 4) . خوراك مصرفي بطور روزانه توزين شد و رشد روزانه گوساله ها از طريق وزن كشي انفرادي و بطور ماهيانه پس از 14 تا 16 ساعت قطع كامل آب و خوراك اندازه گيري شد. همچنين  از كليه گوساله ها از ناحيه رگ گردن به فاصله 40 روز  برای جهت تعيين ميزان و تغييرات   T 3 و T 4  نمونه خون تهيه و به آزمايشگاه (انساني) ارسال گرديد . نمونه گيري از مدفوع گوساله ها و خوراك هاي مصرفي (از هر جيره 4 تكرار)  براي محاسبه انرژي قابل هضم و انرژي قابل متابوليسم جيره مورد انجام شد. نمونه هاي خوراك از نظر ماده خشك ، انرژي خام ، پروتئين خام ، چربي خام ، ديواره سلولي ، خاكستر خام ، كلسيم و فسفر مورد آزمايش شدند.  ميزان متوسط انرژي قابل متابوليسم خام مصرفي كليه جيره ها به ترتیب 61/2 مگا كالري (در كيلو گرم ماده خشك) و 33/14  درصد پروتئين خام بود. آناليز واريانس داده ها و مقايسه ميانگين ها به روش دانكن با استفاده از نرم افزار آماري SAS انجام شد. مدل آماري مورد استفاده در طرح به صورت Yijk =  µ  +   ti   + ß (Xij  -   X00)   +   eijk بود: كه Yijk  =  مقدار هريك از مشاهدات ، µ   =  ميانگين جامعه، ti       =  اثر  تيمار، ß (Xij  -   X00)      =  اثر كواريانس  (وزن اوليه) ، eijk  =  خطاي آزمايش بود.

نتايج  و بحث

نتايج  جدول (1) نشان مي دهد كه مصرف كنجاله كلزا به ميزان 15  درصد ماده خشك مصرفي گوساله ها  (25 درصد تركيب كنسانتره) تغيير معني داري را بر روي عملكرد رشد ،  مصرف ماده خشك و ضريب تبديل غذايي به همراه نداشته است. بنابراين ، كنجاله كلزاي توليدي حاصل از ارقام اصلاح شده در ايران كه داراي مقدار ناچیزی گلوكوزينولات هستند ، خوراك مناسبي براي مصرف و یا جايگزيني كنجاله پنبه دانه و حتي كنجاله سويا مي باشد. نتايج بدست آمده با ساير گزارشات حاصل از مصرف كنجاله كلزا با گلوكوزينولات كم تطابق دارد (3،  14 و 15). بطوركلي كنجاله كلزاي حاوي كمتر از ميزان 10  مول گلوكوزينولات را مي توان تا 25 درصد كنسانتره گوساله هاي پرواري مورد استفاده قرار داد (10، 14) . چنانچه تغييرات هورمون تيروئيد در جداول  2 و 3  نشان مي دهد ، تغييرات هورمون هاي تيروئيدي (T3  و   T4)  معني دار نبود و كنجاله كلزاي مصرفي به دليل داراي بودن ميزان ناچيز گلوكوزينولات  ( 51/5 ميكرومول/گرم )  تاثيري بر جذب يد و غلظت هورمون هاي تيروئيدي نداشت. با اينحال ، روند غلظت  T3  و  T4  به سمت كمتر شدن بود و در دومين خونگيري از نظر مقايسه ميانگين ها تفاوت معني دار را نشان دادند (P < 0.05  ) ، بويژه  مقايسه جيره  شاهد و جيره 4 .

جدول 1 )  ميانگين و انحراف معيار مربوط به عملكرد دام هاي آزمايشي

 

صفت

جيره 1

جيره 2

جيره 3

جيره 4

رشد روزانه (گرم)

ماده خشك  مصرفي(کيلوگرم)

ضريب تبديل غذايي

وزن اوليه(كيلوگرم)

80/190± 0/1300

60/0±  12/9

76/0  ± 09/7

41/48 ± 75/269

56/ 139± 0/1329

71/0 ± 31/9

89/ 0 ± 06/7

27/41 ± 38/267

08/98 ± 3/1231

71/0 ± 08/9

96/0 ± 42/7

84/36 ±2/269

53/78 ± 8/1311

65/0±  18/9

65/0± 10/7

20/42±  50/264

 

همچنين مقادير بدست آمده از آزمايشات نشان مي دهد كه ميزان T3  و  T4   بيشتر از غلظت هاي بحراني تعريف شده است . غلظت هاي تعريف شده براي T3  و  T4  به ترتيب  برابر 160 –130 نانوگرم/ دسي ليتر و 4– 2  ميكروگرم/دسي ليتر سرم است (20). بنظر مي رسد كه به علت انجام مراحل اجرايي آزمايش در فصل سرما و سردی هوا غلظت T4    افزایش نشان داده است (20).  ساير گزارش ها نيز ايجاد تغييرات معني دار در  T4 را در هنگام مصرف كنجاله كلزاي حاوي ميزان گلوكوزينولات زياد  نشان  داده که در مورد نوع اصلاح شده با  گلوكوزينولات کم  گزارش نشده است (6 ، 8 ، 14).

می توان نتیجه گیری کرد که براحتی می توان در جیره گوساله های نر پرواری میزان  15 درصد ماده خشک مصرفی آنها از کنجاله کلزای تولید داخل کشور استفاده نمود.

 

جدول 2)  ميانگين و انحراف معيار غلظت  T3    در سرم خون دام هاي آزمايشي ) (n g / dl

 

جيره

مرحله اول

مرحله دوم

مرحله سوم

1

2

3

4

03/39  ± 50/161

96/23±   25/131

07 /15±    50/139

39/17 ±   50/131

a 30/21 ± 50/171

ab  13/30±50/140

a 05/19±  50/158

b  45/16± 00/119

50/16 ± 25/148

38/21 ±  50/140

25/24±   00/153

54/9±    50/142

 

n.s.

*

n.s.

 

جدول 3 )  ميانگين و انحراف معيار  غلظت T4 در سرم خون دام هاي آزمايشي ) (µ g / dl

 

جيره

مرحله اول

مرحله دوم

مرحله سوم

1

2

3

4

39 /2 ±  05/7

08/1±    75/5

91/0±    80/5

53/0±   43/5

a  15/2 ± 95/7

b  82/0 ± 85/5

ab  94/0±   35/6

b  53/0±   15/5

14/2  ± 00/8

02/1 ± 90/6

28/1±   98/6

21/0 ±  75/5

 

n.s.

*

n.s.

 

منابع

  1. شريعتي. ش. و قاضي شهني زاده. پ. 1379. كلزا. نشريه شماره 16/79 . وزارت جهاد كشاورزي.اداره كل آمار و اطلاعات در امور كشاورزي.
  2. جمشيدي ، م. 1382. توسعه كشت دانه هاي روغني در گروي عزم ملي است. ماهنامه صنعت روغن نباتي ،  شماره 8.

3.      Ahlin, K.A., Emmunuelson, M. and Wiktorson, H. 1994. Rapeseed products from double-lowcultivarsas feed for dairy cows. Acta Vet. Scand. 35: 37-53.

4.      Association of official Agricultural Chemists. 1990. Official methods of analysis. 12th ed.A.O.A.C.  Washington, DC.

5.      Bell, J.M. 1993. Factors affecting the nutritional value of canola meal: A review.
Can. J. Anim. Sci. 73: 679-697.

6.      Brunschwig, P. Bureau, J., Cadot, M., and Colin, G. 1994. Use of rapeseed meal low in glucosinolates for dairy cows and young bulls. 1eres rencontres autour des recherches surlesruminants, Paris, 1-2decembre, 237-240.

7.      Claypool, D.W., C.H. Hoffman, J.E. Oldfield, and H.P. Adams. 1985. Canola meal,
cottonseed, and soybean meals as supplements for calves. J. Dairy Sci. 68: 67-70.

8.      Jurgens, M.H. 1984. Animal Feeding and Nutrition. Kendal/Hunt Publishing Co. New York.

9.      Iwarsson, K. , L. Ekman, B. R. Everitt, H. Figueiras and P.O. Nilsson. 1973. The effect of feeding rapeseed meal on thyroid function and morphology in growing  bulls. Acta Vet. Scan. 14: 1.

10.  Krokhina, V.A., Kalinin, V.V., and Ilyukhina. L.A. 1989. Rapeseed processing products in feeding of farmanimals. Vestnik-Sel`skokhozyaistvennoi-Nauki-Moskva.No.7:111-115. USSR.

11.  Mathison, G.W. and Engstrom, D.F. 1995. Chromium and protein supplements for growing-finishing beef steers fed barley-based diets. Can. J. Anim. Sci. 75: 549-558.

12.  McDonald, P., and Edwards, R.A., and Morgan, C.A. 1995. Animal Nutrition. Fifth  edition, Longman, London.

13.  National Research Council. 1996. Nutrient Requirements of Beef Cattle. ( 7th Revised Ed.).National  Academy Press. Washington, D.C.

14.  National Research Council. 2001. Nutrient Requirements of Dairy Cattle. ( 7th Revised Ed.).National Academy Press. Washington, D.C.

15.  Paquay, R., S.N.M. Mandiki, J.L. Bister, G. Derycke, J.P. Wathelet, N.Mabon and M. Marlier. 2003.  Optimization of rapeseed meal use for fattening bulls.  Available in www.regional.org.au/au/gcirc/1/255.htm

16.  Plonka, S. Kiec, W., Korelesski, J., and Piorkowski, J. 1985. Extracted rapeseed meal in
 pig, poultry, cattle and sheep feeding. Biuletyn-Informacyjny-Instytut-
Zootechniki,…23:1/2. 31-45. USSR.

17.  Schwarz, F.J. and Kirchgessner, M. 1989. Feeding grains of varios legumes (field bean, pea and lupin)  and low and double low rapeseed meal to fattening bulls. 1. Substitution of  soybean meal. Zuchtungskunde, 61: 71-82.

18.  Sorokin, V.M., Vostrova, L.N. and Vaganova, V.A. 1987. Effect of adding fat to the dieton carbohydrate and lipid metabolism in young fattening bulls. Byulleten-Vsesoyuznogo- Nauchno-issledovatel`skogo-Intituta…, No. 1/85, 16-18.

19.  Standford, K. McAllister, T.A. and Cheng, K.J. 1996. Comparison of sweet white lupin seed, canola meal and soybean meal as protein supplements for lambs. Can. J. Anim. Sci. 76: 215-219.

20.  Underwood, E.J. and N.F. Suttle. 1999. The Mineral Nutrition of Livestock, 3rd edition. CABI     Publishing,   London.

 

Effects of different levels of Canola meal in ration of fattening  Holstein young calves

Abstarct :

Canola meal is of valuable feedstuffs which its production is increasing with invreasing  Canola culture. The feed was studied in nutrition of fattening beef for a period of 120 days.  Sixteen yearling growing male calves of Holstein,  weighing 267.69 ± 37. 97 kg. were used in a completely randomized design with 4 treatments ( diets ) and 4 replications. All the diets were fed three times a day as total mixed ration (TMR) including a ration of 60: 40 concentrate and forage. In the study,  canola meal was fed at four levels of zero,  5 ,  10  and  15  percent in the concentrate portion as treatments 1 to 4, respectively. Feed intake were weighed daily and bulls were weighed individually and monthly. Blood sampling was taken every 40 days for determination of T3 and T4 ,  well. By average, the diets contained  2.61 Mcal/kg of metabolizable energy and 14.33 percent of crude protein, in all groups. The result showed daily weight gains of 1300, 1329, 1231.3  and 1311.8 g. ,  dry matter intake of  9.12, 9.31, 9.08 and 9.18  kg. , feed conversion rate of  7.09, 7.06, 7.42 and 7.10 for treatments 1 - 4,  respectively.  Value of  148.25, 140.50, 153.00 and  142.00 ng/dl  determined for  T3 and were 8.00, 6.90, 6.98 and 5.75  µ g / dl determined, for  T4, respectively. It can be concluded that feeding Canola meal producted in the country ,  with low glucosinolates, is easily possible to use 15 percent of dry matter or 25 percent of  concentration of fattening young calves.

Key words: canola meal ,   fattening, cattle, daily gain, feed conversion,  Holstein

 

برگرفته از وبلاگ گروه علوم دامی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مسعود عليخاني، حميد بني‌اسد و غلامرضا قرباني1

1- بترتیب استادیار،دانشجو واستاد گروه علوم دامی دانشگاه صنعتی اصفهان

 

چکيده

به منظور بررسی تأثير دو نوع مخمر( مخمر خشك فعال بايوساف و مخمر غيرفعال تپاكس ) بر عملکرد گاوهای شيرده در زمان تغذيه کافی و محدود, تعداد 10 رأس گاو هلشتاين در قالب طرح مربع لاتين 5×5 با تکرار مربع طی دوره‌های آزمايشی 20 روزه مورد استفاده قرار گرفتند. تيمارهاي آزمايشي عبارت بودند از1) جيره شاهد( جيره کاملاً مخلوط شامل کنسانتره و علوفه به نسبت 5/56 به 5/43 درصد ) 2) جيره شاهد به اضافه 8 گرم مخمر تپاکس 3) جيره شاهد به اضافه 5 گرم مخمر بايوساف  4) 4% کاهش خوراک مصرفی روزانه به اضافه 5/7 گرم مخمر بايوساف 5) 8% کاهش خوراک مصرفی روزانه به اضافه 5/7 گرم مخمر بايوساف. افزودن مخمر بايوساف به جيره باعث افزايش معنی‌دار مصرف خوراک روزانه, قابليت هضم ظاهری پروتئين خام, قابليت هضم ظاهری ماده خشک  و pH شکمبه شد. مصرف مخمر تپاکس موجب افزايش معنی‌دار مصرف خوراک روزانه, قابليت هضم ظاهری پروتئين خام  و pH شکمبه  شد. ساير صفات اندازه‌گيری شده تحت تأثير معنی‌دار مصرف مخمر در تيمارهای 2 و 3 نسبت به تيمار شاهد قرار نگرفت. با وجود معني‌دار بودن ميزان کاهش خوراک مصرفی در تيمار 4, توليد شير روزانه, شير تصحيح شده براساس 4% چربی, مقدار روزانه چربی شير, مقدار روزانه لاکتوز شير و ميزان روزانه پروتئين شير در اين تيمار با تيمار شاهد تفاوت معني‌داری را نشان نداد ولی قابليت هضم ظاهری پروتئين خام و pH شکمبه در اين تيمار به طور معنی‌داری نسبت به تيمار شاهد بالاتر بود. کاهش خوراک مصرفی به ميزان 8% , باعث کاهش معنی‌دار توليد شير, شير تصحيح شده برای 4% چربی و توليد چربی شير روزانه شد ولی قابليت هضم پروتئين خام جيره, pH شکمبه و قابليت هضم ديواره سلولی فاقد همی‌سلولز در اين تيمار نسبت به تيمار شاهد به طور معنی‌داری افزايش يافت.

واژه‌هاي كليدي: مخمر خشك فعال، كشت مخمر، جيرة محدود، ساكارومايسس سرويسيه، گاوهاي شيرده.

 

مقدمه

پروبيوتيك‌ها را مي‌توان يكي از دستاوردهاي مثبت محققين دانست، كه با توجه به سوابق تاريخي و با الهام از شرايط طبيعي ميكروارگانيسم‌ها در دستگاه گوارش و تعادل موجود در طبيعت تهيه شده و به عنوان جايگزين پادزيست‌ها و مواد محرك رشد در غذاي دام و طيور به صنعت عرضه گرديده‌اند(1).  از انواع پروبيوتيك‌هايي كه استفاده از آن در طول چند دهة اخير رو به رشد بوده، افزودني‌هاي حاوي مخمر مي‌باشند. گزارش شده است كه استفاده از محصولات مخمر در زمان تنشهاي محيطي و تغذيه‌اي اثرات سودمندي بر عملكرد گاوهاي شيري داشته است(1). يكي از شرايط تنش در زمان بالانس منفي انرژي به خصوص در اوايل دوره شيردهي مي‌باشد. اهداف انجام اين تحقيق عبارت بودند از: 1- بررسي اثرات استفاده از دو نوع مخمر بر پارامترهاي مربوط به عملكرد، قابليت هضم مواد مغذي  در گاوهاي شيرده، 2- مقايسه دو محصول حاوي مخمر موجود در ايران و 3- بررسي تأثير مخمر بر عملكرد گاوهاي شيرده در زمان تغذية محدود.

مواد و روشها

براي انجام اين آزمايش از 10 راس گاو نژاد هلشتاينِ چند شکمزا استفاده شد. ميانگين توليد شير گاوها 5/2±30 کيلوگرم در روز بود و گاوهاي مورد استفاده در اواسط دورة شير‌دهي(20±120 روز پس از زايش) قرار داشتند. در جيرة آزمايشي از يونجة خشک و سيلوي ذرت به عنوان بخش علوفه‌اي جيره؛ از ذرت، جو، کنجالة سويا، سبوس گندم و کنجالة تخم‌پنبه، به عنوان اجزاي کنسانتره و از بي‌کربنات سديم، نمک طعام، کربنات‌کلسيم و مکمل معدني و ويتاميني به عنوان افزدني استفاده شد. تيمارهاي آزمايشي عبارت بودند از1) جيره شاهد( جيره کاملاً مخلوط شامل کنسانتره و علوفه به نسبت 5/56 به 5/43 درصد ) 2) جيره شاهد به اضافه 8 گرم مخمر تپاکس 3) جيره شاهد به اضافه 5 گرم مخمر بايوساف  4) 4% کاهش خوراک مصرفی روزانه به اضافه 5/7 گرم مخمر بايوساف 5) 8% کاهش خوراک مصرفی روزانه به اضافه 5/7 گرم مخمر بايوساف. براي تيمارهاي 4 و 5، ابتدا ميزان مصرف خوراک در 15 روز عادت‌دهي محاسبه و ميزان 4% و 8% از مقدار خوراکِ مصرفي کسر گرديد و در 5 روز نمونه‌گيري ميزان خوراک محدود شد. مخمرهای مورد استفاده در اين تحقيق عبارت بودند ازالف- مخمر زنده و فعال بايوساف: اين مخمر شامل سلول‌هاي قابل احياء ساكارومايسس سرويسيه سوية S.c.47 بوده، كه غلظت مخمر در هر گرم از آن 109× 8 واحد كلوني  است ب- مخمر غيرفعال تپاكس: اين مخمر يك پروبيوتيك خالص است كه متشكل از سلول‌هاي مخمر گونة اليپسوئيدوسِ غيرفعال شده و از گروه ساكارومايسس سرويسيه است. داده‌هاي آزمايش با نرم افزار SAS‌ (3) تجزية آماري شدند و از آزمون دانكن براي مقايسه ميانگين ها استفاده شد.

نتايج و بحث

جدول1  به طور خلاصه نتايج اين تحقيق و اثرات انواع مخمر را بر صفات توليدي و قابليت هضم اجزاي خوراك و pH شكمبه نشان مي‌دهد. ميانگين ماده خشك مصرفي پنج تيمار از لحاظ آماري با هم اختلاف معني‌داري را نشان داد(05/0P < ). تيمار دوم بالاترين مقدار ماده خشك مصرفي(87/19 كيلوگرم) و تيمار پنجم كمترين مقدار(39/17 كيلوگرم) ماده خشك مصرفي را داشت، كه از لحاظ آماري با هم اختلاف معني‌داري داشتند(001/0P < ). مخمرهاي تپاكس و بايوساف ماده خشك مصرفي را به ترتيب 92/3% و 71/3% نسبت به تيمار شاهد افزايش دادند. اختلاف بين ميانگين توليد شير تيمارها از لحاظ آماري معني‌دار بود
(001/0 P <). بيشترين مقدار عددي توليد شير متعلق به تيمار سوم(76/20 كيلوگرم) وكمترين مقدار مربوط به تيمار پنجم(97/16 كيلوگرم) بود. همچنین بين تيمار 5 و شاهد اختلاف معني‌داري از لحاظ ميزان توليد شير وجود داشت. از نظر ميانگين توليد شير تصحيح شده بر اساس 4% چربي بين تيمارها اختلاف معني‌داري وجود داشت(05/0 P <). بيشترين مقدار توليد شير تصحيح شده بر اساس 4% چربي مربوط به تيمار سوم(57/22 كيلوگرم) و كمترين مقدار متعلق به تيمار پنجم(37/18 كيلوگرم) بود كه از لحاظ آماري با هم تفاوت معني‌داري داشتند(01/0P < ) با وجود اعمال کاهش معنی‌دار ميزان خوراک مصرفی در تيمار چهارم, ميزان توليد شير روزانه و شير تصحيح شده تفاوت معنی داری با تيمار شاهد نشان نداد. در حاليکه 8% کاهش مصرف خوراک موجب کاهش معنی‌دار توليد شير روزانه و شير تصحيح شده گرديده است. محققان عنوان كرده‌اند كه انرژي دريافتي حاصل از افزايش مصرف خوراك و افزايش قابليت هضم اجزاء خوراك باعث افزايش توليد شير در گاوهاي شيرده مي‌گردد(5). در اين مطالعه با توجه به افزايش مصرف خوراك و نيز بهبود قابليت هضم ظاهري اجزاء خوراك در تيمارهای مصرف کننده مخمر, افزايش توليد شير روزانه و شير تصحيح شده بر اساس 4% چربي قابل توجيه مي‌باشد. ميانگين مقدار توليد روزانه چربي شير تيمارها با هم تفاوت معني‌داري را نشان داد(05/0P < ). بدين ترتيب كه بالاترين مقدار عددي توليد روزانه چربي شير مربوط به تيمار سوم(95/0 كيلوگرم) و كمترين مقدار متعلق به تيمار پنجم(77/0 كيلوگرم) بود. با وجود کاهش مصرف در تيمارهای چهارم و پنجم, ميانگين توليد روزانه چربی شير در اين تيمارها تفاوت معنی‌داری را با تيمار شاهد نشان نداد. ميانگين ميزان توليد روزانه پروتئين شير بين تيمارها به طور معني‌داري با هم تفاوت داشت (05/0 P <). تيمار سوم بالاترين مقدار(70/0 كيلوگرم) و تيمار پنجم كمترين مقدار(57/0 كيلوگرم) توليد روزانه پروتئين شير را داشتند. تفاوت معنی‌داری بين تيمار 4 و تيمار شاهد از لحاظ ميزان توليد روزانه پروتئين شير مشاهده نشد. توليد روزانه لاكتوز شير بين تيمارهای آزمايشی با هم تفاوت معني‌داري داشت(05/0P < ). به اين ترتيب كه تيمار سوم بالاترين(08/1 كيلوگرم) و تيمار پنجم كمترين(87/0 كيلوگرم) را داشتند در تيمارهاي چهارم و پنجم تفاوت معنی‌داری با تيمار شاهد از لحاظ ميزان توليد روزانه لاکتوز شير مشاهده نشد. اختلاف بين ميانگين قابليت هضم ظاهري ماده خشك تيمارها از لحاظ آماری معني‌دار بود (05/0 P <). تيمارهاي دريافت كننده مخمر فعال بايوساف قابليت هضم ظاهري ماده خشك بالاتري را نشان دادند. نشان داده شده است كه مخمر از طريق پايداري محيط شكمبه باعث افزايش قابليت هضم ماده خشك جيره مي‌گردد. قابليت هضم ظاهري پروتئين خام و ديواره سلولي در تيمارهاي دريافت‌كننده مخمر, افزايش یافت. بيشترين مقدار قابليت هضم ظاهري پروتئين خام مربوط به تيمار پنجم(50/75 درصد) و كمترين مقدار متعلق به تيمار اول(69/69 درصد) بود. تمام تيمارهاي مصرف‌كننده مخمر افزايش معني‌داری در قابليت هضم ظاهري پروتئين خام را نسبت به تيمار شاهد نشان دادند. ولت و همكاران افزايش معني‌داری را در درصد قابليت هضم ظاهري پروتئين خام, با مصرف مخمر در جيره گاوهاي شيرده بدست آوردند. در تمامي تيمارهاي مصرف‌كننده مخمر قابليت هضم فيبر جيره چه به صورت NDF و چه به صورت ADF نسبت به تيمار شاهد بهبود يافت اما اين افزايش معني‌دار نبود. محققان معتقدند افزودن مخمر به جيره گاوهاي شيرده باعث پايداري محيط شكمبه از لحاظ pH مي‌شود. در شرايط پايدارتر محيط شكمبه از لحاظ pH، تعداد و همچنين فعاليت باكتري‌هاي هضم‌كننده سلولز افزايش مي‌يابد و منتج به افزايش هضم فيبر مي‌شود(4). بررسي آماري نشان داد كه بين ميانگين pH شكمبه بين تيمارها تفاوت معني‌داري وجود داشت(05/0P < ). تمام تيمارهايي كه به جيره آنها مخمر افزوده شد افزايش معني‌داري در pH شكمبه نسبت به تيمار شاهد نشان دادند. بالاترين مقدار عددي pH شكمبه متعلق به تيمار پنجم(16/7) و كمترين ميزان مربوط به تيمار اول(99/6) بود.

 

جدول 3- مقايسه ميانگين تيمارها برای توليد شير و اجزای آن

 

صفت

تيمارهای آزمايشی

11

22

33

44

55

SE 6

P

 

توليد شير روزانه7 ( کيلوگرم )

ab38/19

a35/20

a76/20

bc15/18

c97/16

432/0

0001/0

توليد شير روزانه8 ( کيلوگرم )

ab70/20

ab44/21

a57/22

bc65/19

c37/18

516/0

0022/0

چربی شير ( درصد )

48/4

36/4

59/4

52/4

56/4

08/0

897/0

چربی شير ( کيلوگرم در روز )

ab86/0

ab89/0

a95/0

b83/0

b77/0

025/0

0338/0

پروتئين شير ( درصد )

36/3

33/3

34/3

35/3

37/3

04/0

98/0

پروتئين شير ( کيلوگرم در روز )

ab65/0

a68/0

a70/0

bc60/0

c57/0

017/0

0025/0

لاکتوز شير ( درصد )

03/5

09/5

18/5

11/5

12/5

081/0

98/0

لاکتوز شير ( کيلوگرم در روز )

abc98/0

ab04/1

a08/1

bc93/0

c87/0

0296/0

0192/0

مصرف ماده خشک روزانه
( کيلوگرم )

b12/19

a87/19

a83/19

c14/18

d39/17

146/0

0008/0

قابليت هضم ظاهری ماده خشک

( درصد )

b29/65

ab29/68

a26/70

ab30/69

ab86/69

55/0

047/0

قابليت هضم ظاهری ماده آلی
 ( درصد )

46/72

47/72

21/74

19/73

78/73

71/0

939/0

قابليت هضم ظاهری پروتئين خام

( درصد )

b69/69

a58/73

a74/74

a77/73

a50/75

531/0

0032/0

قابليت هضم ديواره سلولی (NDF)

( درصد )

38/57

42/58

93/59

11/58

61/58

364/0

403/0

قابليت هضم ديواره سلولی فاقد همی‌سلولز (ADF) ( درصد )

07/46

50/48

09/50

89/48

86/49

543/0

1209/0

pH شکمبه

c99/6

b07/7

ab11/7

a14/7

a16/7

0139/0

0002/0

1- شاهد( جيره کاملاً مخلوط شامل کنسانتره و علوفه به نسبت 5/56 به 5/43 درصد )، 2- تپاكس، 3- بايوساف، 4- 4% كاهش مصرف خوراك و مخمر بايوساف و 5- 8% كاهش مصرف خوراك و مخمر بايوساف. 6- خطاي استاندارد. 7- تصحيح نشده براي چربي. 8- تصحيح شده بر اساس 4% چربي

توضيح: براي هر صفت تيمارهايي كه فاقد حروف مشترك هستند با يكديگر تفاوت معني‌داري دارند ( در سطح احتمال 5% ).

منابع

1.   Auclair, E., 2000. Yeast as an example of mode of action of probiotics in monogastric and ruminant species, Lesaffre Developpement.

2.   Chademana, I. and Offer, N. W., 1990. The effect of dietary inclusion of yeast culture on digestion in the sheep, Anim. Prod., 50: 483-495.

3.   SAS User s Guide: Statistic, Version 6, Edition, 1987. Inst, Inc, CNC.

 

4.   Stoke, S. R., 1997. The historical position of yeast in dairy rations and field results of procreatin-7, http://stephenville.tamu.edu/~sstokes/safweb.htm.

5.   Williams, P. E. V., Tait, C. A. G., Innes, G. M. and Newbold, C. J., 1991. Effects of the inclusion of yeast culture (Saccharomyces cerevisiae plus growth medium) in the diet of dairy cows on milk yield and forage degradation and fermentation patterns in the rumen of steers, J. Anim. Sci., 69: 3016-3026.

 

 

Effects of inoculation of yeast (Saccharomyces cervisia) on performances and nutrient digestability

in dairy cows feed balnced or restricted diets

 

Abstract

A duplicated 5 × 5 Latin-square experiment (20-d periods) conducted to evaluate effects of two yeast culture on performance of lactating Holstein cows. Ten multiparous lactating Holstein cows 100 ± 20 d in milk were given a total mixed ration of 43.5:56.5 forage: concentrate ratio (DM basis). Treatments were 1) control (base diet), 2) base diet plus 8 gr/d of Thepax(yeast culture), 3) base diet plus 5 gr/d of Biosaf(active dry yeast) 4), 4% decrease in DMI and inclusion 7.5 gr/d of Biosaf and 5) 8% decrease in DMI and inclusion of 7.5 gr/d of Biosaf. Inclusion of Biosaf with base diet significantly increased DMI (19.83 vs 19.12 kg/d), CP apparent digestibility (74.74% vs 69.69%), DM apparent digestibility (70.26% vs 65.29%) and ruminal pH (7.11 vs 6.99). Inclusion of Thepax with base diet significantly increased DMI (19.87 vs 19.12 kg/d), CP apparent digestibility (73.58% vs 69.69%) and ruminal pH (7.07 vs 6.99). Other measured characteristics were not affected by yeast cultures in treatment 2 and 3. Although we reduced significant amount of DMI in treatment 4; no significant differences observed in milk yield, 4% fat corrected milk, milk fat yield, milk protein yield and milk lactose yield between this treatment and control group. In treatment 4 CP apparent digestibility and ruminal pH were significantly increased. 8% decrease in DMI (treatment 5) resulted in significant decrease milk yield, 4% fat corrected milk and milk fat yield. In treatment 5 CP apparent digestibility and ruminal pH were significantly increased.

Key words: Active dry yeast, Yeast culture, Restricted diet,Saccharomyces cerevisiae, Dairy cows

 برگرفته از : وبلاگ گروه علوم دامی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

در کشورهایی که دامداری ها به صورت پراکنده در مناطق روستایی و یا اطراف شهرها قرار گرفته و بخشی از مادۀ اولیه واحدهای فراوری را تهیه می کنند ، احداث مراکز جمع آوری شیر و فعالیت آنها جایگاه مهمی را در تولید شیر و فراورده های آن به خود اختصاص می دهد . در کشور ما تاریخ احداث مراکز جمع آوری شیر به اوایل 60 خورشیدی بر می گردد . در طی دو دهه تعداد این مراکز از 800 مورد تجاوز کرد و شیر جمع آوری شده نیز از مرز یک میلیون تن در سال گذشت .

 

اهدافی که برای ایجاد مراکز جمع آوری شیر مد نظر قرار گرفته ، عبارتند از :

1- ایجاد بازار دائمی و مطمئن برای دامداران، به خصوص دامداران خرده پا در محیط روستایی و اطراف روستاها به نحوی که با اطمینان به تولید شیر اشتغال یافته و از فروش محصول خود مطمئن باشند.

 2 - تأمین شیر مورد نیاز کارخانه های لبنی

3- کوتاه کردن دست واسطه ها از بازار شیر ، زیرا فعالیت این افراد نوسانات شدیدی در بازار ایجاد کرده و امکان برنامه ریزی تولید را از دامدار سلب می کند .

