مرجع سایتها و مقالات دامپزشکی و دامپروری

جمع آوری و طبقه بندی کلیه سایت ها و مقالات فارسی مرتبط با دامپزشکی و دامپروری

مهندس محمد هادي وفايي  - كارشناس علوم دامي

مقدمه

با توجه به افزايش سر سام آور جمعيت ، روز به روز نياز به ماده و انرژي براي ادامه حيات انسانها بيشتر     مي شود. در جهان امروز بيش از 2 ميليارد نفر از كمبود پروتئين ، ويتامين ها و مواد معدني رنج مي برند. به طوري كه تا سال2025 توليد مواد غذايي بايستي در حدود 60% افزايش يابد تا بتواند پاسخگوي تقاضاي اين افزايش جمعيت باشد. لذا دسترسي هميشگي به منابع غذايي مورد نياز جوامع بشري به صورت يك ضرورت اجتناب ناپذير درآمده است. از جمله اين منابع ، فرآورده هاي پروتئيني دامي خصوصا گوشت از جايگاه ويژه اي برخوردار است.

امروزه لازم است تا براي ايجاد تعادل بين توليد و مصرف ، در جهت شناخت استعدادها و پتانسيل از يك سو و استفاده بهينه از امكانات قابل دسترسي از سوي ديگر و به كارگيري شيوه هاي جديد و باكفايت در امر بهداشت و پرورش دام و طيور قدم هاي اساسي تري برداشته است. اكنون بشر تلاش مي كند تا روند رشد   دام هاي مولد غذا را هر چه بيشتر سرعت بخشد و در اين راه روش هاي مختلفي را به كار گرفته است .

رشد ، مهمترين عاملي است كه بر روي توان توليدي و بهره دهي دام ها تاثير مي گذارد و دستكاري رشد دام ها جزء مهمي از روند كنترلي انسان بر روي دام هاي اهلي شده مي باشد.

اين مقاله ، مصرف هورمون ها در دام و طيور را مورد بررسي قرار داده و اميد است مورد علاقه مندان قرار گيرد.

 

هورمونهاي محرك رشد

يكي از پيشرفتهاي چشمگير و بحث انگيز علم فارماكولوژي ، معرفي انواع مختلفي از هورمونهاي آنابوليك براي افزايش رشد در گاوان گوشتي مي باشد ، شكي نيست كه اين مواد رشد را افزايش مي دهند ولي لازم است تا اطلاعات بيشتري در ارتباط با موارد استفاده اثرات دقيق فارماكولوژيك و فيزيولوژيك دارو بر روي دامهاي تحت درمان و خطرات احتمالي اين داروها براي دامهاي مولد غذا و به تبع آن افراد مصرف كننده ، فراهم آيد .

روندهاي متابوليك دامها ، ميزان رشد و سرعت پروار شدن آنها ، توسط هورمونهاي توليد شده در بدن كنترل و هماهنگ مي گردد ، فرايندهاي مختلف و خصوصيات رفتاري مرتبط با آنها را مي توان با اخته كردن دام نر و عقيم كردن دام ماده تغيير داد . گاو نر اخته نشده سريع تر از گاو نر اخته  شده رشد كرده و گوشت بيشتري توليد ميكند و گاو نر اخته شده سريعتر از گاو ماده رشد كرده و با كارايي بيشتري مواد غذايي را به گوشت تبديل مي كند.

ميزان رشد در دامهاي مختلف متفاوت است و اين مساله را مي توان به تفاوتهاي موجود در وضعيت هورموني آنها نسبت داد . بيشتر مطالعات و تحقيقات مطرح شده در اينجا راجع به هورمونهاي جنسي مترشحه از گنادها مي باشد . اين هورمونها در دامهاي طبيعي ، مسئول بروز اختلاف شديد در ميزان رشد و زمان بلوغ (وجود اختلاف در سرعت پروار شدن دامهاي نر و ماده طبيعي) مي باشند.

در نشخوار كنندگان ، هورمونهاي جنسي باعث مي شوند تا جنس نر و ماده از نظر ميزان رشد و چربي لاشه كاملاً با يكديگر تفاوت داشته باشند . در دام نر اخته شده ، آندروژنها كاهش يافته و اين امر موجب ميشود كه اين دامها كارايي متوسطي داشته باشند و صفات ثانويه جنسي در آنها ظاهر نگردد كه  مي توان با تجويز مواد هورموني اگزوژن (با منشاء خارج از بدن) اثر مواد هورموني داخل بدن را تغيير داد يا تشديد نمود . مواد آنابوليك ، خصوصيات فيزيولوژيكي شبيه به استروئيدهاي جنسي طبيعي (تستوسترون بعنوان آندروژن اصلي و 17- بتااستراديول بعنوان يك آندروژن) را دارا مي باشند . اين هورمونها يا مشتقات نيمه ساختگي آنها را     مي توان در بدن گاو يا گوسفند به صورت ايمپلنت (كاشتني) بكار برد تا مقدار استروئيدهاي جنسي را در بدن دام بالاتر برده و شرايط هورموني مطلوبي را در جهت بهتر كردن رشد دام فراهم آورند .

براي دست يابي به حداكثر اثر تحريكي بر روي رشد دام ، بايد غلظت آندروژنها و استروژنها در خون دام برابر با غلظت اين هورمونها در خون گاو نر و ماده طبيعي باشد. محققين سعي كرده اند ، تركيباتي را بسازند كه كاهش رشد ناشي از اخته شدن را جبران كرده و در عين حال دام مطيع و آرام باقي بماند .

استفاده از مواد آنابوليك مناسب ، نرهاي اخته شده ، ماده ها و گوساله هاي پرواري را در وضعيت هورموني مشابه با نرهاي طبيعي و ماده هاي آبستن قرار مي دهد. در مجموع ، بيشترين بازدهي زماني حاصل مي شود كه گاوان ماده با آندروژنها ، گاوان نر با استروژنها و نرهاي اخته شده با تركيبي از آندروژنها و استروژنها درمان شوند .

قواعد كلي در استفاده از عوامل محرك رشد

بطور كلي ، براي افزايش يا جبران هورموني كه در بدن دام به اندازه كافي وجود ندارد بايستي قواعد خاصي را در نظر گرفت كه عبارتند از :

1- گاوان ماده بطور طبيعي انواع استروژن ها را توليد مي كنند به همين جهت تجويز آندروژنها (مانند ترنبولون استات) با نتايج بهتري همراه است. با اين وجود در بعضي از موارد مانند گاوان ماده مسن ، با تجويز مقاديري از مكمل هاي استروژني ، پاسخهاي آنابوليك مشاهده شده است .

2- گاوان اخته شده : چون بيضه ها هم آندروژنها و هم استروژن ها را توليد مي كنند ، قوي ترين پاسخ آنابوليك در گاوان اخته شده با تجويز تركيبي از يك استروژن و يك آندروژن بدست مي آيد .

3- گاوان نر : اين دسته مقادير زيادي آندروژن توليد مي كنند و به همين دليل ، استروژن ها بهترين انتخاب براي استفاده در گاوان نر گوشتي مي باشند ، لازم به يادآوري است كه استروژن ها ، ترشح هورمون فعال كننده غدد جنسي (FSH,LH) را از هيپوفيز مهار كرده و اين امر باعث عدم رشد بيضه ها مي گردد . در پرورش گاو گوشتي اين امر مي تواند يك مزيت محسوب شود ولي در نهايت باعث مي شود كه نتوان از استروژنها دردامهاي نر استفاده كرد .

سن دام پاسخ ايجاد شده را تحت تاثير قرار مي دهد بطوري كه گوساله ها پاسخهاي متفاوت و گاوان يكساله و مسن تر ، پاسخهاي يكساني مي دهند .