مشخصات كيفي شيرخام استاندارد براي تحويل به كارخانه بشرح زير است :
1-در داخل دامداري شرايطي فراهم گردد كه شير توليدي داراي رنگ ،‌بو،‌وطعم طبيعي باشد .توليدي كاملا‌تميز بوده وعاري از مواد خارجي باشد.
3- شير توليدي يخ نزده باشد ولي دماي آن حداكثر 5 ساعت پس از دوشش به 4 درجه رسيده باشد

 4-عاري از مواد خنثي كننده و ضد عفوني وآنتي بيوتيك ومواد بازدارنده رشد ميكروبي وآغوز باشد.
5-وزن مخصوص يا دانسيته شير درماي 15 درجه معادل 290/1 تا320/1 باشد .
6-نقطه انجماد شير در شرايطي طبيعي 540/ - 530/. درجه سانتيگراد باشد.
7-اسيدیته شير خام حداكثر 16 درجه دور نيك باشد.
8-چربي شير حداقل 2/3 درصد باشد.
9-ماده خشك بدون چربي حداقل 5/8 درصد نسبت وزني باشد.
10-پروتئين شيرخام حداقل 3 درصد باشد.
11-توتال كانت شيرخام يك ميليون باكتري باشد و سوماتيك سل كانت بيش از 400 هزار نباشد.
12-زمان تست ردوكتاز حداقل 2 ساعت باشد.
13-در مقابل الكل 68 درجه پايدار باشد.
براي رسيدن به مشخصات بالاراه طولاني را بايستي طي كرد . خوشبختانه قسمتي از اين راه در ايران بخصوص در استان آذربايجان غربي طي شده كه نمودارها وگزارش هاي شركت سهامي صنايع شيرايران مويد اين امر است . اما متاسفانه در ساير كارخانجات بعضا‌هنوز قدمهاي

اوليه را برنداشته اند و نياز به اعمال ضوابط قانوني بر حسب آئين نامه هاي اجرائي دامپزشكي است.

 

تعریف مراکز جمع آوری شیر

مراکز جمع آوری شیر مکان های ثابتی هستند که از امکانات خنک کردن شیر برخوردار بوده، شیر تولیدی دامداران را جمع آوری نموده و پس از سرد کردن به واحدهای فراوری تحویل می دهند . در برخی گزارشات به مراکز جمع آوری سیار اشاره شده است . در صورتی که وسایل سیار مجهز به سیستم سرد کردن، توزین و برخی آزمون ها باشند می توان آنها را مراکز سیار ایده آل تلقی نمود .

در کشورما فکر احداث مرکز جمع آوری شیر زمانی آغاز شد که کارخانه های شیر با ظرفیت بالا در شهرهای بزرگ احداث شد . به عبارت دیگر بازار خرید مصرف شیر از دامدار روستایی فاصله گرفت و حمل مقادیر اندک شیر از روستاهای دور به کارخانه های شیر مقرون به صرفه نبود . از طرف دیگر ، دامداران صنعتی موجود به آن اندازه شیر تولید نمی کردند که بتواند تمامی ظرفیت کارخانه های تازه احداث شده را تکمیل و تولید را اقتصادی نمایند . لذا به نظر می رسید که حلقه ای در زنجیرۀ تولید ، فراوری و توزیع شیر مفقود گردیده که همان جمع آوری شیر است. اهداف مراکز عبارتند از :

1 - توزین دقیق شیر تولید کندگان

2 - تحویل و دریافت شیر مطلوب به طوری که دخل و تصرفی در آن صورت نگرفته باشد .

3 - پرداخت بهای شیر شیر به طور منظم و تشویق تولید کنندگان به تولید شیر بهداشتی از طریق پرداخت جایزه

4      - حمل و نقل اقتصادی شیر به کارخانه ها

 

این مراکز در روستاها و نزدیک به محل دامداری های خرده پا احداث می گردد . مرکز جمع آوری شیر مکانی است بهداشتی از نظر کاشی کاری دیوارهاف موزاییک کف، سقف نقاشی شده ، سیستم جمع آوری فاضلاب ، لوله کشی اب بهداشتی ، آب گرم کن و... آماده شده و خط در یافت شیر در آن نصب می گردد . خط دریافت شامل :تشتک جهت تخلیه شیر دامدار ، قپان جهت توزین شیر دریافتی ، پمپ جهت انتفال شیر و شیر سردکن به تعداد و ظرفیت کافی می باشد .در جدارل این مخازن تبادل دما صورت گرفته و شیر پس از خنک شدن توسط تانکرهای مخصوص استیل با دیوارۀ عایق به کارخانه تحویل می گردد و قبل از دریافت شیر از دامدار چند آزمایش ساده بر روی شیر انجام می گیرد ات از سلامت ان اطمینان حاصل گردد و سپس نمونه ای از شیر جهت انجام آزمایشات تکمیلی به آزمایشگاه کارخانه ارسال می گردد .

انواع سیستم های جمع آوری شیر عبارتند از :

- مستقیم : در این سیستم شیر مستقیما " به کارخانه تحویل می شود .

- دو مرحله ای : در این سیستم شیر تولید کنندگان به مرکز تحویل می شود و از آنجا به کارخانه حمل می گردد .

- چند مرحله ای :در این سیستم شیر از مرکز جمع آوری به یک مرکز واسطه تحویل می شود و سپس به وسیلۀ تانکر به کارخانه حمل می گردد .

مراکز جمع آوری فعلی اکثرا " دارای سیستم سرد کردن و مخازن نگهداری شر بوده و دارای آزمایشگاه کوچکی می باشند که می توانند برخی آزمایشات تأیید کیفیت را در کنار اندازه گیری چربی شیر انجام دهد .این مراکز دارا ترازو و یک سیستم کوچک بایگانی نیز می باشند .

 عوامل مؤثر در رشد و تکثیر باکتری ها پس از دوشش

در سال های اخیر و به ویژه از سال 1378 به بعد موضوع بار میکروبی شیر خام به عنوان مهمترین شاخص کیفی شیر در نظر گرفته شده و جوایز قابل توجهی جهت تشویق تولیدکنندگان به کاهش بار میکروبی در نظر گرفته شده است . لذا لازم است دامداران و مدیران مراکز جمع آوری شیر پیوسته به دنبال شناسایی نقاط بحرانی و انجام اقدامات پیشگیرانه جهت کاهش بار میکروبی باشند . به وجود آمدن شرایط زیر ، رشد و تکثیر باکتری ها را سرعت بخشیده و دامدار را از جوایز بهداشتی محروم می کند . به همین دلیل توجه به موارد زیر برای برنامه ریزان ضروری است :

1- زمان نگهداری شیر در دامداری یا مرکز : چنانچه شیر دوشیده شده در محل دامداری و یا منزل روستاییان باقی بماند تا صبح روز بعد تحویل شود ، ایجاد آلودگی هر چه بیشتر در آن امری حتمی خواهد بود . این امر در مراکز جمع آوری مهم است چون شیر دامداران مختلف با هم مخلوط می شود و چنانچه دامداری شیر آلوده داشته باشد ، موجب آلودگی کل محموله خواهد شد .

2   -خنک کردن شیر به طور آهسته : این عمل موجب می شود که باکتری هایی که قبلا وارد شده اند امکان رشد و تکثیر بیابند . زیرا تا زمانی که دمای شیر به 4 درجه نرسیده باشد هنوز رشد و تکثیر باکتری ها ادامه دارد . درحالیکه ، اگر دمای شیر 4 درجه باشد ، رشد باکتری ها تقریبا " متوقف می شود . بنابراین باید شیر را بلافاصله پس از دوشش خنک کرده و اجازه نداد که در دمای محیط باقی بماند .

3  -  معطل نشدن شیر قبل از تحویل : حتی شیر خنک شده نیز باید سریع تر به مقصد حمل شده و معطل نشود زیرا این امر موجب بروز کهنگی ، رشد باکتری های سرمادوست و محرومیت از جوایز بهداشتی خواهد شد .

 

 

راهکارهای تحقق اهداف مراکز جمع آوری

 به طور کلی به منظور تحقق یافتن اهداف ایجاد مراکز جمع آوری توجه به 7 اصل زیر ضروری است :

1- آموزش : این اصل مهمترین اصل دستیابی به اهداف است . برنامۀ آموزشی افراد مانند دامداران صنعتی ، دامداران تحت پوشش مراکز ، مسوولین و خدمۀ مراکز جمع آوری شیر ، راننده ها و کارشناسان مربوطه در کارخانه ها را شامل می شود . آموزش را می توان به وسیلۀ کلاس های حضوری در محل روستا یا کارخانه ، انتشار بولتن ، خبرنامه ، فیلم ، انتشار مقاله در روزنامه ها ، و آموزش نفر به نفر به هنگام بازدید از دامداری انجام داد . مطالب اموزشی شامل : توجیه و تفسیر و توضیح استاندار شیر خام ، جوایز بهداشتی و تأثیر آن در محصولات لبنی ، رعایت موازین بهداشتی در هنگام شیردوشی ، نحوۀ شستشو در جای شیر سردکن ، شردوش و تانکر حمل شیر ، نحوۀ کار با با دستگاه های برودتی ، شیردوش ، و غیره

 

2 -  رعایت بهداشت در کلیۀ مراحل تولید و جمع آوری

•  جلوگیری از کپک زدگی علوفه در دامداری که در این حالت از ورود سموم حاصل از فعالیت کپک ها و قارچ ها که مهمترین آنها افلاتوکسین است به داخل شیر ممانعت به عمل می آید .

•  رعایت موازین بهداشتی هنگام شیردوشی شامل نضافت کف اصطبل ، شستشوی پستان با اب ولرم و خشک کردن آن قبل از شیردوشی ، دور ریختن قطرات اولیۀ دوشش ، استفاده صحیح از شیردوش

•  رعایت موازین بهداشتی هنگام شیردوشی از جمله شستشوی پستان با آب ولرم و خشک کرن آن قبل از شیر دوشی با حوله های مخصوص هر دام

•  تخلیۀ قطرات اولیه شیر پستان در ظرف دیگری که بعدا دور ریخته می شود زیرا قطرات اولیه حاوی تعداد زیادی باکتری است .

•  ضد عفونی کردن سر پستانک ها پس از دوشیدن هر راس گاو یا استفاده از محافظ سر پستانک ها

•      تغذیۀ دام در خارج از شیردوشی انجام گیرد

•  پس از شیردوشی به علت باز بودن سر پستانک ها نباید به گاو اجازه خوابیدن داده شود . زیرا در اثر تماس با کف اصطبل ، کود و فضولات سبب نفوذ عوامل عفونی به داخل مجرا و آلوده شدن مجرا و شیر و موجب ورم پستان می گردد .

•  شستشو در جای کامل دستگاه شیردوشی، شیر سرد کن ، ظروف و تانکر حمل شیر پس از هر بار استفاده با استفاده از مواد شویندۀ استاندارد

•      استفاده از لوله و پمپ های استیل در مراکز جمع آوری و اتاق شیردوشی

•  تحویل شیر در دو نوبت برای ممانعت از باقیماندن شیر در دامداری و ترشیدگی آن به خصوص در دامداری های سنتی که فاقد تجهیزات سرد کردن شیر می باشند

•  وجود یک چک لیست بهداشتی در مرکز جمع آوری و یا دامداری برای کارگری که مشغول به کار است می تواند اشتباهات یا فراموشی کاری را از بین ببرد .بدین منظور لازم است لیستی از کارهایی که باید انجام شود مثلا هنگام شیردوشی و یا هنگام دریافت شیرو ... تهیه و در محل دید کارگر قرار داده شود .

•  عدم استفاده از ظروف پلاستیکی برای دوشش و حمل و نقل شیر و استفاده از بیدن های آلومینیومی برای این منظور . حمل شیر از مراکز جمع آوری به کارخانه حتما " باید با تانکرهای استیل دو جداره انجام پذیرد.

•       شیر دام های بیمار و تحت درمان با آنتی بیوتیک نباید به کارخانه تحویل شود 

•  شستشوی تانکر یا بیدون ها در محل مراکز جمع آوری شیر و سپس تحویل آنها به دامدار

•      توجه به وضعیت بهداشتی آب مصرفی و استفاده از کلر

•      توجه به بهداشت و شستشوی ظروف و وسایل نومنه برداری از شیر

•  جلوگیری از ایجاد گرد و غبار ، تردد مگس و پرندگان در اتاق شیردوشی و آلودگی شیر با کود

 

3 - خنک کردن شیر بلافاصله پس از دوشش

- با آب

- شیر سرد کن

- سرد کنندۀ صفحه ای

4 - کم کردن فاصلۀ زمانی دوشش تا تحویل شیر

شیر دوشیده شده از پستان سالم تقریبا " عاری از باکتری است . اگر تا مدتی که شیر به کارخانه تحویل می گردد ، شیر سرد نگهداشته شده و در کوتاهترین زمان ممکن به کارخانه منتقل یابد در این صورت عوامل ضد باکتریایی طبیعی شیر از تکثیر باکتریها ممانعت به عمل می آورد .

5 - بازنگری و تغییر سیستم مدیریت مراکز جمع آوری شیر

- اعطای مجوز احداث مراکز به افراد ذیصلاح

- استخدام مسئول فنی برای مرکز

-حذف واسطه ها

- دریافت شیر در دو نوبت

6 – برقراری جوایز بهداشتی و جرایم تقلب

گرچه شیر تولیدی همۀ گاوها رنگی مشابه دارد ولی ترکیبات و کیفیت آن می تواند با یکدیگر تفاوت فاحش داشته باشد . لذا نمی توان به کلیۀ محموله های شیر تحویلی قیمت یکسان قائل شد . بنابراین در تعیین قیمت شیر باید عواملی مانند چربی ، پروتئین ، ماده خشک ، میزان بار میکروبی ، شمارش سلول های سوماتیک ، وجود آنتی بیوتیک در شیر ، در نظر گرفته شود . 

7 – تداوم در اجرای برنامه ها و ثبات دستورالعمل ها

8 – همکاری و کمک شرکت های بزرگ لبنی

به منظور بالا بردن کیفیت شیر خام دریافتی بهتر ات اقدامات زیر توسط شرکت های بزرگ لبنی انجام گیرد :

1  - بازدید مستمر از دامداری ها و مراکز  جمع آوری شیر توسط کارشناسان و نمونه برداری از مراحل مختلف جمع آوری شیر و تذکر مطالب بهداشتی به افراد مسوول

2- برقراری کلاس های اموزشی برای دامداران و اداره کنندگان مراکز و پرسنل مربوطه در کارخانه ها

3- تهیۀ جزوات و بروشورهای آموزشی و ارسال پیام های بهداشتی از طریق رسانه های جمعی

4-تهیه و تأمین و نصب لوله و اتصالات و پمپ های استیل در مراکز جمع اوری شیر

5-خرید و توزیع شیرسردکن بین مراکز جمع آوری شیر و گاها " دامداران واجد شرایط

6-انجام آزمایشات بار میکروبی و تست الکل و ردوکتاز و غیره در سطوح مختلف برای جلوگیری از دریافت شیر غیر بهداشتی

7-دریافت شیر در دو نوبت برای مراکزی که با این روش شیر سالم تری تحویل نمایند .

8-برقراری سیستم پرداخت جوایز بهداشتی جهت تشویق دامداران به تولید شیر بهداشتی

 

شرایط لازم برای ایجاد یک مرکز جمع آوری

1 – توان تولید شیر در منطقه و امکان ایجاد مرکز :

برای ایجاد مرکز جمع آوری دو نوع بررسی لازم است اول اینکه توان کلی تولید شیر و امکانات احداث مرکز و جاده هایی که وسایل نقلیه باید از آن عبور کنند مورد بررسی قرار می گیرد . لذا باید اطلاعات لازم دربارۀ تعداد دام ای منطقه ، وضع کشاورزی و محل های تمرکز تولید شیر به دست آید و بررسی دوم باید تعداد تولید کنندگان شیر و امار دام های شیری و در مراحل بعد ، میزان تولید فعلی شیر و امکان تشکیل تعاونی تولیدکنندگان شیر مورد بررسی قرار گیرد .

2 – وضعیت محل احداث مراکز جمع اوری : از نظر مکان هایی ساخته شوند که شیر کافی وجود داشته و به قدری به دامداران طرف قرارداد خود نزدیک باشند که دامداران به آسانی قادر به تحویل شیر در دو نوبت باشند . فاصلۀ مرکز تا دامداران 3-10 کیلومتر توصیه می شود که بستگی به امکانات دامداران دارد .

3 – ساختمان مراکز جمع آوری ، تچهیزات و کارکنان : ساختمان مرکز جمع آوری شیر بایستی به اندازۀ کافی بهداشتی بوده و از مصالح تأیید شده ساخته شده باشد تا امکان نظافت روزانۀ آن و جلوگیری از تجمع مگس و سایر حشرات میسر باشد . تجهیزات و امکانات و پرسنل طوری باشد که امکان دریافت شیر در دو وعده را داشته باشد . بهتر است در هر مکز یک کارشناس دامپروری یا صنایع غذایی حضور داشته باشد تا اصول علمی مربوطه را به اجرا بگذارد . تجهیزات شستشو در جا برای نظافت روزانه ، وسایل سرد کننده و مسیرها و پمپ ها و حتی شستشوی بیدون دامداران طرف قرارداد حتما " باید وجود داشته باشد . این امر نقش مهمی در کاهش بار میکروبی شیر دارد . در مراکز جمع آوری الگو شیر دامداران باید طبقه بندی شده و آن دسته از دامداران که شیر با کیفیت بالا تولید می کنند شناسایی شده و شیر آنها نیز در مخازن جدا دریافت شود .

4 – تعیین روش های کار و نحوۀ خرید

کلیه مواردی مانند توزین ف آزمایش های کیفی شیر ، ثبت نتایج ، حمل منظم شیر به کارخانه و ... عدم استفاده از افراد غیر مسئول در رابطه با خرید شیر نکات مهمی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند . این افراد با خرید شیر با قیمت کم از دامداران روستایی و فروش آن با قیمت دولتی به مراکز ، افزودن فاصلۀ زمانی دوشش تا تحویل شیر از طریق گشت زنی در روستاها جهت خرید آن ف دستکاری و تقلب در شیر ، ضربه زدن به تولید کننده از طریق ایجاد بازار کاذب ، دریافت هرگونه شیر با هر کیفیت بدون آزمایش و مخلوط کردن آن با سایر محموله های شیر ... مشکلات زیادی برای مراکز و کارخانه ها ایجاد می کنند .

5 – سرپرستی و نظارت بر مرکز ، ثبت مشخصات شیر دامداران طرف قرارداد مراکز جمع آوری : در مراکز الگو برای هر یک از دامداران پرونده ای گشوده می شود که وضعیت بهداشتی و اشکالات تولید و تقلبات احتمالی ، آموزش های داده شده و... در ان ثبت می شود و چنانچه نتیجۀ مورد انتظار عاید نشود ، مورد بررسی دقیق تر قرار می گیرد . مراکز وضعیت کیفی و ترکیبی شیر را به طور ماهیانه یا فصلی به دامداران ارائه نومده و آنها را در جریان بهبود نسبی شیر قرار می دهند . کنترل دقیق ، موجب اطمینان دامداران شده و بین آنها انگیزۀ رقابت را به وجود می اورد . با اجرای اموزش های کوتاه مدت می توان مواردی از قبیل مادۀ خشک ، چربی و جمعیت میکروبی را برای دامداران تدریس نمود .    

 

مشکلات مراکز جمع آوری شیر و راه های برطرف کردن آنها

مشکلات بهداشتی

1   - توتال کانت یا بار میکروبی : این شاخص نشان دهنده جمعیت باکتری های شیر می باشد و جهت بررسی و بیان شدت الودگی شیر پس از دوشش به کار می رود . بالا بودن بار میکروبی بیشترین لطمه را به کیفیت شیر خام و محصولات تولیدی وارد می کند . بهترین راه جلوگیری از افزایش توتال شیر خام رعایت بهداشت از ابتدای دوشش تا تحویل به کارخانه و خنک کردن شیر بلافاصله پس از دوشش می باشد . شستشو در محل ظروف و مسیرها نیز از اهمیت خاصی برخوردار است .

2       - عدم رعایت بهداشت در دامداری ها

3      -کمبود خدمات دامپزشکی

4  -معطل شدن شیر در منزل دامدار : محیط اصطبل در دامداری های روستایی به طور کامل تمیز نمی شود و معمولا " شیردوشی نیز در همین مکان صورت می گیرد . معمولا " ذرات گردو غبار و مگس و احتمالا " ذرات کود داخل شیر می شوند . این ذرات تعداد زیادی میکروب با خود وارد شیر می کنند و در صورت فراهم بودن شرایط محیطی از نظر دما به سرعت رشد و تکثیر می یابند . برای حل این مشکلات لازم است شیر دامدار روزانه در دو نوبت دریافت شود .

5       -وجود واسطه ها

6   -تانکر و ظروف حمل نامناسب شیر : ظروف پلاستیکی به هیچ عنوان مورد تأیید نیستند .

7      -عدم همکاری دامداران جهت تحویل دو نوبته

8  -آب بهداشتی: در صورت الوده بودن آب تمامی اعمال شستشو بی فایده خواهد بود .

9        -شستشو یا CIP : پس از هر بار شیردوشی و تحویل شیر به کارخانه لازم است دستگاه شیردوشی ، ظروف حمل شیر و تانکرها و مسیرهای عبور شیر به طور کامل شستشو و نظافت شود . -شستشوي CIP كامل دستگاه شيردوشي ، شيرسرد كن ، ظروف و تانكر حمل شير پس از هر بار استفاده بسيار مهم است مواد مورد استفاده در شستشو از اهميت زيادي برخوردار است.
روش CIP به اين شرح است :
- آبكشي با آب سرد در ابتدا ( آب گرم موجب انعقاد شير و ايجاد لخته شير در مسير ميشود).
- شستشو با مواد پاك كننده وبرطرف كننده چربي.
- آب كشي.
- شستشو با محلول سود سوز آور با درجه حرارت 70درجه سانتيگراد.
- آب كشي با آب داغ.
- آب كشي با آب ولرم.
- درهر هفته يك بار با اسيد نيتريك بمنظور برطرف كردن اجرام معدني شستشو ميدهند.
- هريك از مراحل بالا زمان خاصي بايد بطول بيانجامد.
- مواد شوينده بايستي طبق دستورالعمل شركت سازنده و از مواد مجاز باشد

10    -ساختمان بهداشتی : ساختمان بهداشتی دامداری شامل تهویه ، مساحت متناسب با تعداد دام و امکان جمع آوری کود به طور منظم ، آبشخور تمیز می باشد که تأثیر مستقیم بر تولید شر بهداشتی و سلامت دام دارد .

11  -کمبود دامدار صنعتی در حوزۀ مراکز جمع آوری : یکی دیگر از مشکلاتی که صاحبان مراکز جمع آوری اظهار می دارند همین مسأله است زیرا به اعتقاد آنان دامداران صنعتی موازین بهداشتی را رعایت می کنند . یک دامدار صنعتی چندین برابر دامدار روستایی شیر تولید می کند لذا ان امر انتقال تجربیات و آمزش را آسان کرده و نصب تجهیزات پیشرفته و سایر امکانات مأثر در کیفیت بهداشتی شیر را توجیه پذیر می سازد .

 

مشکلات مربوط به تجهیزات و نیروی متخصص

1        - وسایل برودت

2   - وسایل حمل ونقل : گران بودن این وسایل باعث شده که برخی مراکز از تانکرهای گالوانیزه به جای استیل و یا از کامیون ها ی فرسوده استفاده کنند . اجارۀ آنها نیز هزینۀ سننگینی به مرکز تحمیل می کند . لذا لازم است تسهیلات مالی با بهرۀ کم جهت تأمین این وسایل در اختیار مراکز جمع آوری شیر قرار گیرد .

3      - ظروف حمل شیر

4  - عدم وجود آزمایشگاه : به منظور استفاده از جوایز بهداشتی آزمایشات تکمیلی لازم است که به دستگاه های الکترونیکی و پیچیده نیاز دارد که سرمایه گذلری بالایی را می طلبد .

5   - اختلاط شیر دامداران :در مراکز جمع آوری شیر  ، شیر دامداران شیر دامداران با هم مخلوط می شود و چمن هر یک از آنها تحت شرایط خاصی تولید شده است بار میکروبی شیر تحویلی مراکز به کارخانه ها همیشه بیشتر از دامداران صنعتی است .

6   - عدم سرمایه گذاری جدید : برای انجام سرمایه گذاری جدید نیاز به توجیه کافی وجود دارد .

7  - نیروی انسانی متخصص : برای ادارۀ یک مرکز جمع آوری به نیروی انسانی کارآزموده نیاز است .

 

مشکلات مالی :

1   -پرداخت بهای شیر : در برخی ماه ها تعدادی از کارخانه های شیر نمی توانند بهای شیر تحویلی مراکز را به موقع پرداخت نمایند . این موضوع موجب می شود فشار مالی مضاعفی به صاحبان مراکز وارد شود که چنانچه با اختلاف قمت بازار همراه باشد موجب قطع ارتباط با دامدار خواهد شد .

2   -کمبود منابع وام دهنده : در حال حاضر قمتی از نیاز مالی مراکز جمع آوری توسط کارخانه ها و قسمتی دیگر توسط بانک ها تأمین می شود که به دست آوردن این منابع بسیار دشوار است . لذا چنانچه ضوابط خاصی برای برخورداری از این تسهیلات تعریف گردد ، مشکل برطرف خواهد شد .

3  -جرایم بهداشتی :گاها " مراکز جمع آوری به دلیل نقصان در کیفیت شیمیایی یا میکروبی شیر مشمول جریمه می شوند و یا شیر آنها برگشت داده می شود که زیان قابل توجهی را به مراکز تحمیل می کند . چنانچه آزمایشگاه های مراکز تجهیز گردد و شیر قبل از دریافت از دامدار و ارسال به کارخانه مورد بررسی دقیق قرار گیرد این مشکل تقریبا " حل خواهد شد .

4  -هزینه های مرکز جمع آوری شیر : بدیهی است که مراکز جمع اوری شیر متحمل هزینه های ثابت و جاری قابل توجهی می گردند که صرف نظر از شخص اداره کننده مرکز ، منبع تأمین کنندۀ هزینه و توجیه اقتصادی آن نیز باید روشن گردد . هزینه های مرکز عمدتا " شامل خرید وسایل سرمایه ای مانند پلیت کولر و ملحقات ان ، تانکر حمل شیر ، تأمین ساختمان ، خرید وسایل آزمایشگاهی و نظایر آن پرداخت هزینه های جاری مانند هزینۀ دستمزد و آب و برق ، سوخت ، مواد شیمیایی آزمایشگاه ، تعمیرات و غیره از طرف دیگر می باشد . چنانچه این هزینه ها از جانب منبع ذینفعی پرداخت نگرد توسط خود دامداران خرده پا و از محل بهای شیر آنان تأمین خواهد شد . در صورت خودداری آنان از پرداخت هزینه ها ، مرکز جمع آوری شیر تعطیل خواهد شد . از طرفی باز گذاشتن دست اداره کنندگان مراکز برای کسر هزینه های مرکز از بهای شیر دامدار زمینه های سوئ استفاده و تحمیل سایر هزینه های نامربوط به داامداران را فراهم خواهد اورد . به منظور رفع اشکالات فوق و ایجاد انگیزه برای احداث مرکز و ادامه کار مراکز موجود بهتر است تا کارخانه های بزرگ لبنی قسمتی از این هزینه ها را بر عهده بگیرند . بنابراین در زمان قیمت گذاری شیر ، هزینه های مراکز جمع آوری نیز باید برآورد گردد .

5   -اختلاف در وزن و مقدار چربی : مراکز جمع آوری قبل از ارسال محموله شیر وزن آن را محاسبه و در صورت داشتن تجهیزات ، درصد چربی را نیز اندازه می گیرند . این مقادیر در کارخانه نیز مجددا " اندازه گیری می شود و ممکن است با اعداد اولیه تطابق نداشته باشد . اگر مراکز بپذیرند که اعداد اعلام شده توسط کارخانه ملاک عمل است این مشکل حل خواهد شد .

 

مشکلات اجرایی مراکز

1   - عدم آموزش پذیری بعضی از دامداران : عده ای از فراگیران به دلیل بی سوادی و یا بی اعتقادی به آموزش ها و یا به دلایل مالی و عدم انگیزه کافی در کلاس ها حاضر نمی شوند و یا مطالب آموخته شده را به اجرا نمی گذارند . بنابراین هنگام شروع آموزش لازم است فراگیران توجیه شوند .

2   -نوسان کیفیت شیر دریافتی توسط کارخانه : گاهی اوقات کارخانه های دریافت کنندۀ شیر مواجه با کمبود شیر می شوند و هر نوع شیر مراکز را دریافت می کنند و گاهی با شیر مازاد مواجه شده و تمامی شیر دریافتی مراکز را تحویل نمی گیرند که در این صورت فشار مالی زیادی به مراکز وارد می شود . بنابراین لازم است طرفین قرارداد خود را ملزم به اجرای آن بدانند .

3  -اشکالات ایجاد شده از جانب سایر ادارات : مشکلات قطع برق ، مجوز های لازم از شهرداری ، ادارات بهداشت و دامپزشکی مواردی هستند که ممکن است عملکرد مراکز را با اشکال مواجه نمایند .

4  - خشکسالی : این امر باعث گران شدن علوفه و افزایش مشکلات دامداری و محدودیت در آب مصرفی می گردد . بنابراین همواره باید راهکارهای مقابله با آن مد نظر باشد .

5   - تداخل حوزۀ عمل مراکز : گاها " حوزۀ عمل دو یا چند مرکز جمع آوری با یکدیگر تداخل کرده و در فصل کم شیری مشکلات و اختلافاتی را موجب می گردد که بهتر است با انتخاب مرجعی این اختلافات حل و فصل گردد .

6   - پراکندگی دامداران :تعداد دامداران تحت پوشش مراکز و فاصلۀ آنها تا مرکز در همۀ مناطق یکسان نیست . مراکزی که با تعداد زیادی دامدار طرف قرارداد بوده و یا دامداران با مرکز فاصلۀ زیادی دارند در ادرۀ امور دچار مشکل می شوند .

7  - وجود واسطه ها : واسطه ها در حوزۀ مراکز به رقابت بر می خیزند و از نقاط ضعف مراکز مانند عدم پرداخت به موقع بهای شیر و یا ارزانی قیمت خرید نهایت استفاده را می برند .  

منبع 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

تاریخچه

oدرسال 1875 بيماري توسط بويين جر از بيماري سياه زخم متمايز گرديد.

oدر سالهاي 80-1879 آرلوآنگ, كورنوين و توماس، شاربن علامتي در گاو را شناسايي كردند.

oشاربن علامتي در سال 1315 در ايران تشخيص داده شد وعامل بيماري در موسسه رازي جدا گرديد.

 

ایتولوژی

كلستريديوم شووئي با كلستريديوم فرزي عامل شاربن علامتي گاو و گوسفند مي باشند.

كلستريديومها باكتريهاي ميله ای شكل,هاگدار,گرم مثبت مي باشند. هاگ اين باكتريها بدون انكه خاصيت حياتي خود را از دست بدهند مدتها قادر به حفظ و نگهداري مي باشندومی توانند در خاك زنده باقی بمانند.

 

كلستريديومهای بيماريزا در هنگام رشد و تكثير زهرابه هاي مخرب و مهلك ترشح مي نمايند كه موجب مرگ موجود زنده مي گردند اين زهرابه ها از جنس پروتئين بوده و اگزوتوكسين ميباشد كه انواع مختلفي مانند زهرابه هاي آلفا,بتا گاما,دلتا,اپسيلون,يوتا,زيتا وغيره می باشد.    

 كلستريديوم شووئي شديدا نسبت به درجه حرارت بالا و موادضد عفوني كننده شيميايي حساس ميباشد.

هاگ باكتري به حرارت فوق العاده مقاوم بوده و قادر به تحمل دمای 130 درجه سانتي گراد بمدت ده دقيقه ميباشد.

 

اپیدمیولوژی

 

1.       حيوانات حساس

2.       شرايط جغرافيايي

 

•حيوانات حساس

گاو از سنين 4 ماه تا دو سال به شاربن علامتي حساس بوده و مبتلا مي گردد .

 ديگر دامهاي حساس عبارتند از :

گوسفند, بز, خوك ولي تا كنون گزارشي از اين بيماري دراسب منتشر نشده است.

  

•شرايط جغرافيايي

شاربن علامتي بيشتر درفصول بهار و پاييز در گله ها شايع ميباشد ولي امكان شيوع در فصل زمستان در گله و اسطبل نيز وجود دارد.

 

بیماریزایی

هاگ هاي موجود در خاك از طريق بلع به دام سرايت مي كندبدین ترتیب که از مجراي دستگاه گوارش بداخل بافت نفوذ و سپس بطرف ماهيچه هدايت ميشود در عضله دام ممكن است تعدادي از هاگها بعلت بيگانه خواري گلبول سفيد نابود گردند ولي تعداد باقي مانده در اثر شرايط فيزيكي شيميايي و يا تحريكي وبعلت وجود نكروز در ماهيچه فشار اكسيژن قطع و يا پايين آمده و موقعيت مناسبي براي رشد و تكثير باكتري فراهم گردد.       

 

نشانیهای باکتری

•دوره كمون باكتري از 3 تا 5 ماه متغير مي باشد .

•نشانيهاي عمومي بي اشتهايي كامل,ضعف و بيحالي شديد,لرزش عضلاني, تنگي نفس ,تب 40تا 41 درجه مرگ بيمار از 12تا48 ساعت.

•آماس ها ويژه ترين علائم محسوب شده وبه ويژه در عضلات شانه ,كمر,سينه,دست و پا وكمتر در گردن و يا زبان گلو وحلق بوجود ميآيند با تماس و مالش در ناحيه تورم يافته صداي خشك كريپتاسيون (جرق-جرق) قابل لمس وشنيدن ميباشد . دقه كردن از انباشت گاز آواي طبلي را آشكار ميسازد برش ماهيچه مبتلا موجب آزاد شدن يك مايع تيره رنگ كه بوي كره تند به مشام مي رسد .  

پس از مرگ باكتري بافتي بسيار سريع است و بسياري از باكتريهاي عامل بيماري در بافتها و خاك خشك تشكيل هاگ نموده كه موجب آلودگي مراتع مي شود.

 

تشخیص ازمایشگاهی

•         تهيه گسترش از محل ادم و رنگ آميزي با روش گرم و ديدن با سيل هاي گرم مثبت به شكل تك تك در زير ميكروسكوپ

•         تهيه گسترش و استفاده از سرمهاي اختصاصي فلور سانت

•         تزريق عصاره عضله مبتلا به خوكچه هندي

•         جدا سازي باكتري از محل عفونت دام مبتلا با روش كشت عميق از عضله مبتلا

 

تشخیص تفریقی

بيماري شاربن علامتي با بيماريهاي زير اشتباه مي گردد:

o    ادم بدخيم , عامل بيماري كلستريديوم سپتيكوم بوده و از طريق زخم وارد مي شود

o    شاربن, اگر متورم باشد كريپتاسيون وجد ندارد , خون قادر به انعقاد نيست و باسيل آنتراسيس در خون مبتلا قابل تشخيص است

o    پاستورلوز

o     مسموويت ها

 

پیشگیری و درمان بیماری در گاو

2از آنجا كه سن ابتلا بيماري معمولا تا دو سالگي است توصيه مي شود كليه گاوهاي مشمول (كمتر از 3 سالگي) دركانونهاي بيماري در بهار هر سال مورد واكسيناسيون قرار گيرد و دامهایي كه براي اولين بار واكسينه مي شوند 2 هفته بعد مجددا واكسينه شوند. 

در صورتيكه  اپيدمي شاربن علامتي در گله بروز نمايد دو تزريق به فاصله دو هفته ضروري است

در ابتداي بيماري تزريق پني سيلين 4000-8000 واحد نسبت به وزن دام براي 4 تا 5 روز 

 

شاربن علامتي در گوسفند

شاربن علامتي در گوسفند بعلت عفونت زخم در نتيجه پشم چيني , اخته , زابش و غيره توليد مي شود

علائم: قطع اشتها , خستگي , تب و لنگش, تورم در محل آلودگي

كالبد گشايي : وجود ورم گاز دار و استشحام بوي كره تند از عضله عفوني

پيشگيري: انجام اقدامات بهداشتي همراه با دو نوبت واكسيناسيون به فاصله دو نوبت 

 برگرفته از سایت اداره کل دامپزشکی استان اصفهان 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

شاربن علامتي بيماري عمومي باكتريايي كشنده گاوهاي جوان و گوسفندان (در هر سني) است.به علت رشد باكتري ؛ بيماري بصورت التهاب موضعي در بافت ماهيچه اي ديده مي شود.متعاقب اين حالت توكسمي عمومي اتفاق افتاده و دام به علت مسموميت سريعا دچار مرگ مي شود.

بيماري در گوسفند در هر سني و در گاو بيشتر در سنين بين 6 تا 18 ماه (بعضي منابع 6 ماه تا سه سالگي ) اتفاق مي افتد.

چه عاملي باعث بروز بيماري مي شود؟

بيشترين عامل بروز شاربن علامتي كلستريديوم شوائي است اما كلستريديوم سپتيكم و كلستريديوم نوائي نيز مي توانند باعث بروز بيماري گردند.

دامها چگونه به اين بيماري مبتلا مي شوند؟

همانند ساير باكتري هاي كلستريديايي ؛ كلستريديوم شوائي در محيط بصورت اسپور مقاوم زنده ميماند. اسپور ها در خاك براي سالها مي توانند زنده بمانند. اسپورها در مرتع توسط دامها خورده شده و از راه ديواره دستگاه گوارش وارد جريان خون شده در بافت ماهيچه اي جايگزين مي شوند. باكتري مي تواند بدون ايجاد اثرات بيماريزايي سالها به حالت مخفي در بدن باقي بماند.

تحريك دام مانند ايجاد آسيب جزئي باعث كاهش جريان خون به محل استقرار باكتري شده باعث كمبود اكسيژن در بافت مي شود بنابراين باكتري شروع به رشد و تكثير ميكند همزمان با رشد ؛ باكتري شروع به توليد سم ميكند كه بافتهاي اطراف را از بين مي برد سپس سم به جريان خون انتقال يافته و در اين حالت باعث بيماري دام و مرگ ناگهاني مي شود.

در گاو در ظاهر به نظر مي رسد بيماري به علت ضربه شديد يا فعاليت شديد ايجاد شده است. شاربن علامتي در گوسفند بيشتر به علت زخم حاصل از پشم چيني ؛ كوتاه كردن دم ؛ جراحات ناشي از اخته كردن در قوچها در بره گي يا عفونت ناف متعاقب توالد اتفاق مي افتد.

باكتري عامل بيماري چه عملي انجام مي دهد؟

رشد باكتري باعث التهاب حاد و موضعي بافت ماهيچه اي مي شود. ماهيچه هاي مبتلا اغلب در پا بوده و داراي رنگ قرمز متمايل به سياه هستند به همين خاطر بيماري ((پا سياه)) ناميده مي شود. رشد باكتري باعث توكسمي عمومي و مسوميت و مرگ سريع مي شود.

بيماري شاربن علامتي در چه زماني از سال بيشتر ديده مي شود؟

شاربن علامتي در هر موقعي از سال اتفاق مي افتد اما بيشتر تلفات در هواي گرم و مرطوب يا بعد از دوره سرماي شديد اتفاق ميافتد. اسپور باكتري هاي كلستريديايي مانند عوامل بيماري هاي بوتوليسم ؛ آنتروتوكسمي ؛ شاربن علامتي و كزاز در خاك وجود دارند لذا در دوره خشكسالي به علت آلوده شدن زخم ها و خراش ها با خاك و نيز چراي نزديك به سطح خاك منجر به ورود كلستريدياهاي خاك به بدن دام شده و باعث بيماري هاي فوق مي شود لذا شاربن علامتي از جمله بيماري هايي است كه در هنگام خشكسالي ها احتمال وقوع بيشتري دارد

علائم باليني بيماري به شكلي مي باشند؟

تب ؛ ضعف و بي اشتهايي ناگهاني در ابتدا مشاهده مي شود. اگر ماهيچه مبتلا در پا باشد لنگش نيز مشاهده خواهد شد. پا در ناحيه مبتلا متورم ؛ گرم و دردناك است.بيشترين ماهيچه هاي مبتلا ماهيچه هاي حركتي هستند اگرچه ساير ماهيچه هاي بدن مانند زبان هم مي توانند درگير شوند.به علت توليد گاز هنگاميكه پوست نواحي مبتلا فشار داده مي شود صداي شكستگي (CRACKLE) شنيده ميشود.

شاربن علامتي با چه بيماريهايي داراي علائم مشابه مي باشد؟

شاربن علامتي با بيماريهايي نظير مسموميت با سرب ؛ جيوه ؛ ارسنيك و نفخ داراي علائم مشابه است همچنين بعضي مسموميتها با بعضي از گياهان سمي نيز مي تواند باعث علائم مشابه بيماري شاربن علامتي گردند.

چه دامهايي بيشتر به شاربن علامتي مبتلا مي شوند؟

در شرايط مناسب بيشتر گاوهاي 6 تا 18 ماهه به بيماري مبتلا مي شوند با وجود اين گاوهاي جوانتر و گاهي گاوهاي مسن تر هم آلوده مي شوند.گوسفندان در هر سني به بيماري مبتلا مي شوند.

آيا دامهاي مبتلا بهبود مي يابند؟

تنها تعداد معدودي از دامهاي مبتلا بهبود مي يابند. مرگ پس از 48 ساعت از ديده شدن علائم اتفاق مي افتد. دامهاي مبتلا اغلب مرده پيدا مي شوند.

بيماري شاربن علامتي چگونه تشخيص داده مي شود؟

لنگش ؛ ضعف و بيحالي ؛ كاهش اشتهاء ؛ تورم دردناك و گرم در عضو درگير و توليد صداي CRACKLE هنگام فشار دادن پوست ناحيه درگير موجب تشخص بيماري مي شوند.بعد پوست ناحيه مبتلا سرد ؛ خشك و چرمي مي شود. در نواحي كه شاربن علامتي هميشه به عنوان يك مشكل وجود دارد در موارد مرگ ناگهاني دامها بايد آنرا مد نظر داشت. معاينه بعد از مرگ نشاندهنده مناطقي از بدن استكه داراي رنگ قرمز سياه بوده و ماهيچه هايي كه داراي ظاهر خشك اند داراي حباب هاي كوچكي از گاز هستند.

 به علت تجمع گاز در زير پوست و حفرات بدن ؛ دام تلف شده داراي ظاهري نفخ كرده است تا حدي كه گاهي اعضاء حركتي (دستها و پاها ) به سمت بالا كشيده شده اند .تائيد وجود بيماري توسط دامپزشك و آزمايش بافتهاي درگير دامهاي مبتلا  صورت ميگيرد.

آيا درمان موثري براي بيماري شاربن علامتي وجود دارد؟

در مواردي تجويز بعضي از آنتي بيوتيك ها با دز بالا موجب درمان شده است بنابراين بكارگيري توصيه هاي دامپزشكي در مراحل اوليه بيماري ضروري است با وجود اين درمان در اغلب مواقع غير موثر است.

آيا شاربن علامتي قابل كنترل و پيشگيري است ؟

پيشگيري وكنترل :

   خط مشــي مبارزه با بيماري برپايــه پيشگيري و كنترل و سيــاست اجرائي در قالب اقدامات بهداشتي- قرنطينــه اي و پوشش مايه كوبي دام هاي حساس در كانون هاي بيماري و نواحي كه بيماري براي اولين بار رخ ميدهد در مقاطع زماني مشخص و تا شعاع مناسب مي‌باشد .

1.      پيشگيري و كنترل بيماري در نواحي بومي :

   ناحيه بومي به ناحيه اي اطلاق مي گردد كه شرايط مناسبي براي فعاليت باكتري و ايجاد بيماري در آن جا فراهم است و دام هاي آن ناحيه  طي سال هاي گذشته به بيماري مبتلا شده اند .

1-1-       پيشگيري و كنترل بيماري در گاو :

  از آنجا كه بيشترين سن ابتلا معمولا از شش ماهگي تا سه سالگي است توصيه مي شود قبل از مواجهه با بيماري كليه گاوهاي  كمتر از سه سالگي موجود در كانون هاي بيماري در بهار به شرح زير مايه کوبي شوند .

1-1-1- واكسن اول به كليه دام هاي بالاتر از سه ماه تزريق شود .

2-1-1- تزريق واكسن بوستر دو هفته پس از دريافت واكسن اول .

2-1- پيشگيري و كنترل بيماري در گوسفند و بز :

   در نواحي اندميك عموماً بيماري پس از زايمان ، پشم چيني ، اخته كردن و يا هر اقدامي كه دام را مستعد ابتلا به بيماري مي كند  به وقوع مي پيوندند . پيشگيري و كنترل بيماري ضمن اعمال اقدامات بهداشتي ، انجام دو نوبت واكسيناسيون بفاصله دو هفته برابر دستورالعمل موسسه سازنده واكسن ضروري مي‌باشد .

2.      پيشگيري و كنترل بيماري در مناطق غيربومي :

  در اين نواحي بيماري به طور اتفاقي بروز نموده و اقدامات پيشگيري در اين نواحي بايستي  مطابق ناحيه آلوده  تا شعاع مناسب صورت گيرد .

نكات قابل توجه :

-    برنامه واكسيناسيون به‌گونه اي تنظيم گردد كه دراوائل بهار و تابستان قبل از چراي آزاد صورت پذيرد تا ايمنيت لازم در دام بوجود آيد .

-         لاشه دام تلف شده از بيماري را سوزانده يا در گودالي به عمق حداقل 2 متر دفن و محل دامداري ضدعفوني شود .

-         به منظور تشخيص آزمايشگاهي و تاييد بيماري بايستي نسبت به ارسال نمونه مرضي مناسب اقدام گردد.

نمونه مورد نياز :

استخوان قلم و يا عضلات درگير براي كشت باكتريايي استفاده ميگردند اما گسترش هاي فشاري نيز از عضلات درگير و خونابه سطح كبد تهيه مي شوند در صورت نمونه برداري از عضلات بايد عضلات درگير (قرمز متمايل به سياه )بطور كامل در ظرف پر شوند تا نمونه ها در معرض هوا نباشند.

براي هيستوپاوتولوژي ضايعات عضلاني ؛ قلب ؛ ريه (به همراه پرده جنب ) نمونه برداري و در فرمالين 10% فيكس و ارسال خواهد شد.

منابع :

1-    استراتژي بررسي ؛ مبارزه و مراقبت سال 1387 سازمان دامپزشكي كشور

2-    دستورالعمل مقابله و يا كاهش مخاطرات در دامها در مناطق درگير خشكسالي با كد شماره 01/43/87

3-    روش برداشت و ارسال نمونه مرضي دام – سازمان دامپزشكي كشور - 1380

4-Blackleg in cattle
By Dr Sarah Robson Regional Animal Health Leader, Animal & Plant Biosecurity, Wagga Wagga and J.M. Wilson Former District Veterinarian, Rural Lands Protection Board and published by NSW DPI

 

5- Merck Veterinary Manual , 2008

6- source : http://www1.agric.gov.ab.ca/$department/deptdocs.nsf/all/agdex4140?opendocument

7- SOURCE:                   http://www.petalia.com.au/Templates/StoryTemplate_Process.cfm?specie=Dairy&story_no=1457

ترجمه و گردآوري :

دكتر جواد امامي

اداره بررسيها ؛ آموزش و مراقبت بيماريهاي دامي – اداره کل دامپزشکی استان آذربایجان غربی

شهريور 1387

 برگرفته از: سایت اداره کل دامپزشکی استان آذربایجان غربی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

روش نگهداري و حمل و نقل اسپرم منجمد در گاوداریهاي صنعتي
از سال ۱۹۶۰، دامداران با پي بردن به اهميت تلقيح مصنوعي و مزاياي آن، استقبال قابل توجهي از اين مورد نموده كه از آن زمان تاكنون اين كار به سرعت در بين گاوداران رايج گشته و به صورت امري متداول درآمده است. در ايران نيز اين تكنيك در تمامي گاوداري هاي صنعتي و برخي گاوداري هاي نيمه صنعتي مورد استفاده قرار مي گيرد.
استفاده از روش تلقيح مصنوعي به سرعت جايگزين گاو نر شده و فوايد بسياري براي گاوداران دارد. زيرا با اين روش، فحلي گاو در زمان مناسب و حتي در حين فعاليت هاي روزمره گاوداري شناسايي شده و تلقيح صورت مي گيرد. هزينه پايين عمليات تلقيح مصنوعي، ثبت دقيق زمان تلقيح و آبستني و تهيه شناسنامه توليدمثلي دقيق براي گاو، استفاده از اسپرم هاي پروف شده با ارزش اصلاحي بالا، توليد شده توسط كمپاني هاي معتبر اسپرم (بالاخص كه اخيرا اسپرم هاي تعيين جنسيت شده كه تحولي اساسي در صنعت گاوداري ايجاد خواهد كرد) و كنترل بيماري هاي توليدمثلي از مهمترين مزاياي اين روش مي باشد.
مهمترين عيب اين روش اين است كه برخي تكنسين ها و افراد آموزش ديده تلقيح مصنوعي، علم خود را در روش هاي كاربردي اين تكنيك افزايش نداده و تنها به مهارت عملي خويش تكيه مي نمايند. در نتيجه علي رغم صرف هزينه، امر تلقيح از موفقيت خوبي برخوردار نمي گردد كه اين مساله سبب كاهش درصد آبستني كه يكي از شاخص هاي مديريت مطلوب گاوداري است، مي گردد.

در صورتي نسبت هاي استاندارد براي آبستني گله به دست خواهد آمد كه همراه با كسب مهارت هاي عملي تلقيح مصنوعي، اصول بهداشتي و تكنيكي اين كار نيز توسط ماموران تلقيح رعايت گردد. بنابراين عمليات تلقيح مصنوعي كاملا بايد زير نظر دامپزشك و مدير توليد گاوداري باشد. به طوري كه كنترل ثبت دقيق اطلاعات توليدمثلي از اهم وظايف مديريت توليد و كنترل كافي عمليات تلقيح و آموزش تكنيك هاي جديد در زمينه تلقيح مصنوعي به عهده دامپزشك فارم خواهد بود.
امروزه كمپاني هاي معتبر بسياري در امر تهيه و توزيع اسپرم در كل دنيا فعاليت مي نمايند كه اسپرم را تحت شرايط كنترل شده استاندارد توليد و به همراه كليه اطلاعات مورد لزوم (كاتالوگ اسپرم) به گاودار عرضه مي نمايند.
با اين همه، در صورتي كه كار با اسپرم به دقت صورت نگيرد، اسپرم ها به سرعت فاسد شده و درصد گيرايي اسپرم و عمليات تلقيح مصنوعي گله با توجه به هزينه هاي صورت گرفته با مشكل مواجه مي گردد.
نحوه ي نگهداري و مواظبت از اسپرم منجمد، مخزن ازت مايع و ساير وسايل مورد استفاده نقش به سزايي در نتايج حاصل از تلقيح مصنوعي گاو دارد. زماني كه اسپرم منجمد خريداري شده به مخزن ازت مايع گاوداري منتقل گرديد، حفظ و كنترل كيفيت آن وظيفه تكنسين مربوطه خواهد بود.
معمولا كمپاني هاي توليد اسپرم، اسپرم را در پايوت هاي ۲۵/۰ و ۵/۰ ميلي ليتر و طول ۷/۱۳ سانتيمتر بسته بندي مي كنند. اين حجم از اسپرم منجمد شده داراي تعداد كافي از اسپرماتوزوئيدهاي زنده است كه اگر به نحو صحيح و در زمان مناسب فحلي در رحم گاو قرار داده شود، منجر به آبستني مي گردد.
در زمان تلقيح بايد پايوت را از تانك ازت مايع خارج و براي ذوب شدن در حداقل زمان ممكن در ظرف آب ۳۵ درجه سانتي گراد قرار داد. لذا مامور مربوطه بايد با حداكثر مهارت و سرعت اين كار را انجام دهد تا اينكه اسپرم ها در معرض نوسانات دمايي خارج از تانك ازت قرار نگيرند.
ظرف آب گرم بايد در نزديكي مخزن ازت مايع قرار گرفته و محل باكس تلقيح حتي الامكان سرپوشيده و بادگير نباشد تا اينكه تغييرات آب و هوا در فصول سال در كيفيت دماي محل تلقيح تاثير چنداني نداشته باشد.
اسپرم هاي منجمد كه در دو نوع ml ۲۵/۰ و ml۵/۰ مي باشد در حرارت ۳۵ درجه سانتي گراد حداقل به ترتيب ۲۰ و ۴۰ ثانيه نياز است تا از حالت اسپرم منجمد به مايع و حدود درجه حرارت بدن برسد. سريع بودن تغيير حالت اسپرم از جامد به مايع سبب مي شود مقدار تلفات اسپرماتوزوئيد به حداقل برسد و در نتيجه درصد گيرايي تلقيح بالا رود. البته تكنسين تلقيح بايد براساس دستورالعمل هاي صادره توسط شركت هاي توليدكننده اسپرم عمل نمايد، اما برنامه كلي شركت ها به صورت دستورالعمل بالا مي باشد.
ظرف چند دقيقه حداكثر (۱۵ دقيقه) پس از ذوب كردن اسپرم بايد عمليات تلقيح صورت پذيرد. مهمترين مساله، حفاظت از شوك سرما بعد از مرحله ذوب كردن است. مجددا اهميت سرپوشيده بودن جايگاه تلقيح گاو يادآوري مي گردد.
درجه حرارت مطلوب دماي محيط ۲۵ درجه سانتي گراد
درجه حرارت بدن دام ۳۸ درجه سانتي گراد
آب ۳۵ درجه سانتي گراد
ازت مايع ۱۹۶- درجه سانتي گراد
به صورت خلاصه اهم توصيه هاي كاربردي به شرح ذيل خواهد بود:
۱- تهيه ليست اسپرم هاي موجود در تانك ازت و آشنايي مامور تلقيح با نحوه دسته بندي اسپرم ها در تانك ازت.
۲- قبل از شروع به عمليات تلقيح مصنوعي ضدعفوني و شعله زني با الكل تمامي وسايل مورد استفاده در تلقيح كه از اهم موارد مي باشد.
۳- بالا آوردن كوبلت محتوي اسپرم ها تا زير خط انجماد تانك ازت مايع و سرعت عمل مامور تلقيح در زمان برداشتن پايوت اسپرم از داخل كوبلت ها.
۴- استفاده از انبر مخصوص جهت برداشتن پايوت.
۵- حداكثر زمان بستن درب تانك ازت ۱۰-۸ ثانيه مي باشد.
۶- اسپرم خارج شده از تانك ازت را به هيچ وجه نبايد مجددا به داخل آن برگرداند.
۷- در هر زمان فقط يك پايوت را از انجماد خارج كنيد و حتما از يك دماسنج الكلي جهت تنظيم دماي آب استفاده نماييد.
۸- دقت نماييد كه درجه حرارت سرنگ تلقيح با درجه حرارت آب يكسان باشد. براي اين كار مي توان از درجه حرارت بدن به همراه استفاده از يك حوله كاغذي يا پارچه تميز استفاده نمود تا از تغييرات عوامل جوي حفظ شود.
۹- از يك دستمال كاغذي مناسب يا پنبه استريل جهت خشك و محافظت كردن پايوت استفاده نماييد. وجود يا آلوده شدن به آب سبب مرگ اسپرماتوزوئيدها و كاهش قدرت باروري آنها مي گردد.
۱۰- مامور تلقيح بايد سعي نمايد تمامي عمليات مزبور با نظم و ترتيب و سرعت كافي انجام پذيرد.
۱۱- هر دو هفته يك بار سطح ازت تانك را بازرسي نماييد.

منبع : ماهنامه دام کشت و صنعت، شماره ۸۶

 برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

تلقيح مصنوعى عبارت از گرفتن اسپرم (Semen) از دام نر، آزمايش آن، رقيق کردن آن و قرار دادن اسپرم رقيق شده در گردن رحم دام ماده فحل است بدون اينکه بين دام نر و ماده عمل جفتگيرى (Mating) انجام بگيرد.

اهميت تلقيح مصنوعى

يکى از روش‌هاى اصلاح‌نژاد در حيوانات، استفاده از دام‌هاى نر خوب و پربهره براى توليد اولاد بهتر است براى دستيابى به چنين هدفى تلقيح مصنوعى بهترين و آسانترين روش مى‌تواند باشد؛ زيرا با استفاده از تلقيح مصنوعى سريع‌تر مى‌توان صفات مطلوب دام‌هاى نر را به تعداد زيادى اولاد انتقال داد. بدين ترتيتب که با استفاده از تلقيح مصنوعى مى‌توان از اسپرم يک دام نر تعداد زيادى دام ماده فحل را بارور ساخت و در نتيجه در مدت زمان نسبتاً کوتاهى اثر يک حيوان نر خوب را چندين برابر بيشتر در گله و يا در منطقه منعکس نمود.

يک دام نر خوب و با صفات مطلوب در يک فصل جفتگيرى به‌صورت طبيعى فقط مى‌توان تعداد محدودى از دام‌هاى ماده را بارور سازد در حالى‌که با همين حيوان به‌وسيلهٔ گرفتن اسپرم و رقيق کردن و تلقيح به دام‌هاى ماده در يک فصل جفتگيرى تعداد بسيار زيادترى حيوان ماده را مى‌توان بارور نمود.

بنابراين با استفاده از اين روش مى‌توان به‌طور متوسط از يک گاو نر حداقل به‌جاى ۱۰۰ گاو نر در امر بارورى استفاده کرد و بدين ترتيب از بين چندين گاو نر بهترين گاو نر را انتخاب و عامل اصلى اصلاح‌نژاد قرار داد. اگر در انتخاب گاو نر و يا گاوهاى نر دقت کافى به‌عمل آيد مى‌توان تلقيح مصنوعى را بزرگترين عامل اصلى نژاد دام دانست. تلقيح مصنوعى امروزه در گوسفند، بز، خوک، اسب، سگ، حيوانات آزمايشگاهي، طيور و حتى در زنبور عسل انجام مى‌گيرد.

عوامل مساعد براى توليد اسپرم (Spermatogenisis)

منى يا اسپرم (Semen) عبارت است از اسپرماتوزوئيدهائى است که در يک مايع به نام سمينال پلاسما (Seminal plasma) شناور هستند. سمينال پلاسما مادهٔ ژلاتينى سفيدرنگى است که از غدد ضميمه مجراى اپيديديوم و غدد و زيکول سمينال و پروستات ترشح مى‌شود. اسپرماتوزوئيدها که مهم‌ترين ترکيب اسپرم و عامل بارورى حيوان ماده هستند در داخل بيضه‌هاى حيوان نر توليد مى‌شود.

در حيوانات اهلى توليد اسپرماتوزوئيدها دائمى است و بستگى به شرايط و عوامل محيطى دارد.

فاکتورهائى که در توليد اسپرم دخالت دارند عبارتند از:

سن حيوان، ترشح غدد داخلي، درجهٔ حرارت محيط، نور، تغذيهٔ حيوان، روش اسپرم‌گيري، دفعات اسپرم‌گيري، بيمارى‌ها، ارث، فصل و نقل و انتقال حيوان.

اسپرم‌گيرى براى عمليات تلقيح مصنوعى در حيوانات بايد به‌طور منظم و روى برنامه باشد، معمولاً از گاو نر هفته‌اى ۲ بار و هر دفعه دو مرتبه اسپرم‌گيرى مى‌کنند. اگر ۳ بار در هفته نيز عمل اسپرم‌گيرى صورت بگيرد، در کميت و کيفيت اسپرم تغييرى نمى‌کند ولى بيشتر از ۳ بار در کميت و کيفيت اسپرم تأثير مى‌گذارد.

غلظت، حجم اسپرم در حيوانات مختلف متفاوت است مثلاً اسپرم گاو نر و قوچ داراى حجم کم و تعداد اسپرماتوزوئيد زياد است در صورتى‌که اسپرم اسب و خوک داراى حجم زياد و اسپرماتوزوئيد کم است علاوه بر اين تعداد اسپرماتوزوئيدها و تراکم آنها در هر بار انزال نسبت به نوع دام نر متفاوت است.

جدول حجم اسپرم و تعداد اسپرماتوزوئيد در انسان و حيوانات مختلف

نوع

حجم اسپرم ml

تغييرات حجم ml

تعداد اسپرماتوزوئيد x 10 6

تعداد حيوان ماده‌اى که مى‌توان تلقيح کرد

 

انسان

۳/۵

۶-۲

۱۰۰

-

 

گاو

۶

۸-۱

۱۲۰۰

۳۵۰

 

گاوميش

۲/۵

۴/۵-۰/۵

۶۰۰۰

-

 

بز

۱

۲/۵-۰/۲

۳۰۰۰

۲۵

 

خوک

۲۲۵

۵۰۰-۱۲۵

۲۵۰

۲۰

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محسنات تلقيح مصنوعى

۱. حيوان نرى که از نظر ژنوتيپ قابليت بيشترى دارد، بهتر مى‌تواند در يک منطقه استفاده بدهد.

۲. جهت پى بردن به خصوصيات ژنوتيپى حيوان نر تخمى مدت زمان کمترى لازم است.

۳. کاسته شدن هزينهٔ نگهدارى گاو نر در گله.

۴. در حيوان ماده در موقع مناسب فحلى مى‌شود تلقح مصنوعى انجام داد که اين هم سبب افزايش توليد مثل در گله مى‌شود.

۵. با استفاده از تلقيح مصنوعى امراض تناسلى مسرى جلوگيرى مى‌شود.

۶. از عوارض عضوى و روانى که ممکن است در جفتگيرى طبيعى اتفاق بيفتد جلوگيرى مى‌شود.

۷. از استفاده بيش از حد حيوانات نر تخمى جلوگيرى مى‌کند و بدين ترتيب عمر اقتصادى حيوان افزايش مى‌يابد.

۸. در حيوانات نر و ماده تفاوت ارتفاع و وزن را از بين مى‌برد و سبب سهولت در تلقيح مى‌شود.

۹. سبب سهولت اصلاح‌نژاد مى‌شود.

۱۰. حيواناتى که بايستى با يکديگر جفتگيرى بکنند اگر در مسافت دورى از دور هم قرار دارند سبب از بين رفتن اين مسافت مى‌شود.

۱۱. از نظر علمى دو رگه‌هائى که بايستى توليد بشوند سبب سهولت عمل مى‌شود و علاوه‌براين زمان کمترى مى‌گيرد.

مراحل تلقيح مصنوعى

جمع‌آورى اسپرم

براى جمع‌آورى اسپرم از واژن مصنوعى استفاده مى‌‌کنند. اساس واژن مصنوعى بر اين خاصيت استوار شده است که بتواند جايگزين واژن طبيعى گرديده و با به‌کار بردن آن دام نر حالت عادى جفتگيرى طبيعى را احساس نمايد و عمل انزال صورت گيرد. شرايطى که در واژن مصنوعى بايد موجود باشد عبارتند از:

- حرارت: حرارت واژن مصنوعى بايد تقريباً معادل درجهٔ حرارت واژن دام ماده باشد.

- فشار: فشارى که در حين عمل اسپرمگيرى به آلت حيوان نر وارد مى‌شود بايد تقريباً معادل فشارى باشد که در واژن طبيعى وارد مى‌شود.

- لغزندگى: داخل واژن مصنوعى بايد کمى لغزندگى داشته باشد تا پنيس حيوان به‌راحتى بتواند در آن داخل شود.