فرمولاسيون

اكثر عوامل هورموني آنابوليك به شكل ايمپلنت ساخته شده و در دسترس قرار دارند . اين فرآورده ها استريل بوده و ماده دارويي را در نقطه اي از بافتهاي بدن ذخيره كرده و به تدريج آزاد مي نمايند . اين داروها معمولاً به صورت پلت يا قرصهاي كوچك همراه با ماده حامل يا بدون آن هستند كه در شرايط استريل ساخته شده و در سطح پشتي گوش كاشته مي شوند. براي راحت تر بودن تجويز ، فقط داروهاي خيلي قوي و موثر به شكل پلت ساخته مي شوند و در حال حاضر فقط هورمونها اين خصوصيت را دارا هستند . ايمپلنت (كاشتني) در حقيقيت يك قرص كوچك و استريل است كه به كمك فشار ساخته مي شود. اين شكل دارويي ممكن است حاوي داروي خالص و يا همراه با مواد كمكي باشد كه باعث تغيير ميزان جذب مي شوند . معمولا براي توليد يك پلت ، بايد آزمايشاتي انجام گرفته و اطلاعاتي در اين زمينه فراهم شود. ميزان آزادسازي دارو توسط پلت بايد در حد مطلوبي باشد و در طول يك دوره زماني ، ماده موثره دارو را به آرامي آزاد كند. در ابتدا ، بايد داروي خالص به پلت تبديل شود. در صورت كاشته شدن اين پلت در بدن دامها ، غلظت پلاسمايي دارو بايد به حدي برسد كه بتواند رشد را افزايش دهد و سپس اين غلظت پلاسمايي در طول اين دوره زماني ، اندازه گيري شود. اطلاعات اوليه حاصل شده از آزمايشات ، نشان خواهد داد كه ميزان جذب پلت بايد افزايش يا كاهش يابد .

براي حصول حداكثر اثر تحريكي بر روي رشد ، حضور غلظتهاي بسيار كم از مواد آنابوليك در خون و بافتها ضروري است. در مورد اين داروها ، تركيبي ايده آل است كه بتواند مقدار ثابتي از ماده موثر ، را در طول زمان آزاد كند . آزاد شدن دارو از يك ايمپلت (كاشتني) بايد مستقل از ميزان داروي باقيمانده در پلت باشد. هميشه نمي توان شرايط لازم براي اين نوع آزادسازي را بوجود آورد چون با جذب تدريجي پلت كاشته شده ، شكل هندسي آن تغيير كرده و سطح جذب آن كاهش مي يابد. در ابتدا دارو به سرعت جذب مي شود و به تدريج با كوچكتر شدن پلت ، جذب دارو كم مي گردد. به اين ترتيب ، پس از گذشت چند ماه غلظت دارو در خون و بافتها به حدي كاهش مي يابد كه تاثيري ندارد. بنابراين در ابتدا ، مقدار داروي آزاد شده بايستي بيش از حداقل مقدار موثر باشد تا در پايان دوره درماني هم ، مقدار موثري از دارو حضور داشته باشد و به همين دليل ضرورت دارد تا از دارويي استفاده شود كه حاشيه سلامتي بالايي دارد و البته مقداري از دارو از بين مي رود و مقدار قابل توجهي هم در محل كاشت در گوش باقي مي ماند. در ايمپلنت هاي تركيبي ، ميزان جذب 17- بتا استراديول(يك استروژن طبيعي) كاهش يافته و به مدت طولاني تري نسبت به زماني كه اين هورمون به تنهايي يا در محل جداگانه اي كاشته شود ، دوام مي يابد ، همچنين اگر 17- بتااستراديول همراه با يك استروئيد ديگر بكار رود در مقايسه با زماني كه به صورت تنها در پلت بكار رود ، به ميزان ثابت تري آزاد مي شود. در حال حاضر ، چند فرآورده حاوي تركيبي از 17- بتا استراديول با تستوسترون يا پروژسترون در دسترس مي باشد و موثر بودن اين فرآورده ها ممكن است تا حدي ناشي از آزاد شدن تدريجي استراديول به جريان خون باشد. در شكل تركيبي ، اثر آندروژن و پروژسترون بر جذب استراديول احتمالاً يك تاثير فيزيكي در محل كاشت فراورده مي باشد كه ناشي از تركيب شدن با مقدار بيشتري از يك استروئيد ثانويه (تستوسترون يا پروژسترون) مي باشد . البته ممكن است يك بعد فارماكوكينتيك نيز در اينجا مطرح باشد ، بطوري كه پاك سازي (كليرانس) كبدي و نيمه عمر بعضي از استروئيدها ، تحت تاثير تجويز ديگر استروئيدها قرار مي گيرد .

لاستيك سيليكون كه يك ماده پليمري مخصوص مي باشد بطور گسترده اي به عنوان ماده زمينه اي براي انواع هورمونهاي كاشتني مورد مطالعه قرار گرفته است. نفوذ پذيري و سازگاري با بافتهاي بدن ، از ويژگيهاي پليمرهاي سيلاستيك (silastic) است كه آنها را براي استفاده در سيستم هاي حمل دارو مناسب مي سازد . ميزان آزاد شدن دارو از ماده زمينه اي لاستيك سيليكون تا حد زيادي وابسته به چربي دوست بودن ، غلظت دارو در ماده زمينه اي ، مساحت و ضخامت پليمر پوشانده وخصوصيات انتشار دارو مي باشد. در حال حاضر ،             17- بتااستراديول به شكل پليمر لاستيكي حاوي دارو در دسترس است . چنين ادعا شده است كه دارو در اين شكل يكنواخت تر از يك پلت ساده و فشرده  شده حاوي استراديول ، آزاد مي شود. مطالعات انجام شده بر روي گاو و گوسفند نشان داده است كه اگر 17- بتااستراديول بصورت مخلوط با ترنبولون استات در پلت فشرده شده وجود داشته باشد جذب آن با تاخير صورت مي گيرد همچنين اگر 17- بتااستراديول بصورت مخلوط با يك داروي ديگر در پلت وجود داشته باشد ، ثابت تر و يكنواخت تر از زماني كه به تنهايي در پلت بكار رفته باشد آزاد مي شود .

عوامل آنابوليك بصورت تجارتي ساخته شده و قابل دسترسي هستند. در اين فرآورده ها 17- بتااستراديول بصورت مخلوط با تستوسترون (با نام سينووكس – H ) يا پروژسترون (با نام سينووكس – S ) بكار رفته و از آنها به ترتيب در تليسه ها و گاوان نر اخته استفاده مي شود . موثربودن  اين فرآورده ها ممكن است تا حدي مربوط به اين باشد كه استراديول در حضور يك استروئيد ديگر با سرعت كمتر و بطور يكنواخت تري وارد گردش خون مي شود .

دسته بندي تركيبات هورموني محرك رشد

با در نظر گرفتن فعاليت بيولوژيك عوامل هورموني محرك رشد ، اين تركيبات به گروههاي داراي اثرات استروژني ، آندروژني و ژستاژني(gestagenic) تقسيم مي شوند و اگر طبقه بندي بر اساس ساختمان شيميايي آنها صورت گيرد در گروه هاي استروئيدهاي درون ساخت ، استروئيدهاي برون ساخت و تركيبات غير استروئيدي برون ساخت قرار مي گيرند .

استيل بنس ( stilbenes )

كشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريكا ، استفاده از اين تركيبات را در دامها به دليل احتمال سرطانزا بودن ممنوع كرده اند .

استروئيدهاي طبيعي

هورمونهاي 17- بتااستراديول ، تستوسترون و پروژسترون ، بصورت طبيعي در خلال روندهاي توليد مثلي پستانداران توليد مي شوند . امروزه ، اين هورمونها به مقداركافي و با قيمتي مناسب براي مصرف بعنوان عوامل آنابوليك بطور مصنوعي ساخته مي شوند .