- ابعاد واژن مصنوعى بايد متناسب با آلت دام نر باشد.

آزمايش اسپرم

براى اينکه عمل تلقيح مصنوعى با موفقيت انجام بگيرد، اسپرم رقيق شده‌اى که براى تلقيح استفاده مى‌شود بايد داراى تعداد کافى اسپرماتوزوئيد زنده و فعال باشد. بدين جهت قبل از رقيق کردن اسپرم بايد آن را مورد ارزيابى قرار داد تا بتوان با توجه به تعداد اسپرم فعال و زنده نسبت رقيق کردن را مشخص نمود.

رقيق کردن اسپرم

علت و مزاياى رقيق کردن اسپرم به‌شرح زير است:

۱. حجم اسپرم را زياد مى‌کند.

۲. باعث مى‌شود با يک مرتبه اسپرم‌گيرى بتوان تعداد بيشترى از دام‌هاى ماده را بارور ساخت.

۳. اسپرماتوزوئيد در محيط رقيق شده زندگى خود را بهتر حفظ مى‌کنند.

۴. تغييرات ناگهانى درجهٔ حرارت بر روى آنها کمتر مؤثر واقع مى‌‌شود.

۵. حفظ، نگهداري، انجماد و حمل آنها به نقاط دور دست امکان‌پذير مى‌شود.

نگاهدارى اسپرم

در شرايط عادى دورهٔ زندگى اسپرماتوزوئيدها خيلى کم است. با رقيق کردن اسپرم عمر اسپرماتوزوئيدها نسبتاً طولانى مى‌شود. در حرارت معمولى اسپرماتوزوئيد‌هاى رقيق شده بيش از چند ساعت زنده نخواهند ماند، به‌تدريج ضعيف شده و از بين مى‌روند. در عمل براى طولانى‌تر کردن عمر اسپرماتوزوئيدها اسپرم را خنک مى‌کنند. در اثر خنک کردن علاوه‌بر اينکه عمر اسپرماتوزوئيدها بيشتر مى‌شود، از رشد و تکثير باکترى‌هاى موجود در اسپرم نيز جلوگيرى مى‌شود. اسپرم رقيق و خنک شده را در حرارت بين (۵±) الى (۴±) درجه سانتى‌گراد به‌مدت ۴ روز مى‌توان نگهدارى کرد؛ ولى معمولاً پس از ۲۴ ساعت از قدرت بارورى آن کم مى‌شود. اگر قرار است اسپرم به‌مدت طولانى نگهدارى بشود بايد اسپرم را منجمد نمود.

تلقيح مصنوعى اسپرم

تلقيح اسپرم عبارت از قرار دادن اسپرم رقيق شده در گردن رحم دام مادهٔ فحل مى‌باشد (شکل تلقیح مصنوعی در گاو). براى انجام اين عمل دام بايستى فحل باشد. براى تشخيص فحلى در حيوانات ماده از روش‌هاى گوناگون استفاده مى‌کنند، خود حيوان در موقع فحلى علائمى از خود بروز مى‌دهد.

علائم فحلى

علائم فحلى در تمام حيوانات اهلى تقريباً يکسان است ولى ممکن است در رفتار آنها تغييراتى ديده بشود.

منبع: vista.ir

برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

جفت‌كردن گونه‌هاي خويشاوند همخوني ناميده مي‌شود. گونه‌هاي جديد حيوانات شيرده كه از طريق تلقيح‌مصنوعي و يا جفت‌گيري‌طبيعي توليد شده‌اند، وارث برخي از تركيبات ژنتيكي از هريك از والدين خود مي‌باشند. اگر والدين خويشاوند باشند، برخي از ژن‌هاي منتقل شده به نتاج توسط هريك از والدين درواقع نمونه يكسان ژن‌هايي است كه در اجدادشان نيز يافت شده است. اجدادي كه درواقع خويشاوندي والدين را سبب شده‌اند. اگر رابطه ژن‌هاي والدين افزايش پيدا كند، احتمال اينكه جفت‌هاي ژني در نتاج، نمونه يكساني از ژن‌هاي موجود در اجداد يك نسل قبل خود باشند، افزايش پيدا مي‌كند. يك چنين ژن‌هايي را ژن‌هاي يكسان وراثتي مي‌نامند.

حد نهايي در همخوني، جفت كردن حيوان با خودش است. اين فرآيند در بسياري از گونه‌هاي حيواني امكان‌پذير است، زيرا هرگونه، قادر به توليد سلول‌هاي جنسي نر و ماده مي‌باشد. فرض كنيد كه يك گياه داراي ژنوتيپ Bb در برخي از بخش‌هاي ساختمان كرومزومي خود مي‌باشد. به دليل اينكه سلول‌هاي جنسي نيمي از مواد ژنتيكي گياه را دربر دارد، نيمي از تمام سلول‌هاي جنسي حامل B و نيمي حامل b براي سلول‌هاي نر و ماده مي‌باشند. اگر گياه خودلقاحي داشته باشد، نتاج BB، Bb و يا bb در نسبت‌هاي 1:2:1 خواهد بود. هر گونه BB براي آلل B هموزايگوس ناميده مي‌شود.
در حاليكه گونه‌هاي bb براي آلل b هموزايگوس هستند. گونه‌هاي Bb به علت اينكه در مواد ژنتيكي خود، حاصل B و b مي‌باشند، هتروزايگوس ناميده مي‌شوند. اگر نتاج يك گياه خودلقاح، خود نيز خودلقاح شود، تنها نتاج BB از گونه‌هاي BB و نتاج Bb از گونه‌‌هاي bb حاصل مي‌شوند. گونه‌هاي Bb دوباره BB، Bb و bb را در نسبت‌هاي 1:2:1 توليد خواهند كرد. اين روند كه در نسل‌هاي متعدد ادامه داشته است، براي افزايش فراواني گونه‌هاي BB و bb (هموزايگوس) و كاهش تعداد گونه‌هاي Bb در هرنسل به نصف تعداد، ادامه خواهد يافت. خود لقاحي در پستانداران همچون گاوهاي شيري امكان‌پذير نمي‌باشد. اما در فرآيندي مشابه (ذكر شده در بالا) به نام همخوني افزايش فراواني هموزايگوسي و كاهش فراواني هتروزايگوسي در تمام گونه‌ها رخ مي‌دهد.

همخوني، فراواني ژني كه در واقع تعداد كلي ژن‌هاي B و b در يك جمعيت مي‌باشد را تغيير نمي‌دهد. همخوني تنها آرايش و تركيب آن دسته از ژن‌ها در جفت‌هاي BB، Bb و يا bb را تغيير مي‌دهد. اگر برخي از آن تركيبات نابارور باشند، يك فرآيند گزينشي رخ خواهد داد كه فراواني ژني را تغيير مي‌دهد.

انجام عمل همخوني در گاو‌هاي شيري:
حيوان‌هاي همخون در مقايسه با حيوانات غيرهمخون، در موقعيت‌هاي كرومزومي بيشتري هموزايگوس مي‌شوند. نكته مثبت اين قضيه (همخوني) اين است كه نوع ارثي اسپرم يا سلول‌هاي تخمك در گونه‌هاي همخون، از گونه‌هاي غيرهمخون بيشتر قابل پيش‌بيني است. گونه‌هاي BB يا bb تنها قادر به توليد اسپرم و سلول‌هاي تخمك B يا b هستند. هتروزايگوت Bb تنها قادر به توليد توليد اسپرم و تخمك B يا b مي‌باشد. اگر حيوان همخون، غالب باشد و اين غالبيت را با قاعده منتقل كرده باشد، نكات مثبت و فوايد آن غيرقابل انكار است.

همخوني همچنين مي‌تواند براي پاكسازي يك دسته دامي داراي ژن‌هاي نامطلوب (مضر) نهفته و مغلوب به كار رود. وقتي اين ژن‌هاي نامطلوب در حالت همزايگوس (bb) ديده مي‌شوند، شرايط اغلب بسيار مهلك است. اين ميزان مهلكي ممكن است خيلي زود در مراحل رشد جنيني آغاز شود، امري كه در واقع شكستي براي پرورش دهندگان گاو شيري محسوب مي‌شود. اگر ژن‌ها خيلي خطرناك نباشند (نيمه كشنده Semi lethal) و حيوان زنده بماند، بازهم در مجموع بي‌ثمر خواهد بود و هيچ سودي دربر نخواهد داشت. بيشتر گونه‌هاي حيواني (بخصوص گاو‌هاي شيري و حتي انسان‌ها) حامل ميزان كمتري ژن‌هاي كشنده يا نيمه‌كشنده نهفته در حالت هتروزايگوس (Bb) مي‌باشند.

همخوني، با افزايش فراواني گونه‌هاي هموزايگوس (bb يا BB)، باعث برداشته شدن پوشش محافظ ژن غالب بي‌خطر مي‌شود و نتاج را بيشتر در معرض تركيب كشنده و خطرناك ژن‌هاي bb قرار مي‌دهد. براي گاوهاي شيري، همخوني سوددهي افرادي از حيوانات را كاهش مي‌دهد كه اين امر براي بيشتر توليدكنندگان غيرقابل‌قبول است.

نكات منفي و همخوني حيوانات، آن‌چنان از مزاياي آن بيشتر بوده است كه واژه <بحران همخوني> نيز به ميان آمده است. جدول شماره 1 نشان دهنده بحران همخوني در طول عمر و ويژگي‌هاي شيردهي هر گونه از گاوهاي هلشتاين مي‌باشد. (براساس تحقيقات Smith و همكارانش از دانشگاه ويرجنيا). اين تغييرات بر اساس هر %1 افزايش در همخوني، نشان داده شده‌اند. اين به اين معناست كه جفت‌گيري‌اي كه %25/6 همخوني ايجاد مي‌كند،
150$ = 25/6 * 24$
خسارت دربر خواهد داشت. توجه كنيد كه بجز ناحيه سلول‌هاي سوماتيك (Somatic cell)، جايي كه ظاهراً همخوني هيچ اثري ندارد، تمام عواقب و پيامدهاي همخوني در جدول شماره 1، نامطلوب و مضر هستند. سن در اولين آبستني افزايش پيدا مي‌كند، طول عمر مفيد كاهش پيدا مي‌كند و فاصله بين اولين گوساله‌زايي در گاوهاي همخون افزايش مي‌يابد.
برخي از تغييرات در اين جدول بيشتر از موارد تخمين زده شده در كتاب‌ها و مقالات مي‌باشند.
جدول اثر همخوني بر طول عمر و ميزان شيردهي هر گاو در گاو‌هاي هلشتاين
ويژگي .................................................. .....................بحران همخوني هر %1 افزايش در همخوني
درآمد خالص طول عمر (به دلار).......................................24-
سن در اولين آبستني ................................................36 +
روزهاي عمر مفيد (سودمند).................................... ......13-
طول عمر توليد كلي شير ..............................................790-
طول عمر توليد كلي چربي .............................................29-
طول عمر توليد كلي پروتئين ..........................................25-
توليد شير اولين شيردهي ............................................82-
توليد چربي اولين شيردهي ..........................................3-
توليد پروتئين اولين شيردهي ........................................3-
ميانگين منبع سلول‌هاي سوماتيك اولين شيردهي ...........004/0-
فاصله اولين گوساله‌زايي........................... ...................26/0+

همخوني در جمعيت گاوهاي شيري امروزي:
ترجيح و انتخاب براي توليد بيشتر و همچنين بهبود گونه‌هاي گاو شيري، تنوع ژنتيكي را كاهش داده است. تنوع حذف شده، شامل ژن‌هاي نامطلوب، براي بهبود ويژگي‌هاي مورد انتخاب ما هستند كه البته اين هدف ماست. امروزه تعداد محدودي از حيوانات در هر همخوني نقش پراثري را بعنوان والدين ايفا مي‌كنند. ويگانس و همكارانش (Wiggans, et al) متوسط همخوني در گاو‌هاي Ayrshire را %7/4، در گاوهاي Guernsey %3، در گاوهاي Holestein %6/2، در گاوهاي Jersey %3/3 و و در گونه Brown Swiss %3 بوده است. آيا اين آمار و ارقام هشدار دهنده هستند؟ مسئله بحراني و حساس اين است كه آيا گاوهاي شيري همخون تحت شرايط مديريتي و كنترلي امروز كارآمد هستند و آيا اين ميزان كارآيي با تنوع ژنتيكي كمتر در كل جمعيت دامي به مخاطره مي‌افتد يا نه؟ گاوهاي امروزي نسبت به اجداد خود از همخوني بيشتري برخوردارند اما آيا از سودمندي بيشتري نيز برخوردارند؟ گفتن اينكه درجات فعلي همخوني هشدار دهنده مي‌باشد، آنچنان هم درست و دقيق نيست.

بر طبق مطالعاتي كه در سال 1996 توسط يانگ و سيكورا انجام شد، تغييرات همخوني گاوهاي هولشتاين در طول قرن بيستم، مورد بررسي قرار گرفت. گاوهاي هولشتاين ابتدا در سال 1884 به آمريكا صادر شدند. مطالعات يانگ و سيكورا نشان داد كه گاوهاي هولشتاين امروزي %5 نسبت به تاريخ اصلي ورود، همخون بوده‌اند. رابطه ميانگين <درصد ژن‌هاي مشترك بين دو حيوان> از حدود %4/3 در سال 1928 به تقريباً %10 (دو برابر ميانگين ارزش همخوني %5) در سال 1990 افزايش يافته است. اين رابطه افزايش يافته نشان دهنده آثار و پيامدهاي انتخاب گاوهايي با سوددهي و كارآمدي بيشتر است. همچنين منعكس كننده، كاهشي در منشاء ژنتيكي مي‌باشد. يانگ و سيكورا گزارش دادند كه Pawnee Farm Arlinda Chief و Round Oak Rag Apple Elevation مسئول جداسازي تقريباً 4/1 ژن‌هاي گاوهاي هلشتاين در سال 1990 بوده‌اند. اصل و نسب گاو هلشتاين بدون هريك از اين دو رئيس در اولين 6 يا 8 نسل، اغلب محصول تصميمات غيرعادي اصلاح‌نژادي هستند.

پيامدهاي همخوني:
. اكثر پرورش‌دهندگان گاو شيري، از جفتگيري يك پدر با دختر خود اجتناب مي‌كنند و خيلي‌ها تشخيص داده‌اند كه گاو نر حاصل از تلقيح مصنوعي نبايد با دختران پدرش جفتگيري كند. به هر حال تشخيص جفتگيري يك گاو نر با دختر برادر ناتني‌اش مشكل‌تر است. براي نمونه در گاوهاي هلشتاين، جفتگيري دختران Mattie با پسر ديگر Mascot مثل Javlin، حدوداً %25/6 همخحوني توليد مي‌كند.

پرورش‌دهندگان گاو شيري ممكن است يك چنين جفتگيري‌هايي را انجام دهند، زيرا آنها رابطه بين Mattie و Javlin را تشخيص نمي‌دهند. اسامي كوتاه NAAB چيز زيادي راجع به اصل و نسب را نمايان نمي‌كند!

ما انتظار داريم كه يك گوسفند Javlin از يك دختر Mattie (%25/6 همخون) در مقايسه با يك گوسفند همخون با مزاياي يكسان، 150 دلار درآمد خالص طول عمر از دست دهد. آيا چنين جفت‌گيري‌اي بايد انجام شود؟ طبق تمام تصميمات مربوط به همخوني پاسخ مي‌تواند بيش از يك مورد باشد. (بيشتر از يك پاسخ مي‌توانيم داشته باشيم).

آيا گاو نرِ دور‌جفتي (Outcross) يافت مي‌شود كه ارزش و مزيت ژنتيكي‌اش به اندازه كافي براي فرزند بالا باشد كه بتواند نسبت به فرزند يك جفت‌گيري همخون بهتر عمل كند؟ اگر ما مقايسه را برروي PTA شير، بجاي درآمد خالص طول عمر انجام دهيم، مسئله روشن‌تر خواهد بود. يك جفت‌گيري با Javlin، اولين شيردهي را تا بيش از lbs 500 كاهش مي‌دهد. اين بدين معناست كه يك پدر جايگزين مي‌تواند حدود lbs 500 تأثير داشته باشد. همچنين PTA شير نسبت به Javlin پائين‌تر باشد. به شرطي كه او هيچ همخوني‌اي در جفت‌گيري توليد نكند.

در كه در بهار سال 1998 صورت گرفت، Javlin براي 2374+ بود. يك گاو نر غير خويشاوند با دختر Mattie، مي‌توانست به كميِ 1861+ در PTA شير و به اندازه مساوي با Javlin در اولين شيردهي ترقي كند. اگر فقط پدرهاي غيرخويشاوند، در توليد پائين‌تر از اين باشند، اجتناب از همخوني در واقع هزينه بيشتري را در خواهد داشت، چه‌بسا كه شكست در پيشرفت ژنتيكي نسبت به بحران همخوني، ضرر بيشتري را متحمل مي‌شود. جستجو براي مناسب‌ترين جفت‌گيري، نبايد به گاوهاي غيرخويشاوند (نامرتبط) محدود شود. گاوهاي نر رده بالا كه گاو ماده با آنها خويشاوند است نيز بايد مورد بررسي و توجه قرار گيرند.
در اجرا و اداره يك برنامه همخوني، بايد مراقب آثار همخوني بود، هميشه در نظر باشيد كه درجه همخوني، ميزان بازدهي و كارآمدي حيوان را مشخص مي‌كند. علاوه براين، همخوني فقط امتياز ژنتيكي افزايشي را كاهش مي‌دهد. فقدان همخوني به امتياز ژنتيكي نمي‌افزايد.
پرورش‌دهندگان نبايد از استفاده از بهترين پسرهاي يك گاو نر مشخص، اجتناب كنند، چراكه گاو نر نتاج ماده نيز در گله دارد. برخي آميزش‌هاي گاوهاي نر با ماده در يك گله ممكن است، همخوني بيشتري را توليد كند، بايد از جفت‌گيري‌هايي كه مقدار قابل‌توجهي از همخوني را توليد مي‌كنند، اجتناب كرد. تا اينكه بخواهيد گاو نر را از برنامه همخوني حذف كنيد.

شناسايي امري ضروري است:
همخوني غيرقابل اجتناب است مگر اينكه اصل و نسب گاو ماده‌اي كه قرار است باردار شود، بطور كلي مشخص و شناخته شده باشد. جفت‌گيري‌هاي خيلي نزديك درصورتي رخ مي‌دهد كه هويت نامشخص باشد. اما بيشتر زيان همخوني از اجداد مشترك سه نسل گذشته يا بيشتر در يك تبار حاصل مي‌شود. بيشتر از يك جد مشترك مي‌تواند باعث همخوني شود. اين بدين معناست كه اطلاعات كامل راجع به تبار تا 4 تا 5 نسل گذشته مورد نياز است تا بتوان همخوني را كنترل و مديريت كرد.

امتيازات ارزشمند داشتن يك گاو ثبت شده در طي سال‌ها، توانايي انتخاب يك زوج براي او در شرايط مشخص و با ميزان همخوني كنترل‌شده را به شما خواهد داد.

حيوانات ناخالص، مخصوصاً تعداد روزافزون حيوانات فاقد اطلاعات و داده‌هاي كامل تباري در گله‌هاي بزرگ گاو شيري، مربوط به چندين نسل گذشته مي‌باشند. اگر هم بتوان يك شجرنامه كامل حيوان ناخالص را با استفاده از DHI ثبت شده پرورش داد، اطلاعات هنوز كامل نيست، مگر اينكه از يك نوع برنامه كامپيوتري جفت‌گيري استفاده شود.

مشاهده كرديم كه اطلاعات كامل تباري مربوط به چندين نسل چقدر در مطالعات همخوني Smith و همكارانش مهم بود. در اين كار ما آثار همخوني را بطور جداگانه در گاوهايي از گله‌هاي ثبت شده و گله‌هاي اصلاح نژاد شده بررسي كرديم. بحران همخوني به ازاي هر %1 افزايش در همخوني در گله‌هاي ثبت شده، بالغ‌بر 24 دلار هرينه داشته است، اما در حيوانات اصلاح نژاد شده، به ازاي هر %1 افزايش در همخوني، كمتر از 10 دلار هزينه دربر داشته است. براي اولين شيردهي در گاوهاي ثبت شده lbs 82 بحران همخوني داشته‌اند. درحاليكه در گاوهاي اصلاح نژاد شده فقط lbs 35 بوده است.

آيا ژن‌ها در گاوهاي اصلاح نژاد شده متفاوت با ژن‌هاي گاوهاي ثبت شده عمل مي‌كنند؟
همخوني درگله‌هاي اصلاح نژاد شده به علت فقدان اجداد شناخته شده در تباري شناخته شده، احتمالاً بيشتر از مقدار تخميني مي‌باشد. ضريب تخميني همخوني در گاوهاي ثبت شده 3 برابر بيشتر از گاوهاي اصلاح نژاد شده است. اگر ما نتوانيم همخوني را در يك جفت‌گيري، به علت داده‌هاي محدود تباري تخمين بزنيم، همخوني غيرقابل اجتناب و كنترل خواهد بود و هزينه‌ها نيز بسيار غيرقابل پيش‌بيني خواهند بود.

جمع‌بندي:
در شرايطي كه خويشاوندي ميان حيوانات در نژادهاي شيري افزايش مي‌يابد، اجتناب از همخوني مشكل‌تر خواهد بود. افزايش خويشاوندي، نتيجه طبيعي استفاده كردن، تنها از تعداد كمي پدر در يك برنامه همخوني AI مي‌باشد. همخوني قابل اجتناب است، اما نه به‌قيمت فدا كردن رشد و پيشرفت در برابر بهره‌وري و بازدهي روزافزون.در بهترين روش‌ها براي كنترل همخوني، پدري را با بالاترين مزايا و ارزش‌هاي ژنتيكي سازگار با همخوني را در جفت‌گيري‌هاي خاص انتخاب مي‌كنند تا اينكه بخواهند از همخوني تا حد امكان اجتناب كنند. اطلاعات و داده‌هاي كامل و دقيق راجع به گاوهاي ماده‌اي كه قرار است جفت‌گيري شوند و پدراني كه به عنوان زوج عمل مي‌كنند، مهم‌ترين و ضروري‌ترين بخش در چنين تصميماتي براي انجام جفت‌گيري خواهد بود.

تهیه و تدوین :دکتر افسانه زرگر

irvet.ir

برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

عمل انتقال جنين 1 (ET) براي اولين بار حدود 55 سال پيش با موفقيت بر روي گاو ها انجام گرفت . عمل انتقال جنين صرفاً بر روي گاوهاي ماده صورت مي گيرد. گاو ماده اي كه از او جنين جمع آوري مي شود به عنوان دهنده ي جنين و در اصطلاح donor مي گويند . گروهي از گاوهاي ماده كه جنين ها را مي گيرند به عنوان ماده گاو گيرنده و در اصطلاح reciptent مي گويند .

عمل ET فرايندي است كه طي آن ، جنين ها از شاخ رحم گاوهاي دهنده جنين در مرحله پس از مرولا جمع آوري شده و جهت تكامل مراحل آبستني تا تبديل شدن به يك گوساله كامل در شاخهاي رحم گاوگيرنده جنين ساكن مي شوند . در واقع ، گاوهاي گيرنده جنين نقش دايه را براي فرزندان گاو دهنده ايفا مي كنند . به ازاي هر يك گاو دهنده 18-14 راس گاو گيرنده جنين بايستي در نظر گرفته شود . اصولاً گاو دهنده جنين گاوي است با صفت ژنتيكي برتر و گاو اصيل ولي گاوهاي گيرنده جنين ، گاوهايي با صفت ژنتيكي متوسط يا پايين مي باشند . اگر چه گاوهاي گيرنده از لحاظ فنوتيپي و محيطي ممكن است روي نتاج اثر بگذارند ولي بر ساختار ژنتيكي گوساله ، تاثير نخواهند داشت و از ارزش گوساله براي مقاصد اصلاح نژادي نمي كاهد .

در چه مرحله اي تخمك بارور شده را به عنوان جنين دانسته و بايستي از گاوهاي دهنده جنين جمع آوري نمود ؟


پس از اين كه اووسيت ها شوك حرارتي ديدند ، رشد نموده و لقاح صورت گرفته و 10-9 روز پس از لقاح تخمك بارور شده كه از مرحله مرولا به مرحله بلاستوسيت مي رسد ، بايستي جمع آوري نمود كه اين روزها بر اساس چرخه فحلي ، معادل روزهاي 8-6 چرخه فحلي مي باشد . جنين ها حتماً بايستي در فاصله روزهاي 8-6 سيكل فحلي ، جمع آوري بشوند ، چون اگر تا روز 14 چرخه فحلي طول بكشد ،

جنين ها به دلايل زير از بين خواهند رفت :


1- تفريخ نشدن جنين هاي بزرگ و عدم تبديل آنها به گوساله به خاطر انجماد .

2- اثرات تغييرات هورموني رحم در جنين ها ، به دليل توقف طولاني جنين در رحم گاو .


همزمان سازي فحلي :

براي اين كه عمل ET با موفقيت بالاتري همراه باشد ، بايستي گاوهاي دهنده و گيرنده هر دو در يك مرحله از سيكل فحلي باشند تا شرايط لازم جهت دادن و گرفتن جنين در آنها فراهم باشد . براي اين منظور عمل همزمان سازي فحلي را انجام مي دهند .

عمل همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است. هورمون به كاررفته در اين عمل PGF2a مي باشد كه باعث تحليل رفتن جسم زرد مي گردد . تزريق pgf2aدر 4 روز اول و 3 روز آخر چرخه فحلي موثر نمي باشد . چون در اين روزها جسم زرد در حال تحليل رفتن مي باشد . پس زمان مناسب تزريق هورمون PGF2A بين روزهاي 18-5 چرخه فحلي مي باشد .


سوپر اوولاسيون :

با توجه با اين كه ماده گاو ها در هر بار تخمك ريزي يا اوولاسيون٬ يك اووسيت آزاد مي كند و با توجه به اين دوره آبستني طولاني مدت هم دارد (9 ماه) پس نه تنها سرعت پيشرفت ژنتيكي كند مي شود ، بلكه يك ماده گاو در طول عمر باروري خود فقط چند گوساله توليد خواهد كرد (كه اغلب كمتر از 10 گوساله خواهد بود )لذا با انجام عمل سوپر اوولاسيون و به دنبال آن با انجام عمل ET مي توان اين مسئله را بهبود بخشيد . سوپراوولاسيون فرايندي است كه در آن به جاي اين كه از دام دهنده يك تخمك حاصل بشود ، چندين تخمك حاصل مي شود و مي توان در هر دوره تخمك ريزي ، به جاي يك تخمك 10 تخمك و متوسط 6 تخمك بدست آورد و به تبع آن به جاي يك گوساله ، متوسط 6 گوساله در يك دوره آبستني حاصل نمود . عمل سوپراوولاسيون نيز همانند همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است . با اين تفاوت كه عمل همزمان سازي فحلي بين هر دو دام دهنده و گيرنده جنين صورت مي گيرد ولي عمل سوپراوولاسيون فقط در دام دهنده جنين بايد انجام بشود . هورمونهاي به كار رفته دراين عمل ، هورمون هاي FSH و هورمون هاي PMSG (هورمونهاي گنادوتروپين سرم ماديان أبستن ) و هورمون HAP (عصاره هيپوفيز پيشين اسب )مي باشد .

از بين اين هورمون ها ، هورمون FSH كاربرد بيشتري دارد ، در صورتي كه هورمون pmsg هورمون قوي تري است و يك بار تزريق PSMG با تزريق FSH برابري مي كند . چون نيم عمر PMSG به مراتب بيشتر از نيم عمر FSH مي باشد و نيم عمر FSH پايين است ، به اين خاطر آن را به مدت 4 روز متوالي و هر روز در دووعده صبح و عصر تزريق مي كنند كه در كل بايستي به ميزان 28 ميلي گرم FSH تزريق بشود . تا عمل سوپر اوولاسيون انجام گيرد . پس همچنان كه در روش تلقيح مصنوعي4 AL)) يك گاو نر اصيل (مثلاً 3 ساله ) مي تواند پدر يك ميليون گوساله باشد در عمل (ET) نيز با فرآيند سوپر اوولاسيون يك ماده گاو اصيل مي تواند تعداد زيادي گوساله (فقط در يك دوره آبستني )بشود .


شستشوي جنين :


پس از اينكه عمل همزمان سازي فعلي و سوپر اوولاسيون صورت گرفت و تخمك ها به شكل جنين درآمدند بايستي طي عمل شستشوي جنين ها جمع آوري شوند . براي انجام عمل شستشوي جنين از ماده شوينده مخصوص كه معمولاً حاوي محلول نمكي بافر فسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي است استفاده مي شود . براي انجام عمل شستشو از يك سوند يا كاتتركه به نام سوند فولي معروف است استفاده مي شود . اين سوند را اول بايستي ضد عفوني كرده سپس به شاخ رحم گاو دهنده جنين وارد نموده و عمل عمل شستشوي را انجام داد .


سوند فولي داراري 3 كانال مي باشد. كانال اول مخصوص دميدن هوا است تا قسمت بادكنكي كه در انتهاي اين كانال است متورم شده و باد شود تا هم باعث تثبيت سوند فولي در شاخ رحم شده و هم مانع بازگشت مايع شستشوي جنين از طرف شاخ رحم به بدنه رحم بشود . كانال دوم مخصوص ارسال ماده شوينده مذكور به طرف شاخ رحم است . كانال سوم مخصوص خروج جنين ها به همراه ماده شوينده مي باشد كه به داخل لوله آزمايش يا محيط كشت كه حاوي (محلول نمكي با فرفسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي ) مي باشد ريخته مي شود . چون غلظت جنين ها بالاتر از غلظت محيط كشت مي باشد ، جنين ها در عرض 2 دقيقه در ته ظرف ته نشين شده و بايستي حدود 10 دقيقه محيط كشت حاوي جنين را در جاي ثابت و بدون حركت نگهداري نمود . سپس جنين ها را در زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار داده و آنها را ارزيابي كرده و سپس درجه بندي مي كنند كه از جنين درجه 1 (عالي )تا جنين فاسد يا مرده طبقه بندي مي شوند . جنينهاي درجه 1 را مي توان منجمد كرده و براي مصارف دوره هاي بعدي نگهداري نمود ولي جنين هاي درجه 2 يا درجه 3 را مي توان همان روز جنين گيري به گاوهاي گيرنده انتقال داد.


انجماد جنين:


اگر قرار است جنين ها در همان روز جمع آوري شده به گاوهاي گيرنده انتقال يابند كافي است براي چند ساعت در محيط كشت تازه و سترون كه دماي آن محيط كشت هم معادل دماي بدن گاو است نگهداري بشود . ولي اگر بخواهيم جنين ها را براي مدت طولاني نگهداري كنيم بايستي حتماً آنها را منجمد كرده و محافظت نمائيم مثل روش AL كه اسپرم گاو نر اصيل را به صورت منجمد نگهداري مي كنند . ولي جنين ها در برابر عمل انجماد سازي و سپس ذوب كردن يخ شان جهت مصرف بسيار حساس تر از اسپرم مي باشند .


هر جنين اغلب در يك استرا 7به حجم 25% سي سي نگهداري مي شود . ماده محافظت جنين ها ، گليسرول و اتيلن گليسرول مي باشد كه اخيراً استفاده از اتيلن گليسرول نتايج بهتري را نشان داده است . سپس توسط دستگاه هاي اتوماتيك دماي استراها را به دماي ازت مايع (196- درجه سانتي گراد ) مي رسانند. براي ذوب كردن يخ جنين هاي منجمد شده نيز جهت مصرف براي انتقال به گاوهاي گيرنده با قرار دادن استرا در حمام آب گرم با دماي 37 درجه سانتي گراد يخ ذوب شده و جنين ها براي انتقال آماده مي شوند . وقتي از جنين هاي منجمد شده اي كه بعد ها ذوب مي شوند براي انجام عمل ETاستفاده شود ميزان آبستني نسبت به زماني كه از جنين تازه استفاده مي شود ٬ 10 درصد كم مي گردد .