در دامهاي ماده 17- بتااستراديول (استروژني با فعاليت فيزيولوژيك عمده) توسط فوليكولهاي تخمدان توليد مي شود. در خلال دوره فحلي در دامهاي مزرعه ، ترشح اين هورمون از يك الگوي چرخه اي تبعيت كرده و باعث ايجاد تغييرات رفتاري مرتبط با فحلي مي شود . در زمان آبستني ، غلظت استروژن ها ، مرتباً افزايش يافته و تا قبل از زايمان به سطح بالايي مي رسد .

هم 17- بتااستراديول و هم مشتقات آن كه براي ساختن تركيبات طبيعي مورد استفاده قرار مي گيرند ، به عنوان عوامل محرك رشد در پرورش دامها كاربرد دارند . تركيبات ديگري كه اثرات فيزيولوژيكي مشابه استراديول دارند ، تحت عنوان تركيبات استروژني ناميده مي شوند .

17- بتااستراديول را مي توان به طور مصنوعي هم ساخت .

تستوسترون ، هورمون جنسي نر مي باشد كه استروئيد عمده توليد شده توسط سلولهاي ليديگ بيضه است. اين هورمون باعث ايجاد و حفظ صفات ثانويه جنسي در نرها مي گردد . ساير تركيباتي كه اثرات فيزيولوژيكي مشابه با تستوسترون دارند ، تحت عنوان تركيبات آندروژني ناميده مي شوند .

تستوسترون را مي توان به كمك تخمير باكتريايي (با استفاده از استوباكتر پاستوريانومacetobacter pasreurianum) از آندروستنديول (androstendiol) توليد كرد. براي بدست آوردن تستوسترون خالص لازم است تا محصول تخمير يا ديژيتونين (digitonin) رسوب داده شده و تركيب سميكاربازون (semicarbazone) تهيه كرد . پروژسترون ، هورمون اصلي براي ابقاي آبستني در دامهاي اهلي مي باشد. اين هورمون توسط جسم زرد (جسم زرد بعد از تخمگذاري در تخمدان تشكيل مي شود) ترشح مي گردد. در طول مدت آبستني در گاو آبستن و تا زمان تخمك گذاري در گاو غير آبستن ، غلظت پروژسترون در حد بالايي باقي مي ماند . تركيباتي كه اثرات فيزيولوژيكي مشابه با پروژسترون دارند ، تحت عنوان تركيبات پروژستاژني (progestagenic) ناميده مي شوند . پروژسترون بصورت شيميايي سنتز مي شود .

زرانول ( zeranol )

زرانول يك تركيب غير استروئيدي است كه اثرات استروژني دارد و با نام تجارتي رالگرو (ralgro) توسط شركت بين المللي مواد معدني و شيميايي ساخته مي شود. زرانول ، از طريق احياي زرالنون (zearalenone) كه محصول تخمير كپك جيبرلازا (giberalla zeae) مي باشد ، ساخته مي شود. اثرات استروژني اين مايكوتوكسين كه متعلق به گونه فوزاريوم ها (fusarium) مي باشد ، براي اولين بار در خوكهاي ماده اي كه با مواد دانه اي كپك زده تغذيه شده بودند ، مشاهده گرديد .

ترنبولون استات

ترنبولون استات ، يك استروئيد ساختگي داراي اثرات آندروژنيك مي باشد و حدوداً 10 تا 50 برابر قويتر از تستوسترون عمل مي كند .

فراورده هاي تجارتي عوامل آنابوليك

سينووكس –S ü

اين ايمپلنت حاوي 200 ميلي گرم پروژسترون و 20 ميلي گرم استراديول بنزوات (توسط دام به استراديول تبديل مي شود) بوده و 8 پلت دارد . هورمون پروژسترون باعث كاهش قابل توجه در اثرات جانبي استروژن (نظير حالت طلب) مي شود اگر چه اين هورمون باعث مي گردد كه سرعت رشد نيز به مقدار كمي افزايش يابد. سينووكس – S  براي استفاده در گاوان نر ساخته شده و سازندگان آن ادعا كرده اند كه دوام اثر آن در حدود 200 روز مي باشد. نيازي به رعايت فاصله بين مصرف اين دارو و كشتار دام نيست .

سينووكس –H ü

اين ايمپلنت براي استفاده در گاوان ماده ساخته شده است. اين فرآورده ، حاوي 200 ميلي گرم تستوسترون پروپيونات و 20 ميلي گرم استراديول بنزوات بوده و داراي 8 پلت مي باشد . نيازي به رعايت فاصله زماني بين مصرف اين دارو و كشتار دام نيست .

سينووكس –C ü

اين ايمپلنت براي استفاده در گوساله ها ساخته شده و حاوي 100 ميلي گرم پروژسترون و 10 ميلي گرم استراديول  بنزوات مي باشد. نيازي به رعايت فاصله زماني بين مصرف اين دارو و كشتار دام نيست .

كامپودز 200 و 365ü

كامپودز 365 ايمپلنتي است كه حاوي 45 ميلي گرم 17- بتا استراديول مي باشد . كامپودز 200 نيز شبيه به آن است ولي 24 ميلي گرم ماده موثره دارد . ويژگي اين دارو اين است كه استروئيد موجود در آن در داخل استوانه كوچكي از جنس لاستيك سيليكون قرار گرفته است. اين شكل دارويي ، ميزان اوليه آزاد شدن دارو را كاهش مي دهد و باعث مي شود كه ايمپلنت دوام اثر بيشتري داشته باشد. مقدار داروي آزاد شده به عواملي همچون سطح ايمپلنت (3 سانتي متر طول و 8/4 ميلي متر قطر) بستگي داشته و ضخامت پوشش حاوي دارو ، طول مدت فعاليت ايمپلنت را تعيين مي كند .

تجويز اين ايمپلنت ، بصورت زير جلدي و در ناحيه گوش بوده و به مدت 200 روز يا يكسال در آنجا باقي مي ماند . آزاد شدن 17- بتااستراديول در حدود 200 روز (كامپودز200) يا تقريبا يكسال (كامپودز 365) بصورت كنترل شده ادامه مي يابد. بر خلاف ساير ايمپلنت ها ، اين ايمپلنت را مي توان در محل تجويز ، مشاهده و لمس كرد. اين دارو براي گاوان نر اخته در تمام سنين مناسب بوده و نيازي به رعايت فاصله زماني بين مصرف آن و كشتار دام وجود ندارد. در حال حاضر كامپودز براي مصرف در گاوان نر اخته و گاوان ماده مسن ساخته مي شود اما در صورت تجويز به گاوان نر و تليسه هايي كه براي كشتار در نظر گرفته شده اند هم اثرات مفيدي بر جاي مي گذارد .

رالگرو ( ralgro )ü

زرانول ، به منظور افزايش وزن و بهبود ضريب تبديل غذايي در گاو ساخته شده است. مقدار دارو 36       ميلي گرم مي باشد كه در 3 پلت كوچك جاي گرفته است. اين دز به مقدار زيادي مورد استفاده قرار        مي گيرد و احتمالاً بيشترين اثر مفيد را در گاوان نر اخته شده دارد. اگر چه در تليسه ها ، گاوان ماده ،گاوان نر وگوساله هاي شيرخوار نيز اثرات مفيدي داشته است . به نظر مي رسد كه دوام اثر اين دارو در حدود 100 روز باشد .

فيناپليكس ( finaplix )ü

ترنبولون استات (فيناپليكس) براي مصرف در گاوان نر اخته شده ، گوساله هاي ماده و گاوان ماده پرواري ساخته شده است. اين ايمپلنت حاوي 300 ميلي گرم ترنبولون استات است كه در 15 پلت جاي گرفته است. در هر ورق 10 پلت وجود دارد. به دليل داشتن ماهيت آندروژنيك ، اين دارو در تليسه ها و گاوان ماده بيشترين تاثير را دارد. در گاوان نر اخته شده بهتر است كه اين دارو در پايان دوره پرورش ( به عنوان مثال 3 ماه قبل از كشتار) تجويز گردد . اگر اين دارو همراه با يك استروژن بكار رود ، بيشترين تاثير را بر روي رشد خواهد گذاشت .

مكانيسم عمل عوامل آنابوليك

ساخت پروتئين (آنابوليسم) و تجزيه آن (كاتابوليسم) از اعمال حياتي تمام سلولهاي فعال بوده و بطور مستمر انجام مي شود. اين اعمال در واقع خصوصيات فيزيولوژيك طبيعي سلول هستند ولي پاره اي عوامل مانند هورمونهاي آنابوليك و كاتابوليك و مشتقات آنها ، بر روي اين فرآيندهاي حياتي تاثيرگذار مي باشند . مهمترين هورمونهاي آنابوليك عبارتنداز : آندروژن ها ، استروژن ها ، هورمون رشد و انسولين .

 از مهمترين هورمون هاي كاتابوليك مي توان به كورتيكو استروئيدها ، تيروكسين و آدرنالين اشاره كرد . عوامل ديگري نظير ميزان انرژي مواد غذايي ، فشار اكسيژن ، الكتروليت ها و تعادل اسيد- باز بر نسبت آنابوليسم به كاتابوليسم تاثير مي گذارند. اثرات آنابوليك يا ميوتروفيك ( myotrophic ) ، با افزايش احتباس نيتروژن و افزايش رشد و تكامل استخوانها مشخص مي شود. به طور عمده ، اثرات باليني عوامل آنابوليك به اين دليل است كه آنها مي توانند بدون اينكه در متابوليسم يا جذب نيتروژن در دستگاه گوارش تغييري بدهند ، ميزان پروتئين سازي را در بدن افزايش داده و تعادل نيتروژن را در جهت مثبت تغيير دهند .

بيشتر هورمونهاي آنابوليك و استروئيدهاي جنسي بواسطه تداخل با گيرنده هاي اختصاصي ، مستقيماً بر روي سلولهاي عضلاني عمل مي كنند. استروئيد آزاد شده به سلول هدف مي رسد ، سپس وارد سلول شده و به گيرنده هاي سيتوپلاسمي اختصاصي (گيرنده هاي سيتوزولي) متصل مي شود. پس از آنكه تغييراتي در آن داده شد ، وارد هسته شده و به كروماتين متصل مي گردد ، سپس اين كمپلكس باعث فعال كردن           RNA پلي مراز شده كه اين روند منجر به توليد RNA مي گردد . RNA ساخته شده وارد سيتوپلاسم شده و شروع به ساخت پروتئين به ميزان زياد مي نمايد .

تركيبات آندروژني بواسطه گيرنده هاي اختصاصي ، بصورت موضعي بر روي عضلات اثر كرده و بدين طريق باعث تنظيم ساخت و تجزيه پروتئين ، افزايش ميزان تجمع پروتئين و كاهش روند تجزيه - بازسازي آن     مي شوند. تستوسترون كه آندروژن اصلي مي باشد معمولا قبل از اينكه اثرات آندروژني خود را بروز دهد ، بوسيله آنزيم 5- آلفاردوكتاز ( 5 alpha reductase ) احياء شده و به دي هيدروتستوسترون تبديل مي شود و عقيده بر اين است تفاوتهايي كه بين ماهيت گيرنده ها وجود دارد مسبب متفاوت بودن فعاليت آندروژني از فعاليت آنابوليك  مي باشد. اين تفاوت ، امكان توليد مشتقات ساختگي آنابوليكي را فراهم آورده است كه ميل  تركيبي بالايي براي گيرنده هاي آنابوليك عضلات داشته و تمايل كمتري براي گيرنده هاي آندروژيك عضلات از خود نشان مي دهند . از ديگر مكانيسم هاي عمل تركيبات آندروژني ، كاهش تجزيه پروتئيني از طريق جداسازي استروئيدهاي كاتابوليك از محل گيرنده هاي آنها مي باشد. در مجموع ، فعاليت آنابوليك اين تركيبات در بافتها (بصورت موضعي) ممكن است كه بيشتر از اثرات ضد كاتابوليك آنها باشد كه منجر به افزايش پروتئين سازي و در نتيجه بهبود ضريب تبديل غذايي مي شود .

يكي از اثرات ثانويه و غير مستقيم درمان گاوان نر اخته شده با ترنبولون استات ، كاهش غلظت       تيروكسين تام (توتال) در پلاسما مي باشد. در اين حالت كم كاري نسبي تيروئيد نيز ممكن است منجر به افزايش رشد و بهبود ضريب تبديل غذايي گردد .

بر خلاف آندروژن ها ، عوامل آنابوليك استروژني به واسطه هورمون هاي كنترل كننده انرژي متابوليسمي عمل مي كنند. پس از درمان نشخواركنندگان با استروژن ، غلظت پلاسمايي انسولين و هورمونهاي رشد افزايش يافته و افزايش اين مواد در سلولهاي عضلاني ، باعث افزايش جذب اسيدهاي آمينه و تجمع هر چه بيشتر پروتئين در اين سلولها مي شود. استروژن ها عمدتاً از طريق افزايش ترشح هورمون رشد از هيپوفيز ، اثرات آنابوليك خود را ظاهر مي كنند و افزايش غلظت انسولين در پلاسما  ناشي از تغييرات ايجاد شده در گلوكز پلاسما است . همچنين افزايش ترشح هورمون رشد باعث افزايش مختصري در غلظت گلوكز پلاسما مي گردد. افزايش توأم هورمون رشد و انسولين در سلولهاي عضلاني احتمالاً باعث تجمع هر چه بيشتر پروتئين مي گردد .

به نظر مي رسد كه استروژن ها بر سلولهاي عضلاني تاثير مستقيم ندارند بلكه با تاثير بر هيپوتالاموس يا هيپوفيز و افزايش ترشح هورمون رشد عمل مي كنند. بيشتر اين اثرات آنابوليك كه با واسطه هورمون رشد پديد مي آيند بصورت احتباس نيتروژن ، افزايش تجمع پروتئين و احتباس هر چه بيشتر كلسيم و فسفر تظاهر مي يابند. ترشح انسولين نيز تحت تاثير تركيبات استروژني قرار مي گيرد .

تاثير نهايي تمامي اين استروئيدها ، افزايش ميزان پروتئين ها  در سلولهاي عضلاني مي باشد . به نظر مي رسد كه در اين بين ، ترنبولون ميزان كاتابوليسم (تجزيه) پروتئين را كاهش و آنابوليسم (ساخت) آن را افزايش مي دهد. استفاده از اين دارو ، در مجموع باعث افزايش وزن روزانه ، بهبود ضريب تبديل غذايي و افزايش نسبت گوشت در لاشه مي گردد . به دليل افزايش مصرف غذا ، درصد بهبود ضريب تبديل غذايي نصف ميزان افزايش رشد مي باشد .