روش هاي انجام عملET :


در روش جراحي قديمي ، ماده گاوها را تحت بي حسي عمومي قرار داده ، به پشت خوابانيده و شكافي بين پستان و ناف گاو ايجاد كرده رحم را جلوكشيده ، و عمل جمع آوري يا انتقال جنين صورت مي گيرد ولي در روش جراحي جديد ، بي حسي موضعي صورت گرفته و در پهلوي گاو شكاف ايجاد كرده و رحم را جلوكشيده و با پيپت نازك مثل پيپت در عمل AL ، جنين ها را از شاخ رحم جمع آوري يا انتقال مي دهند .


هدف از انجام عملET :


1- افزايش تعداد نتاج از گاوهاي ماده با صفات ژنتيكي برتر (بدين شكل كه با انجام عمل ET مي توانيم تعداد گوساله هاي گرفته شده از يك گاو اصيل و با ارزش را تا چندين برابر افزايش دهيم .)
2- سهولت در امر صادرات و واردات (همچنانكه در عمل AL )كه در آن به جاي نقل و انتقال گاو نر اصيل اسپرم منجمد گاو نر اصيل بين كشورها مبادله مي شود . در عمل ET نيز به جاي نقل و انتقال گاو ماده اصيل ، جنين منجمد شده آن بين كشورها مبادله مي شود.
3- انجام عمل دو قلو زايي در ماده گاوها (هر چند ممكن است 15-12 درصد نتاج فري مارتين باشند .)
4- كنترل بيماري هم در دهنده ها وهم در گيرنده ها و هم در جنين هاي حاصله .

5- نگهداري جنين هاي بدست آمده از گاوهاي دهنده جنين به مدت طولاني به خاطر قابليت انجماد جنين ها.


بهترين كاربردهاي مورد استفاده جنين :


1- انجام آزمايش بر روي جنين ها :

جهت پي بردن به صفات نا مطلوب به عنوان مثال مطالعه و بررسي صفت نامطلوب سم قاطري يا سم بدون شكاف .اگر پدري ناقل ژن اين صفت باشد ، نتاج حاصل از آن ، اگر به شكل جنين به گاوهاي گيرنده منتقل شود، با مطالعه جنينها در 2 ماهگي مي توانيم به اين صفت نامطلوب و امثال آن پي ببريم .


2- بكارگيري ماده گاوهاي اصيل در توليد گوساله هاي نر ممتاز :


در حالت طبيعي براي اين كه 100 گوساله نر اصيل به منظور تحقيقات اصلاح نژادي داشته باشيم ، بايستي 300 ماده گاو براي توليد اينها داشته باشيم چون احتمال دارد كه الف) همه ماده گاوها آبستن نشوند ب ) نيمي از نتاج حاصل ، گوساله هاي ماده باشند ج ) اگر گوساله هاي نر هم توليد بشوند ، گوساله هاي نر حاصله يا تلف بشوند يا ممتاز جهت انجام عمل اصلاح نژادي نباشند . پس با انجام عمل سوپر اوولاسيون و متعاقب آن عمل ET مي توانيم فقط با نگهداري 150 ماده گاو اصيل به 100 گوساله نر اصيل برسيم چون حداقل يكي از جنين هاي گاو سوپراووله جنين نر خواهد بود .

3- انتقال وسيع و نامحدود ژن:

روش ET با در دسترس داشتن جنين مي توان ژن را از يك نژاد به نژاد ديگر مهاجرت داد مثل مهاجرت ژن از نژاد گاو اصيل (مانند هلشتاين ) به نژاد گاو بومي .به طور كلي گاوداراني كه تمايل دارند دختران بيشتري از گاو پر توليد و مورد علاقه خود داشته باشند به اين كار اقدام مي كنند ونيز در صورتي كه نياز به گوساله نر اصلاح نژادي والدين با كيفيت بالا داشته باشند از اين روش استفاده مي كنند .

منبع: irvet.ir

 برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

چه موقع تلقيح نماييم ؟

زمان مناسب تلقيح گاو بسته به اين است كه اولين ايستا فحلي چه زمان اتفاق افتاده باشد براي دستيابي به بهترين نرخ آبستني بايد گاوها و تليسه ها را از بين ده تا چهارده ساعت پس از مشاهده اولين ايستا فحلي تلقيح نمود يعني گاوهائي كه اولين ايستا فحلي آنها در صبح اتفاق افتاده باشد بايد در اواخر بعداز ظهر تلقيح نمود و گاوهائيكه در عصر فحل شده اند لازم است صبح روز بعد (قبل از ساعت 10 )تلقيح شوند اين روش قانون صبح _بعد از ظهر ميگويند . زمان مناسب تلقيح باعث ميشود تا تعدادي بيشتري اسپرم سالم به تخمكها رسيده ٬عمل لقاح بصورت مناسب انجام شود . تلقيح زود هنگام گاو ها باعث ميشود بسياري از اسپرمها قبل از تخمك اندازي نابود شوند ٬از سوي ديگر تلقيح دير هنگام باعث پير شدن تخمك شده و قبل از رسيدن اسپرمها فعاليت تخمك از بين ميرود . در صورتيكه قانون صبح ٬بعد از ظهر به خوبي رعايت شود درصدآبستني افزايش مي يابد .
در پايان لازم به ذكر است حفظ يك برنامه فحل يابي موفق باعث تولد گوساله هاي بيشتر و توليد شير زيادتر در گله ميشود و اين بدان مفهوم است كه سود و بهره وري بيشتري در انتظار گاودار است .

تشخيص فحلي و زمان مناسب تلقيح :

انجام يك زايش 12 ماهه به تشخيص فحلي مناسب و زمان دقيق تلقيح بستگي دارد در واقع مي توان گفت تشخيص فحلي گله شما يكي از مهم ترين عوامل توليد مثلي گاوداري است توصيه ميشود كه حتماً شخصي مسئول فحل يابي در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص بايد فرد ديگري وظيفه فحل يابي را به عهده بگيرد . هر چه زمان براي آموزش فحل يابي به كارگران صرف كنيددر صد موفقيت فحل يابي و نهايتا توليد مثل افزايش مي يابد .نخستين گام در يك برنامه تشخيص فحلي موفق شماره زني و واضح گاوها مي باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخيص داد .

چه موقع فحل يابي كنيم ؟

بطور كلي متوسط زمان فحلي گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نيز 8 ساعت فحلي نشان ميدهند بنابراين اگر شما گاوها را روزانه يك بار مورد مشاهده قرار دهيد حدود 50%گاوهاي فحل را تشخيص ميدهيد در حاليكه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زماني يازده الي سيزده ساعت اين عدد را به 80%ميرساند از سوي ديگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الي 30 دقيقه باعث ميشود كه 95%گاوهاي فحل را تشخيص داده شوند . عواملي همچون بيماري ٬آب و هوا وشرايط بستر بر طول فحلي اثر ميگذارند . گاوها در آب و هواي بسيار گرم و شرجي يا بسيار سرد مدت زمان كوتاهتري نشان ميدهند . بهترين زمان مشاهده گاوهاي فحل صبح زود قبل از شير دوشي و خوراك دهي ٬اوايل بعد از ظهر و اواخر غروب است .
اين زمانها مناسب ترين اوقاتي هستند كه ميتوان فحلي را ديد . به طور كلي گاوهايي كه ايستاده و اجازه ميدهند گاوهاي ديگر روي آنها بپرند فحل مي باشند ايستا فحلي اولين علامت فحل يابي است و تخمك اندازي 25 الي 30 ساعت پس از اولين پرش گاوها بر روي گاو فحل اتفاق ميافتد .ديگر علائم فحلي كه قبل از ايستا فحلي به چشم مي آيد .تلاش گاو فحل براي پريدن بر روي ديگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفي بدن گاوهاي ديگر ٬ادرار كردن زياد ٬خارج شدن موكوس از دستگاه تناسلي و قرمز شدن فرج گاو است ٬تيز شدن گوشها ٬كثيف شدن پهلو و كپل گاو آزرده شدن ابتداي دم گاو و نيز از ديگر علامتها براي تشخيص فحلي است . يك تا سه روز پس از ايستا فحلي گاو خونريزي اندكي ٬در ناحيه فرج گاو ديده ميشود كه نشان دهنده آنست كه گاو فحل بوده است و اين خونريزي هيچ ارتباطي با تخمك اندازي و آبستني يا عدم آبستني گاو ندارد . اصولا گاوهائيكه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونريزي فوق دوباره فحل ميشوند .

اهميت اولين فحلي گاو :

فحل يابي صحيح ٬ كليد موفقيت توليد مثل گله و ايستا فحلي بهترين نشانه براي تشخيص فحلي مي باشد . مشاهده اولين فحلي گاوها در حدود روز چهلم پس از زايمان يكي از شاخصهاي مهم توليد مثلي گاوداري است كه براي برنامه ريزي مرتب بايد به آن دست پيدا كرد . البته گاوهايي كه داراي چرخه هاي فحلي نا منظم بوده و يا تليسه هايي كه دچار سوء تغذيه بوده اند ٬ممكن است اولين فحلي خود را دير تر از شرايط طبيعي بروز دهند . ضمناً گاوهايي كه جيره غذايي آنها حاوي فلوئور زيادي است دچار تاخير در بروز اولين فحلي خواهند شد . در صورتي كه اولين فحلي نرمال گاوها به تعويق افتد ٬دامها دير تر تلقيح شده و متوسط فاصله زايش گاوداري افزايش مي يابد كه در مجموع ضرر اقتصادي حاصله باعث كاهش پيشرفت گله خواهد شد .

چند نكته مهم در تلقيح مصنوعي :

1- حفظ يك فاصله زايش دوازده ماهه به تشخيص فحلي مناسب و تلقيح در زمان صحيح بستگي دارد .
2- اولين گام در يك برنامه تشخيص فحلي موفق ٬مشخص كردن و شماره گذاري درست و كافي تمام دام هاي گله است بطوريكه شماره هاي بدن از فاصله دور قابل تشخيص باشند .
3- بهترين زمان براي مشاهده فحلي ٬اول صبح قبل ازشير دوشي و خوراك دهي و نيز اوايل بعد از ظهر و در شب پس از آنكه دام ها دوشيده شده و خوراك خود را خورده اند ٬مي باشد اين ساعات خنك ترين زمان در طول شبانه روز مي باشند .
4- در گله هايي كه فحل يابي دقيقي در آن ها انجام ميشود ٬براي دستيابي به بهترين نتايج آبستني ٬گاوها و تليسه ها را حدود 10 الي 14 ساعت پس از شروع اولين ايستا فحلي تلقيح كنيد .اين بدان معني است كه گاوهايي كه در صبح فحل هستند ٬در اواخر بعد از ظهر تلقيح ميشوند و بر عكس (قانون صبح بعد از ظهر )
5- وقتي بيش از يك گاو در بهاربند فحل باشد دفعات پرش گاوها روي يكديگر دو تا چهار برابر مشود .
6- اجراي يك برنامه تشخيص فحلي موفق باعث توليد گوساله و شير بيشتري در گله ميشود يعني سود بيشتري در انتظار گاودار است.

منبع: irvet.ir

 برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مقدمه:

امروزه روز، دوراني كه دامداران به انتظار و لطف طبيعت زاد و ولد دامهاي خود را تسليم سرنوشت مي كردند سپري شده است علم و دانش به كمك بشر آمده وبا ارائه طريق ساده ميزان زاد و ولد را دردامها به مقدار زيادي بالا برده است براي موفقيت دركار دامداري همراه شدن با پيشرفتهاي علمي ضروري به نظر مي رسد متخصصان علوم دامپروري عقيده دارند تلقيح مصنوعي يكي از پيشرفتهايي است كه درعصر حاضر مي تواند كمك زيادي به دامداران نمايد استفاده از گاوهاي ممتاز براي افزايش انتقال توان توليد،‌كنترل امراض ومهمتر از همه اصلاح تعداد بيشماري دام همگي مديون تلقيح مصنوعي است.اصلاح نژاد وافزايش بهره وري توليد دام بهترين راه مقابله با خطر گرسنگي و كمبود مواد غذايي است و كار درخصوص افزايش توليد و پرورش گاوهاي پرتوليد دراكثر كشورهاي پيشرفته دنيا شروع شده است ودرحال حاضر شاهد گاوهاي پرتوليد دردنيا هستيم. دراين نشريه سعي شده است درخصوص چگونگي انجام تلقيح مصنوعي،‌زمان مناسب آن و محاسن تلقيح مطالبي بيان گردد

تلقيح مصنوعي چيست؟

باردار كردن گاو ماده بدون عمل جفت گيري بين دام نر و ماده را تلقيح مصنوعي گويند.براي اين منظور با وسائلي خاص اسپرم گاو نر را دررحم گاو ماده قرار داده و همين امر باعث باروري گاو ماده مي شود.

فوايد تلقيح مصنوعي

تلقيح مصنوعي داراي محاسن وفوايد زيادي است ازجمله

1- جلوگيري از هزينه نگهداري گاو نر به خصوص درگاوداريهاي كوچك زيرا ازلحاظ اقتصادي درتلقيح مصنوعي احتياج به تهيه ونگهداري گاو نر نيست واز طرفي هزينه نگهداري آن ا زقبيل تغذيه، تاسيسات،‌دستمزد كارگر،‌ دارو وسائل دامپزشكي وغيره را دامپرور متحمل نمي شود و تنها با خريد اسپرم منجمد با قيمت ناچيز اين كار صورت مي گيرد.

2- چون درتلقيح مصنوعي مي توان مدت زيادي اسپرم را به صورت منجمد نگهداري كرد(حداكثر 20 سال)بنابراين حتي پس از مرگ گاو نر نيز مي توان از اسپرم آن كه داراي صفات برتر است استفاده كرد.

3- چون اسپرم هاي گرفته شده از گاو نر به راحتي قابل جابه جايي است پس مي توان اسپرم گاوهاي نري كه داراي صفات ژنتيكي خوب هستند از مسافتهاي دور دست خريداري كرد ومورد استفاده قرار داد

4 - درصد باروري (آبستني)دام ماده درتلقيح مصنوعي بيشتر از تلقيح طبيعي است زيرا قراردادن اسپرم درداخل رحم(پشت سرويكس) كمك زيادي به رسيدن اسپرم به تخمك مي كند وهمين امر سبب افزايش درصد باروري دام ماده مي شود

5- درروش تلقيح مصنوعي مي توان با استفاده ا زاسپرم يك دام نر تعداد زيادي دام ماده را بارور كرد به طور مثال مي توان با رقيق كردن و نگهداري صحيح اسپرم گاو نر درسال تعداد 40000 الي 60000 ماده گاو را آبستن كرد

6- افزايش طول عمر بهره دهي گاو نر درمراكز تلقيح مصنوعي به راحتي امكان پذير است. چون با استفاده از يك رژيم صحيح براي اسپرم گيري مي توان از ضعيف شدن قدرت جنسي كه اثر منفي برروي كيفيت اسپرم ورفتار جنسي دارد جلوگيري كرد

7- درتلقيح مصنوعي چون تمام اعمال تلقيح توسط دست انسان صورت مي گيرد به راحتي مي توان از انتشار بيماري ا زدام نر به ماده جلوگيري كرد

8- با استفاده از تلقيح مصنوعي مي توان دامهايي كه قادر به جفت گيري طبيعي نيستند ويا مبتلا به بيماريهاي واگير دستگاه تناسلي هستند باردار كرد.

9- مدت زمان تلقيح درتلقيح مصنوعي خيلي كوتاهتر و مطمئن تر از تلقيح طبيعي است.

نقش تلقيح مصنوعي درجلوگيري از گسترش امراض قابل انتقال به وسيله جفت گيري:

يكي ا زمهمترين دلايل استفاده ا زتلقيح مصنوعي دراكثر كشورها جلوگيري ا زيك سري بيماريهاي عفوني وانگلي است كه ا زطريق جفت گيري سرايت مي كند مانند تريكومونوز، ويبريوز تناسلي، بروسلوز يا تب مالت و...اهميت ديگر تلقيح مصنوعي براي مزارع دامپروري قرنطينه است كه جا به جا كردن دامها براي جلوگيري ا زسرايت بعضي بيماريها به ديگر حيوانات ممنوع است همچنين درتلقيح مصنوعي به خاطر كنترل اجباري اسپرم درهر اسپرم گيري مي توان با ارزيابي كمي و كيفي اسپرم به وجود حيوانات نري كه ارزش توليد مثلي پايين دارند پي برد و درنتيجه بسته به علل آن براي كوتاه مدت يا دايم آنها را از فعاليتهاي توليد مثل خارج كرد لازم به ذكر است دراثر تلقيح دام ماده مي توان به انواع بيماريها و تومورها كه درداخل دستگاه تناسلي حيوان ماده است پي برده و در اسرع وقت درصدد درمان آن برآمد. خسارات ناشي ا زتلقيح مصنوعي به علت استفاده غير اصولي آن دراكثر موارد با استفاده ا زتلقيح مصنوعي نتايج نادرستي درروند اصلاحي وهمچنين درصد باروري حيوانات به دست مي آيد

برخي از عواملي كه باعث ايجاد خسارت درتلقيح مصنوعي مي شود عبارتند ا ز

1- استفاده ازدامهاي نري كه ارزش دامپروري نداشته و فعاليت يا اثر معكوس برروي اصلاح نژاد دام دارند درنتيجه لازم است فقط ا زحيوانات نري كه اصل آنها كاملاً شناخته وبر مبناي تستهاي انجام شده بر روي آنها،‌ارزيابي شده اند استفاده كرد زيرا درتلقيح مصنوعي ازاسپرم يك گاو نر تعداد زيادي گاو ماده آبستن مي شود ودرنتيجه مقدار زيادي گوساله بوجود مي آيد درصورتي كه حيوان داراي خصوصيت ارثي قابل انتقال نامناسبي باشد،‌اثرات آن درنسل هاي آينده كاملاً‌مشخص خواهد شد

2 - وجود بعضي دامهاي نربا امراض قابل انتقال درمراكز تلقيح باعث انتقال سريع بيماري دريك سطح وسيع خواهد شد

3- گسترش وانتشار بعضي بيماريهاي ارثي مانند هپيوبلازي (دستگاه تناسلي)، كريپتوكيدي وغيره

4- تلقيح حيوانات ماده با اسپرمهاي ضعيف

5- عدم شناخت تكنيك استفاده ا زاسپرم و تلقيح آن دردستگاه تناسلي

6- تلقيح حيوان ماده درقبل ا ززمان مناسب،‌كه درنتيجه تخمك قابل باروري نيست تمام اين عوارض و معايب با استفاده ا زتكنيكهاي خاص ارزيابي حيوان نر و تعيين سلامتي جسمي حيوان و نيز ارزيابي كيفيت توليد مثل آنها و بالاخره استفاده از افراد متخصص براي انجام عمل تلقيح از بين مي رود.

مناسب ترين زمان تلقيح مصنوعي

همان طور كه مي دانيد وقبلاً‌ نيز توضيح داده شد، تلقيح مصنوعي روش نويني دردامپروري است كه با انجام اين روش دامداران مي توانند به سادگي نژاد دامهاي خود را اصلاح كنند،‌بدون شك تلقيح مصنوعي موفق ترين و پرسودترين تكنيكي است كه درتوليد مثل دام نتيجه شده است.ولي نكته اي كه لازم است براي انجام مطلوب تلقيح مصنوعي به آن توجه شود دانستن زمان فحلي و توجه به علايم آن درگاو ماده است.

فحلي چيست؟

دردستگاه تناسلي اكثر دامهاي پستاندار به تناوب فعل وانفعالاتي صورت مي گيرد كه مهمترين وبرجسته ترين آن فحلي استفحلي به مرحله اي اطلاق مي گردد كه دام ماده نسبت به جنس نر ميل جنسي پيدا كرده وبراي جفت گيري آمادگي كامل دارد درتمام طول دوران فحلي قسمتهاي محتلف اندام تناسلي دچار تغييراتي مي گردد كه نتيجه مستقيم عواملي به نام هورمون است اين هورمونها ضمن تاثير بر روي سلولهاي تخمدان سبب بروز حالت فحلي مي گردند. با اينكه گوساله هاي ماده دربدو تولد داراي دستگاه تناسلي نسبتاً‌كاملي هستند اما دستگاه تناسلي آنها تا چندين ماه فعاليت اساسي ندارد وبه موازات رشد و تكامل بتدريج درسن نه ماهگي فعاليت جنسي خود را شروع مي نمايند بروز تظاهرات بلوغ جنسي برحسب نژاد وضع تغذيه و عوامل ديگر درفواصل متناوب درتمام دوران زندگي ماده گاو ادامه خواهد داشت.درايامي كه زمان فحلي ماده گاو نزديك مي گردد مخاط فرج قرمز رنگ ، متورم و مرطوب شده و سپس ترشحات سفيد رنگ و شفافي ازآن خارج مي شود ودراين ترشحات ممكن است رگه هاي خون وجود داشته باشد كه به علت پارگي بعضي ا زمويرگها به هنگام بروز فحلي است ترشحات مذكور بتدريج شفافيت خود را از دست داده كدر،‌چسبنده وزرد رنگ مي شود.گاهي اوقات بويژه درزمستان ا زپشت گاوهاي فحل بخار بلند مي شود اين بخار به علت افزايش دماي بدن گاو،‌به دنبال زياد شدن فعاليت ويا به دليل تغييرات فيزيولوژيكي دوران فحلي است.گاهي نيز تغييراتي دررفتارهاي عادي گاو پيش مي آيد مثلاً‌ گاوي كه هميشه پيش از همه وارد شير دوشي مي شده درزمان فحلي ممكن است آخرين گاوي باشد كه به شيردوشي
مي آيد وبرعكس درمراتع گاو فحل ويك يا چند گاو ديگر كه پيرامون آن پرسه مي زنند ممكن است از چرا كردن خودداري كنند.ماده گاوها معمولاً‌ هر 19 الي 21 روز يكبار فحل مي گردند وچنانچه در موقع مناسب فحل،‌ ماده گاو،‌تلقيح و آبستن گردد ديگر اين حالت درآن تجديد نمي گردد مگر دربعضي ا ز گاوهاي ماده ايي كه به طور استثناء دردوران آبستني هم حالت فحل درآنها ديده مي شود.

علايم فحلي

گاو ماده براي جلب توجه گاو نر علايمي ازخود نشان مي دهد كه مشاهده اين علايم زمان فحلي ماده گاو ومراحل مختلف آن را نشان مي دهد.

الف) مرحله شروع فحلي

شروع فحلي 6 الي 10 ساعت قبل از فحلي حقيقي است وداراي علايمي به شرح ذيل مي باشد

1- گاوها يكديگر را مي بويند

2- سوار يكديگر مي شوند

3- فرج مرطوب ، قرمز وكمي متورم مي شود

4- اجازه پرش به ديگر گاوها را برروي خود نمي دهند به محض مشاهده علايم مرحله شروع فحلي به هيچ وجه نبايد مبادرت به تلقيح مصنوعي ماده گاو نمود

ب) مرحله فحلي حقيقياين مرحله از لحاظ انجام عمليات تلقيح مصنوعي ا زاهميت زيادي برخوردار است مدت زمان فحلي حدود 18 ساعت طول مي كشد فحلي حقيقي هم مانند مرحله شروع فحلي علايمي به قرار زير دارد كه بايد اين علايم دقيقاً مورد توجه قرار گيرد.

1- به گاوهاي ديگر سواري مي دهند

2- سروصدا راه مي اندازند

3- ناراحت و متوحش هستند

4- تمايل دارند سوار ديگر گاوها شوند

5- ازداخل مهبل مايعي صاف ترشح مي شود

6- خوراك ومقدار شيرشان كاهش مي يابدلازم به تذكر است گاو فحل هنگامي كه دربهار بند آزاد است آرام ايستاده وماده گاوهاي ديگر بر روي آن مي پرند اگر درموقع پريدن ماده گاو زيرين فرار نكرد فحل است بهترين زمان تلقيح 6 الي 12 ساعت بعد از شروع فحلي حقيقي است

مناسب ترين زمان تلقيح

براي اينكه ماده گاو آبستن شود بايد تخم ماده با اسپرم تلاقي نمايد معمولاً جدا شدن تخم از تخمدان درماده گاو به طور متوسط درحدود 12 ساعت بعد ا زشروع فحلي حقيقي انجام مي گيرد وچون تخم ماده پس از جدا شدن ازتخمدان طول عمر كوتاهي درحدود 4 الي 5 ساعت دارد لذا بايد تلقيح را موقعي انجام داد كه نطفه قبل از مردن تخم ماده با آن برخورد نمايد با درنظر گرفتن عمر نطفه نر اگر به محض ديدن علايم شروع فحلي به تلقيح مصنوعي اقدام كرد چون درموقع لقاح نطفه نر از بين رفته است نخواهد توانست تخم ماده را بارور كند ويا اگر ماده گاو را دراواخر مرحله فحلي حقيقي تلقيح نمايند چون تخم ماده از بين رفته است نطفه نر نخواهد توانست با تخم ماده تلاقي نمايد بنابراين به تجربه ثابت شده است چنانچه ماده گاوهاي فحل را 6 الي 12 ساعت بعد ازشروع علايم فحلي حقيقي تلقيح نمايند اميد بارور شدن نطفه بيشتر خواهد بود.

جدول زير بهترين راهنما براي تعيين مناسب ساعت تلقيح مي باشد

آخرين فرصت براي تلقيح

بهترين موقع براي تلقيح

زماني كه اولين علايم فحلي مشاهده مي شود

قبل از ساعت 10 صبح فردا

بعد از ظهر همان روز

صبح زود

قبل از ساعت 3 بعدازظهر فردا

عصر همان روزيا فردا صبح

قبل از ظهر بين 9 صبح الي 12

قبل از ساعت 6 عصر قردا

قبل ازظهر فردا

بعد از ظهر يا عصر

رعايت نكات ذيل سبب انجام موفقيت آميز تلقيح مصنوعي خواهد شد

1- كليه آمار واطلاعات مربوط به تاريخ هاي وضع حمل فحلي و تلقيح را به طور مرتب يادداشت ونگهداري كنيد اين آمار مي تواند كمك زيادي به مامورين فني درتشخيص مواقع فحلي ويا شناسايي امراض و... نمايد.

2- همیشه اولین تلقیح را درماده گاو 60 روز پس از زایش انجام دهید زیرا جدار رحم کاملاً التیام یافته و حاضر به آبستنی بعدی می باشد اگر درفاصله کوتاهتری تلقیح صورت گیرد شانس آبستنی کمتر شده و موجب ضعف جسمانی ماده گاو خواهد شد

3 - ماده گاوها را دو مرتبه صبح و عصر دربهار بند به طور آزاد نگه داشته و مواظب علایم آنها باشید مخصوصاً ماده گاوهایی که 18 الی 22 روز اززمان فحلی آنها گذشته باشد به تجربه ثابت شده است 60 الی 70 درصد گاوها علایم فحلی را بین ساعت 2 الی 6 صبح نشان می دهند

4- درصورت مشاهده مکرر علایم فحلی درماده گاو باید فوراً دامپزشک را درجریان قرار داد درغیر این صورت پس از مدتی برای همیشه ماده گاو عقیم خواهد شد

5- برای جلوگیری ازنازایی درگاوهایی که بیش از اندازه چاق هستند باید از جیره غذایشان مواد نشاسته ای را حذف کرد تا بتدریج لاغر شوند

6- درمواردي كه جهاز تناسلي ماده گاو خونريزي يا عفونت وچرك داشته باشد ووضع ظاهري آن وجود بيماري هاي دستگاه تناسلي را نشان دهد بايد از تلقيح خودداري وبه دامپزشك مراجعه كرد

7- ماده گاوهايي كه به طور غير طبيعي وبا اشكال زياد زايمان مي كنند ويا جفت آنها پس از زايمان به مدت طولاني تري درداخل رحم باقي مي ماند ديرتر از ماده گاوهاي معمولي بايد تلقيح شوند(درحدود 80 روز پس از زايمان).

8- به تجربه ثابت شده است كه معمولاً تليسه ها ديرتر از ماده گاوها آبستن مي شوند بنا براين بهتر است آنها را با اسپرم گاوهاي نري كه داراي خاصيت باروري بهتري هستند تلقيح نمود.

9- درماده گاوهاي آبستن شيرده،‌بهتر است دو ماه قبل از زايمان شيرشان را خشك كرد تا باعث تقويت جسمي آنها گردد10- تغذيه ونگهداري ماده گاوها بايد كاملاً‌ صحيح وداراي شرايط ذيل باشد

الف- غذاي كافي وموازنه شده وبا اندازه احتياج ،‌ دراختيار آنها قرار گيرد

ب- مواد معدني مورد احتياج دام حتماً تامين شود

ج- محل نگهداري ماده گاو بايد تميز وآفتاب گير و فاقد هرگونه آلودگي باشدامروزه درديگر كشورها ودربهترين موسسات تلقيح مصنوعي نسبت باروري براي تلقيح اول درحدود 60 الي 70 درصد وبراي تلقيح دوم 80 الي 95 درصد مي باشد

تلقيح مصنوعي گاو ماده قدم به قدم

1- تشخيص گاو فحل

2- محصور كردن گاو ماده و تميز نمودن فرج و اطراف آن با استفاده از مقدار كمي آب و صابون وخشك نمودن با حوله تميز يا دستمال كاغذي

3- با سرنگ به اندازه 5/0 – 1 ميلي ليتر اسپرم را به درون لوله پلاستيكي تلقيح بكشيد( اگر از لوله پلاستيكي استفاده نمي شود از يك لوله تلقيح نشكن استفاده كنيد) انتهاي لوله هاي شيشه اي براي تلقيح بايد با آتش صيقلي شده باشد

4- لوله تلقيح را به داخل مهبل فروبرده وآن را با دست چپ كه درداخل راست روده قرار دارد به طرف گردن رحم هدايت كنيد با جابه جايي لوله آن را از برجستگيهاي زايد مانند عنق عبور داده وبه طرف انتها هدايت كنيد لوله تلقيح نبايد به طور عميق وارد رحم شود زيرا باعث زخم شدن آن مي شوددرهيچ حالتي لوله تلقيح را نبايد با فشار جلو برد چون اگر تلقيح صحيح انجام شود احتياج به فشار ندارد

5- وقتي لوله تلقيح به اواسط عنق رسيد مني را خالي نموده وبه آرامي آنرا بيرون بكشيد

6- لوازم يك بار مصرف را نابود كرده ودستهاي خود را بشوييد ووسايل تلقيح را كاملاً استريل نماييد.

خلاصه مطالب

با استفاده از تلقيح مصنوعي دامهايي كه قادربه جفت گيري طبيعي نيستند ويا مبتلا به بيماريهاي واگير دستگاه تناسلي مي باشند مي توان باردار كرد به طور متوسط ماده گاوها درزمان19 الي 21 روز يكبار فحل مي گردند 60 الي 70 درصد گاوها علايم فحلي را بين ساعت 2 الي 6 صبح نشان مي دهند تلقيح مصنوعي بيشتر درموردگاوهاي شيري انجام مي شودبه محض مشاهده علايم شروع فحلي به هيچ وجه نبايد مبادرت به تلقيح مصنوعي گاو ماده نمود.

چند نكته مفيد

·                                 تلقيح مصنوعي يعني باردار كردن گاو ماده بدون عمل جفت گيري بين دام نر و ماده.

·                                 تلقيح مصنوعي اگر به صورت اصولي وتوسط افراد كارشناس انجام نشود باعث ايجاد خسارتهاي گوناگون خواهد شد.

·                                 براي انجام دقيق تلقيح مصنوعي دانستن زمان فحلي ضروري است .

·                                 بهترين زمان تلقيح 6 الي 12 ساعت بعد از شروع علايم فحلي است.