راه تجويز

براي كسب نتيجه مطلوب از مصرف اين مواد هورموني ، روش تجويز آنها در دامها از اهميت بسيار زيادي برخوردار است . بهترين روش تجويز ، روشي است كه به وسيله آن بتوان مقدار مناسب از هورمون را براي مدت طولاني در خون ثابت نگهداشت . بعلاوه دارو بايد باقيمانده كمي در بافت ها بر جاي بگذارد تا خطري متوجه مصرف كننده نباشد به اين دليل ، عوامل آنابوليك معمولاً بصورت پلت هايي كه در زير پوست ناحيه گوش كاشته مي شوند ، تجويز مي گردند. علت انتخاب ناحيه فوق اين است كه خونرساني درآن نسبتاً كم بوده و ميزان آزادسازي دارو به جريان عمومي خون پائين است. اين وضعيت باعث مي شود كه ماده موثره دارو به صورت كنترل شده و آهسته آزاد شود و در طول يك دوره زماني ، به تدريج جذب جريان خون شده بطوري كه ميزان عوامل آنابوليك موجود در خون دام به حدي باشد كه يك تحريك مداوم هورموني ايجاد كرده و رشد دام تنظيم گردد. بعد از سپري شدن دوره زماني منع كشتار دام ، ممكن است در بعضي موارد تا 10 درصد از دز اوليه هنوز در محل كاشت باقي مانده باشد بنابراين پلت ها بايد در سطح پشتي گوش ، در زير پوست موجود بر روي غضروف لاله گوش قرار بگيرد . اين ناحيه بعداً در هنگام كشتار معدوم مي شود . هميشه بايد مراقب بود كه پلت ها در كنار عروق بزرگ قرار داده نشوند و همچنين پلت ها مرطوب يا خرد نشوند . چون اين مسائل باعث مي شوند تا دارو سريع تر جذب شود ، در دام اختلالات رفتاري ايجاد كند ، مانع از رشد مناسب دام گردد و غلظت مناسبي از دارو در خون و بافتها ايجاد نشود . ميزان جذب كلي دارو از يك پلت كاشته شده مي توان تحت تاثير عواملي همچون تكنيك كاشت ، سالم و بي عيب بودن پلت ها ، مقدار كل داروي تجويز شده ، حضور يك استروئيد ديگر در پلت ، اندازه ، شكل و سختي پلت و ماهيت مواد زمينه اي بكار رفته ، قرار گيرد. تاثير اين پلت هاي كاشتني در حدود 90 تا 100 روز دوام دارد و اگر در سيستم هاي پرورش گاو گوشتي ، هر 100 روز يكبار تجويز شوند ، اثرات افزونتري را بر روي رشد دامها خواهند داشت. بطور كلي بهترين نتايج در دامهاي با سن يكسال به بالا ديده مي شود زيرا دامهاي جوانتر در حال رشد اگر خوب تغذيه شوند رشد مطولبي را خواهند داشت .

اثرات رفتاري تجويز ايمپلنت

گاواني كه ايمپلنت دريافت مي كنند بيش از گاوان درمان نشده دچار استرس مي شوند . بيشترين مشكلات ايجاد شده در نتيجه استفاده از استراديول (به عنوان يك محرك رشد) بروز مي كند ، مصرف آن همراه با بروز رفتارهايي نظير سوار شدن بر روي دامهاي ديگر  و پرخاشگري مي باشد . معمولاً اين رفتارها به مدت 1 تا 10 روز بعد از  كاشت دارو ادامه داشته و سپس كاهش مي يابد. در بعضي موارد اندازه سر پستانكهاي اوليه بزرگ مي شود. در موارد بسيار نادري ممكن است كه رفتارهاي نامطلوبي در گاوان نر اخته شده بوجود آيد و به مدت 1 تا 10 هفته ادامه يابد . براي به حداقل رساندن اين اثرات لازم است تا نكات زير رعايت گردد :

1- پلت در هنگام قرار دادن در ناحيه پشت گوش، خرد نشود .

2- در روزهاي باراني عمل كاشت انجام نشود .

3- در يك منطقه بيش از 40  گاو نر اخته كه ايمپلنت دريافت داشته اند ، نگهداري نشوند .

4- گاوان اخته با گاوان تازه وارد مخلوط نشوند و از ايجاد تغييرات ناگهاني در جيره غذايي و شرايط محيطي ممانعت بعمل آيد .

زيانهاي وارده به دام ها

اگر داروها بصورت نادرست در بدن تليسه هاي در حال توليد مثل كاشته شوند ، ممكن است فعاليتهاي جنسي آنها توسط استروئيدهاي آنابوليك آندروژنيك به شدت مختل شود . احتمالاً نوع و شدت اختلالات ايجاد شده به زمان انجام عمل كاشت و طول دوره اثر ايمپلنت بستگي دارد ولي تجويز ترنبولون استات به تنهايي يا همراه با استراديول به گوساله هاي ماده در سن 4 ماهگي و تكرار آن در سن 7 ماهگي ممكن است اختلالات زير را در دامهاي دريافت كننده بوجود آورد :

1- به تاخير انداختن بلوغ به مدت 10 تا 18 هفته

2- نرينه شدن اندامهاي تناسلي خارجي

3- اختلال در رشد و تكامل پستانها و متعاقب آن كاهش شديد در ميزان توليد شير

4- افزايش وقوع سخت زايي

اين تغييرات تا مدت زيادي پس از آنكه ديگر نتوان استروئيدهاي آنابوليك را در پلاسما جستجو كرده پايدار مي مانند .

استفاده از عوامل آنابوليك استروژني نيز باعث ايجاد اختلال در فعاليتهاي توليدمثلي مي گردد . اگر چه اطلاعات زيادي در مورد كاشت استروئيدهاي آنابوليك طولاني اثر در گله هاي توليد مثل كننده منتشر نشده ولي همين دانسته هاي كم گوياي اين واقعيت است كه نبايستي اين تركيبات در چنين گله هايي بكار گرفته شوند. استفاده از اين داروها ممكن است باعث سركوب گونادوتروپين ها شده و منجر به ايجاد نازايي گردد .

تغييرات رفتاري ايجاد شده متعاقب كاشت دارو هم مي توانند آسيب رسان باشند. تحقيق وسيعي كه در امريكا انجام شده نشان داده است كه 7/3 درصد از موارد بيماريهاي گاوان اخته پرواري ، ناشي از پرش و سوار شدن بر روي يكديگر مي باشد . با استفاده از ايمپلنت عوامل آنابوليك ، ميزان وقوع اين آسيب ها نيز افزايش    مي يابد .

پاسخ به عوامل محرك رشد

مطالعات متعدد نشان داده است كه استفاده از عوامل محرك رشد در سيستم هاي مختلف پرورش و تغذيه ، باعث افزايش وزن زنده دام مي شود. هنوز هم به سختي مي توان ميزان افزايش رشد (پاسخ به عامل محرك رشد) را تعيين كرد چون عوامل متعددي در آن دخيلند. علل و عواملي كه بطور عمده باعث ايجاد تنوع در پاسخها مي شوند عبارتند از :

1- پاسخ رشد در گاوان اخته شده كه هورمون درون ساخت (آندروژن) كمتري در خون آنها وجود دارد  بيشتر از گاوان طبيعي بوده و در گاوان جوانتر و سبكتر كمتر از گاوان مسن تر و سنگين تر مي باشد .

2- استروژن ها در دامهاي نر و آندروژن ها در دامهاي ماده موثرتر هستند. در دامهاي اخته شده ، بيشترين تاثير در نتيجه مصرف توام آندروژنها و استروژنها حاصل مي شود. اين پديده ممكن است از آنجا ناشي شود كه در هر جنس ، سطح آنزيم هاي مخصوص براي متابوليسم هورمونهاي طبيعي گردشي بالا است و به همين دليل توانايي تجزيه آندروژن هاي اضافي در ماده ها و استروژن هاي  اضافي در نرها ، پائين است .

3- گاواني كه رشد سريعي دارند (حداقل 1 كيلوگرم در روز ، به عنوان مثال در نرهاي اخته شده اي كه در يك مرتع با كيفيت چرا مي كنند يا در يك مجموعه پرواربندي مناسب قرار دارند) بهتر از گاواني كه جيره غذايي بي كيفيت و نامناسب دريافت مي كنند ، پاسخ مي دهند. اگر جيره غذايي به اندازه اي بي كيفيت باشد كه افزايش وزن روزانه دام كمتر از نيم كيلوگرم باشد ، افزايش رشد بسيار ضعيفي بوجود مي آيد .