·                                 يكي از محاسن تلقيح مصنوعي جلوگيري از انتقال بيماريهاي واگيردار دستگاه تناسلي دردامهاي ماده است.

منبع: eadam.blogfa.com

برگرفته از سایت دامپزشکان برتر 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

زمان مناسب تلقیح گاو بسته به این است که اولین ایستا فحلی چه زمان اتفاق افتاده باشد برای دستیابی به بهترین نرخ آبستنی باید گاوها و تلیسه ها را از بین ده تا چهارده ساعت پس از مشاهده اولین ایستا فحلی تلقیح نمود یعنی گاوهائی که اولین ایستا فحلی آنها در صبح اتفاق افتاده باشد باید در اواخر بعداز ظهر تلقیح نمود و گاوهائیکه در عصر فحل شده اند لازم است صبح روز بعد (قبل از ساعت 10 )تلقیح شوند این روش قانون صبح _بعد از ظهر میگویند . زمان مناسب تلقیح باعث میشود تا تعدادی بیشتری اسپرم سالم به تخمکها رسیده ٬عمل لقاح بصورت مناسب انجام شود . تلقیح زود هنگام گاو ها باعث میشود بسیاری از اسپرمها قبل از تخمک اندازی نابود شوند ٬از سوی دیگر تلقیح دیر هنگام باعث پیر شدن تخمک شده و قبل از رسیدن اسپرمها فعالیت تخمک از بین میرود . در صورتیکه قانون صبح ٬بعد از ظهر به خوبی رعایت شود درصدآبستنی افزایش می یابد .

در پایان لازم به ذکر است حفظ یک برنامه فحل یابی موفق باعث تولد گوساله های بیشتر و تولید شیر زیادتر در گله میشود و این بدان مفهوم است که سود و بهره وری بیشتری در انتظار گاودار است .

تشخیص فحلی و زمان مناسب تلقیح؟ ( 1) انجام یک زایش 12 ماهه به تشخیص فحلی مناسب و زمان دقیق تلقیح بستگی دارد در واقع می توان گفت تشخیص فحلی گله شما یکی از مهم ترین عوامل تولید مثلی گاوداری است توصیه میشود که حتماً شخصی مسئول فحل یابی در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص باید فرد دیگری وظیفه فحل یابی را به عهده بگیرد . هر چه زمان برای آموزش فحل یابی به کارگران صرف کنیددر صد موفقیت فحل یابی و نهایتا تولید مثل افزایش می یابد .نخستین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق شماره زنی و واضح گاوها می باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخیص داد . چه موقع فحل یابی کنیم ؟ ( 1) بطور کلی متوسط زمان فحلی گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نیز 8 ساعت فحلی نشان میدهند بنابراین اگر شما گاوها را روزانه یک بار مورد مشاهده قرار دهید حدود 50%گاوهای فحل را تشخیص میدهید در حالیکه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زمانی یازده الی سیزده ساعت این عدد را به 80%میرساند از سوی دیگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الی 30 دقیقه باعث میشود که 95%گاوهای فحل را تشخیص داده شوند . عواملی همچون بیماری ٬آب و هوا وشرایط بستر بر طول فحلی اثر میگذارند . گاوها در آب و هوای بسیار گرم و شرجی یا بسیار سرد مدت زمان کوتاهتری نشان میدهند . بهترین زمان مشاهده گاوهای فحل صبح زود قبل از شیر دوشی و خوراک دهی ٬اوایل بعد از ظهر و اواخر غروب است . این زمانها مناسب ترین اوقاتی هستند که میتوان فحلی را دید . به طور کلی گاوهایی که ایستاده و اجازه میدهند گاوهای دیگر روی آنها بپرند فحل می باشند ایستا فحلی اولین علامت فحل یابی است و تخمک اندازی 25 الی 30 ساعت پس از اولین پرش گاوها بر روی گاو فحل اتفاق میافتد .دیگر علائم فحلی که قبل از ایستا فحلی به چشم می آید .تلاش گاو فحل برای پریدن بر روی دیگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفی بدن گاوهای دیگر ٬ادرار کردن زیاد ٬خارج شدن موکوس از دستگاه تناسلی و قرمز شدن فرج گاو است ٬تیز شدن گوشها ٬کثیف شدن پهلو و کپل گاو آزرده شدن ابتدای دم گاو و نیز از دیگر علامتها برای تشخیص فحلی است . یک تا سه روز پس از ایستا فحلی گاو خونریزی اندکی ٬در ناحیه فرج گاو دیده میشود که نشان دهنده آنست که گاو فحل بوده است و این خونریزی هیچ ارتباطی با تخمک اندازی و آبستنی یا عدم آبستنی گاو ندارد . اصولا گاوهائیکه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونریزی فوق دوباره فحل می شوند . اهمیت اولین فحلی گاو : ( 2) فحل یابی صحیح ٬ کلید موفقیت تولید مثل گله و ایستا فحلی بهترین نشانه برای تشخیص فحلی می باشد . مشاهده اولین فحلی گاوها در حدود روز چهلم پس از زایمان یکی از شاخصهای مهم تولید مثلی گاوداری است که برای برنامه ریزی مرتب باید به آن دست پیدا کرد . البته گاوهایی که دارای چرخه های فحلی نا منظم بوده و یا تلیسه هایی که دچار سوء تغذیه بوده اند ٬ممکن است اولین فحلی خود را دیر تر از شرایط طبیعی بروز دهند . ضمناً گاوهایی که جیره غذایی آنها حاوی فلوئور زیادی است دچار تاخیر در بروز اولین فحلی خواهند شد . در صورتی که اولین فحلی نرمال گاوها به تعویق افتد ٬دامها دیر تر تلقیح شده و متوسط فاصله زایش گاوداری افزایش می یابد که در مجموع ضرر اقتصادی حاصله باعث کاهش پیشرفت گله خواهد شد . چند نکته مهم در تلقیح مصنوعی( 3) 1- حفظ یک فاصله زایش دوازده ماهه به تشخیص فحلی مناسب و تلقیح در زمان صحیح بستگی دارد . 2- اولین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق ٬مشخص کردن و شماره گذاری درست و کافی تمام دام های گله است بطوریکه شماره های بدن از فاصله دور قابل تشخیص باشند . 3- بهترین زمان برای مشاهده فحلی ٬اول صبح قبل ازشیر دوشی و خوراک دهی و نیز اوایل بعد از ظهر و در شب پس از آنکه دام ها دوشیده شده و خوراک خود را خورده اند ٬می باشد این ساعات خنک ترین زمان در طول شبانه روز می باشند . 4- در گله هایی که فحل یابی دقیقی در آن ها انجام میشود ٬برای دستیابی به بهترین نتایج آبستنی ٬گاوها و تلیسه ها را حدود 10 الی 14 ساعت پس از شروع اولین ایستا فحلی تلقیح کنید .این بدان معنی است که گاوهایی که در صبح فحل هستند ٬در اواخر بعد از ظهر تلقیح میشوند و بر عکس (قانون صبح بعد از ظهر ) 5- وقتی بیش از یک گاو در بهاربند فحل باشد دفعات پرش گاوها روی یکدیگر دو تا چهار برابر مشود . 6- اجرای یک برنامه تشخیص فحلی موفق باعث تولید گوساله و شیر بیشتری در گله میشود یعنی سود بیشتری در انتظار گاودار است. 1) مآخذ: مجله برآیند شماره 12 2) مآخذ: مجله برآیند شماره 15 3) مآخذ: مجله برآیند شماره 3 بر گرفته شده از : http://www.skhss.org

برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

تولید مثل عاملی کلیدی در تعیین بازده پرورش گاوهای شیرده می باشد. در بهترین شرایط هر ماده گاو، سالانه یک گوساله تولید خواهد کرد. از نظر اقتصادی، باروری معمولا با توجه به فاصله زایش پی در پی دو گوساله ارزیابی می شود. معیارهای اندازه گیری بازده تولید مثل، شامل تعداد تلقیحات به ازای آبستنی، میزان آبستنی در ازای اولین تلقیح، تعداد روزهای باز و فاصله زایش می باشد. فاصله زایش مطلوب در بیشتر گاوداریها 12-13 ماه است. در بیشتر گاوداریها درصد آبستنی با اولین تلقیح بین 50-60 % است و برای 55% آبستنی ها به حدود 8/1 تلقیح برای هر آبستنی نیاز است. یکی از دلایل مهم اقتصادی نبودن پرورش گاو شیری در استان، پایین بودن راندمان تولید مثلی در گله هاست. ضعف در تشخیص بموقع فحلی و آبستنی موجب می شود تا فحلیهای زیادی در زمان طول عمر اقتصادی گاو از دست برود که این امر به خودی خود سبب طولانی شدن فاصله دو زایمان و به تبع آن ضررهای مالی فراوان به دامداران می گردد. این مقاله ترویجی، که با همکاری کارشناسان مرکز تحقیقات و معاونت امور دام و بخش ترویج استان تهیه شده است، سعی دارد که دامداران استان را با روشهای سنتی و علمی تشخیص به موقع قحلی و آبستنی متعاقب تلقیح آشنا کند.
مفهوم فحلی:
پدیده فحلی ، فاصله زمانی است که در طول آن حیوان ماده سر پا می ایستد تا با حیوان نر جفتگیری کند .این حالت متعاقب تغییرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ می دهد. بنابراین فحلی یک پدیده رفتاری محسوب می شود. در صورتیکه زمان بروز فحلی بموقع تشخیص داده نشود و گاو بموقع تلقیح نگردد، دست کم به اندازه یک چرخه فحلی، فاصله گوساله زائی افزایش خواهد یافت. بنابراین مدیریت و تشخیص گاو فحل از لحاظ اقتصادی بسیار حائز اهمیت می باشد و مدیران واحدهای پرورش گاوهای شیرده باید از تمام امکانات موجود برای تشخیص گاوهای فحل استفاده کنند. با توجه به توسعه تکنیک تلقیح مصنوعی، به جای گاو نر خود گاودار باید عمل فحل یابی را انجام دهد و اینجاست که بسیاری از اشتباهات مدیریتی موثر بر باروری گله آشکار می شود. مشکل مربوط به تشخیص فحلی در گاوهای ماده به خاطر کوتاه و متغیر بودن طول دوره فحلی می باشد. تشخیص فحلی در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا یا در سپیده دم بیشتر اهمیت دارد و اغلب گاوها بین ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل می شوند.
جنبه های اقتصادی تشخیص فحلی:
یکی از مهمترین جنبه های مدیریتی در گله های بزرگ گاوهای شیرده ، تشخیص فحلی می باشد که هیچ روشی نمی تواند جایگزین بازرسیهای پیاپی و سیستیماتیک برای تشخیص این حالت گردد. این حالت 6 الی 30 ساعت طول می کشد ولی به طور میانگین برای اکثر گاوهای ماده این حالت 12 الی 18 ساعت طول می کشد.درصد عمده ای از فحلیها در شب بین ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ می دهد.از عواقب تشخیص نادرست فحلی می توان به گمراهی دامدار در تشخیص فحلی آتی، متحمل شدن هزینه های تلقیح نادرست و باز گشت به فحلی مجدد گاو مذکور اشاره کرد. تلقیح گاوی که در حالت فحلی نیست ، باعث می گردد که رحم گاو که در این حالت مقاومت کمتری به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهای رحمی گردد. وجود تعداد بی شماری از گاوهای شیرده در گله های تجارتی ،نیاز به دستیابی به روشهای مناسب تشخیص فحلی و استفاده از وسائل کمکی و نوین،برای تشخیص فحلی را همواره بوجود می آورد.
علائم و نشانه های فحلی:
مطمئن ترین نشانه فحلی برای تشخیص گاودار، سر پا ایستادن گاو ماده و اجازه سواری دادن به سایر گاوهاست، در بعضی موارد که بکرات دیده می شود اینست که گاو فحل برای سواری گرفتن از دیگر گاوها تلاش می کند به طوری که گاوهای غیر فحل از جهت عقب سعی بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالی که خود گاو ماده از جهات مختلف سعی بر سواری گرفتن از سایر گاوها دارد. از مهمترین علائم فحلی که دامداران به طور سنتی با اتکا به آنها فحل یابی می کنند عبارتند از: رفتارهای غیر عادی، عصبی بودن، ناآرامی، تورم فرج و خروج ترشحات آبکی از واژن، کاهش تولید شیر و کاهش مصرف خوراک، کنارگیری از گله، انبساط مردمک چشم می باشد. گاوی که فحل شده معمولا دارای کپل و کشاله ران آلوده می باشد و موهای ابتدای دم آشفته می باشد. حالت فلهمن(Fleman) از دیگر نشانه های فحلی است که در آن حیوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهای خود را به سوی بال خم می کند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعییر رفتار عادی گاو فحل اشاره دارد بطوریکه گاوی که مثلا همیشه پیش از همه وارد شیردوشی می شود در زمان فحلی آخرین گاوی است که وارد شیر دوشی می شود. همچنین دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند که از پشت گاو فحل بخار بر می خیزد که این بخار نتیجه افزایش دمای بدن گاو و به دنبالزیاد شدن فعالیت و یا به دلیل تعییرات فیزیولوژیکی دوره فحلی است.

وسائل و روشهای کمکی برای تشخیص فحلی:

1- استفاده از رکورد برداری و تابلوی تولید مثل:
بی گمان مهمترین کمک در تشخیص فحلی داشتن سیستم رکورد برداری می باشد . یکی از روشهای رکوردبرداری استفاده از تابلوی گردان تولید مثل می باشد. یک تابلوی مدیریت تولید مثل در خیلی از گاوداری ها به عنوان پرونده موقتی اطلاعات و وسیله برای کمک کردن به تصمیم گیری مناسب مورد استفاده قرار می گیرد. تابلو به 12 قسمت تقسیم شده است و هر قسمت یک ماه را نشان می دهد که خود به روزهای آن ماه تقسیم می شود. در هر روز این تابلو به اندازه یک روز چرخانده می شود. هر طرف شماره یا وسیله چسب دار دارای رنگ متفاوتی است. رنگ ها معمولا نکاتی مانند فحلی گاو، گاوهای آبستن، گاوهای آماده برای تلقیح، گاوهای خشک را نشان می دهند. بنابراین گاودار می تواند هر روز با نگاه کردن به تابلو گاوهایی که انتظار می روند فحل شوند را شناسایی می کند.

2-
2 - استفاده از دوربین مدار بسته:
استفاده از دوربین و تلویزیون می تواند وسیله ای موثر برای مشخص کردن گاوهای فحل باشد. روشن است که هنگامی این روش نتیجه بهینه می دهد که گاودار بخوبی بتواند گاوهای خود را بشناسد و یا با پلاک شماره گذاری آنها را از یکدیگر متمایز نماید.


3-استفاده از قدم شمارMovement detector (Pedometer):
در حین فحلی گاو ماده نسبت به سایر دوره ها تحرک بیشتری دارد و مدت کمتری را صرف استراحت و غذا خوردن می کند.لذا در زمان فحلی با استفاده از پدومتری که به پای گاو بسته می شود می توان میزان مسافتی که گاو طی کرده اندازه گیری نمود و غیر مستقیم به فحل بودن گاو ماده پی برد.


4 -استفاده از قلم علامت گذار(Crayon):
این وسیله مانند یک قلم نشانه گذاری است که بوسیله آن هر بامداد بالای دم گاو ماده علامتگذاری میشود.در صورت سواری گرفتن سایر گاوها،این رنگ پاک شده و دامدار به فحل بودن گاو پی خواهد برد.


5-اندازه گیری مقاومت الکتریکی واژن (Vaginal resistance measurement):
در هنگام بروز فحلی، حجم مایع مخاطی واژن و همچنین محتویات یونی آن به طور محسوسی افزایش یافته و قابلیت رسانایی بالائی پیدا می کند.با استفاده از نشانگرهای ثبت کننده مقاومت الکتریکی محتویات واژن، از فحلی گاو مذکور می توان اطمینان حاصل کرد.از معایب این روش اینست که وارد کردن این وسیله در واژن باعث التهاب بافتهای مربوطه می گردد و احتمال بروز عفونت را افزایش می دهد.


6 -اندازه گیری میزان پروژسترون شیر با استفاده ازروش رادیو ایمنو اسی((Radioimmunoassay:
با توجه به اینکه در هنگام فحلی غلظت استروژن خون افزایش و متعاقبا میزان پروژسترون کاهش می یابد .با استفاده از روشهای موجود میزان کاهش پروژسترون خون میتواند یکی از نشانه های تشخیص گاو در حالت فحلی باشد.


7-استفاده از شاخص یاب( (Heat mount detector:
ایبن وسیله به گاودار نشان میدهد که آیا گاو ماده به گاوهای دیگر سواری داده است یا نه،از لحاظ ساختار این وسیله دارای دوکیسه تو در تو با یک سیلندر پلاستیکی است.هنگامی که سایر گاوها سوار گاوحاوی این وسیله شوند،کیسه داخلی پاره شده و باعث آزاد شدن ماده قرمز رنگی به درون کیسه بزرگتر می شود.


8- استفاده از خمیر دمی:Tail past
این وسیله،وسیله ای بسیار ارزان و مقرون به صرفه است و در حقیقت خمیری است که ناحیه دم مالیده می شود و پس از خشک شدن در صورت سواری گرفتن سایر گاوها تحت فشار وارده شکسته می شود و فحل بودن احتمالی گاو را اطلاع می دهد.



9- استفاده از تی زر(Teaser):
تی زر به حیوانی گفته می شود که به سوی گاو فحل جذب می شود و در نتیجه امکان شناسایی گاو فحل را به آسانی امکانپذیر می سازد.


9-1)استفاده از سگ فحل یاب:
در این روش از سگهای تعلیم دیده برای تشخیص بوی ترشحات ماده گاو فحل استفاده می کنند.


شکل 6- شناسایی گاو فحل با استفاه از سگ دست آموز


9-2)استفاده از گاو نر اخته یا آندوژنه:
در این روش امکان آسیب دیدن گاو ماده نسبت به روشهای دیگر بسیار زیاد است لذا کمتر توصیه می شود.


9-3)ماده گاو مجهز به قلم چانه ایChin ball maker:
در این روش از یک قلم نشانه گذاری که به چانه گاو نصب شده استفاده می کنند.این وسیله حاوی کره ای است که محتوی ماده رنگی است که گاو فحل به طور غیر مستقیم تشخیص داده می شود.


10- اندازه گیری دمای بدن:
در هنگام فحلی، ابتدا دمای بدن به طور محسوسی کاهش و در نهایت در مدت کوتاهی دمای بدن افزایش می یابد لذا می توان با اندازه گیری دما تا حدودی از فحل بودن گاو ماده مطلع گردید.
تشخیص آبستنی:
تشخیص دقیق آبستنی از نظر به دست آوردن و حفظ حداکثر بازدهی تولید مثل حائز اهمیت است. دانستن این نکته که یک گاو پس از جفتگیری آبستن نشده است برای گاودار از این نظر اهمیت دارد که با کمترین اتلاف وقت گاو را جفتگیری داده یا تلقیح کند. در ذیل تعدادی ار روشهای سنتی و جدید تشخیص آبستنی آورده شده است:
1- بازرسی رکتال
در این روش با وارد کردن دست به درون راست روده محتویات رحم جهت تعیین تعییرات اندازه یکی از شاخهای رحم که به دلیل وجود جنین صورت گرفته است از راه لمس کردن بازرسی می شود. از هفته ششم تا هشتم آبستنی اختلاف اندازه بین دو شاخ رح محسوس تر است.


2- تشخیص آبستنی با اندازه گیری هورمونها:
اندازه گیری هورمونها برای تشخیص آبستنی بویژه اگر در شیر امکانپذیر باشد به دلیل راحتی نمونه گیری مزیتهای بیشتری از روش بازرسی رکتال دارد.
2-1) پروژسترون
جسم زرد در طول آبستنی پروژسترون تولید می کند. حداکثر غلظت پروژسترون در روز دهم پس از تخمکریزی حاصل می شود. روشهای اندازه گیری پروژسترون مانند رادیو ایمنو اسی و تست الیزا در روز 21-24 با دقت 85-80 درصد قادر به تشخیص آبستنی می باشد.
2-2) سولفات استروژن
تعیین ترکیباتی که به وسیله جنین تولید می شود، نسبت به ترکیبات تولید شده توسط مادر ارزش بیشتری برای تشخیص آبستنی خواهد داشت. جنین استروژن تولید می کند و غلظت سولفات استروژن در پلاسما از روز هفتادم آبستنی افزایش می یابد. تست سولفات استروژن در 15 هفتگی نشانه آبستنی است.
3-بالوتمان:
شکم گاو ماده آبستن تقریبا از ماه هفتم آبستنی بزرگتر می شود. چنانچه دست مشت شده به بخش سمت راست شکم فشار داده شود گاهی می توان برخورد جنین به دست راپس از بازگشت جنین حس کرد.
4-اولتراسوند:
در این روش از میله درون رکتومی استفاده می شود که امواج فراصوتی ارسال کرده و امواج منعکس شده را دریافت می کند. طول موج پس از برخورد با جنین زنده و یا جریان خون جنین تعییر می یابد.
جمع بندی:
یکی از دلایل مهم اقتصادی نبودن پرورش گاو شیری در استان، پایین بودن راندمان تولید مثلی در گله هاست. ضعف در تشخیص بموقع فحلی و آبستنی موجب می شود تا فحلیهای زیادی در زمان طول عمر اقتصادی گاو از دست برود که این امر به خودی خود سبب طولانی شدن فاصله دو زایمان و به تبع آن ضررهای مالی فراوان به دامداران می گردد. با توجه به توسعه تکنیک تلقیح مصنوعی، به جای گاو نر خود گاودار باید عمل فحل یابی را انجام دهد و اینجاست که بسیاری از اشتباهات مدیریتی موثر بر باروری گله آشکار می شود. مشکل مربوط به تشخیص فحلی در گاوهای ماده به خاطر کوتاه و متغیر بودن طول دوره فحلی می باشد تشخیص دقیق آبستنی از نظر به دست آوردن و حفظ حداکثر بازدهی تولید مثل حائز اهمیت است. دانستن این نکته که یک گاو پس از جفتگیری آبستن نشده است برای گاودار از این نظر اهمیت دارد که با کمترین اتلاف وقت گاو را جفتگیری داده یا تلقیح کند.

منبع: www.ariavet.com

برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

فحلی خاموش یکی دیگر از مشکلات مهم دامداران میباشد. اغلب دامداران ادعا می کنند که با وجود کنترل دقیق، دامهای آنها علائمی از فحل نشان نمیدهند.
به فحلی خاموش در زبان علمی و لاتین Anoestrie گفته میشود که بنا بدلایل، به دو زیرگروه ذیل تقسیم میگردد:

• Acycly : آسیکلی به ناتوانی تخمدانها و بی علائم بودن دوره فحل اطلاق میگردد.
آسیکلی فیزیولوژیک و آسیکلی پاتولوژیک

• Anaphrodisy : در آنافرودیزی فعالیت تخمدانها موجود است ولی دوره فحل یا کلاً بی علائم یا کم علائم است.

آنافرودیزی را به دو زیرگروه ذیل تقسیم میکنند:

• فحلی خاموش حقیقی
• فحلی خاموش ظاهری

آسیکلی فیزیولوژیک:

آسیکلی حالت نرمال دامهای جوان قبل از رشد بلوغ آنها میباشد. همچنین آسیکلی حالت نرمال در بارداری تحت ترشح هورمون پروژسترون از جسم زرد فعال روی تخمدان دامها میباشد. هر دو مورد حالت فیزیولوژیک غیرفعال تخمدانها میباشد. در اولین هفته پس از زایمان نیز تخمدان غیرفعال فیزیولوژیک میباشد. در سنین بالا هم تخمدانها غیرفعال فیزیولوژیکی میباشند (یائسگی)، این حالت فیزیولوژیک در دامها اغلب دیده نمیشود زیرا دامها تا رسیدن به این سن از دیدگاه اقتصادی از دام جدا میشوند.

آسیکلی پاتولوژیک:

آتروفی (Atrophy) و دیستروفی (Dystrophy) دو دلیل عمده آسیکلی پاتولوژیک میباشد. تحلیل بافت تخمدان تحت آتروفی دلایل متعدد دارد. آتروفی بیشتر در دامهای جوان و تلیسه بدلیل تغذیه نادرست (کیفیت نامناسب و تغذیه یکجانبه) و شرایط محیطی ناسازگار (گرما و رطوبت بیش از حد، کمبود نور) دیده میشود حال آنکه دیستروفی در گاوهای با توانایی شیردهی بالا بدلیل جیره غذایی نادرست، شرایط محیطی ناسازگار (گرما و رطوبت بیش از حد، کمبود نور) و دارای زایمانهای دشوار دیده میشود.
یکی از دلایل دیگر آسیکلی پاتولوژیک سیستهای تخمدان میباشد. دلایل اصلی پیدایش سیستهای تخمدان توانایی شیردهی بیش از حد دام، شرایط نامتعادل تغذیه (کمبود کالری و انرژی، کمبود کاروتین، کمبود سدیم همزمان با مقدار مازاد پتاسیم) و شرایط ناسازگار محیطی بشمار میآید بخصوص وقتی از دام با بنیه (Constitution) ضعیف در شرایط ناسازگار محیطی بازدهی شیردهی بیشتری مطالبه میگردد.

فحلی خاموش حقیقی:

دلیل اصلی آن عدم اجرای صحیح و نقص در نگهداری دام (مانند کمبود نور در اسطبل بخصوص در دامهای تلیسه، کمبود تحرک در دامداریهای مطلقاً اسطبلی و بدون چراگاه، نگهداری بیش از حد دام در اسطبل و در نتیجه تنگی جا، گرما و رطوبت بیش از حد بخصوص در فصول گرم سال) و تغذیه دام از لحاظ کیفی و کمی میباشد. نتیجه آن استرس بیش از حد دامها است. ترشح آدرنالین هورمون استرس سبب اختلال در سیکل نرمال جنسی دام و در نهایت تاثیر آن برروی تخمدانها و نارسایی رشد تخمک در تخمدان و اختلال در تولید هومون جنسی استروژن میباشد.
التهاب های مزمن نهفته و بیماریهای پارازیتی نیز تاثیر بسزایی در روند دوره فحل دارند. این دامها دارای فعالیت نرمال تخمدان در طی یک دوره جنسی میباشند ولی علائم آشکار فحل را ندارند.

فحلی خاموش ظاهری:

این دامها نه تنها دارای فعالیتهای نرمال تخمدانی میباشند بلکه علائم برونی فحل را نیز دارند و مشکل اصلی از جانب دامدار میباشد.
کنترل دوره فحل بی دقت، ناکافی و ناآگاهانه میباشد و زمان کنترل کوتاه است. کنترل سه بار روزانه و هر بار بمدت 20 دقیقه برای اغلب دامداران مشکل و زمان گیر است.
دلایل ساختمانی دامداری نیز بی تاثیر نمیباشد زمین نامسطح و ناهموار و سقف های کوتاه و کنترل مرتب سم دامها بسیار با ارزش و مفید و سودمند میباشد.

مبارزه با فحلی خاموش :

با یک برنامه کنترل دقیق دام و دامداری میتوان فحلی خاموش را مبارزه کرد و از کاربرد بی دلیل داروهای هورمونی پرهیز نمود زیرا این داروها علت اثرات منفی جانبی متابولیکی میباشند.

برنامه مبارزه با فحلی خاموش در دامداری و گله

• افزایش و تشدید کنترل فحل
• وجود دفتر یادداشت کنترل فحل و نوشتن هر تغییرات مشاهده شده
• اجرای مرتب معاینات کلینیکی باروری و بارداری
• کنترل و تصحیح کیفی تغذیه دام :
1. آنالیز تغذیه
2. محاسبه جیره غذایی دقیق
3. آزمایش ماهیانه یکبار خون جهت نظارت متابولیکی
• نگهداری صحیح دام تحت رعایت تغییرات محیطی
• هماهنگ و یکنواخت کردن دوره فحل دامها جهت همزمان کردن خدمات دامپزشکی و تلقیح مصنوعی (estrus synchronization)

نويسنده: دكتر نيكرو

www.parsidoc.com

برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

توليد مثل گوسفند

آماده کردن ميش‌ها براى جفتگيرى

بالا بردن سطح تغذيهٔ ميش‌ها10 الى ۱۴ روز (Flushing) قبل از جفتگيرى تا دو هفته بعد از جفتگيرى سبب افزايش وزن سريع ميش‌ها شده و در نتيجه، 10-20% بره بيشترى در گله توليد خواهد شد. افزايش سطح تغذيه فعاليت اندام‌هاى جنسى را تحريک مى‌کند، در نتيجه ميش زودتر فحل مى‌شود و ممکن است در موقع تخمک‌گذارى بيش از يک تخمک آزاد شود. اگر ميش‌ها قبل از جفتگيرى به‌اندازهٔ کافى چاق هستند، از دادن غذاى فلاشينگ، جلوگيرى کنيد در غير اين صورت توليد بره کاهش خواهد يافت. در طول آماده کردن ميش‌ها، حيوان بايد به دو مورد معاينه شود: الف - برطرف کردن هرگونه اثر گنديدگى سم به‌وسيلهٔ آزمايش‌ پاهاى هر ميش و بريدن هرگونه رشد زيادى شاخ و قطع بافت‌هاى پوسيده و معالجهٔ آنها. ب - از بين بردن انگل‌هاى داخلى که ممکن است گوسفندان را آلوده کرده باشد.

مى‌توان انگل‌هائى که گوسفند را آلوده کرده‌اند شناسائى و داروى مناسب آن را انتخاب کرد. در آخرين دورهٔ کنترل ميش‌ها، چيدن پشم‌هاى طويل روى دم و اطراف واژن مفيد است، بريدن پشم‌هاى زير دمبه ميش مى‌تواند در جفتگيرى صحيح قوچ مفيد باشد.

اداره کردن ميش‌ها در دوران آبستنى (Gestation Management)

معمولاً حدود ۶ هفته پس از رها کردن قوچ در گله، بيشتر ميش‌ها جفتگيرى کرده‌اند. قوچ در حدود ۸ هفته در گله نگهدارى مى‌شود و سپس قوچ را از گله خارج مى‌کنند. براى شناسائى و تقسيم‌بندى ميش‌ها براساس تاريخ آبستنى‌ آنها و راحت‌تر و بهتر اداره کردن گله، ميش‌ها را براساس اينکه در سه هفته اول، دوم و يا مراحل آخر آبستن شده‌اند، علامت‌گذارى مى‌کنند.

بايد به ميش‌هاى آبستن فرصت ورزش کردن داده بشود؛ تغذيهٔ ميش‌ها دورتر از محل نگهدارى آنها سبب مى‌شود که حيوان اجباراً ورزش بکند.

ميش‌هاى خيلى چاق يا آنهائى که بيش از يک جنين آبستن هستند، استعداد زيادى به امراض آبستنى دارند؛ توصيه مى‌شود چند هفته قبل از زايش پشم ميش‌ها چيده بشود؛ پشم‌چينى قبل از زايش سبب افزايش بهداشت خود ميش و بره در هنگام زايمان مى‌شود؛ کثافت و آلودگى پشم‌ها کمتر خواهد بود؛ ميش‌ فضاى کمترى خواهد گرفت، بره به‌راحتى شير خواهد خورد؛ علائم زايش به‌خوبى و به‌راحتى قابل تشخيص بوده و احتمال آلودگى پستان کاهش خواهد يافت.

در موقع جابه‌جائى با ميش‌ها بايد به ملايمت رفتار شود، اگر در جابه‌جا کردن حيوان دقت نشود احتمال سقط جنين بيشتر خواهد شد. در مواردى که پشم‌چينى انجام نمى‌گيرد بايد پشم‌ها صاف و اصلاح بشود، هدف از اين عمل چيدن پشم اطراف پستان، بين دو پا و اطراف دستگاه تناسلى است. در ميش‌هائى که صورت از پشم پوشيده شده است بايد اطراف چشم‌ها را تميز کرد.