4- استفاده توأم از عوامل آنابوليك بصورت ايمپلنت و يونوفرها همراه با جيره (مانند موننسين، لازالوسيد) كه سبب تغيير در وضعيت تخمير در شكمبه مي گردند ، باعث مي شود كه ضريب تبديل غذايي به طور مضاعف بهبود يابد . عوامل محرك رشد ، هم مصرف غذا و هم ميزان رشد را افزايش مي دهند و يونوفرها معمولاً مصرف كنسانتره را كاهش مي دهند بدون اينكه بر روي وزن دام تاثير داشته يا آن را افزايش دهند .

از وقتي كه در آمريكا ، زرانول بصورت تجارتي ساخته شد ، آزمايشات متعدد انجام شده حكايت از اثرات مثبت آن بر روي افزايش وزن در گوساله هاي اخته يكساله كه شايد مناسب ترين گروه از نظر پاسخ دهي باشند ، داشته است. زرانول ، بويژه براي استفاده در سيستم هاي پرورش متراكم مناسب است . استفاده از آن در اين سيستم ها ، در خلال 70 الي 100 روز باعث افزايش 10 تا 15 درصدي در وزن (8 تا 20 كيلوگرم) شده و ضريب تبديل را به ميزان 6  تا 7 درصد بهبود مي بخشند.

ايمپلنت هاي سينووكس- C  (شامل استراديول بنزوات و پروژسترون) اختصاصاً براي استفاده در گوساله ها ساخته شده است و در گوساله هاي  ماده و نرهاي اخته شده اي كه در هنگام كاشت دارو ، وزني در حدود 70 كيلوگرم داشتند به ترتيب باعث افزايش وزني معادل 3/2 و 10 درصد شده است . مطالعات انجام شده در ايالات متحده نشان داده است كه با استفاده از 17- بتااستراديول در گاوان پرواري اخته شده ، افزايش وزني معادل 6/15 درصد (بيشتر از 12 كيلوگرم در مدت 124 روز) حاصل مي شود در حالي كه با استفاده از موننسين تنها ، افزايشي وزني معادل 1/8 درصد (6 كيلوگرم) بوجود مي آيد. به كار بردن توأم اين دو تركيب، تاثير مضاعفي بر رشد داشته و وزن دام را در حدود 4/27 درصد (21 كيلوگرم) افزايش مي دهد .

مشخص شده كه در گاوان اخته شده اي كه از مراتع با كيفيت مناسب تغذيه مي كنند و افزايش وزن روزانه آنها حداقل 6/0 كيلوگرم مي باشد ، استفاده از زرانول در مدت 50 تا 100 روز باعث مي شود كه افزايش وزني در حدود 6 كيلوگرم در آنها ايجاد شود . در دامهايي كه از مراتع با كيفيت بهتر تغذيه مي كنند اين دارومي تواند بيش از 10 كيلوگرم (1/0 كيلوگرم در روز) افزايش وزن ايجاد كند. در استراليا پس از تجويز 17- بتااستراديول به گاوان اخته شده ، نتايج مشابهي بدست آمده است. بهترين نتيجه اي كه در استراليا بدست آمده ، افزايش وزني معادل 42 تا 50 كيلوگرم در مدت 203 روز در نتيجه كاشت مكرر زرانول بوده است .

پاسخ در تليسه ها

عوامل محرك رشد نبايستي به تليسه هايي كه امكان استفاده از آنها براي جفتگيري وجود دارد ، تجويز شود. ممكن است كه رشد و فعاليت اندامهاي توليد مثلي در نتيجه كاشت طولاني مدت عوامل محرك رشد مختل شود . زرانول (رالگرو) كه خاصيت استروژني ضعيفي دارد (در حدود 300/1 تا 800/1 نسبت به 17- بتااستراديول) مستقيماً با گيرنده هاي استروژن تداخل كرده و مانند استراديول باعث بروز بعضي از پاسخهاي بيولوژيك و بيوشيميايي مي شود . بنابراين كاشت طولاني مدت اين دارو ، باعث تحريك سيستم هاي فيدبك منفي در هيپوفيز مي شود و منجر به اختلاف در سيكل فحلي ، كندي روند رشد و كاهش درصد باروري     مي گردد . مطالعات انجام شده در ايالات متحده نشان داده است كه كاشت اين دارو در تليسه ها نيز افزايش وزني در حدود 10 درصد را باعث مي شود. در استراليا نيز مشاهده شد كه در صورت استفاده از        ترنبولون استات در تليسه ها و گاوان ماده مسن در مدت 90 تا 100 روز ، در مقايسه با گروه كنترل ، افزايش وزني معادل 10 تا 26 درصد (15 تا 25 كيلوگرم بسته به وزن تليسه با گاو ماده در شروع كار) بوجود       مي آيد.

نكات قابل توجه در هنگام مصرف اين تركيبات

استفاده از روش صحيح كاشت دارو ، بسيار مهم است. محل مناسب براي كاشت اين داروها (بغير از زرانول) ، در زير پوست گوش در وسط ثلث خلفي آن مي باشد. زرانول بايد در زير پوست ناحيه قاعده گوش كاشته شود. اشتباهاتي كه ممكن است در اين بين رخ دهد ، عبارتند از:

1- خرد شدن داروي كاشتني (به شكل پلت) باعث مي شود كه ماده موثره دارو بسيار سريع آزاد شده ، طول عمر دارو كاهش يافته و ممكن است اثرات جانبي آن افزايش يابد. پس از وارد كردن سوزن به زير پوست ، بايد قبل از تزريق پلت ، سوزن اندكي به عقب كشيده شود تا فضاي خالي براي قرار گرفتن پلت بوجود آيد .

2- وارد كردن پلت به غضروف گوش . خونرساني در اين ناحيه بسيار كم است و باعث مي شود كه ماده موثره ، دارو جذب نگردد. در صورت كاشت پلت در پوست نيز جذب كاهش مي يابد .

3- در خلال كار بر روي گوش ، ممكن است يك رگ خوني آسيب ببيند. اگر پلت در داخل هماتوم بوجود آمده قرار گيرد ، جذب دارو بسيار سريع خواهد بود .

اثرات جانبي

يكي از اثرات جانبي كه در گاوان نر اخته درمان شده با ايمپلنت هاي استروژني شايع است ، بالا آمدن ناحيه راس دم مي باشد كه ممكن است باعث كاهش قابل توجه در ارزش تجاري دام شود . اين عارضه در اثر شل شدن ليگامنتهاي ساكروسياتيك ( sacrosciatic ) بوجود مي آيد ، كه باعث بالا رفتن خفيف استخوان دم نسبت به قسمت خلفي لگن مي گردد . اين وضعيت معمولاً در مدت يك ماه پس از تجويز ايمپلنت بوجود آمده و تا زماني كه گاو به بازار عرضه مي گردد برطرف مي شود . هيچ مدركي در دست نيست كه نشان دهد اين عارضه بر وزن لاشه يا كيفيت آن تاثير نامطلوبي دارد . از ديگر عوارض جانبي ايجاد شده در گاوان اخته شده در خلال چند روز اول بعد از تجويز ايمپلنت ، مي توان به بروز رفتارهاي گاو نر ، پريدن روي گاوان ديگر و تماس از ناحيه سر اشاره كرد. همچنين ممكن است كه غدد پستاني كمي رشد يافته و بيضه ها بزرگتر شوند .

در جنس ماده ، از اثرات جانبي عمده اي كه با مصرف عوامل آنابوليك بوجود مي آيد ، تاثير بر اندامهاي تناسلي مي باشد. اگر چه در تليسه ها نيز بالا آمدن ناحيه راسي دم ، افزايش رفتارهاي جنسي نر و رشد پستانها گزارش شده است به نظر مي رسد كه در تليسه ها اثرات جانبي عوامل آنابوليك استروژني بر دستگاه      توليد مثلي عمدتاً بصورت تاخير در بلوغ و كاهش ميزان باروري در گوساله هايي كه به آنها  ايمپلنت تجويز شده يا هنوز هم در آنها وجود دارد مشاهده مي شود .