اداره کردن ميش‌ها در موقع زايش (Lambing Management)

ميش‌هائى که زايمان آنها نزديک است بايد در محلى دور از گله اصلى نگهدارى شوند و تحت‌نظر قرار گيرند. اگر در موقع جفتگيري، ميش‌ها علامت‌گذارى شده باشند، تعيين تاريخ تقريبى زايش‌ها آسان خواهد بود. نگه‌دارى ميش‌‌هاى نزديک به زايمان در محل کوچک محصور در شب و بيرون آوردن آنها براى چرا در روز، کار متداولى است.

بزرگترين خطر در موقع زايش وجود برف، باران و بادهاى شديد است. اگر زايش‌ها در مرتع انجام مى‌گيرد، انتخاب قسمت مسطحى از مرتع که چند گوسفند در آن چرا نکرده باشد و علاوه بر اين در صورت امکان قبلاً از آن براى زايش استفاده نشده باشد بهتر است. در اين قبيل موارد قطعه‌اى انتخاب مى‌شود که داراى حفاظت طبيعى در مقابل باد بوده و علاوه بر اين توصيه مى‌شود از بادشکن‌هاى اضافى از ورقه‌هاى آهن و يا از بسته‌هاى کاه استفاده بشود. به‌طور ‌کلى محلى که براى زايش ميش در نظر گرفته مى‌شود بايد گرم، خشک و تميز باشد.

وسايل لازم در موقع زايمان عبارتند از: مادهٔ ضدعفونى‌کننده، قيچي، مقدارى يد، مقدارى طناب نازک و محکم براى کمک احتمالى به ميش در موقع زايش.

معمولاً در مراحل اوليهٔ زايمان، حيوان از بقيه جدا مى‌شود و در اکثر موارد بى‌قرار است، ميش بيش از حد معمول بع‌بع مى‌کند و سم به زمين مى‌کوبد و معمولاً حيوان روى زمين مى‌خوابد و به‌نظر مى‌رسد که درد دارد. در اکثر موارد زايمان، زايمان حيوان طبيعى است و احتياجى به کمک ندارد. در مواردى که حيوان احتياج به کمک داشته باشد مى‌توان سر و پاهاى جلوى بره را وقتى ميش زور مى‌زند به طرف خارج و پائين کشيد. شخص کمک‌کننده بايد قبل از کمک دست‌هاى خود را با مادهٔ ضد‌عفونى‌کنندهٔ شسته باشد.

بلافاصله، بعد از زايش با توجه به غريزهٔ طبيعى ميش معمولاً بره خود را ليس مى‌زند، ليسيدن بره سبب تحريک گردش خون در سطح پوست شده و در نتيجه به گرم شدن بره کمک مى‌کند.

بايد دقت کرد که برهٔ تازه متولد شده از شير اوليهٔ مادر يا ماک استفاده بکند. ارزش غذائى ماک ميش زياد است و حاوى مقدار زيادى پادتن است که بره را در مقابل بيمارى‌ها محافظت مى‌کند. اگر بره ضعيف است بايد کمک کرد تا شير بخورد در مورد ميش‌هائى که براى اولين بار زايمان مى‌کنند ممکن است لازم باشد آنها را نگاه داشت و يا حتى در مواردى که هوا سرد باشد ضرورى است براى گرم کردن بره از يک وسيلهٔ گرم‌کننده استفاده شود. بلافاصله بعد از زايش براى جلوگيرى از سرما خوردن، بره بايد خشک شود.

بعضى از ميش‌ها بره‌هاى خود را قبول نمى‌کنند، اين امر بيشتر در مورد ميش‌هاى جوان اتفاق مى‌افتد تا ميش‌هاى مسن، براى قبولاندن بره به ميش مى‌توان چشم ميش را بست يا پوزهٔ ميش را به بره و پوزه بره را به پستان ميش ماليد.

بعد از زايش بند ناف بره تا حدود ۴ سانتى‌متر به طرف شکم با استفاده از قيچى يا چاقوى تميز قطع بشود و با تنتوريد ضدعفونى بشود. اگر وضعيت گله يادداشت و عمل رکوردگيرى انجام مى‌گيرد بايد بره توزين شده و شماره گوش زده بشود. اگر ميش‌ها قبل از زايمان مايع کوبى نشده باشند، بايد بر عليه بيمارى‌هاى اسهال و آنتريوتوکسيمى پيشگيرى‌هاى لازم به عمل آيد.

پس از اينکه ميش و بره با يکديگر انس گرفتند و بره از شير مادر استفاده کرد؛ اگر جفت ميش افتاده باشد در صورت مساعد بودن هوا مى‌توان اجازه داد که ميش و بره با هم به چرا بروند.

حذف کردن ميش‌ها و جايگزين نمودن ميش‌هاى جديد

پس از اينکه بره‌ها از شير گرفته شدند: ميش‌ها حذفى را بايد جدا کرد. ميش‌هائى که پستان بدى دارند، دندان‌هاى آنها شکسته است، پروپلاس رحم دارند، چاق هستند، ورم پستانى دارند و يا سخت‌زائى داشته‌اند، بايد از گله حذف شوند.

ميش‌هائى که براى جفتگيرى انتخاب مى‌شوند در حدود يک ماه قبل از رها کردن قوچ در گله شناسائى مى‌شوند. هدف از انتخاب ميش نگهدارى و پرورش ميشى است که پربار بوده و مادر خوبى باشد.

قدرت بارورى و يا قدرت توليدمثل (در صورت امکان دوقلو) تحت‌تأثير نژاد، و مديريت عمومى قرار دارد. قدرت بارورى ميش معمولاً برحسب بره‌زائى بيان مى‌شوند. درصد بره‌زائى رضايت‌بخش ۱۵۰ است، به اين معنى که يک گلهٔ ميش ۱۰۰ رأسى ۱۵۰ بره توليد بکند.

براى قضاوت دربارهٔ قدرت مادرى ميش، گوسفنددار بايد ارزيابى بکند که آيا ميش مورد انتخاب حداقل براى ۸ تا ۱۰ هفته به‌قدر کافى توانائى توليد شير دارد که برهٔ او قادر به رشد سريع باشد؛ براى به‌دست آوردن درصد معقولى از بره‌زائى توصيه مى‌شود که بره ميش‌ها را در سرتاسر تابستان به‌خوبى پرورش دهيد و اجازه بدهيد که در اواخر پائيز جفتگيرى بکنند.

در انتخاب ميش‌هاى پرورشى نکتهٔ مهم ديگرى که بايد درنظر گرفته شود، مربوط به سلامتى ميش‌‌ها است.

ميش‌ها بايد پاها و دهان سالم و پستان‌هاى خوبى داشته و اگر مسنتر هستند، سابقه بيمارى پستانى نداشته باشند. در مورد اصلاح نژاد ميش، مشخص شده است ميش‌هائى که خيلى زود و پس از ورود قوچ به گله جفتگيرى مى‌کنند، نسبت بالاترى دوقلوزائى دارند. گونه‌هاى مشخص از ميش‌ها در هر دورهٔ فحلى بيش از يک تخمک توليد مى‌کنند؛ در نتيجه دوقلوزائى بيشترى دارند. امروزه مشخص شده است دوقلوزائى تا اندازه‌اى ارثى است، در نتيجهٔ فراهم آوردن قوچ پربارى براى چنين ميش‌هائى نسبت درصد بره‌زائى در گله افزايش خواهد يافت.

رکوردگيرى

جهت اصلاح نژاد و افزايش توليد احتياج به رکوردگيرى داريد. براى اينکه بتوانيد سيستم رکوردگيرى خوبى داشته باشيد، بايد تک‌تک ميش‌ها شناسائى بشوند؛ شمارهٔ گوش براى شناسائيى گوسفند وسيلهٔ خوب و ارزان قيمت و راحت است. در رکوردگيرى ثبت وزن تولد، وزن از شيرگيرى ضرورى است. وزن و کيفيت پشم، وزن در موقع فروش حيوان و در نهايت کيفيت و کميت لاشه از رکوردهاى ضرورى است که ‌بايستى ثبت بشود.

هم‌زمان کردن فحلى در گوسفند

هم‌زمان کردن فحلى در گوسفند بيشتر به‌منظور کوتاه نمودن دورهٔ زايش و همچنين توليد بره‌هاى همسن است. اين عمل موجب کنترل تغذيهٔ بهتر گوسفند مى‌شود.

از نقطه‌نظر انتخاب برهٔ ماده (به‌خاطر نگهدارى ميش داشتى) و يا برهٔ نر (به‌خاطر نگهدارى قوچ گله) شرايط مساوى براى بره‌ها لازم است که با هم‌زمان نمودن فحلى مى‌توان چنين بره‌هائى را توليد و انتخاب کرد. چنانچه بخواهيم در فصل معينى گله زايش داشته باشد، برنامهٔ مزبور مى‌تواند کمک قابل ملاحظه‌اى در اين امر بنمايد. براى هم‌زمان کردن فحلى بايستى با تجويز هورمون نحوهٔ فعاليت تخمدان‌ها را تحت‌تأثير قرار داده و ميش‌ها را اجباراً به فحل شدن وادار نمود. اين کار به روش‌هاى زير صورت مى‌گيرد:

۱. خورانيدن هورمون پروژسترون به ميزان ۵۰ ميلى‌متر به ازاء هر ميش در روز و به‌مدت ۱۶ روز، پروژسترون مانع از بروز فحلى ميش‌ها به‌طور تک‌تک مى‌دهند ۲۴ تا ۷۲ ساعت پس از قطع هورمون ميش‌ها به‌طور دسته جمعى فحل مى‌شوند. اين روش چندان دقيق نيست زيرا جذب هورمون در تمام ميش‌ها يکسان نبوده و گاه اتفاق مى‌افتد که بعضى از ميش‌ها خيلى ديرتر فحل شوند.

۲. تزريق روزانه هورمون پروژسترون به ميش‌ها به‌مدت ۱۵ روز به ميزان ۳۰ ميلى‌گرم و يک روز در ميان اين روش کاملاً مؤثر بوده و تقريباً ۹۵ درصد ميش‌ها ظرف ۴۸ ساعت پس از قطع آخرين تزريق فحل مى‌گردند اما تزريق مرتب ميش‌ها از نقطه‌نظر اقتصادى گاهى مقرون به صرفه نيست و به‌علاوه از نظر بهداشتى اين عمل زير نظر دکتر دامپزشک بايد انجام شود.

۳. استفاده از اسفنج آغشته به هورمون پروژسترون: در اين روش اسفنج فوق را در داخل واژن مقابل گردن رحم قرار مى‌دهند؛ معمولاً از انتهاى اسفنج فوق نخى به بيرون کشيده شده که برداشت آن به‌راحتى امکانپذير است. اسفنج به‌مدت ۱۵ روز در مهبل ميش باقى مى‌ماند و سپس در يک روز تمام آنها را از مهبل بيرون مى‌کشند، تقريباً ۲۴ الى ۴۸ ساعت بعد اکثر ميش‌ها فحل مى‌گردند. عيب اين روش در اين است که هنگام بيرون کشيدن اسفنج اثر زخمى بر جاى مى‌گذارد که گاهى موجب عفونت رحم مى‌گردد.

۴. ايجاد فحل دسته‌جمعى در گله با استفاده از تغيير شدت نور: در اين روش گله را پس از زايش در سالن‌هاى پوشيده و فاقد پنجره قرار مى‌دهند و به‌وسيله لامپ‌هاى متعدد سالن را روشن مى‌کنند؛ هم‌زمان با اين عمل يک دوره رژيم غذائى پرانرژى براى گله ترتيب مى‌دهد؛ در صورتى‌که تنظيم نور درست صورت گيرد، ميش‌هاى به‌تدريج و يکنواخت فحل مى‌شوند. ميزان نور بستگى به شرايط جغرافيائى محل دارد. بايد شرايطى که در فصل جفتگيرى در هر محل وجود دارد، در سالن مزبور رعايت شود.

منبع: vista.ir

برگرفته از سایت دامپزشکان برتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

چند نكته ضروري:
1-
غلاف هاي تلقيح مصنوعي را هرگز در در محل هاي گرم در برابر نور مستقيم خورشيد قرار ندهيد .
2-
غلاف هاي بسيار سرد ممكن است در هنگام قرارگيري در تفنگ تلقيح شكسته شده و ترك بردارند ،
لذا از آنها استفاده نكنيد .
3-
كانتينر ازت را بر روي سطح چوبي و در محل خشك نگهداري كنيد .
4-
ميزان افت ازت كانتيتر ها را دقيقاً بررسي كرده و ياداشت نمائيد ، درصورتيكه پرت ازت از حد استاندارد بالاتر است ، آن را تعويض نمائيد .
5-
قبل از آب كردن اسپرم ، آن را به آرامي تكان دهيد تا نيتروژن مايع باقي مانده درانتهاي پايوت خارج شود
6-
براي آب كردن ، اسپرم منجمد به مدت 45 ثانيه در آب 35 درجه سانتي گراد قرار دهيد
7-
بهتر است بيش از سه پايوت اسپرم همزمان آب نكنيد ، تا دماي آب درحد مناسب باقي بماند .
8-
بعد از خارج كردن پايوت از آب آنها را كاملاً با دستمال خشك كنيد.
9-
شماره اسپرم مورد نظر را مجدداً كنترل نمائيد .
10-
اگر نتوانستيد شماره روي اسپرم را بخوانيد ، از آن براي تلقيح مصنوعي استفاده نكنيد .
11-
نوك پايوت اسپرم را كاملاً به صورت صاف و افقي با قيچي قطع كنيد .
12-
هرگز با تاخير در تلقيح باعث سرد شدن مجدد پايوت اسپرم به خصوص در هواي سرد نشويد .
13-
دقت كنيد در صورتيكه پايوت رادرون تفنگ قرار ندهيد ، ظرف 30 ثانيه دماي آن به درجه حرارت محيط تغيير خواهد يافت.
14 –
تفنگ تلقيح را قبل از قرار دادن پايوت اسپرم ، بوسيله دست خود در درون پارچه يا حوله اي 5 الي 6 بار حركت داده و گرم كنيد .

برگرفته از: وبلاگ تولید مثل در گاوهای شیری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

متداولترین مشکل در دامداریهای مدرن اختلال در امر باروری و بارداری آنان میباشد. علت این اختلالات بترتیب وقوع آنها شامل موارد ذیل میباشد:

• آشکارنشدن دوره فحل و بی تشخیص ماندن آن
• واردنشدن گاو بدوره فحل
• واردشدن گاو بدوران فحل بعداز تلقیح مصنوعی و یا جفتگیری ناموفق
• سیستهای تخمدان
• التهابات تخمدان و رحم گاو
• اختلالات در رفتار بعداز زایمان (دوره نفاس) و سقط جنین

بعبارتی دیگر میتوان علل این اختلالات را در اجرای موارد ذیل قید کرد:

• روش نگهداری و تغذیه دام
• مدیریت دامداری
• اختلال در تلقیح مصنوعی مانند رعایت نکردن تدابیر بهداشتی در این امر و یا نامطلوب بودن کیفیت اسپرمهای تلقیحی
• اختلالات و اشتباهات درتغذیه
• کنترل ناکافی از دوره فحل
• مامایی شتابزده و رعایت نشدن دقیق اقدامات بهداشتی مامایی

برآورد آرمان سالانه یک گوساله سالم از گاو در گاوداری های مدرن مستلزم اجرای دقیق و صحیح و آگاهانه موارد ذیل میباشد:

• نگهداری و تغذیه صحیح
• مدیریت مسئولیت شناس و مسئولیت پذیر
• شناخت کافی از دوره فحل
• اقدامات صحیح مامایی
• رعایت دقیق بهداشت زایمان
• تلقیح مصنوعی صحیح

مبارزه با این اختلالات و مساعد کردن دوران بارداری یکی از مهمترین وظایف دامدار، دامپزشک و مسئولین مراکز تلقیح مصنوعی میباشد. بهینه سازی این امر تحت یک مدیریت صحیح قابل اجرا میباشد.
چه بسا که با پرهیز در استفاده بی رویه دارو (بخصوص داروهای هورمونی) و در نهایت دلیل اختلالات را یافتن و آنها را از میان بردن بسیار موفقیت آمیزتر است.
در این امر دامپزشکان، مسئولین مراکز تلقیح مصنوعی، انستیتوهای درمانی و دانشگاهها خدمات شایانی را ارائه میدهند.

سعی بر آن است که ابتدا نگرشی سطحی و سیستماتیک از دوره فحل داشت.

به امید اجرای هدف دامداریها در باروری و بارداری سالانه یکبار گاوهای شیرده !

دوره سیکل جنسی

بطور معمول گاو از 9 – 12 ماهگی توانایی تولیدمثل دارد و دارای سیکل تخمدانی و سیکل رحمی است که تغییرات قابل تشخیص بیرونی و درونی را دوره فحل میگویند. یک دوره جنسی 21 روز میباشد که به زیرگروههای ذیل تقسیم میگردد:

• دوره قبل فحل (Pre estrus)
• دوره فحل (estrus)
• دوره بعد فحل (Post estrus)
• دوره میان فحل (Inter estrus)

روز اول دوره جنسی (دوره فحل) با تغییرات رفتاری همراه است که در گاو حدود 18 ساعت به درازا میکشد و در این دوره گاو آمادگی جفتگیری توسط گاونر را نشان میدهد. لوبهای فرج و مهبل متورم و آبکی و سرخ هستند و دارای یک مایع مخاطی هستند که آویزان است.
در دوره بعدفحل که 2 – 3 روز به درازا میکشد گاو آمادگی جفتگیری ندارد و تورم و تولید مایع شفاف مخاطی کاسته میشود و امکان ریزش مقداری خون وجود دارد. این خون از دیواره رحم که توسط رگهای خونی متورم گشته منشاً میگیرد و نشانگر به انتها رسیدن دوره فحل میباشد که در نهایت تخمک از تخمدان رها گشته و تغییرات رفتاری برونی کاسته میگردد (بهترین زمان برای تلقیح مصنوعی).
دوره میان فحل حدود 14 روز به درازا میکشد و در این دوره جسم زرد روی تخمدان تشکیل میشود.
دوره قبل فحل که بین روز 18 – 21 میباشد نشانگر پیدایش مجدد دوره فحل با علائم آن میباشد در این دوره گاو بی آرامی و علاقه به نزدیکی با دیگر دامها را دارد.

دوره جنسی در تخمدان

بموازات تغییرات برونی در رفتار دام، تخمدانها و دیواره پوست مخاطی رحم هم تغییراتی در طی دوره جنسی دارند . رشد فولیکول در دیواره تخمدان همزمان با دوره فحل میباشد که کمی بعداز آن سبب رهاشدن تخمک از تخمدان (Ovulation)و ورود آن به ابتدای لوله رحمی میباشد. فولیکول قابل لمس و حس کردن رکتال میباشد ولی این امر میبایست بسیار با احتیاط انجام گیرد زیرا لمس تحت فشار سبب رها شدن تخمک از تخمدان خواهد شد.
در محل فولیکول بعداز خروج تخمک سنتز جسم زرد شروع میشود که عمل جسم زرد مدت دوره میان فحلی را معین میکند.

جسم زرد Corpus luteum :

به غده ای اطلاق میگردد که تحت تحریک هیپوفیز قدامی (آدنوهیپوفیز) پس از رها شدن تخمک از تخمدان تشکیل میشود و عمدتا ترشح هومون پروژسترون را بعهده میگیرد.
درصورت بارورنگشتن به آن جسم زرد دوره ای ((Corpus luteum periodicum گفته میشود.
در صورت بارورگشتن به آن جسم زرد بارداری (Corpus luteum graviditatis) گفته میشود.
انحلال تدریجی آن تحت تحریک پروستاگلاندین میباشد که رنگ آن سفید میگردد.
درصورت بارورگشتن و پس از تشکیل نهایی جفت (Placenta)و طی دوره بارداری هورمون پروژسترون در جفت هم ساخته میشود.
جسم زرد شبه بارداری Corpus luteum pseudograviditatis چیست ؟


لقاح(Fertilization)

عمل ترکیب و ادغام هسته های اسپرم و تخمک و تشکیل نطفه یا زیگوت (Zygote) لقاح نامیده میشود(Impregnation , Conjugation) .
تحت ترشح هورمون پروژسترون دوره بارداری حمایت میشود و ابتدا دیواره رحم قبل از لانه گزینی و جایگزین شدن نطفه در رحم (Nidation & Implantation) تغذیه و پوشش حفاظتی نطفه را بعهده میگیرد.
عمل لقاح در لوله رحم انجام گشته و نطفه در دیواره رحم جایگزین میگردد که از این زمان تغذیه و حمایت جنین توسط جفت (Placenta) آغاز میگردد. زمان تشکیل جفت و کاشته شدن نطفه در رحم بین روز 11 تا 40 بعداز عمل لقاح میباشد و جفت کارآیی مطلق خود را همراه با تشکیل گردش خون جنینی بدست آورده است. دوره بارداری در گاو بین 270 تا 290 روز میباشد.

روند دوره فحل و کنترل آن

یکی از اساسی ترین و اقتصادی ترین تدابیر مدیریتی در دامداریهای مدرن شناسایی بموقع دوره فحل و در قبال آن تلقیح مصنوعی گاو در زمان مناسب است.
دو مشکل مهم در کنترل و نظارت دوره فحل شامل موارد ذیل میباشد :
الف: غفلت کردن در شناسایی و عدم دقیق کنترل توسط پرسنل دامداری
ب: اشتباه ، تعبیر و تفسیر نادرست در تشخیص فحل
نتیجه آن زمان نادرست تلقیح مصنوعی در دامداری میباشد.
پرسنل مجرب و کاردان دامداری میدانند که شناسایی دوره فحل بسته به چند علامت تغییررفتاری برونی دام نمیباشد بلکه علائم متعددی نیز در این امر وجود دارند که در ذیل سعی بر شناسایی آنها خواهد بود.
هرچه علائم تشخیص بیشتر بهمان میزان تشخیص بارزتر و سهل تر !!!!

مطمئن ترین علائم

• پرش بر روی دامهای گله (برخی مواقع روی انسانها)
• تحمل جفتگیری گاو فحل هنگام پرش گاوهای دیگر
• لیسیدن خود و گاوهای جانبی یا دست افراد (دست خود را پیش صورت گاو نگاه دارید)
• مالیدن گاو فحلی به گاوهای دیگر
• تورم فرج
• سرخ، آبکی و تربودن دیواره دهلیز مهبلی
• آویزان شدن مایع مخاطی و شفاف از دهانه مهبل
• در ابتدای دم گاو لکه های سفت و خونی دیده میشود.

بعضی از این علائم قابل تشخیص از دور نیز هستند ولی برای تشخیص دقیق میبایست از نزدیک کنترل گردند .

علائم دیگر (اطمینان کمتر)

• بی آرامی و کشیدن حلقه گردنی در اصطبل
• شیهه کشیدن
• کم اشتهایی
• کاهش شیردهی
• خم کردن ناگهانی کمر در اثر فشارآوردن روی کمر گاو

کنترل روزانه
نه تنها شناسایی علائم دوره فحل مهم برای تشخیص میباشند بلکه تدابیر مدیریتی و هدفدار و منحصر به هر دامداری نیز در امر تشخیص نقش بسزایی اجرا میکنند.
در برخی از دامداریها کنترل روزانه دام تلف شدن زمان تلقی میگردد ولی مشاهدات نشانگر آن است که کنترل روزانه حداقل دو بار بطور مرتب (صبح و عصر) نتایج مثبتی را دارد.
در دامداریهای مدرن تشخیص ندادن دوره فحل بعنوان یک زیان اقتصادی برای آن دامداری محسوب میگردد بنابراین کنترل دقیق و مرتب روزانه امری است استلزامی و اقتصادی.
از اقدامات مدیریت مدبرانه در دامداریهای مدرن موظف کردن یک شخص برای تشخیص دوره فحل است این شخص دامها و حرکات و رفتار آنها را میشناسد و اغلب تقویم فحل در کنار خود دارد و مشاهدات خود را نگارش میکند (نگارنده حافظه و ذهن خود را محافظت میکند). او میداند کدام گاو مشکوک به فحل است و آن را علامت گذاری میکند تا مجددا در طی روز حرکات و رفتار آن را تحت کنترل داشته باشد.
هدف اصلی در دامداریهای مدرن شناسایی بموقع فحل و تلقیح مصنوعی دام میباشد زیرا شناسایی صحیح فحل و موفقیت در اولین تلقیح مصنوعی از دیدگاه اقتصادی بسیار مفید میباشد. (باروری و بارداری مرتب و منظم دامها در دامداریهای مدرن آرزوی هر دامدار میباشد).

نويسنده دكتر نيكرو

www.parsidoc.com

برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

سیکل جنسی زودرس و باتاخیر علت اصلی خطا در تلقیح مصنوعی میباشد. در شرایط نرمال و معمول سیکلهای جنسی در گاو هر 18 تا 23 روز تکرار میگردد.

سیکلهای جنسی نامرتب را در سه زیرگروه تقسیم میکنند:

1 : سیکل زودرس

فاصله بین دو فحل متوالی کمتر از 18 روز میباشد. اغلب علائم فحل خفیف میباشد و در روز 10 تا 12 سیکل جنسی مشاهده میگردد.

دلایل عمده آن عبارتند از:

الف: سیست تخمدان و یا تحلیل فولیکول و رهانشدن آن (Follicelatrophy) . دلیل اصلی آن در نگهداری و تغذیه نادرست دام میباشد.
ب: شبه فحل (در میان فحل) (Pseudoestrus) . شبه فحل یک جریان و اتفاق طبیعی میباشد که در برخی از دامداریها مشاهده میشود.
در روز 10 تا 12 سیکل جنسی روی تخمدان باوجود جسم زرد فولیکول رشد نموده که سبب ترشح هورمون استروژن میباشد (این امر در دوره میان فحل غیرعادی است) که نشانگر علائم شبه فحل برونی و درونی میباشد.
در مقایسه با فولیکول روز 1 سیکل جنسی این فولیکول بعلت وجود هورمون پروژسترون (جسم زرد) قادر به رهاشدن تخمک در لوله های رحمی نمیباشد. بنابراین این فولیکول در عرض 1 تا 2 روز تحلیل میگردد و علائم فحل برونی نیز بتدریج کاسته میگردد. بدیهی است که تلقیح مصنوعی در این زمان ناموفق میباشد.

از اقدامات مهم مبارزه با سیکل زودرس اجرای دقیق معاینات کلینیکی دستگاه تناسلی و تولیدمثل و تست پروژسترون شیر میباشد. این اقدام جهت تفکیک شبه فحل با فحل حقیقی بمنظور اجرای تلقیح مصنوعی انجام میگیرد.

2 : سیکل باتاخیر مرتب

گاوها در 21 روز وارد سیکل نمیگردند بلکه فاصله وقوع فحل بعداز 42، 63، 84 ... روز میباشد.
این دامها همانگونه که مشاهده میگردد دارای سیکل مرتب 21 روز میباشند ولی دلیل عمده آن ناشناخته ماندن و تشخیص ندادن فحل میباشد. (برخی مواقع دلیل آن فحل خاموش میباشد).

3 : سیکل باتاخیر نامرتب

فاصله بین دو فحل متوالی بیش از 25 روز میباشد. دلایل عمده آن عبارتند از :

الف: وجود جنین مرده و یا نطفه ازبین رفته که علت آن عفونتهای میکروبی یا بدون دخالت میکروب میباشد.
ب : التهاب رحم که علت آن میکروبی و یا بدون دخالت میکروب مانند تغذیه نادرست (پروتئین بیش از حد، فسفر بیش از حد). التهاب رحم سبب تغییرات در بافت رحم میگردد که باعث اختلال در انحلال بموقع جسم زرد میگردد.
پ : شستشو یا درمان رحم با مواد یا مایعات تحریک کننده . شستشو در دومین نیمه سیکل جنسی و فاز جسم زرد اغلب تحریک کننده برای بافت رحم میباشد بنابراین شستشو و خدمات درمانی رحم میبایست اوایل و اواخر فحل اجرا گردد.
ت : سیستهای تخمدان نیز مانع از تولید و ترشح هورمونهای جنسی هستند.
ث : تغذیه نادرست و عوامل نامساعد محیطی.

مطلوبترین و کم هزینه ترین اقدام پیشگیری کننده برای دامداران اجرای دقیق و صحیح یادداشت تقویم فحل میباشد زیرا دامپزشکان و مسئولین تلقیح تحت گزارشات دقیق دامداران خدمات خود را در اسرع وقت با هزینه کم میتوانند اجرا کنند.

نويسنده : دكتر نيكرو

irvet.ir

برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

واضح است که نرخ لقاح در تلیسه های شیری و گوشتی و گاوهای غیر شیرده گوشتی زیادتر از گاوهای شیرده گوشتی و گاوهای شیرده و غیر شیرده شیری است. میزان از دست رفتن آبستنی در گاوهای شیرده شیری ممکن است از زمان لقاح تا پایان آبستنی به ۶۰ درصد برسد. عدم موفقیت در آبستنی ناشی از عدم لقاح یا ازدست رفتن آبستنی بعد از شکل گیری جنینی است. در این مقاله می خواهیم برخی از عوامل شناخته شده موثر بر از دست رفتن آبستنی را در گاوها بررسی کنیم.

کیفیت فولیکول و تخمک

غلظت کم پرو‍ژسترون در طول چرخه فحلیو پس از تلقیح مصنوعی ممکن است منجر به ایجاد فولیکول های دایمی در گاو شود. فولیکول های دایمی باعث ایجاد تخمک هایی می شوند که باروری کمی دارند و منجر به مرگدر مراحل اولیه نطفه گی و کمی بعد از آبستنی می شوند. تخمک هایی که از فولیکول هایبا اندازه کوچک تر ایجاد می شوند. در پاسخ به تزریقGnRH (در برنامه های تلقیح زمان بندی شده) منجر به کاهش نرخگیرایی می شوند. علاوه بر این تغییر اندازه فولیکول های آزاد شده نیز ممکن است باعثکوتاه شدن چرخه های فحلی و کاهش نرخ آبستنی شود.

نقش حیاتی پرو‍ژسترون

ترشح پروژسترون توسط جسم زرد برایترشحات طبیعی رحم که باعث زنده نگه داشتن نطفه اولیه تا زمان برقراری اتصال ضعیفبعد از روزهای ۱۸ تا ۲۲ می شود. ضروری است گاوهایی که غلظت پروژسترون خون آنها کمتراز میزان طبیعی است. در معرض خطر از دست رفتن آبستنی هستند.

زمان بندی همه چیز است

افزایش سه برابر غلظت پروژسترون پس ازآزاد شدن تخمک و بعداز شروع فعالیت جسم زرد ممکن است رشد نطفه و توانایی آن در ترشحعلایم آبستنی (اینترفرون – tau) رابه خطر بیندازد. زمان بندی ضعیف در ایجاد این علایم آبستنی ممکن است باعث کاهش نرخگیرایی شود. دادن پروژسترون تکمیلی در طول هفته اول بعد از تلقیح مصونی اثرات مثبتیروی رشد نطفه و بهبود نرخ گیرایی داشته است.

تشخیص آبستنی

هنگامی که رشد ترافکتودرم (جفت اولیه) و نطفه به هردلیلی کاهش می یابد. معمولاً جسم زرد چروکیده شده و نطفه از دست میرود.
- اگر نطفه نتواند هورمون های تحلیلبرنده جسم زرد را سرکوب کند،جسم زرد نابالغ شروع به چروکیدن می کند و باعث از دسترفتن آبستنی می شود.

- اگرنطفه در حال رشد نتواند علایملازم برای نگه داری جسم زرد را ایجاد کند و یا جسم زرد نتواند به موادی که در حالتطبیعی عملکرد آن را کنترل می کنند پاسخ دهد،جسم زرد تحلیل می رود. کاهش ترشحپروستاگلندین توسط رحم باعث پایداری و بقاء آبستنی از طریق کاهش مرگ نطفه میشود.

نقش تنش گرمایی

افزایش دما و رطوبت محیطی بقاء وکیفیت تخمک را به خطر می اندازد . همچنین باعث کاهش نرخ لقاح و رشد اولیه نطفه میشود.
- نرخ آبستنی گاوهایی که قبل ازتلقیح در معرض تنش گرمایی بوده اند،فقط به اندازه ۳۳ درصد گاوهایی است که تحت پوششگرمایی قرار نداشته اند.

- جنین های گاوهایی که در معرض تنشگرمایی نبوند،هنگامی که به گاوهای ماده ای که در معرض تنش گرمایی بودند منتقلشدند،نرخ آبستنی زیادتری نسبت به گاوهایی که در معرض تنش گرمایی بودند و تلقیح مصنوعی شدند،داشتند.

تلاش هایی برای کاهش تنش گرمایی در گاوهایی که قبل از شیردهی درجایگاه های بسته بودند،انجام شده است. استفاده از پنکه ،آب پاش و نیز آب سرد کافی ودر دسترس در راهروهای خروجی سالن شیردوشی و جایگاه های بسته ،بسیار موثر است.

تلقیح مصنوعی زمان بندی شده یا اثرات چرخه فحلی

آیا ازدست رفتن آبستنی در گاوهایی کهبراساس فحلی تلقیح می شوند و گاوهایی که تلقیح مصنوعی آنها در زمان خاصی است تفاوتدارد؟ در یک مطالعه نشان داده شد که تلقیح مصنوعی زمان بندی شده باعث افزایش از دسترفتن آبستنی می شود.با این وجود نتیجه شش مطالعه دیگر نشان داد که میزان از دسترفتن آبستنی در گاوهایی که با تشخیص فحلی تلقیح شدند. ۵/۱ درصد بالاتر بود. درصد ازدست رفتن آبستنی در ۱۳۶۶ گاوی که براساس تشخیص فحلی تلقیح شده بودند،به طور متوسط ۷/۱۲ درصد و در ۷۵۶ گاوی که براساس برنامه زمان بندی شده تلقیح شده بودند ۲/۱۱ درصدبود.

استفاده از تلقیح مصنوعی زمان بندیشده در گاوهایی که از نظر تولید مثلی قبل از تلقیح دارای علایم فحلی و یافاقد علایم تشخیص داده شدند ،چگونه است؟ میزان از دست رفتن آبستنی در ۱۲۴۵ گاو شیریکه قبل از تلقیح علایم چرخه فعلی را داشتند ۷/۱۵ درصد بود. این میزان در ۲۱۳گاوشیری فاقد علایم ۳/۲۶ درصد گزارش شد. این مطالعه نشان می دهد اگرگاوهای فاقدعلایم فحلی بعد از همزمان سازی فحلی و تلقیح براساس برنامه زمان بندی شده آبستنشوند،میزان تلف شدن در انتهای مرحله نطفه گی ،بین تشخیص های اول و دوم (انتهایمرحله نطفه گی یا ابتدای مرحله جنینی ) زیادتر از گاوهای دارای چرخه فحلی است.
سایر عوامل ...

گاوهای که وزن بدن خود را در طول ماهاول شیردهی یا بین روزهای ۲۸ تا ۵۶ آبستنی از دست می دهند،نرخ آبستنی آنها دو تا سهبرابر کاهش می یابد. شرایط متابولیکی گاوها همانند تغییرات در شرایط بدنی ، بر بقاءنطفه و جنین تاثیر می گذارد.
براساس مطالعات مختلف شواهد کمی وجود دارد که نشان میدهد تولید شیر یک عامل خطرناک برای افزایش از دست رفتن آبستنی در گاوهای شیری است. مشکلات مربوط به زایش و انتقال که بر سلامت گاوها تاثیر می گذارد و محیط رحمی را بهخطر می اندازد برای بقاء جنینی مضر است. کنجاله تخم پنبه دارای گوسیپول است که برایسلول های پستانداران سمی است.
افزایش غلظت گوسیپول خون،کیفیت و رشد نطفه و نرخآبستنی را کاهش می دهد. گاوهایی که جیره های غنی از گوسیپول دریافت می کنند،میزانتلف شدن جنینی زیاد و نرخ گیرایی کمی دارند.

افزایش بقاء نطفه

استفاده از هورمون رشد گاوی در گاوهاباعث افزایش نرخ لقاح،رشد و کیفیت نطفه می شود.
افزایش نرخ گیرایی نتیجه کاهش تلفشدن نطفه بین روزهای ۳۱ و ۴۵ بود.
تزریق ۳۳۰۰ واحد بین المللی گنادوتروپین جفتانسانی در روز پنجم پس از تلقیح مصنوعی باعث افزایش نرخ گیرایی در روزهای ۲۸،۴۲،۹۰می شود ولی بر روی میزان تلف شدن در مرحله انتهای نطفه گی و مرحله جنینی بی تاثیراست.
تزریق گنادوترپین جفت انسانی باعث شکل گیری بیشتر بافت لوتئال می شود. در یکمطالعه میزان تلف شدن جنینی در گاوهایی که از گنادوتروپین جفت انسانی استفاده کردهبودند نسبت به گاوهایی که فقط جسم زرد داشتند ،۸ برابر کاهش یافت .
هنگامی که گاوها در روزهای ۸ تا ۱۲چرخه فحلی هستند و همزمان سازی فحلی آنها شروع میشود،استفاده از برنامه های تلقیحمصنوعی زمان بندی شده باعث افزایش نرخ گیرایی می شود.

استفاده از مکمل های چربی به میزان ۲تا ۴ درصد جیره گاوهای شیری شیرده و گوشتی ،َتاثیر مثبت روی توان انر‍ژی و شرایطتولید مثلی گاوها دارد. در برخی از مطالعات نشان داده شده که استفاده از منابع چربی غنی شده از اسیدهای چرب امگا – ۳ ممکن است به دلیل جلوگیری از ساخت پروستانوئیدهاکه برای تشخیص مادری آبستنی مفید است،باعث افزایش بقاء جنین شود.
استفاده از مکملهای چربی قبل از زایش باعث افزایش نرخ آبستنی بعد از زایش می شود.
استفاده از نمکهای کلسیمی لینولئیک اسید و منو اسید ۱۸- c ترانس در مقایسه با نمک های کلسیمی روغنخرما باعث افزایش نرخ گیرایی در گاوهای شیرده می شود. این افزایش ناشی از افزایشنرخ لقاح و کیفیت نطفه هاست.

به نظر می رسد گاوهای شیری شیرده بهدلیل نرخ لقاح ضعیف (۷۶ درصد) بقاء کم نطفه در اوایل آبستنی (۵۰ درصد) و تلف شدننطفه و جنینی زیاد (۶۰ درصد) ،حساسیت زیادتری به عدم موفقیت تولید مثلی دارند. تحقیقات زیادتری لازم است تا بتوان ایجاد آبستنی و بقاء آن را افزایش داد. تلقیح مصنوعی موفقی داشته باشید.

منبع: irvet.ir

برگرفته از: سایت دامپزشکان برتر

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

بالاخره زنبوبرداران تحت پوشش بيمه تامين اجتماعي قرار مي‌گيرند

كاهش 972 هزار تني ورودي شير خام نسبت به سال گذشته به صنايع

واردات 14.5 ميليون قطعه انواع ماهيان زينتي به ايران

دامداران آذربایجان شرقی از مراتع ارمنستان استفاده می كنند

تسهیل اعطای وام به طرحهای کشاورزی

دکتر امیرعباس جعفری با حکم رئیس سازمان به سمت سرپرست معاونت برنامه ریزی و پشتیبانی نظام دامپزشکی منصوب شد

توليد غذاي سالم دراولويت اهداف دامپزشكي است

شیوع تب برفکی توسط دام‌های غیر مجاز خارجی

مصرف مداوم گوشت قرمز انسان را جوان مرگ می‌‌کند

لاک‌پشت گوش‌قرمز و حلزون سیبی بیماری‌زا هستند

ارائه درخواست برای اعتبار مستقل تشکل‌های کشاورزی و دامداری در بودجه


كاهش صادرات به 18 هزار تن در سال جاري

با تقويت مراتع، توليد علوفه و گوشت دو برابر مي‌شود

زرافه ای در خانه

كشور به واردات گوشت مرغ نیازی ندارد

معامله 10 هزار تن ذرت دانه ای در بورس كالا

ویروس های شبه Estein Barr سبب بروز سرطان در سگ سانان میشوند

گوشت قرمز بازهم خبرساز شد !

قدرت آرواره‌های کروکودیل چقدر است؟

معرفی سه نفر جدید برای ریاست سازمان نظام دامپزشکی به وزیر جهاد کشاورزی

آیین تودیع و معارفه مدیرکل قدیم و جدید دامپزشکی فارس برگزار شد

آموزش بیماری‎ها با انتشار یک مجموعه رنگ آمیزی برای کودکان در استان کرمان

اقدام قابل تقدیر جامعه دامپزشکان در شیوه برگزیدن مدرس دوره‎های تخصصی طیور + فهرست دوره‎ها

اعلام نتایج داوری مقالات هفدهمین کنگره دامپزشکی ایران

یک مقام مسئول خبر داد : تهیه طرح جامع حفاظت و مدیریت گربه‌سانان ایران تا سال 2014

زشت ترین سگ دنیا جان خود را از دست داد

مستند در جست‌وجوی پلنگ ایرانی از شبکه دو سیما پخش می‎شود

فروش سمندر برای سفره هفت‌سین!

رئیس سازمان جهاد کشاورزی فارس : سازمان دامپزشکی باید از سیاست فاصله بگیرد / هیچگاه تغییر مدیر در سازمان دامپزشکی سیاسی نبوده است

معاون سازمان دامپزشکی خبر داد : شیوع تب برفکی توسط دامهای غیرمجاز خارجی / در صددیم با اصلاح قانون خدمات کشوری حق و حقوق از بین رفته را بازپس بگیریم

توقیف محموله خزندگان زنده خطرناک در مرز بلغارستان

گذری بر دنیای ناب حیوانات / صفادشت میزبان دوستداران حیات وحش

احداث ۵ مرکز قرنطینه و بازپروری حیوانات در کشور تا پایان شهریور ۹۱

نوروز 91 نمایشگاه حیوانات در مسجدسلیمان برپا می‌شود

افزایش قیمت نهاده‌های طیور رنگ از رخسار تخم مرغ ربود

ایران در اراضی گرجستان نهاده‌های دامی تولید می‌کند

تولید ماهی امسال در زنجان 18,3 کیلوگرم افزایش داشت

مشکل تامین خوراک‌ دام در مجلس بررسی می‌شود

ایران رتبه هفتم تولید مرغ در جهان را داراست


انتصاب مدیرکل جدید دامپزشکی استان فارس

ارائه درخواست برای اعتبار مستقل تشکل‌های کشاورزی و دامداری در بودجه

مشکل تامین خوراک‌ دام امروز در مجلس بررسی می‌شود

سود بازرگانى واردات گندم دامى حذف شد

گوشت قرمز بازهم خبرساز شد !

مصرف مداوم گوشت قرمز انسان را جوان مرگ می‌‌کند

در فاز تحقیقات حیوانی محقق شد: موفقیت محققان ایرانی در زمینه پیشگیری از آنفلوانزای A

هوبره یکی از پرندگان زیبا زیستگاه‌های طبیعی نهبندان است

ورود محموله جدید گوشت آمریکایی و آفریقایی به ایران

شیر کم‌چرب کلسیم بیشتری دارد

نظارت بهداشتی کشتارگاههای گلستان تشدید می شود

انتقادها از تفاوت فاحش قیمت گوشت در بازار با نرخ رسمی اتحادیه

آغاز صيد مولدين و تكثير ماهيان استخواني در رودخانه‌هاي گيلان

ضیافت شاهانه سلطان بیشه‌زار، از نمایی که تاکنون ندیده‌اید

تولید مرغ داخلی جوابگوی نیازهای بازار هست/صادرات مرغ به هندوستان در هاله‌ای از ابهام

اطلاعیه استخدام / نیاز فوری به یک دامپزشک در کرمانشاه

گزارشی از اولین غارماهی حقیقی جهان در لرستان / ماهی کور ایرانی در معرض انقراض

گزارشی از بزرگترین مجتمع ماهیان سردآبی خاورمیانه در کردستان

معرفی دو کتاب جدید درباره سنجاب و قناری

کشف یک تن مرغ منجمد قاچاق در خرم آباد

عشق به کار تنها دلیل ماندن دامداری ها

سیر صعودی تولید شیر در کشور

تولید کنندگان با افزایش سرسام آور نهاده‎های دامی چه کنند؟

دام زنده وارد بورس می‌شود

آغاز صيد مولدين و تكثير ماهيان استخواني در رودخانه‌هاي گيلان

ماهي قرمز را از دست‌فروشان و معابر شهر نخريد

واردات 14.5 ميليون قطعه انواع ماهيان زينتي به ايران

نگهداري و عرضه مستقيم خزندگان، دوزيستان و حلزون‌ها؛ مـمـنـوع

گوشت وارداتي تاريخ گذشته عرضه نشده است

تامین هر چه سریعتر ارز دولتی برای نهاده‌های کشت بهاره و خوراک دام و طیور

قیمت پایه خرید هر کیلو شیرخام از دامدارى‌ها 630 تومان تعیین شد

واردات 50 هزار تن جو دامی و کاهش 50 تومانی قیمت

قيمت کنجاله سويا 70 درصد افزايش داشته است

قیمت پایه خرید هر كیلوگرم شیرخام از دامداري ها 630 تومان تعیین شد

سرپرست شبكه دامپزشكي آباده از آغاز واكسيناسيون تب برفكي گاو و گوساله در اين شهرستان خبر داد

سرپرست شبكه دامپزشكي شهرستان لامرد منصوب گرديد

معرفی تصاویر نامزد بهترین عکس سال جشنواره های بین المللی ( بخش نخست )

حیوانات به یاری بشر آمدند : بشر یک قدم به سمت مهار ایدز پیش رفت

دادخواهی اکثریت اعضای انتخابی شورای مرکزی نظام دامپزشکی به رئیس جمهور

معرفی یک دامپزشک وظیفه به عنوان سرباز نمونه سال 90 و تجلیل سرلشگر فیروز آبادی از این سرباز وظیفه شناس

نگهداری و عرضه مستقیم خزندگان، دوزیستان و حلزون‌ها؛ مـمـنـوع

شلیک به ببر جنجالی / پایان یک پروژه تلخ

افتتاح دوازدهمین کلینیک مرجع دامپزشکی با حضور رئیس سازمان دامپزشکی

دیدار رئیس مؤسسه رازی با دکتر ذوقی پیشکسوت این مؤسسه

ورود دامهای قرنطینه ای این استان بازار گوشت را متحول می کند

کارگاه آموزشی اصول و روشهای مبارزه با بیماریهای دامی در جنوب کرمان برگزار شد

باید از مراتع به شیوه اصولی بهره برداری شود


تخصيص يك ميليارد دلار ارز حاصل از صادرات مواد نفتي به هند و تهاتر آن با انواع خوراك دام

واكسيناسيون ماهيان قزل‌آلا براي نخستين بار

سیاست‌های نادرست،وابستگی به واردات دانه‌های روغنی و خوراک دام را افزایش داد

40 درصد داروهای مورد نیاز طیور در داخل تولید می شود

افزون بر دو میلیون واحد دام مازاد برظرفیت مراتع در آذربایجان غربی وجود دارد

370 كشتارگاه سنتی دام در سطح كشور فعالیت دارند

شجاعت در زنبورهای عسل نیز رواج یافته است !

تعاملات حیوانات وحشی و اهلی دردسرساز خواهند شد

دومین جلسه شورای مرکزی سازمان نظام دامپزشکی جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود

هاري در ايالت نيوهمشاير آمريكا

برخی حیوانات در کردستان زیستگاه خود را ترک کرده‌اند

قدیمی‌ترین خویشاوند انسان در کف دریاها شناسایی شد

برای اولین بار در کشور، احشاء خوراکی دام در کشتارگاه صنعتی دام سنندج ممهور می‎شوند

اختلاف در برگزاری جلسات شورای مرکزی سازمان نظام دامپزشکی

رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های وزارت بهداشت : برای واردات دام زنده نباید سرخود تصمیم گرفت / انتقاد از پرورش پرندگان در فضای باز

انتقاد معاون سازمان دامپزشکی از کمبود نیروی انسانی و تعداد زیاد زنان دامپزشک

آب مورد نیاز برای هر ماهی قرمز انگشت قد یک لیتر است / ماهی قرمز را از مراکز معتبر بخرید

جراحی آرتروسکوپیک یک رأس مادیان دو ساله در دانشکده دامپزشکی مشهد

700 کیلوگرم فرآورده های خام دامی غیربهداشتی

توزیع گسترده گوشت گرم و منجمد در شبکه‌های توزیعی

گوشت وارداتی تاریخ مصرف گذشته نداریم

سیاست‌های نادرست،وابستگی به واردات دانه‌های روغنی و خوراک دام را افزایش داد

کمبود 3700 تن گوشت قرمز در خوزستان

پیشرفت ۹۵درصدی واکسیناسیون دامی

تخصصیص ۱ میلیارد دلار بودجه به دامداران


به تعداد كشتارگاه‌هاي كشور، ناظر شرعي داريم

بهره‌برداري از سيستم پايش و مراقبت از بيماري‌هاي آبزيان تا نيمه سال آينده

شیوه جدید مبادله غیردلاری خوراک دام با هند، چین و روسیه

گوشت وارداتی تاریخ مصرف گذشته نداریم

خواب زدگي مسئولان در خصوص نهاده هاي دامي

تولید آبزیان در كشور تا پایان برنامه پنجم به400 هزار تن درسال می رسد

هشداری جدی : ورود روز افزون عوامل بیماری زای خشکی زی به جانوران آبزی !

حیوانات و پرده جادویی سینما !

افزایش وزن ، کیفیت زندگی سگ سانان را تحت تاثیر قرار می دهد

معاون علمي رييس‌جمهور از توليد تخم مرغ SPF تا پایان سال آینده در کشور خبر داد

مدیر عامل اتحادیه مرکزی مرغداران میهن / تعلل بانک مرکزی در تخصیص 300 میلیون دلار ارز دولتی برای واردات خوراک طیور

رئیس شبکه دامپزشکی راور:ماهی‌ قرمز شب عید بیماری‌زاست

1 میلیون و 300 هزار واحد دامی از جنگل های کشور خارج شده است

بعد از اجرای کامل عرضه مرغ بسته بندی شده به سمت عرضه مرغ قطعه بندی شده حرکت می کنیم

ECE در سازمان دامپزشکی کشور و استانهای قزوین، یزد و کرمان راه اندازی شد

مدیر عامل شرکت سهامی کرم ابریشم ایران: 50 هزار خانوار ایرانی کرم ابریشم پرورش می‌دهند

در صورت استفاده از 20 درصد منابع آبی استان یزد / تولید ماهی در یزد به 4 هزار تن می‌رسد

مصرف ران مرغ از ابتلای زنان به بیماری عروق کرونر پیشگیری می کند

شبکه بین‌المللی مقابله با قاچاق حیوانات هشدار داد : مصر هنوز کانون قاچاق عاج فیل است

استاندار آذربایجان شرقی در دیدار با مدیرکل دامپزشکی این استان : دامپزشکی در خط مقدم مبارزه با بیوتروریسم است

دامپزشکی قزوین کشف کرد : رهاکردن غیرمسئولانه 2 تن طیور تلف شده در یک جاده فرعی

سازمان دامپزشکی تماشاچی بازار قاچاقچیان دارو است

سازمان دامپزشکی شرایط خاصی دارد و مشمول طرح تجمیع با سایر بخش‌های وزارتخانه نمی‌شود

آگهی استخدام دامپزشک مسئول فنی

آگهی استخدام دامپزشک در یک شرکت واردات دارو

بی‎تفاوتی سازمان نظام دامپزشکی و سازمان دامپزشکی نسبت به انتخاب دو دامپزشک به نمایندگی مجلس نهم

زباله خشک بدهید، ماهی قرمز و هفت سین تحویل بگیرید

ایجاد ایستگاه تولید طیور

تخصصیص ۱ میلیارد دلار بودجه به دامداران

معرفی 11 سردخانه گوشت به تعزیرات

اندر مصائب توزیع شیر مدارس

پایلوت نیمه صنعتی مکمل غذایی دام و طیور راه اندازی شد

تامین گوشت قرمز دام سبک و نهاده‌های دامی مورد نیاز ایران

 


خبرهای تازه از احتکار، گرانفروشی و تاریخ مصرف گوشتهای وارداتی برزیلی

حیوانات و پرده جادویی سینما

افزایش وزن ، کیفیت زندگی سگ سانان را تحت تاثیر قرار می دهد


خريد شير خام به نرخ مصوب از ابتداي بهمن ماه

واردکننده انحصاری خوراک‌ طیور حذف شد

آغاز تكثیر انواع بچه ماهیان استخوانی در گلستان

"واکسن جهانی" ، سلاح جدید دانشمندان در برابر آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان

آبزیان یکی از مهمترین کالاهای صادراتی غیر نفتی ایران

دومین دامپزشک هم به مجلس نهم راه یافت / دکتر ایران‌پور از حوزه مبارکه ساکن بهارستان شد + عکس

تنها نماینده دامپزشک مجلس هشتم به مجلس نهم راه یافت

دامداران خواستار اعمال قانون هستند

تامین گوشت قرمز دام سبک و نهاده‌های دامی مورد نیاز ایران

معرفی 11 سردخانه گوشت به تعزیرات


ايام نوروز؛ نقطه اوج عرضه و مصرف آبزيان

درخواست پاكستاني‌ها از ايران براي ارائه آموزش‌هاي تخصصي دامپزشكي

آبزیان یکی از مهمترین کالاهای صادراتی غیر نفتی ایران

قیمت گوشت ثابت ماند


واردات علوفه تنها راه‌حل براي ارزان شدن قيمت گوشت است

فروش تخم ماهي قزل آلا به جاي خاويار

خطری جدید برای جمعیت های انسانی : استاف روز به روز مقاومتر میشود !

تحکیم پیوند دامپزشکان و پزشکان با راه‎اندازی نخستین دوره PhD سلامت واحد در دنیا

وجود تنها یک قرنطینه جوابگوی حجم زیاد صادرات گوشت استان نیست

مایه‌کوبی 8 هزار دام سنگین علیه بیماری تب برفکی در سیرجان


افزايش سرانه مصرف گوشت بوقلمون

با حضور احمدي‌نژاد خط توليد انبوه واكسن گامبورو افتتاح شد

امضاي تفاهم نامه همكاري شيلات ايران با كشورهاي سيرالئون و بنين

اتاق تعاون ایران میزبان دوره آتی اجلاس بین المللی تعاون می شود

تولید واکسن گامبرو در کشور 5 میلیارد دلار صرفه جویی ارزی دارد

توزیع مرغ گرم 3800 تومانی در نمایشگاهها

عرضه نامحدود اقلام پروتئینی در نمایشگاههای بهاره

خفاش ها ، میزبان جدید ویروس آنفلوآنزا

هزار تن جو وارداتی بین دامداران کشور توزیع می‌شود

تامین 95 درصد واکسیناسیون جمعیت دامی ایران از داخل کشور

روزانه 60 تن شیر در مجتمع دامپروری آستان قدس تولید می‌شود

2 هزار گروه ویژه برای کنترل کشتارهای دام در ایام نوروز


توزيع گسترده گوشت قرمز با قيمت تعديل شده از هفته آينده

واردات 43 هـزار تـن گـوشـت مـرغ

ارزآوري 160 ميليون دلاري آبزي‌پروري طي سال گذشته

وجود 756 هزار خانوار و 46 ميليون واحد دام مازاد در مراتع

تكميل زنجيره توليد مرغ در شمال غرب كشور

نبود برند، تشخيص عسل تقلبي را مشكل كرده است

پیشنهاد روسیه برای فروش غلات به ایران در برابر واردات میوه

تعیین سقف قیمتی برای فروش مرغ/ صادرات مرغ متوقف شد

برگزاري كارگاه آموزشي جدا سازي و شناسايي سروتيپ هاي سالمونلا

تأثیر شیوه راه رفتن سگ بر سلامت صاحبش

پس از 75 روز / گربه وحشی در چوبر شفت رهاسازی شد

خدمات الکترونیک سازمان دامپزشکی در حوزه قرنطینه و دارو راه‌اندازی شد

معاون سازمان دامپزشکی : به هر مرغ سالانه هفت بار واکسن تزریق می‎شود

فهرست اعضاء برگزیده هیأت مدیره و بازرس انجمن علمی بهداشت آبزیان منتشر شد

انتقال 4 قلاده ببر روسی سال آینده به ایران

کشف 3 هزار تن گوشت قرمز در انبارهای مخوف تهران

روزانه 10 تن شیر در ریگان جمع‌آوری می‌شود


اجراي قانون نظارت بر ذبح شرعي دام در تمام كشتارگاه‌هاي دام و طيور

تامين 95 درصد واکسيناسيون جمعيت دامي ايران از داخل کشور

رشد 42 درصدي آبزي‌پروري در زنجان

60هزار تن جو وارداتی بین دامداران کشور توزیع می‌شود

اعلام همکاری بانک‌های روسیه و هند برای واردات نهاده‌های دامی به ایران

تعرفه‌هاي جديد مسئولان فني ـ بهداشتي دامپزشكي تصويب شد

دليل آزاد شدن واردات شير خشك چيست؟

مازندران سالانه دو و نیم میلیون قطعه ماهی زینتی تولید می كند

ایران پیشنهاد تاسیس بانك بین المللی تعاون را ارایه كرد

تعرفه‌های اشتغال به کار مسئولین فنی بهداشتی ابلاغ شد

جزئیات نحوه محاسبه تعرفه جدید مسئولین فنی - بهداشتی دامپزشکی اعلام شد

آشنایی با نحوه نگهداری تخم مرغ در منزل

صید انبوه گله میش ماهی و صادرات 20 تن کیسه شنا

اعلام روزانه موجودی گوشت قرمز

7500 رأس دام در فهرج واکسینه می‌شوند

تعرفه‌هاي جديد مسئولان فني ـ بهداشتي دامپزشكي تصويب شد

اختصاص 140 ميليارد ريال اعتبار براي كمك به صيادان

تنها آزمايشگاه تخصصي کرم ابريشم کشور در رودسر در حال ساخت است

اعلام همکاری بانک‌های روسیه و هند برای واردات نهاده‌های دامی به ایران

تعرفه‌هاي جديد مسئولان فني ـ بهداشتي دامپزشكي تصويب شد

بشر توانایی تفسیر احساسات حیوانات را یافت

گونه‌های دریایی منطقه استوایی شرق اقیانوس آرام در معرض خطر انقراض قرار دارند

نگرانی مرغداران از ثبات در عرضه نهاده های دامی

اعلام روزانه موجودی گوشت قرمز

اجرای طرح آزمایشی نشانه گذاری لاشه های دام در استان خراسان رضوی

2 میلیون راس دام ‌سبک در استان آذربایجان شرقی علیه بیماری تب‌برفکی واکسینه می‌شوند

صنایع بسته بندی گوشت توسعه یابد


تداوم توليد مرغ بدون آنتي‌بيوتيک در آذربايجان شرقي

پرداخت 5 ميليون تومان تسهيلات به متقاضيان

تحريم ايران قيمت فرآورده هاي گوشتي در آلمان را افزايش داد

ايجاد تشکل جديد در بخش ماهيان زينتي ضرورتي ندارد

عکس منتشر نشده از یک گربه بازیگوش

تصویب تعرفه های جدید مسوولین فنی بهداشتی در راستای حمایت از بخش خصوصی

تعرفه های جدید مسئولان فنی بهداشتی دامپزشكی تصویب شد

تأسيس انجمن‌هاي علمي-تخصصي ؛ رويكرد سازمان نظام دامپزشکی

آغاز به کار سومین همایش بین المللی دامپزشکی طیور

لبخند قورباغه درختی طاووس

مرغ سبز در 15 استان کشور تولید می شود

کشف گونه نادری از دوزیستان بدون پا

زیرزمینی‌ترین موجود جهان کشف شد

 سوسیس و کالباس خطر ابتلا به بیماری ریوی را افزایش می دهد

رئیس سازمان دامپزشکی خبر داد : تعرفه های مصوب قبلی مسئولین فنی-بهداشتی دامپزشکی لغو شد / فرمول جدید محاسبه تعرفه به تصویب دولت رسید

مدیرکل دامپزشکی تهران با تأکید بر کمبود نیروی انسانی : به یاد دارم 470 نیرو در تهران داشتیم ولی حالا 275 نفر هستیم / عرضه مرغ فله به تاریخ پیوسته است

هشدار جدی : لاک پشت مینیاتوری نگهداری نکنید

چگونه ماهی قرمز سالم انتخاب و از آن نگهداری کنیم؟

واردات شیر خشک آزاد شد!

کاهش جوجه‏ ریزی و نامه مرغداران به دفتر رئیس جمهور

تسهیلات خوداشتغالی 5 میلیون تومانی برای تولیدکنندگان ماهیان زینتی

جشنواره‌ زیبایی اسب در اهواز

تحولی بزرگ در بیماریهای طیور با تاسیس انجمن علمی تخصصی دامپزشکی

قیمت شیر در بازار با قیمت تمام شده دامداری‌ها همخوانی ندارد

کاهش ۵ تا ۸ درصدی قیمت گوشت

احداث کشتارگاه صنعتی، نیاز ضروری تولیدات دامی نهبندان


ممنوعيت صيد ماهيان خاوياري از درياي خزر اجرا نمي‌شود

پرداخت خوراك يارانه‌اي به آبزي‌پروران

توليد ماهي قرمز در مراکز پرورشي صرفه اقتصادي ندارد

نبود مکان هاي معتبر براي خريد ماهيان قرمز

اتحادیه دامداران نسبت به واردات شیر خشک اعتراض کرد

عروس های دریایی ایران در راه ویتنام !

انتخابات هیئت مدیره جامعه دامپزشکان ایران / مجمع عمومی نوبت اول

لرستان قطب داروي دامي کشور مي شود

آغاز تحویل مرغ منجمد داخلی

نوسانات مرغ مهم‌ترین چالش صنعت مرغداری است

ساخت مرکز تخصصی دامپزشکی جنوب کشور در شیراز

مرگ مشکوک حیوانات در بحرین

قیمت پایین خرید شیر دامداران را دچار رکود کرده است

ايران در توليد مرغ در دنيا رتبه هفتم را دارد

سـال91 واردات مـرغ ممنـوع است

مرغداری ها نباید تولید خود را بیش از قیمت تمام شده عرضه كنند

برای تامین مرغ نوروز یكصد میلیون قطعه جوجه ریزی شده است

شبی به یاد ماندنی برای صنعت گاو شیری و لبنیات ایران زمین !

نتایج تحقیقات 7 ساله محققین منتشر شد : جلبکهای قاتل عامل مرگ و میر فوکها !

دكتر تاجيك مدير كل برنامه ريزي آموزشي دانشگاه تهران شد

پنگوئن‌های امپراتور هم پرستار بچه دارند!

افزایش مجدد شیوع آنفلوآنزای پرندگان در ویتنام

پس از ساخت مستندی درباره پلنگ / فتح‌الله امیری سراغ یوزپلنگ ایرانی رفت

معاون وزیر جهاد کشاورزی / تولید و پرورش مرغ مدیریت می‌شود

سکوت سازمان نظام دامپزشکی در قبال استعفای یک عضو شورای مرکزی و نامزد ریاست این سازمان

آخرین تصمیم محیط زیست برای شیرهای رها شده در تهران : 2 بچه شیر به مرکز مجاز نگهداری حیوانات امانت داده می‌شود

کشف یک و نیم تن فرآورده لبنی غیر قابل مصرف

واردات دام زنده از مهد آلودگی آزاد شد 

تولید داخل قربانی می‌شود 

اثر وضعی واردات دام زنده روی تولید بسیار زیاد است  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  | 

مطالب جدیدتر