برخي از نگرانيهاي مصرف كنندگان در مورد تركيبات مصرفي

استروئيدهاي درون ساخت (آندروژن)

در گاوان گوشتي از 2 هورمون طبيعي جنس ماده يعني استراديول و پروژسترون و يك هورمون  طبيعي جنس نر يعني تستوسترون به عنوان عوامل محرك رشد استفاده مي شود. براي استفاده از هر گونه دارويي در دامهاي مولد غذا ، بايد منافع و مضار آن ارزيابي گردد . براي بررسي بي خطري عوامل آنابوليك ، بايد بين هورمونهاي طبيعي و ساختگي مقايسه صورت گرفته و مشخص شود كه كداميك سالم تر از ديگري مي باشد . يكي از مهم ترين نگراني ها ، اين است كه امكان دارد مقادير زياد و غيرقابل قبولي از اين مواد وارد زنجيره غذايي انسان شده و او را در معرض خطر قرار دهد. در دامها و انسان ، مسيرهاي متابوليكي خاصي وجود دارد كه تركيبات درون ساخت (آندروژن) طبيعي را در كبد تجزيه كرده و به مواد بي اثر تبديل مي كنند كه متعاقباً به سرعت از بدن پاك مي شوند . آنها همچنين نيمه عمر كوتاهي در بدن داشته و بيشتر آنها از طريق خوراكي فعال نيستند . بعلاوه در انسان مقادير زيادي از اين هورمونها بسته به عواملي نظير جنس ، سن و وضعيت فيزيولوژيك  توليد مي شوند . هورمونهاي جنسي از غدد جنسي ، غدد فوق كليوي و جفت ترشح   مي شوند و ترشح آنها توسط مكانيسم فيدبكي پيچيده اي كه بخوبي شناخته شده است كنترل مي گردد . آنها با متصل شدن به گيرنده هاي ويژه سيتوزولي ، اثرات هورموني خود را در بافت هاي هدف بر جاي مي گذارند و مقادير خيلي كمي از آنها ، تغييرات فيزيولوژيك شديدي را بوجود مي آورد .

اگر استروئيدها از طريق خوراكي تجويز شوند ، بخش عمده اي از كل داروي تجويز شده ، در كبد و احتمالاً در مخاط روده غير فعال مي شود . بخشي از دارو كه جذب شده ، از طريق سياهرگ باب به كبد منتقل      مي گردد . بالا بودن ميزان متابوليسم دارو در كبد ، منجر به دفع سريع متابوليتهاي غيرفعال و كوتاه شدن نيمه عمر دارو مي گردد. تلاشهاي بسياري صورت گرفته است تا شايد بتوان از طريق تغيير دادن ساختمان شيميايي بعضي از هورمونها به ويژه در محل كربن شمارها 17 (محل كونژوگه شدن و تشكيل متابوليت) نيمه عمر آنها را افزايش داد . اين كار ، مقاومت دارو را در برابر غيرفعال شدن توسط كبد افزايش داده و باعث مي شود بخش  عمده داروي تجويز شده بصورت خوراكي ، به شكل فعال وارد گردش خون شود .                 اتينيل استراديول (ethinyl estradiol) يكي از اشكال استراديول مي باشد كه از طريق خوراكي در طب انساني تجويز مي شود. اگر چه ايجاد اين تغيير در محل كربن شماره 17، فراهمي زيستي هورمون را از راه خوراكي افزايش مي دهد ولي براي اينكه داروي تجويز شده از راه خوراكي بتواند فعاليت بيولوژيكي قابل مقايسه با داروي تجويز شده از راه تزريقي داشته باشد بايد مقدار آن بسيار زياد باشد . بنابراين علي رغم اينكه استروئيدهاي طبيعي اصلي ، از مخاط روده ، نسبتاً سريع جذب مي شوند ولي به دليل بالا بودن سرعت تجزيه و كونژوگه شدن آنها در كبد ، فراهمي زيستي آنها از طريق خوراكي ، نسبتاً  پائين بوده و معمولا از راه خوراكي موثر محسوب نمي شوند .

قسمت عمده فرآيند تجزيه استروئيدهاي درون ساخت ، دركبد و طي اولين گذر هورمونها از اين عضو صورت مي گيرد و پس از آن ممكن است چرخه روده اي - كبدي ايجاد شود ومتابوليتهايي از آنها ساخته    مي شوند كه فاقد فعاليت بيولوژيك بوده يا فعاليت آنها بسيار كم است . در گاو ، بخش عمده استروئيدها از طريق مدفوع دفع مي شوند . 60 تا 90 درصد متابوليتها بصورت آزاد در مدفوع يافت مي شوند در حالي كه استروئيدهاي ترشح شده در ادرار بصورت كونژوگه مي باشند .

پس از تجويز ايمپلنت 17- بتااستراديول ، عمده ترين استروژني كه در گردش خون وجود دارد 17- آلفااستراديول كونژوگه مي باشد. بخش مهمي از اين متابوليتها پس از كونژوگه شدن با گلوكورونيدها و سولفاتها ، مستقيماً وارد صفرا مي شوند و ممكن است متابوليتها (به شكل آزاد و كونژوگه) در بافتها بويژه در كبد و كليه يافت شوند .

شكل گيري روشهاي معتبر راديوايمونواسي به منظور تعيين ميزان هورمونهاي طبيعي در بافتهاي بدن باعث شده كه بتوان مقادير فيزيولوژيك (پايه) اين مواد را اندازه گيري كرده و با مقادير ايجاد شده در اثر تجويز ايمپلنت آنها مقايسه كرد. چون استروئيدهاي درون ساخت ، بطور طبيعي در بدن دامها توليد مي شوند ، باقيمانده آنها را در بافتها  نمي توان از باقيمانده همان استروئيدها كه گاهي به صورت عوامل آنابوليك تجويز مي شوند ، متمايز كرد. با استفاده از روشهاي تجزيه اي حساس ، مقدار 17- بتااستراديول در دامهاي درمان نشده و درمان شده يا ايمپلنت هاي استروژني ، اندازه گيري شده است . همچنين بين ميزان توليد استروژن هاي درون ساخت در انسان و دامها و استروژن موجود در شير و گوشت مقايسه صورت گرفته است. به عبارت ديگر محققين سعي كرده اند كه باقيمانده داروئي ناشي از تجويز ايمپلنت هورمونهاي طبيعي را در بافتهاي بدن تعيين كنند و با مقادير نرمال فيزيولوژيك آنها در بدن مقايسه كنند .

نتايج بدست آمده  نشان داده اند كه باقيمانده داروئي در بافتهاي خوراكي ، دامهايي كه با استروئيدهاي اگزوژن درمان شده اند كمتر از مقدار موجود ، از اين استروئيدها در دامهاي نر بالغ ، ماده ها ودامهاي آبستن مي باشد. بعلاوه توليد روزانه اين هورمونها در بدن انسان بسيار بيشتر از مقداري است كه ممكن است همراه با گوشت دامهاي درمان شده با هورمون وارد بدن انسان شود . كم بودن فراهمي زيستي (10 تا 15 درصد) اين استروئيدها (از راه خوراكي) و وجود سدهاي فارماكولوژيك در كبد و جفت بطور موثري باعث مي شود كه ورود اين باقيمانده هاي بسيار جزئي به بدن انسان ، اثرات نامطلوبي در پي نداشته باشد .

استروئيدهاي ساختگي

ترنبولون

ترنبولون استات يك استروئيد ساختگي است كه اثرات هورموني داشته و بر فرآيندهاي فيزيولوژيك در بدن دامها تاثيرگذار است . اگر چه اين ماده از نظر شيميايي به تستوسترون شباهت دارد اما فعاليت آندروژني آن بسيار كم و فعاليت آنابوليك آن نسبتاً زيادتر است همچنين از نظر شيميايي ، نسبت به تستوسترون پايداري كمتر دارد زيرا 3 اتصال مضاعف كونژوگه شده در ساختمان آن موجود است. پس از قراردادن ايمپلنت حاوي ترنبولون در گوش دام ، اين تركيب به آرامي آزاد شده و 65 روز بعد از كاشت آن (هنگام كشتار) مقادير ترنبولون در عضلات ، كبد و چربي كمتر از تستوسترون مي باشد. ترنبولون استات در بدن سريعاً به ترنبولون هيدروليز مي شود و بخش عمده متابوليتهاي آن به گلوكورونيدها و سولفاتها كونژوگه شده و در صفرا ترشح مي شود. متابوليت اصلي ترنبولون در گاو ، 17- هيدوركسي ترنبولون مي باشد . در حدود 10 درصد از باقيمانده اين ماده در كبد 17- بتاهيدروكسي ترنبولون و 90 درصد آن 17- آلفاهيدروكسي ترنبولون مي باشد. برآورد شده است كه فعاليت بيولوژيك 17- آلفاهيدروكسي ترنبولون در حدود 20/1 فعاليت متابوليت     17- بتاهيدوركسي ترنبولون مي باشد. بنابراين ، ترنبولون كه يك استروئيد اگزوژن مي باشد در كبد كاتابوليزه شده و به متابوليتهايي كه فعاليت كمتري دارند تبديل مي شود و به همين دليل تجويز اين استروئيد از راه خوراكي  تاثير كمتري دارد .

مشابه با ساير عوامل محرك رشد ، باقيمانده ترنبولون استات در بافتهاي متابوليزه كننده و دفعي بدن بيشتر از ديگر نقاط مي باشد . 60 روز پس از تجويز ايمپلنت حاوي 300 ميلي گرم ترنبولون استات نشاندار شده با مواد راديواكتيو ، بيشترين ميزان باقيمانده دارو در كبد ديده مي شود (معادل 33 قسمت در ميليارد يا ppb 33). فراهمي زيستي اين باقيمانده پس از خوراندن به رت در حدود 12 درصد مي باشد ، بنابراين مقدار باقيمانده موثر 12 درصد از ppb 33 يعني ppb 4 مي باشد . از مقدار ppb 4 باقيمانده قابل جذب ، ppb 6/3 سهم متابوليت 17- آلفا و ppb 4/0 سهم متابوليت 17- بتا مي باشد . تخمين زده شده كه فعاليت بيولوژيك متابوليت 17- آلفا در حدود 20/1 متابوليت 17- بتا مي باشد . پس به طور كلي از مقدار ppb 6/3 باقيمانده دارو ، ppb 2/0 آن فعاليت بيولوژيك دارد . بنابراين ، 60 روز پس از گذشت دارو ، كل باقيمانده دارويي در كبد كه قابل  جذب بوده و از نظر بيولوژيك فعال است ، ppb 6/0 مي باشد . به عبارت ديگر از      ppb 33 باقيمانده دارويي در كبد گاو ، فقط در حدود ppb 6/0 آن فعال و قابل جذب است .

باقيمانده دارويي كه پس از كاشت ترنبولون نشاندار شده بر جاي مي ماند ، خاصيت راديواكتيو دارد . اين باقيمانده ها مخلوطي از تركيب و متابوليتهاي آن مي باشند. روشهاي تجزيه ايي اختصاصي تر مانند راديوايمونواسي ، مقدار باقيمانده كمتري را نشان مي دهند چون هر چه روش اندازه گيري اختصاصي تر شود ، متابوليتهاي بيشتري غير قابل اندازه گيري مي شوند . بنابراين احتمال دارد كه در گونه هاي مختلف دامي ، بعد از تجويز ترنبولون مسيرهاي متابوليكي مختلفي ايجاد شده و متعاقباً متابوليتهاي مختلفي توليد شوند. در آزمايشات سم شناسي نسبتاً استاندارد و طولاني مدت انجام گرفته بر روي رت ، ممكن است اين متابوليتها شناسايي و اندازه گيري نشوند چون رت قادر به توليد اين نوع متابوليتها نيست . ممكن است اين متابوليتها كه در گوشت حضور دارند ، از طريق خوراكي وارد بدن فرد مصرف كننده شوند .

يكي از روشهايي كه در اين مورد بكار مي رود ، استفاده از تكنيك زياد كردن مقدار سم در بدن است كه عبارتست از خوراندن بافتهاي مختلف حاوي باقيمانده دارويي (متابوليتهاي قابل استخراج و غيرقابل استخراج) به رت . اين بافتها حاوي متابوليتهايي هستند كه ممكن است انسان در معرض آن قرار بگيرد. تا به امروز ، آزمايشات انجام شده از طريق افزايش ميزان سم در بدن نشان داده است كه باقيمانده هاي خورانده شده به موش ، فراهمي زيستي كمي (10 درصد) داشته و شواهد زيادي مبني بر سمي بودن آنها وجود ندارد . همچنين در آزمايشاتي كه به صورت خوراندن بافتهاي بدن گوساله هاي پرواري درمان شده به موش انجام گرفته ، هيچ مداركي دال بر داشتن اثر ناقص الخلقه زايي در سيستم توليد مثل و يا ساير آثار مسموميت مشاهده نشده است.

چون بسياري از مواد هورموني مي توانند به پروتئين متصل شوند ، اين مساله در ارزيابي سميت بالقوه بسياري از مواد آنابوليك مورد توجه واقع شده است . در مورد ترنبولون ، به نظر مي رسد كه باقيمانده متصل به پروتئين ، بخش مهمي از كل باقيمانده راتشكيل مي دهند. همچنين ثابت شده كه ممكن است بعضي از استروژن ها بصورت كووالانت (covalent) به پروتئينها متصل شوند . هنوز اهميت بيولوژيك اين پديده بخوبي روشن نشده است ولي براساس آزمايشات انجام شده از طريق خوراندن متوالي اين مواد به جوندگان (آزمونهاي افزايش سم در بدن ) بنظر مي رسد كه اين باقيمانده ها ازطريق خوراكي ، فراهمي زيستي كمي دارند.

از طريق اندازه گيري ميزان جهش زايي وتوانايي اتصال به DNA ، مي توان  احتمال داشتن اثرات مضر برروي ژن و سرطانزا بودن تركيب را ارزيابي كرد . با توجه به نتايج بدست آمده از                       آزمايش آمس (ames test) ، آزمايش موتاسيون ايجاد كننده لنفوم درموش، آزمايش سيتوژنتيك مغز استخوان موش و مطالعات مرتبط با اتصال به DNA ، شواهد زيادي مبني بر جهش زا بودن عوامل طبيعي يا ساختگي وجود ندارد. بايد خاطرنشان كرد كه زرانول و ترنبولون بطور مستقيم وارد بدن انسان نمي شوند و هنگامي كه آنها به DNA متصل باشند ديگر نمي توانند از آن جدا شده و به شكل اوليه در آيند و به DNA ديگري متصل شوند لذا خطر قابل توجهي براي مصرف كننده نخواهند داشت .

خلاصه كلام آنكه ، ترنبولون در بدن دامها متابوليزه شده و به تركيب 17- بتا تبديل مي شود كه فعاليت بيولوژيك بسياركمتري دارد .65 روز پس ازتجويز ايمپلنت (درهنگام كشتار دام ) مقادير ترنبولون به حداقل رسيده وكمتر از ميزان تستوسترون موجود در عضلات ، كبد و چربي مي باشد .گوشت گاواني كه دز بالايي از ترنبولون را به صورت ايمپلنت دريافت كرده بودند به موشها خورانده شده و مشخص گرديد كه براي موش سمي است و فراهمي زيستي آن متعاقب تجويز خوراكي پائين است .

ادامه دارد . . . . .                    لینک بخش دوم 

برگرفته از: وبلاگ گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دکتر رامین خواجه زاده  |